گروه کوچک وفاداران به رژیم اسلامی که اکنون ایران را به صورت شورایی اداره میکنند، شاید بتوانند دنیا را با ویدئوهای تبلیغاتی تولید شده توسط هوش مصنوعی، بیانیههای کاغذی منسوب به یک آیتالله نامرئی و پستهای نوشته شده توسط ChatGPT در پلتفرم X فریب دهند، اما نمیتوانند از واقعیت یک محاصره دریایی آمریکا که اقتصادشان را به پرتگاه میکشد، فرار کنند.
پرزیدنت ترامپ دست بالا را دارد.
بهترین راه پیش رو برای او، پیگیری سه خط تلاش به صورت موازی است: ادامه محاصره و جنگ اقتصادی همراه آن برای بیثبات کردن تسلط رژیم بر دولت؛ بازسازی جهان در تصویر سلطه انرژی آمریکا برای کاهش تأثیرات بلندمدت قیمتها در عین تضعیف جاهطلبی جهانی چین برای شکست ایالات متحده؛ و دستور به ارتش آمریکا برای گشودن مسیری از طریق تنگه هرمز تا آزادی کشتیرانی بر اساس شرایط ما، نه تهران، بازگردانده شود.
شاید بتوان این مورد اخیر را عملیات «گذر حماسی» نامید — یک مأموریت ترکیبی دریایی و هوایی در دفاع از خود که اسکورت تانکرها را فراهم میکند و آزادی کشتیرانی را بازمیگرداند، در حالی که به تهران پیامدهای ویرانگر نقض آتشبس را به وضوح نشان میدهد.
شاید بتوان آن را «محاصره پلاس» نیز نامید.
فشار بر اقتصاد
چه ذخایر نفتی ایران در یک روز یا یک ماه کاملاً تمام شود، ایران دیگر نفت — شریان حیاتی اقتصادش — یا محصولات پتروشیمی، فولاد یا هر محصول دیگری را در سطحی که برای ادامه حیات دولت، سرمایهگذاری بانکها و پرداخت حقوق کارمندان لازم است، صادر نمیکند.
ارزش پول ملی در حال سقوط آزاد است، قیمتهای داخلی سر به فلک کشیدهاند، ذخایر در حال تخلیه هستند و راههای فرار — مسیرهای دور زدن تحریمها که رژیم معمولاً به آنها تکیه میکند — به زودی پس از باز شدن، بسته میشوند.
بحران کمبود بنزین، قدم بعدی است.
عملیات «خشم اقتصادی» وزیر خزانهداری اسکات بسنت، چیزی فراتر از یک محاصره دریایی صرف است.
به هر وزارتخانه و آژانس در دولت ایالات متحده دستور داده شده است که جنگ اقتصادی علیه سپاه پاسداران را در اولویت قرار دهد.
جامعه اطلاعاتی اکنون به شیوهای متمرکز بر این هدف قرار گرفته است که در سالهای اخیر سابقه نداشته است.
هر حساب بانکی — و کیف پول دیجیتال — که رژیم در آن وجه نقد دارد، در حال مسدود شدن است.
مسیرهای دور زدن تحریمها ردیابی میشوند و تماسهایی در بالاترین سطوح دولتهای خارجی برقرار میشود که بدون اقدام فوری — از بغداد تا اسلامآباد تا پکن — درباره اقدامات شدید اجرای قانون هشدار میدهند.
هیچ شکی نیست که مسیر پیش روی رژیم در تهران، فروپاشی دولت است.
اما با تحمیل قطع مداوم اینترنت و کنترل جریان اطلاعات، حاکمان سپاه پاسداران از جنگ شناختی برای تغییر درک ما از آن واقعیت و دشوار کردن فوقالعاده درک میزان زمان باقیمانده برای آنها استفاده میکنند.
و حتی با دانستن اینکه عملیات «خشم حماسی» تهدیدات هستهای، موشکی و پهپادی ایران علیه ایالات متحده را برای یک نسل به عقب رانده است، آمریکاییها به طور طبیعی خواهان کاهش قیمتها هستند.
و این بدان معناست که ترامپ نمیتواند اجازه دهد یک رژیم باقیمانده دزدان دریایی و حامی تروریسم، اقتصاد جهانی را به گروگان بگیرد — که عملیات «گذر حماسی» را به گامی ضروری تبدیل میکند.
تقویت نفت آمریکا
در جبهه انرژی داخلی، هر راه ممکن برای تسریع توسعه و نوسازی پالایشگاهها در ایالات متحده باید به سرعت اجرا شود.
در سطح بینالمللی، هر پروژه نفتی جدیدی که یک شرکت آمریکایی همیشه مایل به دنبال کردن آن بوده است، باید از حمایت کامل دولت برخوردار شود.
در خلیج فارس، ایالات متحده باید با عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای تشکیل یک کنسرسیوم خط لوله زمینی جدید — ترانسآرام — همکاری کند تا با ارسال نفت، گاز و محصولات پتروشیمی از طریق زمین به چندین جهت (از جمله از طریق اسرائیل به اروپا)، تهدید بلندمدت تهران نسبت به تنگه هرمز را خنثی سازد.
در نهایت، اگر نیروهای دریایی و هوایی آمریکا — و امیدواریم متحدانش — بتوانند یک مسیر باریک را برای جریان محدود تانکرها از خلیج فارس پاکسازی و دفاع کنند، در حالی که عملیات «خشم اقتصادی» را نیز ادامه میدهند، برای آیتالله کاغذی «کیش و مات» خواهد بود.
قیمت نفت کاهش خواهد یافت و خفه شدن رژیم یا امتیازات هستهای باقیماندهای را که ترامپ به دنبال آن است، به ارمغان خواهد آورد یا فروپاشی آن را تسریع خواهد کرد.