تصویرسازی: پل بلو
تصویرسازی: پل بلو

واکنش‌های منفی به هوش مصنوعی تازه آغاز شده است

راهکارهای مقابله با آن

پیشرفت‌ها در هوش مصنوعی (ARTIFICIAL intelligence) مدت‌هاست که باعث وحشت متخصصان فناوری شده است. اخیراً، رأی‌دهندگان نیز این اضطراب را احساس می‌کنند. هوش مصنوعی در غرب محبوبیت ندارد و در حال صعود به صدر دستور کار سیاسی است. شدیدترین درگیری‌ها تاکنون در آمریکا بوده است؛ جایی که اعتراضات علیه مراکز داده تقریباً صد میلیارد دلار از پروژه‌ها را به هم ریخته است، ابرسرمایه‌گذاران هوش مصنوعی که با یکدیگر در جنگ هستند، ده‌ها میلیون دلار را در یک رقابت کنگره در منهتن هزینه کرده‌اند و حدود ۴۰٪ از رأی‌دهندگان به نظرسنجی‌کنندگان گفته‌اند که می‌خواهند هوش مصنوعی از اکثر صنایع ممنوع شود. اما اختلافات در جاهای دیگر نیز در حال وقوع است: پس از افزایش اخیر سودآوری تولیدکنندگان تراشه، کارگران سامسونگ در کره جنوبی برای تضمین پاداش‌های ویژه تهدید به اعتصاب کردند.

این واکنش‌های منفی تازه آغاز شده است، زیرا این فناوری نیز در ابتدای راه است. اندی برنهام، نخست‌وزیرِ در انتظارِ ضعیف بریتانیا، به‌ندرت حرفی درباره هوش مصنوعی زده است. حتی آمریکایی‌ها نیز همچنان هوش مصنوعی را در رتبه ۲۹ از ۳۹ موضوع انتخاباتی قرار می‌دهند.

این وضعیت قطعاً تغییر خواهد کرد — و نزاع‌ها بر سر مراکز داده نشانه‌ای از مبارزات آینده را ارائه می‌دهد. این ساختمان‌ها خشم و خصومتی را فراتر از "مخالفت با همسایه شدن" (nimbyism) معمولی برمی‌انگیزند. آمریکایی‌های بیشتری می‌گویند که از داشتن یک راکتور هسته‌ای در همسایگی خود خوشحال‌ترند تا یک مرکز داده. حتی برنامه‌های ساخت یکی در صحرای یوتا با مخالفت‌های شدیدی مواجه شده است.

مراکز داده می‌توانند زشت باشند، این درست است. اما این مخالفت‌ها بازتابی از شهرت این فناوری است. مدیران هوش مصنوعی سال‌هاست که در مورد بحران شغلی قریب‌الوقوع و خطر انقراض انسان‌ها توسط یک ابرویروس مهندسی‌شده با هوش مصنوعی هشدار داده‌اند. مخالفان مراکز داده به دلایل مختلفی بر این باورند که آن‌ها در حال محافظت از محیط زیست، حفظ مشاغل و نجات گونه‌ها هستند — و این باورشان کاملاً بی‌اساس نیست.

با این حال، این واکنش منفی خود خطرناک است. هوش مصنوعی نوید تغییر جهان به سمت بهتر را می‌دهد، همانند کاری که برق یا موتور بخار انجام دادند. چندی پیش، مشکل اصلی جهان ثروتمند رکود رشد اقتصادی و پوپولیسم ناشی از آن بود. اکنون فناوری‌ای در اختیار دارد که می‌تواند جهشی در بهره‌وری و درآمد ایجاد کند، به یافتن درمان برای بیماری‌های لاعلاج کمک کند و همه چیز را از آموزش گرفته تا فناوری سبز بهبود بخشد.

همه این‌ها می‌تواند از دست برود اگر کشورها این فناوری را از قدرت محاسباتی محروم کنند یا آن را با مقررات بی‌اثر سازند. به تحقیقات واکسن‌های mRNA نگاه کنید که پس از واکنش‌های منفی در طول همه‌گیری کووید-۱۹، متوقف شدند.

سناریوهایی که در آن‌ها برخی کشورها تسلیم خشم عمومی می‌شوند، اما دیگران پیش می‌روند، نیز نگران‌کننده هستند. اگر آمریکا تسلیم شود، می‌تواند مرز جهانی هوش مصنوعی و قابلیت‌های سایبری و نظامی مرتبط با آن را به چین اقتدارگرا واگذار کند. اروپا و کانادا ریسک‌گریزتر از آمریکا هستند. اگر آن‌ها هوش مصنوعی را متوقف کنند در حالی که بقیه جهان به پیشروی ادامه می‌دهند، زیان‌های آن‌ها می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد. بیش از دو قرن پس از انقلاب صنعتی، تنها تعداد کمی از کشورها موفق شده‌اند به پیشگامان برسند.

بنابراین، خطرات زیاد است. آیا دولت‌ها می‌توانند کاری در این مورد انجام دهند؟ اظهارات بزرگ درباره شکل یک "قرارداد اجتماعی" برای جهان پسا-هوش مصنوعی، خوراک خوبی برای پست‌های وبلاگ است، اما امروز کمک چندانی نمی‌کند. علاوه بر این، ناشناخته‌ها هنوز آنقدر زیاد هستند که این کار را تقریباً بی‌فایده می‌کند.

بهتر است رویکردی تدریجی اتخاذ شود. در حالی که اقتصاد چین در دهه ۱۹۸۰ با نرخ ۱۰٪ در سال رشد می‌کرد — سریع‌تر از اکثر پیش‌بینی‌های افراطی برای رشد ناشی از هوش مصنوعی — شعار دنگ شیائوپینگ، رهبر آن، این بود: "با لمس سنگ‌ها از رودخانه عبور کن"؛ یعنی به صورت تکراری پیشروی کردن، برای مشکلات برنامه‌ریزی کردن اما انعطاف‌پذیر ماندن. مدیریت ماهرانه عصر هوش مصنوعی نیازمند روحیه مشابهی خواهد بود.

بدین منظور، در اینجا چهار نکته برای سیاستمداران و شرکت‌های هوش مصنوعی که به دنبال سیاست‌گذاری هستند، ارائه می‌شود. اول، منافع هوش مصنوعی را تا حد امکان گسترده توزیع کنید. باید به مانع‌تراشان نشان داد که اگر آن‌ها کنار بروند، منطقه محلی‌شان بهره‌مند خواهد شد. شرکت‌های مراکز داده به درستی شروع به ارائه بودجه به شهرهای اطراف کرده‌اند. به تدریج، این رویکرد باید به جامعه در کل گسترش یابد، با سازوکارهایی که به مردم نشان دهد سهام اقتصادی در پیشرفت هوش مصنوعی دارند و از طریق سیاست‌هایی مانند بیمه دستمزد به آن‌ها برای سازگاری با اختلالات کمک خواهد شد. تنها حس مشترک رفاه می‌تواند سیاست‌های سمیِ "چه کسی برنده می‌شود/چه کسی بازنده" را که در دوران جهانی‌شدن ظهور کرد، تعدیل کند.

دوم، در صورت لزوم، سخت‌گیرانه مقررات وضع کنید. چشم‌انداز هولناک حملات سایبری یا بیوتروریسم با قابلیت هوش مصنوعی، هنوز آنطور که باید جدی گرفته نمی‌شود. مقابله با این مسائل و سایر موارد، فی‌نفسه ضروری است، اما همچنین استدلال‌ها برای ممنوعیت یا تضعیف بی‌رویه هوش مصنوعی را تضعیف خواهد کرد. در حالت ایده‌آل، این تلاش‌ها شامل همکاری‌های بین‌المللی خواهد بود.

سوم، همه چیز را اندازه‌گیری کنید. دیدگاه رایج مبنی بر اینکه هوش مصنوعی در حال حاضر منجر به تعدیل نیرو و افزایش قبوض برق می‌شود، احتمالاً اشتباه است. اما بدون آمار بهتر، اطمینان از این موضوع دشوار است. مراکز داده باید با نگرانی‌های ویروسی در مورد مصرف آب مقابله کنند، که موضوعی ساختگی است. (مراکز داده مدرن بیش از صنایع دیگر آب مصرف نمی‌کنند و در مجموع بسیار کمتر از زمین‌های گلف آمریکا هستند.) واقعیت‌ها اطلاعات غلط را درمان نمی‌کنند، اما عدم وجود آن‌ها آن را بدتر می‌کند. مؤسسه امنیت هوش مصنوعی بریتانیا و مؤسسه جدید اقتصاد هوش مصنوعی ممکن است الگوهایی برای سایر کشورها ارائه دهند.

چهارم، از هوش مصنوعی برای بهبود دولت استفاده کنید. فقط بخش خصوصی نیست که می‌تواند از هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری استفاده کند. ثبت مالیات باید آسان باشد؛ سیستم‌های بهداشت دولتی باید داده‌ها را به طور یکپارچه به هم متصل کنند و مدارس باید با یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی آزمایش کنند. هوش مصنوعی همچنین ممکن است نظارت شهروندان بر فعالیت‌های سیاستمداران را آسان‌تر کند.

مردم کمتر احتمال دارد با فناوری‌ای مخالفت کنند که پشت درمان سرطان مادربزرگشان است یا به آموزش فرزندشان کمک می‌کند. و اگر باور داشته باشند که دولت کار می‌کند، بیشتر احتمال دارد به توانایی دولت در نظارت بر آن اعتماد کنند.

سیاست ماشینی

رأی‌دهندگان حق دارند که با علاقه زیادی به چگونگی تغییر زندگی‌شان توسط هوش مصنوعی بپردازند. آینده آشفته، عجیب و غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. متقاعد کردن آن‌ها که منافعشان با این تحول تأمین می‌شود، به اندازه بهبود مدل‌های هوش مصنوعی مهم شده است. شکست، باعث شورش‌های بیشتری خواهد شد — و فرصت‌های عظیم بشریت را از بین خواهد برد.