چند هفته پیش، در یک زمین بازی در خارکیف، اوکراین، با زن جوانی به نام ناستیا آشنا شدم. او در حال بازی با برادر کوچکترش، هلیب، مراقبت از لابرادور پیرشان، و لذت بردن از یک صبح آرام در نزدیکی ویرانههای مدرسه تخصصی شماره ۱۳۴ بود.
کمی بیش از چهار سال پیش، زمین بازی ناستیا و هلیب به هیچ وجه آرام نبود. در ۲۷ فوریه ۲۰۲۲، این مدرسه به میدان نبرد تبدیل شد، جایی که سربازان اوکراینی، پلیس و داوطلبان غیرنظامی با گروهی از نیروهای ویژه اسپتسناز روسیه جنگیدند؛ نیروهایی که چند روز قبل همراه با نیروی مهاجم مسکو وارد اوکراین شده بودند. در پایان این نبرد سیزده ساعته و شدید، بیشتر نیروهای روسی داخل مدرسه کشته شدند، ساختمان به ویرانه تبدیل شد و تلاش ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، برای تصرف سریع دومین شهر بزرگ اوکراین دفع گشت.