چیزی غیرعادی وارد دستور زبان سیاست خارجی ایالات متحده شده است. در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، زبان استراتژی جای خود را به زبان والاتر تمدن داده است: هشدارهایی درباره «محو تمدنی» در اروپا، استناد به میراث «یهودی-مسیحی» تحت محاصره، و تهدیدهایی علیه ایران برای نابودی تمدن ایرانی. این لفاظیها تصادفی نیستند، بلکه نشاندهنده چرخشی عمدی به سوی چیزی است که میتوان آن را تمدنگرایی امپریالیستی نامید؛ یعنی استفاده از هویت تمدنی به عنوان ابزاری برای سیاست خارجی پوپولیستی و تهاجمی.
مفهوم دولت-تمدن به یکی از ابزارهای لفاظی تعیینکننده رهبران پوپولیست عصر ما تبدیل شده است. در دهه گذشته، رهبران چین، هند، روسیه، ترکیه و سایر کشورها به هویت تمدنی روی آوردهاند تا همبستگی ملی را ایجاد کنند، تمایز فرهنگی را به رخ بکشند و اقتدار داخلی و بلندپروازیهای سیاست خارجی خود را توجیه نمایند.