بسیاری، حتی برخی کاتولیکها، پذیرش آموزه «عصمت پاپ» را دشوار مییابند. اما دایرةالمعارفهای پاپی – مقالات الهیاتی که پاپها برای راهنمایی اسقفها «در روابطشان با پیروانشان» صادر میکنند – تقریباً شاخصهای خطاناپذیری از اعتماد اجتماعی و اقتصادی هستند. آنها را نباید نادیده گرفت.
همین که پاپ لئو چهاردهم این هفته تصمیم گرفت یک مقاله ۴۰ هزار کلمهای را منتشر کند که استدلال میکند هوش مصنوعی باید «در خدمت بشریت باشد، نه اینکه قدرت را متمرکز کند»، نشان میدهد که این موضوع در جامعه برجسته شده و نشانه یک نقطه عطف نزدیک است.
کلیسای کاتولیک روم به سازگاریپذیری خود شهرت ندارد، اما زمانی که تلاش به اصلاح میکند، زمانبندی آن چشمگیر است. شورای واتیکان دوم یک مثال باشکوه است. این شورا توسط پاپ ژان بیستوسوم در سال ۱۹۵۹، زمانهی رفاه باثبات، فراخوانده شد و آغازگر دورهای از تغییرات تکاندهنده بود. اولین جلسهی آن، که در اکتبر ۱۹۶۲ آغاز شد، با بحران موشکی کوبا همزمان بود. دومین جلسه، در اوج بیتلمانیا، با ترور کندی قطع شد. در پایان آن در سال ۱۹۶۵، تحت رهبری پل ششم، دهه ۱۹۶۰ انقلابی به خوبی در جریان بود. به نحوی، ژان توانسته بود نقطه عطف قریبالوقوع را تشخیص دهد.
کلیسای کاتولیک تلاش میکند تا از هدایت روحالقدس پیروی کند. زمانبندی آن ممکن است توسط اولویتهای یک خدای دانای کل هدایت شود. اما نیازی به استناد به امور ماوراءطبیعی نیست. با وجود تمام کاستیهایش، کلیسا مقیاس و نقش خود را با عمل به عنوان یک معیار بینظیر قدرتمند برای افکار عمومی حفظ کرده است. کشیشان به عنوان عاملان در سراسر جمعیت عمل میکنند، درک عمیقی از اعضای کلیسا و جوامع خود به دست میآورند و دیدگاههای آنها را به سلسله مراتبی که به پاپ ختم میشود، منتقل میکنند.
دایرةالمعارفهای پاپی، که نتیجه این فرآیند هستند، به بزرگترین نگرانیهای جامعه پاسخ میدهند. همه باید به «ماگنیفیکا هیومانیتاس» (در مورد حفاظت از شخص انسانی در عصر هوش مصنوعی) لئو توجه کنند.
دایرةالمعارفها در تاریخ
این دایرةالمعارف، با نمادی عمدی، در سالگرد «رِروم نوواروم» (در مورد سرمایه و کار) لئو سیزدهم در سال ۱۸۹۱ منتشر شد که به «روح تغییرات انقلابی» ناشی از عصر طلایی میپرداخت و تعادل را به نفع کارگران پیشنهاد میکرد. این دایرةالمعارف پیشبینی کننده رشد جنبشهای کارگری سازمانیافته بود.
پیتر آتواتر، اقتصاددان دانشگاه ویلیام و مری که تأثیر روحیه اجتماعی بر بازارها و اقتصاد را ترسیم میکند، به پایاننامه دانشجوی خود فرانچسکا پریرا اشاره میکند که نشان میدهد «دایرةالمعارفهای پاپی برجسته اغلب با اوج و فرود اعتماد جهانی همزمان هستند.» آنها زمانی ظاهر میشوند که نسبت شاخص داو جونز (که با خوشبینی مردم افزایش مییابد) به طلا (که در زمان بدبینی انتخاب میشود) در اوج یا کف اصلی خود قرار دارد. پریرا میگوید: «در حالی که نسبت داو به طلا بدبینی و خوشبینی عمومی را در بازارها نشان میدهد، دایرةالمعارفهای پاپی پاسخ اخلاقی به روحیه اجتماعی را نمایانگر میکنند.» نُه مورد از برجستهترین دایرةالمعارفهای پاپی از سال ۱۹۲۵ تاکنون، همگی در لحظات عدم اطمینان یا اعتماد بالا منتشر شدهاند.
بنابراین «کاستی کانوپی» (در مورد ازدواج مسیحی) در سال ۱۹۳۰، در حالی که اوج اعتماد در حال تبدیل شدن به رکود جهانی بود، بر مخالفت با تمام روشهای کنترل بارداری و اصلاح نژاد تأکید کرد. «هومانه ویتای» (در مورد تنظیم تولد) در سال ۱۹۶۸ این پیام را در میانه انقلاب جنسی (و در اوج یک بازار گاوی) تکرار کرد. کلیسا این بحث را در جامعه باخته بود، اما نیاز داشت که مخالفت خود را ثبت کند.
در «کاریتاس این وریتاته» در ژوئن ۲۰۰۹، بندیکت شانزدهم در تاریکترین لحظات رکود بزرگ، زمانی که تئوریهای توطئه رواج یافته بود، برای حفظ حقیقت عینی درخواست کرد. «فراتلی توتی» فرانسیس در سال ۲۰۲۰، در تاریکترین روزهای همهگیری، برای برادری و مدارا با مهاجران درخواست کرد. «فیدس ات راتیو»، درخواست ژان پل دوم برای خودآگاهی، در اواخر سال ۱۹۹۸ درست زمانی که خوشبینی «پایان تاریخ» دهه ۱۹۹۰ در شرف انفجار بود، منتشر شد.
پاپها روحیه عمومی را تغییر نمیدهند یا حتی دکترین را اصلاح نمیکنند. بلکه، آنها لحن خود را برای پرداختن به مسائل روز تغییر میدهند. پریرا دریافت: «به جای اینکه ابزری برای تغییر در کلیسا باشند، اوج و فرودهای اعتماد اغلب رهبران کلیسا را الهام میبخشد تا بر آموزههای اصلی خود پافشاری کنند.» با نوشتن، یک پاپ سیگنال روشنی ارسال میکند که روحیه در جامعه افراطی شده و نیازمند پاسخ خواهد بود.
«ماگنیفیکا هیومانیتاس» را باید در شرایطی در نظر گرفت که لوئیجی مانگیون، که محاکمهاش به اتهام قتل مدیرعامل یونایتد هلثکر هفته گذشته پیش رفت، مورد ستایش قرار میگیرد؛ دانشجویان در دانشگاههای نخبه هر گونه اشاره به هوش مصنوعی را در مراسم فارغالتحصیلی خود هو میکنند، و محبوبیت کسبوکارهای بزرگ، حتی در ایالات متحده، در پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد. جای تعجب نیست که پاپ احساس وظیفه کرد که چیزی بگوید.
هوش مصنوعی و جامعه
لئو دو مسئله کلی با هوش مصنوعی دارد – نحوه اداره آن بدون پاسخگویی، و تأثیر فناوری بر افراد و حس هویت آنها. هر دو نگرانی بازتابدهنده دغدغههای گستردهای هستند.
استدلالهای او کلیسا را در تضاد مستقیم با آزادیخواهان سیلیکونولی قرار میدهد. «مانیفست تکنولوژی-خوشبینها»، یک مقاله تند و تهاجمی از سرمایهگذار خطرپذیر قدرتمند، مارک آندرایسن، هرگونه تلاش دولت برای کُند کردن توسعه هوش مصنوعی را مورد حمله قرار داد. او استدلال کرد:
هوش مصنوعی کیمیای ما، سنگ فیلسوف ماست – ما به معنای واقعی کلمه در حال ساختن شن و ماسه هستیم که فکر کند. ما معتقدیم هوش مصنوعی بهتر است به عنوان یک حلکننده جهانی مشکلات در نظر گرفته شود. و ما مشکلات زیادی برای حل داریم. ما معتقدیم هوش مصنوعی میتواند جانها را نجات دهد – اگر ما اجازه دهیم. کُند کردن هوش مصنوعی به قیمت جانها تمام خواهد شد… مرگهایی که میتوانستند با هوش مصنوعی که از وجود آن جلوگیری شد، قابل پیشگیری باشند، نوعی قتل است.
لئو در پاسخ میگوید که توسعه کنترلنشده فناوری ممکن است منجر به «افزایش ابزارها بدون رشد انسانیت: داشتن بیشتر بدون بودن بیشتر» شود. او به جای پذیرش هوش مصنوعی به عنوان یک سنگ فیلسوف، استدلال میکند:
فناوری صرفاً یک ابزار نیست. هنگامی که معیار قضاوت همه چیز میشود، شروع به دیکته کردن آنچه مهم است و آنچه میتوان دور ریخت میکند و خلقت را به ابزاری برای بهرهبرداری و انسانها را به صرفاً مهرههایی در سیستمی که به سمت کارایی بیشتر حرکت میکند، تقلیل میدهد.
لئو همچنین نسبت به تمرکز قدرت در چند شرکت غالب هوش مصنوعی هشدار میدهد. رویکرد عدم مداخله دولتها در تنظیم روزهای اولیه اینترنت و رسانههای اجتماعی، و نگرش سهلگیرانه نسبت به قوانین ضدتراست، به چند شرکت اجازه داده است که «شرایط دسترسی را تعیین کنند» و «حتی امکانات مشارکت را شکل دهند.» او استدلال میکند که چنین قدرت متمرکزی:
تمایل به مبهم شدن و فرار از نظارت عمومی دارد، و خطر اشکال تحریفشده توسعه را افزایش میدهد که منجر به وابستگیها، طردشدگیها، دستکاریها و نابرابریهای جدید میشود.
مداخله او به موقع است، چرا که برنامههای عرضه اولیه عمومی امسال توسط اسپیسایکس (که صاحب ایکسایآی است)، توسعهدهنده ChatGPT یعنی OpenAI، و Anthropic که چتبات Claude را کنترل میکند، حتی سهامداران را نیز بدون توانایی عملی برای مهار یا هدایت شرکتهای خود رها خواهد کرد.
پاپ با درس گرفتن از اشتباهات گذشته در مورد رسانههای اجتماعی، میگوید که جامعه باید ارزیابی کند «آیا قدرت زیرساختهای دیجیتال و الگوریتمها واقعاً مشارکت و مسئولیت را تقویت میکند، از آسیبپذیران محافظت میکند، دسترسی عادلانه به فرصتها را تضمین میکند و به سوی خیر همگان هدایت میشود.» فیسبوک و توییتر به این معیارها نرسیدند. و لئو، مانند دیگران، میخواهد از آسیبپذیران در برابر چتباتهای هوش مصنوعی محافظت کند.
عظمت انسانیت.
عکاس: آلبرتو پیزولی/AFP/Getty
هوش مصنوعی و فرد
نگرانی بزرگ دیگر لئو، تأثیر هوش مصنوعی بر «عظمت انسانیت» است، همانطور که او در عنوان مقاله خود اشاره میکند. مردم اکنون چتباتهای هوش مصنوعی را به عنوان افرادی با تمام ویژگیهای انسان تلقی میکنند، حتی اگر هوش مصنوعی:
تجربهای را از سر نمیگذراند، بدنی ندارد، شادی یا درد را حس نمیکند، از طریق روابط بالغ نمیشود و از درون نمیداند عشق، کار، دوستی یا مسئولیت به چه معناست. همچنین وجدان اخلاقی نیز ندارد.
او میگوید هوش مصنوعی از نظر اخلاقی خنثی نیست، و استفاده از آن هرگز نمیتواند صرفاً یک مسئله فنی باشد – با این حال به عنوان عینی ارائه میشود و ارتباط انسانی را شبیهسازی میکند. این میتواند خلاقیت و قضاوت شخصی را تضعیف کند و توهم یک رابطه با یک سوژه شخصی واقعی را ایجاد کند. و این خطر را دارد که توصیه ظاهراً خنثی و عینی آن «در نهایت کلیشه یا تعصب ایدئولوژیک طراحان خود را بازتاب و تقویت کند.»
لئو با ارائه این استدلالها، به برخی از داستانهای وحشتناکی که قبلاً منتشر شدهاند، پاسخ میدهد، از اینکه چگونه چتباتهای هوش مصنوعی میتوانند آنچه کاربر میخواهد بشنود را تا حدی تقویت کنند که نوجوانان را به خودکشی تحریک کنند. او همچنین به ادامه بحث اخلاقی ابدی میپردازد که کلیسا و پیروان فیلسوف امانوئل کانت (که به عنوان یک امر مطلق معتقد بود هیچ فردی نباید صرفاً به عنوان وسیلهای برای رسیدن به هدف تلقی شود) را در برابر فایدهگرایی – فلسفه انجام بیشترین خیر برای بیشترین تعداد – قرار میدهد، به جای نگرانی در مورد هر فرد.
او میگوید: «اگر با انسان به گونهای رفتار شود که گویی چیزی برای کامل شدن یا پیشی گرفتن است، پذیرش اینکه برخی زندگیها کمتر مفید، کمتر مطلوب یا کمتر ارزشمند هستند، آسانتر میشود»، که تکرار کلاسیک استدلال کانت علیه فایدهگرایان است. او هشدار میدهد که به نام پیشرفت:
ممکن است «قربانیهای ضروری» توجیه شوند و بار را بر دوش آسیبپذیرترین افراد بگذارند تا به بهینهسازی فرضی گونهها دست یابند.
برای یافتن این استدلال بسیار قانعکننده، لازم نیست کاتولیک باشید یا حتی به خدا اعتقاد داشته باشید. اما در مورد پاپ، استدلالهای آزادیخواهانه و فایدهگرایانه علیه آنچه او میگوید وجود دارد، در حالی که برخی کاتولیکها شکایت دارند که او با دعوت به تنظیم دقیقتر هوش مصنوعی به جای ممنوعیت آن، تا حد کافی پیش نرفته است.
اما پاپ با طرح این استدلال اکنون، نگرانیای را که در جامعه فراگیر شده است، بیان میکند و وظیفه خود را به عنوان یک رهبر مذهبی با دامن زدن به بحث اخلاقی انجام داده است. این بحث اکنون باید شدت یابد.
این ستون بازتابدهنده دیدگاههای شخصی نویسنده است و لزوماً منعکسکننده نظر هیئت تحریریه یا بلومبرگ الپی و مالکان آن نیست.