رئیسجمهور ترامپ اعلام کرده است که ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ خود به توافق رسیدهاند. او امشب در پستی در سایت شخصی خود، Truth Social، گفت: «به همه تبریک میگویم!» او سپس برای نظارت بر نمایش عمومی پر زرق و برق تولدش که در چمن جنوبی کاخ سفید ترتیب داده بود، راهی شد. با این حال، ایالات متحده چیز زیادی برای جشن گرفتن ندارد: ترامپ و تیمش، در زمانی بیسابقه، جنگ را به یک دشمن از نظر نظامی متوسط — اما در عین حال بسیار خطرناک — باختند.
جزئیات توافق هنوز تأیید نشده است، اما رئیسجمهور، البته، مشتاق است که نتیجه را یک پیروزی جلوه دهد. (ترامپ عجله داشت که این توافق را در روز تولدش امضا کند؛ اما ایرانیها، که اکنون به نظر میرسد مسئول کل این ماجرا هستند، گفتند که به جای آن فردی را برای جلسهای در روز جمعه به سوئیس اعزام خواهند کرد.) اما حتی قبل از اینکه جزئیات را بدانیم، واضح است که ترامپ در دستیابی به هر یک از اهدافی که برای این جنگ خودخواسته تعیین کرده بود، شکست خورده است، و اکنون او مصمم است که تسلیم شدن آمریکا را در اسرع وقت امضا، مهر و موم و تحویل دهد.
اگر کلمه «شکست» قوی به نظر میرسد، به آنچه درباره نحوه پایان این جنگ میدانیم، توجه کنید. ایران آسیبهای قابل توجهی از اقدامات نظامی ایالات متحده و اسرائیل متحمل شده است. اما همانطور که من و دیگران از ابتدا هشدار دادیم، کشتار مردم و بمباران به تنهایی پیروزی را به ارمغان نمیآورند. واقعیت این است که جنگ با حفظ رژیم در تهران و در چنگال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پایان خواهد رسید؛ تنگه هرمز همچنان تحت تهدید حملات ایران باقی خواهد ماند؛ ایران به داشتن ذخایر قابل توجهی از پهپادها و موشکها ادامه خواهد داد؛ رژیم توانایی حمایت مالی از تروریسم دولتی را حفظ خواهد کرد؛ و بسیاری از تحریمها برداشته خواهند شد و میلیاردها دلار دارایی آزاد شده به ایران سرازیر خواهد شد. به عبارت دیگر، ایرانیها به اهداف استراتژیک کلیدی خود — بیش از همه بقای رژیم — دست یافتهاند، در حالی که آمریکاییها به هیچ یک از اهداف خود نرسیدهاند.
در واقع، ایالات متحده شاید بدتر از این باشد که چیزی به دست نیاورده است. ایران، در حالی که به طور موقت تضعیف شده، اکنون به یک بازیگر سیاسی قدرتمندتر تبدیل شده است: رژیم در تهران در برابر حمله گسترده آمریکا ایستادگی کرد، جان سالم به در برد و سپس به عنوان مجازاتی برای همراهی با جنگ ترامپ، به کشورهای مختلف در خلیج فارس آسیب رساند.
اسرائیلیها نیز به حال خود رها شدهاند. دل سوزاندن برای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که به شکلی بیملاحظه ترامپ را به حمله به ایران تشویق کرد، دشوار است، اما او نیز طعم تحقیر را چشیده است. ایرانیها با زیرکی جنگ نتانیاهو علیه حزبالله در لبنان را به جنگ ترامپ در خلیج فارس گره زدند و ترامپ اکنون از نتانیاهو خشمگین است که خروج ایالات متحده از این درگیری را دشوارتر کرده است. (هنگامی که نتانیاهو در اوایل ماه ژوئن حملات بزرگی را در بیروت برنامهریزی کرد، ترامپ با او تماس گرفت، به او ناسزا گفت و اظهار داشت: «اگر من نبودم، اکنون در زندان بودی.»)
بنا بر گزارشها، توافق آتی مستلزم توقف خصومتها در منطقه، از جمله در لبنان است — و ترامپ طوری مذاکره میکند که گویی میتواند این درخواست را اجرا کند در حالی که اورشلیم را از آن مستثنی کرده است. امروز، اسرائیلیها گفتند که حزبالله سلاحهایی را به اسرائیل پرتاب کرده است. ترامپ به جای اینکه از ایرانیها بخواهد که نایب خود را مهار کنند، به شبکههای اجتماعی رفت تا به اسرائیلیها بگوید آرام باشند، و اشاره کرد که این حمله «بسیار کوچک و بیمعنی بود، هیچ کس آسیب ندید، مجروح نشد و کشته نشد، و نباید این روند مهم را مختل کند.»
دولت ترامپ ادعا خواهد کرد که با کنار گذاشتن تسلیحات هستهای ایران به پیروزی دست یافته است. اما این ادعا هم مضحک و هم اضافی است. تهران ۱۰ سال پیش در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) متعهد شده بود که به دنبال تسلیحات هستهای نباشد. هیچ کس نباید به ایرانیها اعتماد کند، اما قبل از اینکه ترامپ به طور یکجانبه توافق را در اولین دوره ریاست جمهوری خود لغو کند، برجام کارآمد به نظر میرسید. مهمتر اینکه، در زمانی که ترامپ تصمیم به جنگ گرفت، ایران به هیچ وجه نزدیک به ساخت بمب نبود، و قطعاً در عرض چند هفته به سلاح دسترسی نداشت، آنگونه که ترامپ ادعا میکرد. تلاش برای ادعای اینکه این جنگ جاهطلبیهای هستهای ایران را شکست داده، صرفاً تلاشی است برای انحراف افکار عمومی از شکست دولت در دستیابی به تغییر رژیم، که همیشه هدف اصلی آن بود.
(خودتبریکگویی ترامپ در مورد جلوگیری از بمب هستهای ایران مانند همان شوخی قدیمی در مورد راننده تاکسی لندنی است که پودر «شیر» را از پنجره بیرون میانداخت تا شیرها را دور نگه دارد. وقتی به او گفته شد که لندن شیر ندارد، راننده تاکسی گفت: «و چه خوب که ندارد، چون آن پودر کار نمیکند.»)
این توافق — اگر واقعاً روز جمعه امضا شود — سپس یک دوره دو ماهه مذاکرات بیشتر را آغاز خواهد کرد و ترامپ میتواند استدلال کند که در این روند به دستاوردهای بیشتری خواهد رسید. اما چگونه؟
ترامپ هفتههاست که درباره خلاص شدن از «غبار هستهای» ایران — اصطلاح عجیب او برای اورانیومی که اکنون زیر آوار ناشی از بمبارانهای آمریکا قرار دارد — صحبت میکند و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، امروز صبح ادعا کرد که ایالات متحده چندین برنامه برای حذف این مواد دارد. با این حال، ایرانیها با جدیت در حال کار گذاشتن تلههای انفجاری در اطراف اورانیوم هستند تا اطمینان حاصل کنند که در جای خود باقی میماند، و با وجود رجزخوانیهای هگست، آمریکا بدون رضایت تهران به ایران لشکرکشی نخواهد کرد و آن را بیرون نخواهد آورد. اگر چیزی هم باشد، ایرانیها اکنون هر انگیزهای برای شتاب به سوی بمب را دارند و میتوانند این کار را با شفافیت بسیار کمتری نسبت به آنچه در برجام باید تحمل میکردند، انجام دهند.
در همین حال، تنگه هرمز «باز» خواهد شد، اما پیش از این نیز باز بود، حداقل برای کسانی که ایرانیها اجازه عبور به آنها میدادند. ترامپ در پیام تبریک خود گفت: «بدینوسیله به طور کامل اجازه بازگشایی بدون عوارض تنگه هرمز را میدهم.» این عالی است، اما چنین بیانیهای به اندازه من یا همسرم یا گربهام که تنگه را باز اعلام کنیم، اثر دارد؛ تنها ایران میتواند این تصمیم را بگیرد. ترامپ همچنین اعلام کرد که محاصره بنادر ایران توسط نیروی دریایی آمریکا پایان یافته است، چیزی که واقعاً در حیطه اختیارات اوست، اما این تنها به این معنی است که آمریکا عقبنشینی خواهد کرد در حالی که ایران باقی میماند.
در همین حال — و باز هم، اینها شرایطی هستند که تا کنون عمدتاً از طریق ایرانیها به مطبوعات درز کردهاند — ایران ادعا میکند که نه تنها ۱۲ میلیارد دلار به صورت نقدی دریافت خواهد کرد، بلکه ۱۲ میلیارد دلار دیگر را در عرض ۶۰ روز به دست خواهد آورد. در آینده، ایرانیها ادعا میکنند که صندوقی به مبلغ ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی دریافت خواهند کرد. (مقامات آمریکایی به خبرنگاران اصرار ورزیدهاند که هرگونه آزادسازی وجوه مبتنی بر عملکرد خواهد بود، شرطی مبهم که سوالات بیشتری را ایجاد میکند و میتواند ایرانیها را تحریک کند که در صورت سرپیچی آمریکاییها از تحویل پول، چانهزنی کنند.) این جنگ ایران را ویران، اما قدرتمندتر و با پول نقد بیشتری در اختیار، رها میکند، در حالی که آمریکا را ضعیفتر، با ذخایر مهمی از تسلیحات کاهشیافته، و با مصرفکنندگان خود که هزینه جنگ را در پمپ بنزین پرداخت میکنند، رها میسازد.
ترامپ امروز همچنین ادعا کرد که اگر ایرانیها همکاری نکنند، کاملاً مایل است خصومتها را از سر بگیرد. با این حال، میتوان ایرانیها را برای پوزخندی که به این ایده میزنند، بخشید، چرا که ترامپ میخواهد نیروهای آمریکایی را درگیر کند و سپس تنها چند هفته مانده به انتخابات میاندورهای، درگیری دومی را شعلهور سازد، به خصوص که مردم آمریکا — و شاید مهمتر از دیدگاه ترامپ، بازارهای بینالمللی — از این درگیری خسته شدهاند.
ترامپ این جنگ را با وعده به مردم ایران آغاز کرد که آنها قادر خواهند بود دولت خود را از دست ظالمان تئوکراتیک که آنها را سرکوب میکنند، پس بگیرند، و او بارها گفت که چیزی کمتر از «تسلیم بیقید و شرط» را نخواهد پذیرفت. اگر ترامپ رژیم در تهران را سرنگون میکرد، از سوی بیشتر جهان — و تبریک حتی از سرسختترین منتقدانش — سپاسگزار میشد. در عوض، ایالات متحده شکست خورده است، و امشب ترامپ در چمن بود و منتظر صاف شدن هوا برای آغاز جشن خود بود.