ورود به غزه و تجربه اولیه
جاناتان در یک دسته پیادهنظام در حال خدمت سربازی بود که حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، از حصار مرزی غزه عبور کرد و ۱۱۹۵ نفر را کشت و بیش از ۲۰۰ نفر را به گروگان گرفت. واحد او برای امن کردن یک کیبوتص (شهرک کشاورزی) پس از بیرون رانده شدن حماس اعزام شد. او اجساد تروریستها را در خیابان، خانههای سوخته و دیوارهای تخریب شده، و پیامدهای وحشتناک و خونین را دید. جاناتان به من گفت: «بسیار عاطفی بود. ما دوستانمان را از دست دادیم و مناظر کیبوتصها را دیدیم. این ما را بسیار تحت تأثیر قرار داد.»
ما در دفاتر تلآویو «شکستن سکوت» (Breaking the Silence)، یک سازمان غیردولتی اسرائیلی، ملاقات کردیم. این سازمان در سال ۲۰۰۴ توسط افسران سابق ارتش برای جمعآوری شهادت در مورد اشغال اسرائیل در کرانه باختری و غزه از سربازانی که آن را اجرا میکنند، تأسیس شد. تاکنون «شکستن سکوت» شهادت بیش از ۶۰۰۰ نفر را ثبت کرده است. این سازمان به طور گسترده در داخل اسرائیل مورد نکوهش قرار میگیرد. فعالان راستگرا تلاش کردهاند به آن نفوذ کنند و با شکایتهای قضایی مورد آزار قرار گرفته است. رهبران آن اغلب در مطبوعات اسرائیلی به عنوان «خائن» محکوم میشوند.
ناداو ویمان، مدیر اجرایی، به من گفت که «شکستن سکوت» تلاش میکند روایت دولت اسرائیل را که جنایات و جرائم جنگی فقط توسط افراد بد مرتکب شدهاند، به چالش بکشد. او گفت: «این کل سیستم است. اینها جرائم سیستماتیکی هستند که ما مرتکب میشویم.»
در پاسخ به فهرستی دقیق از اتهامات مطرح شده در این مقاله، سخنگوی نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) گفت: «IDF عملیات خود را مطابق با قوانین بینالمللی، از جمله اصول تمایز، تناسب و اقدامات احتیاطی در جنگ، انجام میدهد. شرایطی که IDF در آن عملیات میکرد – با توجه به اینکه حماس زیرساختهای نظامی خود را عمداً در میان جمعیت غیرنظامی مستقر کرده بود – پیچیدگی عملیاتی فوقالعادهای ایجاد کرد. با این وجود، IDF این شرایط را مطابق با تعهدات قانونی خود مدیریت کرد و از هرگونه آسیب به غیرنظامیان متأسف است.»
قوانین درگیری و دکترین ضاحیه
جاناتان اجساد تروریستها را در خیابان، خانههای سوخته و دیوارهای تخریب شده، و پیامدهای وحشتناک و خونین را دید.
جاناتان (با نام مستعار) در کرانه باختری خدمت کرده بود که او را نسبت به خشونت اشغالگری ناراحت کرده بود. اما وحشت کشتارهای ۷ اکتبر تردیدهای او را از بین برد. او به من گفت: «فکر میکنم رفتن به آن جنگ اولین باری بود که در وظیفهام معنایی احساس کردم. احساس میکردم چارهای جز جنگیدن در غزه نداریم، که این موجهترین جنگ در تاریخ ماست. این طرز فکر من در ابتدا بود.»
اعضای واحد او غزه را فقط از طریق داستانهای تونلها و آدمربایان، کمینها و تکتیراندازها میشناختند. او به من گفت که از شنیدن صدای بمباران در هفتههای اول جنگ خوشحال بود، زیرا هر انفجار یک تهدید بالقوه دیگر را برای او و همرزمانش از بین میبرد.
نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) تاکتیکهایی را به کار گرفتند که در درگیریهای قبلی به دقت تنظیم کرده بودند. دکترین ضاحیه، که به نام منطقهای در بیروت که IDF در جنگ سال ۲۰۰۶ علیه حزبالله در لبنان هدف قرار داد، نامگذاری شده است، تخریب گسترده ساختمانهای غیرنظامی را برای جلوگیری از پناه گرفتن مبارزان تجویز میکند. پس از سه هفته بمباران، پیادهنظام اسرائیل در ۲۷ اکتبر وارد غزه شد. نیروی غالب برای به حداقل رساندن تلفات اسرائیلیها به کار گرفته شد.
عدم وجود قوانین درگیری واضح و تلفات غیرنظامیان
جاناتان به من گفت: «به عنوان یک سرباز پیادهنظام، یاد گرفتم که قوانین درگیری اولین و اساسیترین چیزی است که باید بدانم. اما در غزه، برخلاف کرانه باختری، هیچ قوانین درگیریای به ما داده نشد. ما خطوط قرمز و مرزهای بخش داشتیم، اما هدف آنها این بود که به نیروهای دیگر شلیک نکنیم تا از آتش خودی جلوگیری شود.» کلمه «غیرنظامی» ذکر نشد. سربازان با این فرض عمل میکردند که هر کسی که پس از اخطار تخلیه و بمباران در منطقهای باقی بماند، به درستی هشدار داده شده است. (این رویهای نیست که توسط قوانین بینالمللی درگیری به رسمیت شناخته شود.)
در دسامبر ۲۰۲۳، دو ماه پس از جنگ، سه گروگان که در تلاش برای فرار بودند، با وجود اینکه لباسهای خود را درآورده و پرچم سفید حمل میکردند، توسط سربازان اسرائیلی کشته شدند. تنها پس از آن بود که نکات خاصی ارائه شد. جاناتان گفت: «اما حتی در آن زمان، بیشتر شبیه یک توصیه بود. شما مجبور نیستید به زنان یا کودکان یا افراد مسن یا کسی که برهنه است و پرچم سفید دارد، شلیک کنید.» هیچ چیز در مورد تیراندازی به پزشکان یا روزنامهنگاران گفته نشد.
در غزه، همه مردان در سن نظامی هدف مشروع تلقی میشدند. جاناتان گفت: «و سن نظامی واقعاً قابل تفسیر است. میتواند از ۱۶ تا ۶۰ یا حتی جوانتر باشد... بیشتر افرادی که واحد من کشت، مسلح نبودند... ما مواردی داشتیم که واحد من افراد زیادی را کشت و ما بررسی نکردیم که آیا آنها یونیفرم یا سلاح داشتند یا خیر.» آنها اغلب نمیتوانستند تشخیص دهند با چه کسی میجنگند: افرادی که صدها متر دورتر از میان آوارها میدویدند، میتوانستند هر کسی باشند. کسی در پست نگهبانی «کسی را میبیند، به او شلیک میکند، او را میکشد و اکنون یک فرد مرده وجود دارد - ما نمیدانستیم داستان او چه بود یا چه کاری انجام داد.» شهود دیگر از «خط سگ» صحبت میکردند، یک مرز نامرئی اطراف یک موقعیت. هر فلسطینی که از آن عبور میکرد، کشته میشد؛ سگها در امتداد آن جمع میشدند تا اجساد را بخورند.
«شکستن سکوت» تلاش میکند روایت دولت اسرائیل را که جنایات و جرائم جنگی فقط توسط افراد بد مرتکب شدهاند، به چالش بکشد.
فرماندهان جاناتان میگفتند که هر مرد فلسطینی میتواند تهدیدی باشد زیرا مبارزان حماس اغلب غیرمسلح حرکت میکردند و دیدهبانهای آنها لباس غیرنظامی میپوشیدند. این درست بود؛ در آن زمان این توجیه برای جاناتان معقول به نظر میرسید. اکنون او احساس متفاوتی دارد. «نمیدانم راهحل چیست، اما میدانم راهحلی که ما داشتیم – کشتن هر مرد در سن نظامی، و گاهی اوقات نه فقط مردان – راهحل نیست. این غیرقانونی است، اخلاقی نیست و اشتباه است. و گروگانها و سربازان و همچنین فلسطینیان بیگناه نیز به دلیل این رفتار جان باختند.»
سخنگوی نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) گفت که «IDF دستورالعملهای درگیری دقیق و الزامآور را به تمام نیروهای خود صادر میکند. این دستورالعملها ایجاب میکند که حملات فقط علیه اهداف نظامی مشروع هدایت شوند، تمام احتیاطات ممکن برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام شود، و هرگونه آسیب جانبی پیشبینی شده بیش از حد نباشد. در موارد شک، دستورالعملهای IDF ایجاب میکند که فرد غیرنظامی فرض شود.»
استفاده از فلسطینیان به عنوان سپر انسانی: پروتکل پشه
وقتی به واحدهای پیادهنظام دستور داده میشد منطقهای را پاکسازی کنند، سگها پیش از آنها فرستاده میشدند تا بمبهای دستساز (IEDs) را بو بکشند. در هفتههای اول جنگ، تعداد زیادی سگ کشته یا منفجر شدند که فرماندهان شروع به استفاده از فلسطینیان اسیر شده کردند، آنها را پیش از سربازان IDF به داخل ساختمانها هل میدادند تا جلوی کمین گرفته شود یا از آنها میخواستند کمدها را باز کنند یا تشکها را بالا بزنند تا تلههای انفجاری را فعال کنند.
برای دههها، IDF هنگام بازداشت تروریستهای مظنون از «روش همسایه» استفاده میکرد و فلسطینیان، از جمله کودکان، را مجبور میکرد که جلوی آنها وارد خانهها شوند. در جنگ غزه، واحدهای نیروهای ویژه، مبارزان حماس اسیر شده را مجبور میکردند تا آنها را به تونلهایی که در آنجا فعالیت میکردند، راهنمایی کنند. تا تابستان ۲۰۲۴، افسران پیادهنظام به طور روتین غیرنظامیان فلسطینی را تحت فشار قرار میدادند. این عمل چنان گسترده شد که نام مخصوص به خود را داشت: پروتکل پشه. جاناتان در مورد استفاده واحدهای دیگر از «پشهها» شنیده بود و وقتی فرمانده خودش یکی را درخواست کرد، تعجب نکرد.
تجربه استفاده از «پشه» و واکنش سربازان
جاناتان فکر میکند «پشه» آنها توسط واحد دیگری تحویل داده شده بود. او مرد جوانی بود که نسبتاً ساده به نظر میرسید. (پشه توسط واحدهای اطلاعاتی اسرائیل بازجویی شده بود و عضو حماس تشخیص داده نشد.) جاناتان به من گفت که او و دیگر اعضای واحدش زیاد به اخلاقیات این عمل فکر نمیکردند: آنها پشهها را راهحلی بدیهی برای کمبود سگهای بوکش میدیدند.
«ما در جوخه خودمان بحث داشتیم، اما این یک بحث اخلاقی درباره استفاده از سپر انسانی نبود. بحث بر سر این بود که چگونه با او رفتار کنیم: چه چیزی و چقدر باید به او غذا بدهیم، آیا باید او را کتک بزنیم یا خیر.» شبها، مرد کنار پست نگهبانی در محل اقامتشان بسته میشد. «بیشتر مردم او را تروریست میدیدند. از او متنفر بودند، میخواستند او را کتک بزنند.» جاناتان و چند نفر دیگر سعی کردند اعضای افراطیتر جوخه خود را متقاعد کنند که به مرد «مقداری احترام و کرامت» اجازه دهند.
جاناتان به من گفت که «از نظر عاطفی از وضعیت فاصله گرفته بود... فکر میکنم سربازان و دوستان دیگری داشتم که با این واقعیت که ما این کار را میکردیم، راحت نبودند... شاید در دیدن مردی ترسیده و گریان مشکل داشتند... اما ما میدانستیم اگر از او استفاده نکنیم، شانس مرگ ما افزایش مییابد. بنابراین حتی با وجود اینکه راحت نبود، در نهایت کاری در مورد آن نکردیم.»
«ما در جوخه خودمان بحث داشتیم، اما این یک بحث اخلاقی درباره استفاده از سپر انسانی نبود. بحث بر سر این بود که چگونه با او رفتار کنیم.»
کلمه «پروتکل» استفاده بیقاعده از فلسطینیان به عنوان سپر انسانی را پنهان میکند. در عمل، این کار «درهمبرهم و سازماننیافته» بود. وقتی واحد جاناتان از عملیات خارج شد، آنها پشه خود را به زندان در اسرائیل نبردند یا او را در کریدور بشردوستانه رها نکردند: «فقط به او گفتیم برود.» برخی از پشههای آزاد شده، که بسیاری از آنها مردان در سن نظامی بودند، بعداً توسط سربازان کشته شدند.
هنگامی که برای اولین بار خبر استفاده از سپر انسانی بر اساس شهادتهای جمعآوری شده توسط «شکستن سکوت» گزارش شد، نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) در ابتدا وجود چنین پروتکلی را انکار کردند. سپس یک افسر ارشد علناً اعتراف کرد که این عمل با فرماندهان مورد بحث قرار گرفته است. علاوه بر پشهها، IDF از «زنبورها» (فلسطینیانی که از کرانه باختری آورده شده و یونیفرم IDF به آنها داده شده بود) و حتی تعداد انگشتشماری از «سگهای آبی» (پناهجویان سودانی عربزبان که در ازای کشف تونلها، مجوز اقامت به آنها پیشنهاد شده بود) نیز استفاده کرده است. در مارس ۲۰۲۵، IDF اعلام کرد که در مورد استفاده از سپر انسانی در غزه تحقیق خواهد کرد. تا به امروز هیچ اتهامی بر این اساس علیه هیچ سربازی مطرح نشده است.
سخنگوی IDF گفت که «استفاده از افراد به عنوان سپر انسانی، یا وادار کردن آنها به هر طریق دیگری برای شرکت در عملیات نظامی، در دستورالعملهای IDF که مطابق با قوانین بینالمللی است، به شدت ممنوع است. این دستورات به طور معمول در طول جنگ به نیروها تأکید شدهاند. ادعاهای مربوط به رفتارهایی که با این دستورالعملها و رویهها مطابقت ندارند، مورد بررسی قرار میگیرند.»
تلفات کم واحد و زندگی در ویرانهها
در طول سال اول جنگ، جاناتان و واحدش به طور منظم در غزه میجنگیدند. هر دوره نبرد ممکن بود بین یک هفته تا یک ماه طول بکشد. واحد او تلفات کمی داشت. او گفت که بیشتر آنها ناشی از دشمن نبودند. «ما یک مورد آتش خودی داشتیم،» و سایر جراحات ناشی از اشتباهات بودند، مانند اصابت ترکش به سربازان پس از پرتاب نارنجک و پناه گرفتن ناکارآمد. مناطق جنگی ذاتاً مکانهای خطرناکی هستند. «مردم توسط آتش آشپزی آسیب دیدند – این شوخی نیست.»
تخریب سیستماتیک و مناطق حائل
معمولاً جاناتان و واحدش در خانهها و آپارتمانهای متروکه فلسطینیان آواره مستقر میشدند. سرباز دیگری که در غزه خدمت میکرد به من گفت که چگونه او و همرزمانش مبلمان را از پنجرهها بیرون میانداختند تا فضای لازم برای مواضع تیراندازی ایجاد کنند، هر غذایی را که پیدا میکردند میخوردند، از لباسها، حولهها و کپسولهای گاز که ساکنان پشت سر گذاشته بودند استفاده میکردند و هر گونه لوازم الکترونیکی را برمیداشتند. جاناتان به من گفت: «به آن بیحس میشوی. همه چیز تخریب شده است. در خیابانها همه جا کیسههای مدفوع وجود دارد، بوی بدی میدهد. با یونیفرم، جلیقه و کلاهخودت گرمای جهنمی است. صدای بمباران، عرعر خرها وجود دارد، اما به آن عادت میکنی.»
سخنگوی نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) گفت که «در جایی که ضرورت عملیاتی مستلزم استفاده موقت از دارایی – از جمله سازهها و محتویات آنها – باشد، دستورالعملهای IDF چنین استفادهای را در محدوده قانون قابل اجرا و تابع ضرورت نظامی امری حیاتی مجاز میدانند. قوانین IDF به شدت غارت، سرقت یا تصرف اموال غیرنظامی برای استفاده شخصی را ممنوع میکند. هرگونه چنین رفتاری، در صورت اثبات، مشمول مراحل انضباطی و کیفری خواهد بود.»
سربازان در میدان نبرد کمتر میدانند که چگونه در استراتژی بزرگتر جای میگیرند. جاناتان گفت: «یک مأموریت بزرگ وجود دارد که ما به عنوان سربازان ساده از آن بیخبر بودیم. ما ساختمانها را پاکسازی میکردیم، پستها را تماشا میکردیم، به عملیات تخریب میرفتیم.» IDF در حال ایجاد مناطق حائل به عرض تقریباً یک کیلومتر در امتداد حصار مرزی و در امتداد کریدور نتزاریم بود که نوار را در جنوب شهر غزه دو نیم میکند. در این مناطق، هر سازهای، چه خانه، بلوک آپارتمانی، مدرسه، ساختمان مزرعه یا کارخانه، با خاک یکسان میشد.
جاناتان گفت در ابتدا، تخریبها نسبتاً سازمانیافته بود. پیادهنظام، مانند واحد او، ساختمانها را از ساکنانشان پاکسازی میکردند؛ مهندسان مواد منفجره را نصب و منفجر میکردند؛ سپس بولدوزرها وارد میشدند تا دیوارهای باقیمانده را تخریب کنند. اما پس از مدتی تخریبها آنقدر زیاد شد که واحدهای پیادهنظام خودشان شروع به کارگذاری مواد منفجره کردند، حتی با وجود اینکه برای این کار آموزش ندیده بودند. «ما وارد ساختمانها میشدیم، آنها را پاکسازی میکردیم و مینها را به دیوارها میچسباندیم… سپس یک افسر مهندس میآمد تا ماشه انفجار نهایی را بکشد تا تخریب از نظر بوروکراتیک رسماً تأیید شود.»
تخریبها به کار اصلی واحد جاناتان تبدیل شده بود. در واقع، تخریبها به فعالیت اصلی بیشتر پیادهنظام نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) در غزه تبدیل شده بود.
تخریبها به کار اصلی واحد جاناتان، و در واقع، برای بیشتر پیادهنظام IDF در غزه تبدیل شد. آنها توجیهات عملیاتی داده میشدند: زمین در دو طرف جادههای لجستیکی باید پاکسازی میشد؛ انبارهای موشک یا دهانههای تونل در زیرزمین کشف میشد؛ ساختمانهای بلند میتوانستند نقطه دید مناسبی برای تکتیراندازان حماس فراهم کنند. اما پس از تخریب بلندترین ساختمان در محله، ساختمان دیگری بلندترین ساختمان در محله میشد، بنابراین آن هم تخریب میشد. و همینطور.
سخنگوی IDF گفت که «حماس و سایر سازمانهای تروریستی در نوار غزه به طور سیستماتیک از مکانهای غیرنظامی برای مقاصد نظامی سوءاستفاده میکنند، از جمله با تبدیل آنها به انبارهای سلاح، مراکز فرماندهی و کنترل، مواضع تکتیراندازی و آتش ضدتانک و همچنین به عنوان پایگاههایی برای انجام حملات علیه نیروهای IDF. دستورالعملهای IDF تخریب اموال را مجاز نمیدانند مگر اینکه هدف نظامی را تشکیل دهد. IDF هرگونه توصیف دستورالعملهای خود را به عنوان خودسرانه، تنبیهی یا انجام شده بدون مبنای عملیاتی مشروع رد میکند.»
وقتی جاناتان به مرخصی به خانه رفت، خانوادهاش از او پرسیدند چرا خانهها در غزه سوزانده میشوند. او به من گفت: «نمیتوانستم تخریب را به عنوان یک دلیل نظامی توضیح دهم. مسئله امنیت یا شکست دادن حماس نبود. چیز دیگری بود - کل محلهها کاملاً از بین رفته بودند. این یک سؤال ساده به نظر میرسد اما من در مورد آن فکر نکرده بودم و پاسخ خوبی نداشتم.»
سرخوردگی و تغییر دیدگاه
با ادامه جنگ، سرخوردگی آغاز شد. گروگانها در اسارت باقی ماندند و حماس هنوز نابود نشده بود. جاناتان، مانند تعدادی از سربازان، احساس میکرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، جنگ را برای اهداف سیاسی خود طولانی میکند. جاناتان گفت: «در ابتدا مردم بسیار با انگیزه بودند، اما پس از مدتی مردم ناامید شدند – حتی افراطگرایان و تندروها از واحد من فهمیدند که فقدان استراتژی وجود دارد.» نیروهای ذخیره شروع به عدم حضور در دورههای تناوبی کردند: برخی گفتند که از نظر اخلاقی آنقدر درگیر هستند که نمیتوانند در غزه خدمت کنند؛ دیگران خسته بودند و نیاز داشتند به کار و خانوادههایشان بازگردند.
واحد جاناتان به مناطقی که قبلاً پاکسازی کرده بود، بازگردانده شد. سربازان کمتر از گذشته با مبارزان حماس روبرو شدند. روزهایشان یکنواخت شد و روحیه آنها با کشیده شدن جنگ بدتر شد. این اصل که «هیچ بیگناهی در غزه وجود ندارد» سختتر شد. جاناتان به من گفت: «هر فردی در منطقه «تروریست» نامیده میشد.» در ارتباطات رادیویی آنها، «کثیف» اصطلاحی بود که برای اشاره به فلسطینیان استفاده میشد، مثلاً «دو کثیف جلوتر میبینیم.» سربازان درباره رفتن به غزه برای شکار صحبت میکردند.
مواجهه با غیرنظامیان و بحران هویت
گاهی واحد او به یک مدرسه یا درمانگاه پر از خانوادههای آواره فلسطینی برمیخورد. سربازان آتش خود را متوقف میکردند، اما جاناتان گفت: «آنها ناامید بودند که اجازه ندارند به این افراد شلیک کنند. از نظر بسیاری از اسرائیلیها و سربازان، هر فلسطینی در غزه تروریست است. اگر بچه باشد، احتمالاً تروریست آینده است. اگر زن باشد، احتمالاً مادر آینده یک تروریست آینده است.» جاناتان شروع به احساس متفاوتی کرده بود و نمیتوانست با همرزمانش درددل کند. او «با آن احساسات کاملاً تنها» بود.
فقط زمانی که او برای همیشه غزه را ترک کرد، جاناتان شروع به تأمل در مورد خدمتش و آنچه او «کارهایی که ما انجام داده بودیم» مینامد، کرد. در خانه، او از شکاف بین تجربه خود و درک عمومی از جنگ آگاه بود. شبکههای خبری و روزنامهها خط جنجالی دولت را حفظ میکردند. دهها هزار تلفات فلسطینی، شرایط قحطی در غزه و رنج صدها هزار خانواده آواره به سختی ذکر میشد.
سرانجام او با «شکستن سکوت» تماس گرفت. آنها جاناتان را به من معرفی کردند. مانند بیشتر سربازانی که تجربیات خود را در جنگ اخیر به این سازمان ارائه دادند، او میخواست ناشناس بماند. او گفت که انتقاد از ارتش در اسرائیل «ممنوع» است. سایر شهود نگرانند که هنگام سفر به خارج از کشور خطر بازداشت را داشته باشند.
بسیاری از سربازان با سلامت روان خود دست و پنجه نرم میکنند. بر اساس یک گزارش اخیر دولت اسرائیل، ۲۷۹ سرباز بین ژانویه ۲۰۲۴ و ژوئیه ۲۰۲۵ اقدام به خودکشی کردهاند. شیوع اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در میان سربازانی که در غزه جنگیدند، بسیار بیشتر از سایر جنگهایی است که اسرائیل انجام داده است. IDF افزایش ۴۰ درصدی موارد PTSD را بین سپتامبر ۲۰۲۳ و ژانویه ۲۰۲۶ گزارش کرد. برخی از سربازان «آسیب اخلاقی» را تجربه میکنند، وضعیتی که برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توصیف شد، زمانی که شرم و انزجار از اعمال خود باعث افسردگی و اضطراب میشود. مفهوم آسیب اخلاقی بحثبرانگیز است، زیرا مرتکبان را به عنوان قربانی معرفی میکند.
تخریبها به کار اصلی واحد جاناتان تبدیل شده بود. در واقع، تخریبها به فعالیت اصلی بیشتر پیادهنظام نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) در غزه تبدیل شده بود.
جاناتان به من گفت برخی از دوستانش احساس انکار و گناه میکردند و از PTSD رنج میبردند. او فکر میکرد از نظر روانی خوب است. او سعی میکند زیاد درباره زمان خود در غزه از نظر عاطفی فکر نکند – «البته، من چیزهای سختی دیدم اما سعی میکنم خودم را قربانی نبینم.» در عوض، او به صورت فکری به آن میپردازد. «فکر میکنم طبیعی است که یک سرباز در جنگ میخواهد هر کاری برای محافظت از خود انجام دهد، و فرماندهاش میخواهد هر کاری برای محافظت از سربازانش انجام دهد. بنابراین فکر میکنم به همین دلیل است که انضباط و قوانین بینالمللی بسیار مهم هستند. در نهایت، یک سرباز آنچه را که به او گفته میشود، انجام خواهد داد. تخریب سیستماتیک در غزه به این دلیل نیست که سربازان تصمیم به تخریب ساختمانها گرفتند. این تصمیم ما نیست، یک سیاست است. البته، من از خودم انتقاد دارم و برای برخی از کارهایی که در آنها شرکت کردم، احساس گناه و شرمساری میکنم. اما همچنین میدانم که مشکل سیستم است، مشکل دولت است، نه سربازان در میدان.»
از جاناتان پرسیدم آیا از چیز خاصی پشیمان است. لبهایش لرزید، اما نتوانست پاسخ دهد. او گفت که گفتن داستانش راهی بود «برای بهتر کردن اوضاع، برای پذیرش مسئولیت، برای اینکه مردم بدانند چه اتفاقی افتاده است. اما این راهی برای کاهش مسئولیت خودم نیست. نمیتوانم گذشتهام را پاک کنم.»
او اخیراً در اروپا سفر کرده بود. او به من گفت: «شرمندهام. امروز افتخار نمیکنم که اسرائیلی باشم، که یک سرباز سابق باشم. این چیزی است که از آن شرمندهام. وقتی در اروپا بودم، به مردمی حسادت میکردم که میتوانستند پرچم خود را بر خانهشان بگذارند، افتخار کنند و از آن لذت ببرند. فکر میکنم هرگز قادر نخواهم بود پرچم کشورم را بر خانهام بگذارم.»
وندل استیونسون در سال ۲۰۲۴ برای گزارشهایش برای نشریه ۱۸۴۳ از اوکراین و اسرائیل، جایزه اورول برای روزنامهنگاری را دریافت کرد.
پرتره از ناداو نوهاوس
تصاویر تحقیقاتی: Eyevine، Getty