این پرتاب، از نوعی بوروکراتیکتر از آنچه برای اسپیساکس (SpaceX) معمول است، اما همچنان به طرز مشخصی تماشایی است. در ۲۰ می، پس از بسته شدن بازارهای مالی آمریکا، ایلان ماسک، بنیانگذار شرکت راکتسازی و ثروتمندترین مرد جهان، بزرگترین عرضه اولیه عمومی (IPO) تاریخ را آغاز کرد. اسناد ثبتشده نزد رگولاتورهای آمریکایی راه را برای اسپیساکس، که فضا را فتح کرده اما ثروت هنگفتی را صرف هوش مصنوعی (AI) میکند، هموار میسازد تا در ماه ژوئن در بورس نزدک (NASDAQ) فعالیت خود را آغاز کند.
آقای ماسک امیدوار بود که این رویداد را با یک پرواز آزمایشی از آخرین نسخه موشک عظیم و دردسرساز استارشیپ (Starship) شرکت، که جاهطلبیهای نجومی این شرکت بر چارچوب فولاد ضدزنگ آن بنا شده، جشن بگیرد. اما این آزمایش که در ابتدا برای ۱۹ می برنامهریزی شده بود، بارها به تعویق افتاده است. در زمان انتشار این شماره از اکونومیست، قرار بود استارشیپ در ۲۱ می پرواز کند. موفقیت یا شکست آن میتواند تأثیر زیادی بر عرضه اولیه عمومی (IPO) داشته باشد.
سالها اسپیساکس ایده عرضه اولیه عمومی (IPO) را رد میکرد. گویین شاتول (Gwynne Shotwell)، مدیر عملیات شرکت، در سال ۲۰۱۸ گفت: "ما نمیتوانیم عمومی شویم تا زمانی که به طور منظم به مریخ پرواز کنیم." آقای ماسک مدتهاست استدلال کرده که بازارهای عمومی برای شرکتی که هدف نهایی آن ساختن یک شهر در مریخ است، بیش از حد کوتاهمدتنگر و فاقد تخیل هستند.
اما رسیدن به مریخ گران است. ۷۵ میلیارد دلار یا بیشتر که اسپیساکس امیدوار است از سرمایهگذاران جذب کند، بسیار بیشتر از مبلغ رکوردشکنی است که شرکت نفتی آرامکو عربستان سعودی در زمان عرضه عمومی خود در سال ۲۰۱۹ جمعآوری کرد (نمودار ۱ را ببینید). ارزشگذاری هدف اسپیساکس در حدود ۱.۷۵ تریلیون دلار، بیش از ۹۰ برابر درآمد ۱۸.۷ میلیارد دلاری این شرکت در سال گذشته است. (تسلا، شرکت خودروهای الکتریکی آقای ماسک، تنها با ۱۶ برابر درآمد معامله میشود.)
کسبوکار، اما نه آنطور که میشناسیم
از زمان تأسیس در سال ۲۰۰۲ — با چیزی بیش از "فرش و یک گروه ماریاچی"، آنطور که آقای ماسک یک بار شوخی کرد — اسپیساکس شرکتهایی مانند بوئینگ (Boeing) و لاکهید مارتین (Lockheed Martin) را کنار زده و آژانسهای فضایی دولتی را پشت سر گذاشته است. امروزه این شرکت بزرگترین برنامه فضایی جهان را اداره میکند. راکتهای قابل استفاده مجدد پیشگام آن تقریباً ۹۰ درصد از هر آنچه به فضا میرود را حمل میکنند (نمودار ۲ را ببینید). استارلینک (Starlink)، سرویس اینترنت ماهوارهای آن، دارای تقریباً ۱۰ هزار ماهواره است، که بیش از دو سوم کل ماهوارههای در مدار و بیش از ۱۰ میلیون مشتری دارد. همانطور که مایک گریس (Mike Grace)، رئیس لانگشات (Longshot)، یک استارتاپ فضایی، میگوید، اسپیساکس "در حال حاضر مالک منظومه شمسی است و بقیه ما فقط آن را اجاره میکنیم."
آقای ماسک فکر میکند بازار بزرگتری برای اسپیساکس پیدا کرده است: هوش مصنوعی (AI). او معتقد است که نیاز هوش مصنوعی به قدرت محاسباتی را نمیتوان با مراکز داده زمینی برآورده کرد، که اغلب با کمبود برق، بوروکراسی و مخالفت عمومی بیاعتماد مواجه هستند. او، همراه با چندین شخصیت برجسته دیگر در حوزه هوش مصنوعی، تصور میکند که این مشکلات را میتوان با قرار دادن مراکز داده در فضا حل کرد. او استدلال میکند که اسپیساکس، با توانایی بینظیر خود در حمل و نقل اجسام به خارج از سیاره، شرکتی است که میتواند این امر را محقق سازد.
مقیاس جاهطلبی او در پروندههای نظارتی شرکت مشخص شده است. حقوق آقای ماسک به افزایش بیشتر ارزشگذاری اسپیساکس (تا ۷.۵ تریلیون دلار)؛ به قرار دادن ۱۰۰ تراوات قدرت محاسباتی در مدار (حدود ۱۰۰۰ برابر مجموع تمام مراکز داده روی زمین امروزی)؛ و به ساخت یک شهر مریخی با حداقل یک میلیون نفر جمعیت بستگی دارد.
آیا چیزی از راه دور شبیه به این میتواند محقق شود؟ مدارک، شرکتی را با یک منبع درآمد سریعالرشد به شکل استارلینک (Starlink) نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ به سود عملیاتی ۴.۴ میلیارد دلار رسید — اما همچنین یک چاه پول که حتی سریعتر در حال رشد است. در ژانویه، اسپیساکس با xAI، شرکت هوش مصنوعی آقای ماسک، ادغام شد که در سال ۲۰۲۵ با عجله برای ساخت زیرساختهای محاسباتی ۶.۴ میلیارد دلار ضرر کرد. بخشی از نتیجه این امر، تقریباً پنج برابر شدن هزینههای سرمایهای اسپیساکس در سال گذشته در مقایسه با سال ۲۰۲۳ بود، که به بیش از ۲۰ میلیارد دلار رسید. آقای ماسک به نظر میرسد محاسبه کرده است که حتی با وجود استارلینک، این هزینه را نمیتوان تنها با پول خصوصی تأمین کرد. اما برخی سرمایهگذاران ممکن است برای تزریق پول به یک آزمایشگاه هوش مصنوعی که در مقایسه با رقبایی مانند انتروپیک (Anthropic) و اوپنایآی (OpenAI) کوچک است، تردید کنند. پروندههای اسپیساکس میگویند هوش مصنوعی ۹۳ درصد از "کل بازار قابل دسترس" ادعایی ۲۸.۵ تریلیون دلاری آن را تشکیل میدهد.
اگر این شرطبندی عظیم بر هوش مصنوعی از فضا به ثمر بنشیند، حداقل سه اتفاق باید رخ دهد. استارشیپ، که از برنامه عقب است، باید به کار افتد. استارلینک باید درآمد بیشتری ایجاد کند. و مراکز داده مداری باید مزایای بزرگی را به صنعتی ارائه دهند که در حال حاضر مبالغ نجومی را در رایانههای زمینی سرمایهگذاری میکند.
با استارشیپ شروع کنیم. این موشک غولپیکر، سنگینترین شیء پرنده ساخته شده تا کنون، به گفته کالب هنری (Caleb Henry) از کویلتی اسپیس (Quilty Space)، یک شرکت تحلیلگر، "برای آینده اسپیساکس حیاتی است." قرار است انقلابی را که فالکون ۹ (Falcon 9)، وسیله پرتاب فعلی اسپیساکس، آغاز کرد، به پایان برساند: تبدیل پرواز فضایی از چیزی نادر، سفارشی و گرانقیمت به چیزی ارزان، تولید انبوه و عادی. پیش از اسپیساکس، بیشتر موشکها یکبار مصرف بودند، یک بار پرواز میکردند و سپس به اقیانوس انداخته میشدند یا در فضا رها میشدند. آقای ماسک این را به ساخت هواپیما، یک بار پرواز با آن و سپس اسقاط آن تشبیه میکند.
در مقابل، نیمی از هر فالکون ۹ برای استفاده مجدد طراحی شده است. پس از جدایی از مرحله بالایی، بخش پایینی موشک میتواند به سایت پرتاب خود یا کشتی منتظر بازگردد و بر روی دم خود فرود آید. پنج سال و تعداد زیادی سقوط طول کشید تا اسپیساکس اولین فرود موفقیتآمیز خود را در سال ۲۰۱۵ انجام دهد. اما امروزه این امر عادی است. اسپیساکس ۱۶۵ پرتاب فالکون ۹ را در سال ۲۰۲۵ انجام داد، رقمی که حتی پنج سال پیش غیرممکن به نظر میرسید. برخی از بوسترها بیش از ۲۰ بار پرواز کردهاند.
این امر به اسپیساکس کمک کرده تا هزینه رفتن به فضا را به شدت کاهش دهد. این شرکت برای پرواز فالکون ۹، که میتواند ۱۷.۵ تن را به مدار ببرد، ۷۴ میلیون دلار دریافت میکند. این رقم حدود ۴۲۰۰ دلار به ازای هر کیلوگرم است — حدود ۸۵ درصد کمتر از آنچه شرکتهای قدیمی مانند یونایتد لانچ الیانس (United Launch Alliance)، یک سرمایهگذاری مشترک بین بوئینگ و لاکهید مارتین، قبلاً دریافت میکردند. (تصور میشود هزینه واقعی برای اسپیساکس بسیار کمتر، شاید حدود ۱۰۰۰ دلار در هر کیلوگرم باشد.)
استارشیپ قصد دارد این هزینه را حتی بیشتر کاهش دهد، بخشی از آن با افزایش ظرفیت حمل بار موشک تا ۲۰۰ تن، اما بیشتر با قابل استفاده مجدد کردن مرحله دوم نیز. اسناد پرونده هدفی معادل ۱۸۵ دلار در هر کیلوگرم را نشان میدهند. اما به کار انداختن آن آسان نبوده است. تیم فارار (Tim Farrar)، مدیر شرکت تحلیل ماهوارهای TMF Associates، میگوید: "قرار بود استارشیپ در سال ۲۰۲۳ یا ۲۰۲۴ جایگزین فالکون ۹ شود." نه تنها اسپیساکس بلکه ناسا (NASA) نیز از این تأخیرها ناراحت است. ناسا منتظر یک استارشیپ اصلاحشده برای انتقال انسانها به ماه به عنوان بخشی از برنامه آرتمیس (Artemis) خود است.
اسپیساکس چندین بار مرحله بوستر استارشیپ را به محل پرتاب خود بازگردانده و با بازوهای روباتیک "چاپستیک" نصب شده بر روی برج پرتاب آن را گرفته است. اما استفاده مجدد از مرحله دوم بسیار دشوارتر است. این مرحله بسیار دورتر و سریعتر حرکت میکند و باید دمای بالای ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد را در هنگام ورود مجدد به اتمسفر با سرعت ۸ کیلومتر بر ثانیه یا بیشتر تحمل کند. آقای ماسک اخیراً در پادکستی اشاره کرد که چندین مرحله دوم توانستهاند فرودهای کنترلشدهای در دریا داشته باشند، اما سپر حرارتی آنها آسیب دیده بود و بنابراین "بدون کار زیاد، قابل استفاده مجدد نبودند."
شاتل فضایی — بزرگترین تلاش قبلی صنعت برای استفاده مجدد — از مشکلات مشابهی رنج میبرد. ترمیم سپر حرارتی آسیبدیده هفتهها یا ماهها طول میکشید. آقای ماسک، در مقابل، امیدوار است که همین استارشیپ در نهایت چندین بار در روز پرواز کند.
شجاعانه به پیش
وظیفه اصلی استارشیپ تقویت استارلینک خواهد بود، که سریعترین بخش در حال رشد و تنها بخش سودآور کسبوکار اسپیساکس است. این سرویس از زمان راهاندازی در سال ۲۰۲۱، با شرکتهای هواپیمایی، کشتیرانی و بیش از ۱۰ میلیون مشتری فردی قرارداد امضا کرده، جنگ در اوکراین را متحول کرده است و یک شاخه مخفی به نام استارشیلد (Starshield) برای مشتریان دولتی ایجاد کرده است. جدیدترین ماهوارههای "مستقیم به تلفن همراه" (D2C) این شرکت میتوانند مستقیماً با گوشیهای هوشمند و سایر دستگاههای زمینی ارتباط برقرار کنند، بدون نیاز به آنتنهای خاصی به اندازه جعبه پیتزا که برنامههای خانگی آن نیاز دارند. درآمد استارلینک بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، از ۷.۶ میلیارد دلار به ۱۱.۴ میلیارد دلار، ۵۰ درصد رشد داشته است.
آقای فارار میگوید که فضای بیشتری برای رشد وجود دارد. او اشاره میکند که در یک دوره ۸۰ روزه در سال ۲۰۲۵، این شرکت ۱ میلیون مشتری جدید اضافه کرده است. او فکر میکند که استارلینک ممکن است در نهایت بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون مشترک خانگی جذب کند، اگرچه میانگین درآمد به ازای هر مشتری با اضافه شدن کاربران خارج از جهان ثروتمند احتمالاً کاهش خواهد یافت. با این حال، در حال حاضر، رشد استارلینک به دلیل اندازه ماهوارههایی که اسپیساکس میتواند در فالکون ۹ جای دهد، محدود شده است. این شرکت ماهوارههای "نسخه ۳" را برنامهریزی میکند که هر یک ۲۰ برابر ظرفیت بیشتری نسبت به "V2 Mini"های فعلی خود اضافه خواهند کرد. اما آنها آنقدر بزرگ هستند که فقط میتوانند با استارشیپ پرتاب شوند.
اسپیساکس برای ادامه رشد استارلینک به شدت سرمایهگذاری میکند. سال گذشته، ۱۹.۶ میلیارد دلار برای خرید طیف فرکانسی از اکوستار (EchoStar)، یک شرکت مخابراتی آمریکایی، صرف کرد تا کسبوکار نوپای D2C را تقویت کند و برای پرتاب ۱۵ هزار ماهواره تخصصی مجوز گرفته است. پیچبوک (PitchBook)، که دادههای مربوط به شرکتهای با پشتوانه سرمایه خطرپذیر را جمعآوری میکند، اشاره میکند که اینها شرطبندیهای پرهزینهای هستند. قرارداد اکوستار بیش از یک سال از درآمدهای اسپیساکس را تشکیل میدهد. اما این شرکت انتظار دارد که استارلینک در ۱۵ سال آینده به بیش از ۱ میلیارد مشترک برسد.
تحلیلگران در مورد پتانسیل استارلینک اختلاف نظر دارند. آقای فارار میگوید: "من فکر میکنم D2C به آن میزان که دربارهاش تبلیغ میشود، محقق نخواهد شد،" و استدلال میکند که عمدتاً در مکانهایی استفاده خواهد شد که برجهای تلفن زمینی وجود ندارد و بنابراین افراد کمی در آنجا هستند. سایمون پاتر (Simon Potter) از برایستک (BryceTech) خوشبینتر است: "این میتواند اتصال همهجانبه بین دستگاهها را با استفاده از کیتهای استاندارد گوشی هوشمند فراهم کند. این میتواند در کاربردهایی مانند خودروها، کشاورزی، لجستیک — و شاید در کاربردهای نظامی نیز — تحولآفرین باشد." فرانکو گراندا (Franco Granda) در پیچبوک فکر میکند که استارلینک و کسبوکار پرتاب اسپیساکس میتوانند به تنهایی ارزشگذاری ۱.۷۵ تریلیون دلاری را توجیه کنند.
پرتاب تعداد زیادی ماهواره، تمام ظرفیت استارشیپ را مصرف نخواهد کرد. اسپیساکس در حال برنامهریزی برای ناوگانی از آنهاست. این شرکت در حال ساخت دو کارخانه بزرگ به نام "گیگابِی" است که آقای ماسک امیدوار است در نهایت سالانه صدها استارشیپ تولید کنند. آقای هنری از کویلتی اسپیس اشاره میکند که حتی با فالکون ۹، "مورد تجاری واضحی برای یک پرتابگر با نرخ بالا" وجود نداشت. در نهایت، اسپیساکس مجبور شد استارلینک را توسعه دهد تا راکتهایش به اندازه کافی کار داشته باشند. او میگوید، برنامههای این شرکت برای مراکز داده در فضا، تلاشی برای تکرار این ترفند است.
تام مولر (Tom Mueller)، اولین کارمند اسپیساکس، طراح موتورهای موشکی آن و اکنون بنیانگذار ایمپالس (Impulse)، یک شرکت فضایی دیگر، سال گذشته برنامههای کارفرمای سابق خود را خلاصه کرد. او اشاره کرد که ساخت یک سکونتگاه در مریخ به صدها استارشیپ نیاز دارد. اما حرکت سیارات به این معنی است که آنها فقط میتوانند تقریباً هر دو سال یک بار به مریخ سفر کنند. او نوشت: "با صدها استارشیپ در ۲۵ ماه باقیمانده از چرخه مریخ چه میکنید؟" "مراکز داده را به فضا پرواز میدهید، با هزینه سرمایهگذاران."
اسپیساکس ایده قرار دادن هوش مصنوعی در مدار را مطرح نکرد. سال گذشته استارکلود (Starcloud)، یک استارتاپ، یک نمونه اولیه (با استفاده از فالکون ۹) را پرتاب کرد تا ثابت کند این ایده میتواند کارساز باشد. گوگل (Google)، یک شرکت فناوری، امیدوار است ماهوارههای خود را در سال ۲۰۲۷ آزمایش کند. (گزارش شده است که با اسپیساکس برای پرتاب آنها در حال مذاکره است.)
طرفداران مراکز داده مداری (ODC) چندین مزیت را ذکر میکنند. یکی فراوانی انرژی است. بدون وجود جو برای ایجاد مانع، نور خورشید در مدار حدود ۳۰ درصد شدیدتر از حتی آفتابیترین روز روی زمین است. قرار دادن مراکز داده مداری (ODC) خورشیدی در مدارهای خاص "همگام با خورشید" میتواند تقریباً نور خورشید دائمی را فراهم کند. کارایی یک مزیت دیگر است. یک مرکز داده زمینی ممکن است یک چهارم برق مصرفی خود را برای خنک کردن سرورهایش استفاده کند. مراکز داده مداری (ODC) میتوانند به جای آن به خلاء منجمد فضا تکیه کنند.
مزیت نهایی، دوری است. صنعت هوش مصنوعی ترس از از دست دادن شغل و حتی انقراض انسان را برمیانگیزد. بسیاری از مردم دیدگاه منفی نسبت به این فناوری دارند. دهها دولت ایالتی و محلی آمریکا ساخت مراکز داده جدید را ممنوع کرده یا در حال بررسی آن هستند. قرار دادن آنها در فضا ممکن است آنها را هم از ذهن و هم از دید دور نگه دارد.
نمیتوانیم دنده عقب بگیریم
آقای ماسک با غرور همیشگیاش گفته است که ظرف دو تا سه سال آینده، مراکز داده مداری (ODC) ارزانترین راه برای تأمین قدرت محاسباتی هوش مصنوعی خواهند بود. (سم آلتمن (Sam Altman)، رئیس اوپنایآی (OpenAI)، این بازه زمانی را "مسخره" میداند.) اقتصاد این ایده به میزان کاهش هزینههای پرتاب، میزان کارایی ماهوارهها در تبدیل نور خورشید به پردازش داده، و هزینه این ماهوارهها بستگی دارد. اسپیساکس امیدوار است از تجربه خود در تولید انبوه ماهوارههای استارلینک (Starlink) برای ساخت مراکز داده مداری (ODC) استفاده کند، حداقل در ابتدا، بر روی همان شاسی. در ژانویه، این شرکت برای تأیید نظارتی جهت پرتاب تا یک میلیون از آنها درخواست داد.
اگر بتوان آنها را عملی کرد، بازار میتواند به طرز مضحکی پرسود باشد. پیشبینی میشود هزینههای سرمایهای مراکز داده امسال از ۸۰۰ میلیارد دلار فراتر رود. درآمدهای آزمایشگاههای برتر هوش مصنوعی به سرعت در حال رشد است، از حدود ۱۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به ۹۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار پیشبینی شده برای امسال. هر دو شرکت انتروپیک (Anthropic) و اوپنایآی (OpenAI) در حال برنامهریزی برای عرضه اولیه عمومی (IPO) با ارزشگذاری حدود ۱ تریلیون دلار هستند.
اسپیساکس میتواند به دو روش سود ببرد. اولین مورد با تقویت xAI است، که برای رقابت با رقبای قدیمیتر خود با مشکل مواجه بوده است. اگر قرار گرفتن در اسپیساکس به xAI دسترسی به قدرت محاسباتی ارزان و با قابلیت استقرار سریع را بدهد، میتواند به آن نیروی لازم برای پیشی گرفتن از رقبایش را بدهد.
اگر این روش جواب ندهد، یک تغییر صنعتی گسترده به زیرساختهای فضایی میتواند اسپیساکس را در موقعیتی مشابه انویدیا (Nvidia)، که چیپهای هوش مصنوعی را طراحی میکند، یا تیاسامسی (TSMC)، که آنها را تولید میکند — به عنوان یک ارائهدهنده ضروری زیرساخت — قرار دهد. پیش از این اشاراتی به این رویکرد اخیر وجود داشته است. در ۶ می، انتروپیک (Anthropic) قراردادی را امضا کرد تا در سه سال آینده تا ۱.۲۵ میلیارد دلار در ماه برای استفاده از بخشی از ظرفیت محاسباتی مرکز داده زمینی موجود xAI، به نام Colossus، بپردازد.
راکتهای غولپیکر، هوش مصنوعی در فضا — داستانهای علمی تخیلی به واقعیت پیوسته: آیا سرمایهگذاران آن را خواهند خرید؟ احتمالاً اشتیاق وجود خواهد داشت، به خصوص با توجه به آنچه گیل لوریا (Gil Luria) از شرکت سرمایهگذاری D.A. Davidson، آن را "پاداش امیدها و رویاها" مینامد که تلاشهای آیندهنگر ماسک معمولاً از آن برخوردارند. عرضه اولیه عمومی شامل تقسیم سهام پنج به یک است که هزینه هر سهم را کاهش میدهد، که یک مزیت برای لشگری از طرفداران آقای ماسک در میان سرمایهگذاران خردهپا است.
اما سرمایهگذاران باید برای نوسانات آماده باشند. بسیاری از سرمایهگذاران خطرپذیر که در ابتدا روی اسپیساکس شرطبندی کرده بودند، مشتاق خواهند بود که هرچه سریعتر پول نقد کنند. این میتواند به قیمت سهام ضربه بزند. ساختار دو ردهای سهام این شرکت، آقای ماسک را عملاً غیرقابل برکناری میسازد، مهم نیست که برنامههایش چگونه پیش میرود. اگرچه برخی از شرطبندیهای بزرگ او به ثمر نشستهاند — راکتهای قابل استفاده مجدد، خودروهای الکتریکی، استارلینک — اما برخی دیگر موفق نبودهاند، یا حداقل طبق برنامه پیش نرفتهاند. ناوگان ربوتاکسیهای تسلا سالهاست که در افق بوده است. روباتهای انساننمای آن نیز برای کار دیر کردهاند.
در همین حال، xAI میلیاردها دلار ضرر میدهد. اگر پیشرفت در استارشیپ کند شود، رشد استارلینک کند خواهد شد و پول کمتری برای پوشش آن ضررها به همراه خواهد آورد. تسلط اسپیساکس در پرتاب ممکن است توسط رقبایی مانند بلو اوریجین (Blue Origin)، که متعلق به جف بزوس (Jeff Bezos)، بنیانگذار آمازون (Amazon) است، کاهش یابد. بازارها بالا و عصبی هستند؛ حتی اگر هوش مصنوعی آنقدر مفید باشد که پیشگامانش امیدوارند، بسیاری سطوح فعلی سرمایهگذاری را ناپایدار میدانند. اگر این برنامهها کند شوند، برنامههای اسپیساکس در چه وضعیتی قرار خواهند گرفت؟
جاهطلبیهای والای آقای ماسک برای اسپیساکس میتواند، حداقل به صورت مفهومی، با هم گره بخورد. همانطور که او دوست دارد هنگام ارزیابی یک ایده بزرگ بگوید، هیچچیز در مورد آنها قوانین فیزیک را نقض نمیکند. این به این معنی است که تحقق همه اینها "صرفاً" یک مسئله مهندسی است، هم صنعتی و هم مالی. اما همانطور که آقای ماسک میداند، مهندسی یک رشته بیرحم است. ¦