همزمان با آمادهسازی پرزیدنت ترامپ برای میزبانی مبارزات قفس UFC در چمن کاخ سفید به منظور جشن ۲۵۰ سالگی دموکراسی آمریکا و هشتادمین سالگرد تولد خود، تماشاگرانی که از نمایشهای سلطهگری لذت میبرند، به وجد خواهند آمد. اما چرا تنها به ورزش خونین اکتفا کنیم؟
رتبهبندیها میتوانست بالاتر باشد اگر ترامپ نمایشهای تحریکآمیزتری را اضافه میکرد. به عنوان مثال، جی. دی. ونس را در یک تانک آب در باغ رز بنشاند تا هر عضو مارالاگو بتواند به سمت او چیزی پرتاب کند! یا یک مسابقه خوردن توئینکی در اتاق وضعیت برگزار کند! و با توجه به اینکه UFC از قبل مراسم وزنکشی را در یادبود لینکلن برگزار میکند و استخر انعکاسی تازه رنگآمیزی شده است، چرا یک مهمانی بزرگ به سبک تعطیلات بهاری برای جمعیت اضافی برگزار نشود؟ به هر حال، توپهای فوم صنعتی کمتر از ۳۰۰۰ دلار قیمت دارند.
شما احتمالاً حدس زدهاید که ترجیح من این است که هیچ سرگرمی مبتذلی در کاخ سفید برگزار نشود، اما نه به این دلیل که از هیچ نوع آن لذت نمیبرم یا نمیخواهم طرفداران UFC را تحقیر کنم. دلیل ترجیح من همان است که با کمال میل شنبه شب در یک میز پوکر زیرزمینی قمار میکنم، اما یکشنبه صبح در محراب کلیسا این کار را نمیکنم: هر چیزی زمان و مکان خود را دارد.
بیشتر رؤسای جمهور تلاش کردهاند تا آداب و نزاکت را در محل اقامت خود حفظ کنند، زیرا میدانند کاخ سفید نماد ایالات متحده است و جاذبه و وقار آن حاصل کار نسلهاست. رویدادهای کاخ سفید برای اینکه مناسب باشند، نیازی به فانتزی بودن یا سرویسدهی به نخبگان ندارند. این مکان به همان اندازه که متعلق به قهرمانان تیمهای بیسبال لیگ کوچک است، متعلق به برنده مسابقات مسترز نیز هست، و به همان اندازه که به گروههای بلوگراس تعلق دارد، به نوازندگان ویولن سل کلاسیک نیز تعلق دارد. اما بین سرگرمیهای محبوب و آنچه ترامپ برنامهریزی میکند، تفاوتی وجود دارد که بسیاری از شهروندان آن را ناخوشایند میدانند — و از این رو برای جشنی که قرار است ما را متحد کند، مناسب نیست.
ترامپ به اولویتبندی استدلالهای احترامبرانگیز یا درخواستها برای فضیلت مدنی شهرت ندارد. در واقع، ممکن است انتظار انواع سرگرمیهای مبتذل را از یک کازینودار و صاحب مسابقات زیبایی سابق داشته باشید، اگر سرگرمی تنها هدف باشد. اما ترامپ، مانند یک امپراتور رومی که بر مبارزات در کولوسئوم نظارت میکند، با میزبانی یک مبارزه قفس، هدفی فراتر از صرفاً برانگیختن تودهها را دنبال میکند. این یک تاکتیک سیاسی است که ترامپ از خشونت — یا تصاویر خشونت — استفاده میکند تا قوی به نظر برسد.
این قمار احتمالاً برای اولین بار در سال ۱۹۸۹ به ذهنش خطور کرد، زمانی که ترامپ دریافت میتواند با مرتبط کردن خود به عطش عمومی برای انتقام خشونتآمیز، جایگاه خود را بالا ببرد. پس از تجاوز به یک دونده در سنترال پارک، او یک آگهی تمام صفحه در چهار روزنامه منتشر کرد که با عنوان «مجازات اعدام را برگردانید» آغاز میشد. ترامپ نوشت: «من میخواهم از این سارقان و قاتلان متنفر باشم. آنها باید مجبور به رنج کشیدن شوند.» (بعدها چندین نوجوان سیاهپوست و لاتینتبار به اشتباه در این پرونده محکوم شدند).
به عنوان یک نامزد ریاستجمهوری و یک مقام منتخب، ترامپ بسیار فراتر رفته است. در سال ۲۰۲۴، نشریه «آتلانتیک» یک تاریخچه مختصر از اظهارات خشونتآمیز او را جمعآوری کرد که در آن زمان حداقل ۴۰ مورد را شامل میشد و از آن زمان تاکنون افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۶، ترامپ تلاش کرد تا با انتشار گیفهایی که او را در حال کشتی گرفتن با لوگوی CNN و ضربه زدن به توپ گلف به پشت هیلاری کلینتون به تصویر میکشیدند، نشان دهد که بر حریفان سیاسی خود غلبه کرده و آنها را تحقیر میکند. او سعی کرد با پیشنهاد اینکه معترضان در تجمعات شایسته این هستند که توسط جمعیت مورد ضرب و شتم قرار گیرند، و وعده پرداخت هزینههای قانونی کسانی که چنین میکردند، تصویری از یک مرد خشن را برای خود ایجاد کند. به عنوان رئیسجمهور در سال ۲۰۱۷، او به جمعی از افسران اجرای قانون گفت که هنگام قرار دادن بازداشتشدگان در خودروهای پلیس، باید کمتر مراقب محافظت از سر آنها باشند. پس از اینکه گرگ جیانفورته، نماینده کنگره، در سال ۲۰۱۸ به یک خبرنگار حمله فیزیکی کرد، ترامپ گفت: «هر کسی که بتواند کسی را به زمین بکوبد، مرد من است.»
تا پیش از ترامپ، رؤسای جمهور مدرن معمولاً کشتار تروریستها را با جدیت و وقار برخورد میکردند و این مفهوم را برجسته میکردند که این اقدام ریشه در عدالت قانونی دولت دارد، نه خونخواهی یا انتقام شخصی. هنگامی که باراک اوباما در سال ۲۰۱۱ مرگ اسامه بن لادن را اعلام کرد، او درباره اینکه چگونه پیامدهای ۱۱ سپتامبر «یک حفره عمیق در قلبهایمان» ایجاد کرد و مردم را «به عنوان یک خانواده آمریکایی» متحد ساخت، سخن گفت. هنگامی که ترامپ در سال ۲۰۱۹ مرگ ابوبکر البغدادی، رهبر داعش، را اعلام کرد، به نظر میرسید که میخواهد شخصاً او را تحقیر کند و تأکید کرد که البغدادی «مثل یک سگ» پس از «دویدن به یک تونل بنبست، در حالی که در تمام مسیر ناله و گریه و فریاد میکشید» مرد.
در دوره دوم ریاستجمهوریاش، ترامپ درباره نیروی دریایی ایالات متحده گفت: «ما مثل دزدان دریایی هستیم.» دولت او بیش از ۲۰۰ نفر را در کشتیهای مختلف در دریای کارائیب و اقیانوس آرام کشته و سپس میمهایی را برای جشن گرفتن این حملات منتشر کرده است. فیل کلی، کهنه سرباز نیروی تفنگداران دریایی، با تأمل در ویدئوها و میمهای دولت نوشت: «من گمان میکنم سؤالی که برای دولت مطرح است این نیست که آیا این قانونی است، آیا این جنایت جنگی است، آیا این قتل است یا حتی آیا این برای آمریکا خوب است، بلکه این است که آیا این خشونت لذتبخش نیست؟» من گمان میکنم که تبلیغات پیرامون حملات قایقها بیشتر به این منظور است که ترامپ را با قدرت، سلطه و توانایی غلبه مرتبط کند.
بسیاری از رؤسای جمهور مهاجرانی را که غیرقانونی در اینجا بودند، اخراج کردهاند، اما ترامپ برخی از آنها را به زندانی خارجی فرستاده است که به سوءاستفاده از زندانیان معروف است. وزارت امنیت داخلی او به طور منظم عکسهایی از افراد در حال اخراج را منتشر میکند و بر زنجیرهای آنها تأکید و جشن میگیرد. بارها و بارها، در تجمعات، در رسانههای اجتماعی، و بدنامترین مورد در ۶ ژانویه، بخشهایی از پایگاه هواداری ترامپ با نمایشهای خشونتآمیز تقویت شدهاند.
در هشتادمین سالگرد تولد ترامپ، ورزش خونین در کاخ سفید انتخاب اصلی برای سرگرمی خواهد بود، زیرا او میخواهد ریاستجمهوری و خود را با سلطه و تحقیر خشونتآمیز رقبا مرتبط کند. خود آمریکا در صحنه جهانی اکنون ضعیفتر از زمانی است که ترامپ هر یک از دوران ریاستجمهوری خود را آغاز کرد. اما وقتی یک مبارز قفس در آخر هفته آینده دیگری را در داخل هشتضلعی شکست میدهد، ترامپ سود خواهد برد اگر آمریکاییها همان چیزی را فکر کنند که جو روگان در یک قسمت پادکست درباره این رویداد گفت: «کاملاً ترامپی.»