یک بیلبورد که (از چپ) روح‌الله خمینی، علی خامنه‌ای و رهبر معظم، مجتبی خامنه‌ای را در تهران به تصویر می‌کشد. تحلیلگران در ایران صحبت از شکست استراتژیک آمریکا در واشنگتن را به عنوان ندای جنگی دیگر تفسیر می‌کنند. © AFP/Getty Images
یک بیلبورد که (از چپ) روح‌الله خمینی، علی خامنه‌ای و رهبر معظم، مجتبی خامنه‌ای را در تهران به تصویر می‌کشد. تحلیلگران در ایران صحبت از شکست استراتژیک آمریکا در واشنگتن را به عنوان ندای جنگی دیگر تفسیر می‌کنند. © AFP/Getty Images

چرا ایران می‌ترسد توافق امروز به معنای جنگ بیشتر فردا باشد

تهران امتیازات به ظاهر سخاوتمندانه آمریکا را بیش از حد خوب برای باور کردن می‌داند

نویسنده استاد دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «راهبرد کلان ایران» است.

رئیس‌جمهور دونالد ترامپ امیدوار است که به زودی توافقی به جنگ با ایران پایان دهد و تنگه هرمز را باز کند. اما گروه فزاینده‌ای از سیاستمداران و کارشناسان آمریکایی هرگونه توافقی را که میلیاردها دلار به ایران بدهد و در عین حال کنترل تنگه و برنامه هسته‌ای را در اختیارش بگذارد، محکوم کرده‌اند.

در همین حال، ایران برای پذیرفتن این پیشنهاد عجله‌ای ندارد. مقامات آمریکایی سرسختی تهران را به رهبری پراکنده آن نسبت می‌دهند. اما اگر در تهران تفرقه وجود دارد، بر سر خرد اعتماد به دولت آمریکاست. به هر حال، ایران تجربه ناخوشایندی از معامله با ترامپ دارد، کسی که توافق هسته‌ای 2015 را لغو کرد و دو بار در طول مذاکرات حملاتی علیه ایران انجام داد.

ایران به شدت چانه‌زنی می‌کند زیرا این یک نبرد حیاتی است. آنچه بیش از همه می‌خواهد، تضمینی است که جنگ باز نخواهد گشت. این اطمینان باید در ساختار هر توافقی گنجانده شود. توافق کنونی روی میز – یک آتش‌بس کوتاه‌مدت برای آماده‌سازی زمینه مذاکره برای توافقی بزرگ‌تر – چنین تضمینی را ارائه نمی‌دهد.

دیدگاه غالب در سراسر طیف سیاسی تهران این است که با توجه به سابقه ترامپ، وعده دیپلماسی در واقع می‌تواند تهدید جنگ را افزایش دهد. امتیازات به ظاهر سخاوتمندانه واشنگتن بیش از حد خوب برای باور کردن تفسیر می‌شود. هدف آن‌ها این است که ایران را به پایین آوردن گارد خود سوق دهند در حالی که آمریکا برای «اتمام کار» آماده می‌شود.

صحبت از شکست استراتژیک آمریکا در واشنگتن – که در تهران به طور گسترده مورد بحث است – کمکی نکرده است. تحلیلگران در ایران چنین اظهاراتی را به عنوان ندایی برای جنگ بیشتر تفسیر کرده‌اند. از نظر آن‌ها، آمریکا شکست را تحمل نخواهد کرد، و هرچه آمریکایی‌های برجسته‌تر به نقاط ضعف ترامپ اشاره کنند، احتمال اینکه آمریکا به دنبال تغییر نتیجه این جنگ از طریق یک جنگ دیگر باشد، بیشتر می‌شود. تهران مظنون است که آمریکا به دنبال صلحی پایدار نیست، بلکه به دنبال دست باز برای منزوی نگه داشتن و تضعیف ایران است و فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی آن را با «کوتاه کردن چمن» به صورت دوره‌ای کنترل می‌کند. در مواجهه با چنین چشم‌اندازی، بازدارندگی تنها چیزی است که اهمیت دارد. و ایران آن را در سه جبهه دنبال می‌کند: هرمز، پرونده هسته‌ای و با وادار کردن آمریکا به پرداخت بها.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و متحدانش بر این باورند که هزینه سنگین جنگ تنها بازدارنده واقعی برای حمله‌ای دیگر است. این جنگ تاکنون 29 میلیارد دلار و 13 کشته آمریکایی برای ایالات متحده هزینه داشته است. حتی بیشتر از آن، هزینه برای اقتصاد جهانی بوده است. ترامپ تاکنون این موضوع را رد کرده و گفته است که «درد کوتاه‌مدت» «قابل قبول» است اگر به معنای محروم کردن ایران از سلاح‌های هسته‌ای باشد. از دید سپاه، تغییر محاسبات ترامپ با تحمیل درد بیشتر بر آمریکا و اقتصاد جهانی تنها راهی است که می‌توان اطمینان حاصل کرد رئیس‌جمهور آمریکا برای مذاکرات جدی آماده است.

همه در تهران به این رویکرد تهاجمی پایبند نیستند. خود ایران نیز بهای قابل توجهی می‌پردازد. دیگر رهبران ایرانی از کنترل تنگه هرمز و حفظ ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به عنوان کلید بازدارندگی صحبت می‌کنند. آن‌ها معتقدند که هرگونه توافق پایدار که شامل جبران خسارات جنگی و لغو دائمی تحریم‌ها باشد، به این دو مسئله بستگی دارد؛ آمریکا از ایران می‌خواهد که در هر دو مورد کوتاه بیاید. این امر دستیابی به یک توافق پایدار را بسیار نامحتمل می‌کند.

تهران ممکن است با بازگشایی تنگه موافقت کند، اما کنترل آن را رها نخواهد کرد. ایران اکنون متقاعد شده است که توانایی آن برای بستن این گلوگاه یک بازدارنده بزرگ است، به ویژه اگر حوثی‌های یمن در درگیری آینده به ایران بپیوندند و تجارت از طریق دریای سرخ را نیز تحت فشار قرار دهند. علاوه بر این، کنترل تنگه به ایران این امکان را می‌دهد که از ترافیک تجاری دریایی عوارض جمع‌آوری کند. این درآمد یک کمک اقتصادی خوشایند خواهد بود، اما همچنین کشورهای سراسر جهان را مجبور می‌کند که با پرداخت عوارض به ایران، تحریم‌های ثانویه آمریکا را به چالش بکشند. اگر این اتفاق به اندازه کافی رخ دهد، رژیم تحریم‌ها را تضعیف خواهد کرد.

ایران دیگر توافق هسته‌ای با آمریکا را راه‌حلی برای مشکلات اقتصادی و امنیتی خود نمی‌بیند. این کشور فکر می‌کند بعید است آمریکا تحریم‌ها را لغو کند و پس از اینکه ایران به تعهدات خود عمل کرد، ترامپ ممکن است دوباره آن را رها کند. همچنین، یک توافق هسته‌ای احتمال جنگ را کاهش نخواهد داد. در واقع، اجماع در حال ظهور در تهران این است که یک توافق هسته‌ای جدید با هدف دادن دست بازتر به واشنگتن برای منزوی کردن ایران و حمله نظامی به آن است. دادن آنچه آمریکا از طریق دو جنگ نتوانست به دست آورد، ایران را امن‌تر نمی‌کند، بلکه آسیب‌پذیرتر می‌سازد. روایتی که توسط سپاه ترویج می‌شود، این است که آمریکا تنها پس از آنکه نتوانست اورانیوم غنی‌شده ایران را به بهانه نجات یک خلبان گمشده به دست آورد، با آتش‌بس و مذاکرات موافقت کرد.

هرچه آمریکا بیشتر بر دست کشیدن ایران از غنی‌سازی و تحویل ذخایر خود اصرار کند، تهران بیشتر متقاعد می‌شود که هدف آمریکا حذف بازدارندگی ایران از طریق دیپلماسی است تا بتواند علیه دشمنی ضعیف‌تر به جنگ بازگردد. ایران ممکن است با تعلیق غنی‌سازی برای مدتی موافقت کند، اما رهبران آن مصر هستند که امتیازات باید برگشت‌پذیر باشند. با حفظ کنترل بر ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود، هرچند رقیق‌شده، ایران قادر خواهد بود غنی‌سازی را از سر بگیرد و بنابراین تنها چند هفته با دستیابی به توانایی هسته‌ای فاصله خواهد داشت. مقامات ایرانی استدلال می‌کنند که تنها با گنجاندن این گزینه در توافق می‌توان آمریکا را از بازگشت به جنگ منصرف کرد.

ایالات متحده و ایران ممکن است با پایان دادن به این دور از درگیری‌ها موافقت کنند. این خبر خوبی برای اقتصاد جهانی خواهد بود، اما نباید از دستاوردهای کوتاه‌مدت یا ادعاهای اجتناب‌ناپذیر ترامپ مبنی بر پیروزی و طلوع عصر جدیدی در خاورمیانه غافل شویم. دستیابی به یک توافق بزرگ‌تر و پایدارتر برای رسیدگی به آینده هرمز و برنامه هسته‌ای ایران بسیار دشوارتر خواهد بود.