تصویرسازی: کتی مارتین
تصویرسازی: کتی مارتین

آیا آمریکا در حال تبدیل شدن به حکومت سالخوردگان است؟

کتابی جدید مشکلی واقعی را شناسایی کرده و راه‌حل‌های نامناسبی ارائه می‌دهد

حکومت سالخوردگان در آمریکا. اثر ساموئل موین. انتشارات فرار، استراوس و ژیرو؛ 288 صفحه؛ 30 دلار

اگر با جوانان در هر کشور ثروتمندی صحبت کنید، شکایات مشابهی به گوش می‌رسد. الیجاه ادواردز، دانشجوی 20 ساله در واشنگتن دی‌سی، می‌گوید مسکن «اصلاً مقرون‌به‌صرفه نیست». قیمت‌ها «به شدت در حال افزایش هستند و به نظر نمی‌رسد چیزی بتواند آنها را کاهش دهد.» جوانان خانه‌هایی نزدیک مشاغل خوب می‌خواهند. اما ساخت و ساز برای سازندگان آنقدر دشوار است که هزاران جوان 20 تا 30 ساله در زیرزمین خانه‌های والدین خود با خشم به سر می‌برند. آیا مقصر می‌تواند… افراد مسن باشند؟

جوه گهلباخ، یک فعال جنبش ییمبی (YIMBY) (حامیان ساخت‌وساز) در ویرجینیا، می‌گوید: «در هر جلسه کمیسیون برنامه‌ریزی حاضر شوید، به وضوح می‌توانید شکاف نسلی را مشاهده کنید.» نیمبی‌های (NIMBYs) (مخالفان ساخت‌وساز محلی) موقر با هر ساخت‌وساز جدیدی که ممکن است منظره آن‌ها را خراب کند یا پارک کردن را کمی دشوارتر سازد، مخالفت می‌کنند. جوانان معمولاً اصلاً در جلسات حاضر نمی‌شوند. «اگر سه‌شنبه ساعت چهار بعدازظهر یک جلسه عمومی برگزار شود، حضور یک بازنشسته در آن آسان‌تر است تا یک فرد حرفه‌ای 35 ساله شاغل که یک فرزند در خانه دارد.»

ساموئل موین، استاد دانشگاه ییل، در کتاب «حکومت سالخوردگان در آمریکا» استدلال می‌کند که آمریکا توسط افراد مسن اداره می‌شود. این فقط به این دلیل نیست که دونالد ترامپ 80 ساله است یا سلف او در 82 سالگی از قدرت کنار رفت و به وضوح دچار اختلال بود. آقای موین جامعه‌ای را می‌بیند که به سالمندان امتیاز می‌دهد، راه را بر جوانان می‌بندد و «بیشتر بر حفظ وضعیت موجود اصرار دارد تا بر نوآوری.»

در مورد سیاست، او نکته درستی را مطرح می‌کند. قانون‌گذاران آمریکایی با ارشدیت قدرتمندتر می‌شوند و هیچ مکانیزم مناسبی برای برکناری آن‌ها زمانی که دیگر قادر به انجام وظایف خود نیستند، وجود ندارد. کای گِرِینجِر، عضو کنگره از تگزاس، با وجود زندگی در یک خانه سالمندان و رنج بردن از زوال عقل، به خدمت ادامه داد. دایان فاینستاین، سناتور کالیفرنیا که در 90 سالگی در دوران خدمت درگذشت، اغلب در درک آنچه در اطرافش می‌گذشت، ناتوان بود. در اکثر مشاغل، افراد پس از سن خاصی به تدریج مسئولیت‌ها را واگذار می‌کنند و زمانی که از انجام آن‌ها ناتوان می‌شوند، به کلی از کار دست می‌کشند. اما در سیاست اینگونه نیست. نقش «رئیس موقت سنا» (president pro tempore of the Senate) که نفر سوم در صف جانشینی ریاست‌جمهوری آمریکاست، به طور سنتی به قدیمی‌ترین عضو سنا داده می‌شود. امروزه این مقام متعلق به سناتور چاک گراسلی از آیووا است که 92 سال دارد.

حتی سیاستمداران جوان‌تر نیز باید در برابر رأی‌دهندگان مسن‌تر سر تعظیم فرود آورند، زیرا این گروه بسیار بیشتر از جوانان در انتخابات شرکت می‌کنند. میانگین سنی رأی‌دهندگان در آمریکا 52 سال است. مهم‌تر از آن، میانگین سنی رأی‌دهندگان در انتخابات مقدماتی – که تقریباً 90 درصد از اعضای مجلس نمایندگان را انتخاب می‌کنند و کرسی‌هایشان به راحتی توسط حزب دیگر قابل تصاحب نیست – 65 سال است. آقای موین اشاره می‌کند: «هرچه یک انتخابات کسل‌کننده‌تر باشد»، گروه رأی‌دهنده مسن‌تر می‌شود. همانطور که یکی از شخصیت‌ها در سریال «پارک‌ها و تفریحات» گفت: «شهروندان سالخورده اساساً تنها کسانی هستند که در انتخابات محلی رأی می‌دهند. بنابراین اگر می‌خواهید پیروز شوید، باید رأی خاکستری‌ها را به دست آورید.»

در سراسر جهان ثروتمند، سیاستمداران تمایل دارند منافع افراد مسن را بر منافع جوانان ترجیح دهند. از برزیل گرفته تا فرانسه، این مسئله اصلاح سیستم‌های بازنشستگی را به شدت دشوار می‌کند. در آمریکا، هر رهبری که تلاش کند، در تبلیغات تهاجمی به گونه‌ای به تصویر کشیده می‌شود که مادربزرگ‌ها را از صخره به پایین پرتاب می‌کند.

آقای موین استدلال می‌کند که افراد مسن کمتر به آینده اهمیت می‌دهند، بنابراین مالیات کمتر را به مدارس خوب یا سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها ترجیح می‌دهند. آن‌ها اغلب از افزایش بدهی‌های عمومی نگران نیستند، زیرا بار بازپرداخت آن‌ها بر دوش دیگران خواهد افتاد. در سال 2016، آقای ترامپ جلسه توجیهی درباره اینکه چگونه مسیر مالی آمریکا در نهایت به بحران منجر خواهد شد را تنها پس از پنج دقیقه قطع کرد و با شانه بالا انداختن گفت: «بله، اما آن زمان من رفته‌ام.» آقای ترامپ بیش از هر رئیس‌جمهور دیگری در تاریخ به بدهی ملی افزوده‌ است.

در سیاست خارجی، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که جوانان مهمترین مسئله را تغییر اقلیم می‌دانند که موضوعی بسیار بلندمدت است؛ اما افراد مسن نگران تروریسم هستند. آمریکا اکنون دولتی دارد که تغییر اقلیم را یک فریب می‌داند و زیاد درباره «تروریسم» صحبت می‌کند، حتی برچسب تروریست را به قاچاقچیان مواد مخدر مشکوک می‌زند و سپس گاهی اوقات آن‌ها را می‌کشد. این کار در تلویزیونی که افراد مسن تماشا می‌کنند، خشن به نظر می‌رسد اما تأثیر قابل توجهی بر عرضه مواد مخدر ندارد.

رأی‌دهندگان جوان ناامیدتر می‌شوند: مطالعه‌ای توسط آلونزو آمارالس از دانشگاه بوکونی میلان نشان می‌دهد که وقتی رهبران سیاسی بسیار مسن‌تر از جمعیتی هستند که نمایندگی می‌کنند، اعتماد به خود دموکراسی کاهش می‌یابد. بنابراین آقای موین در ابراز تأسف از نفوذ سیاسی نامتناسب سالمندان، حق دارد.

او در توصیف قدرت آن‌ها در محیط کار، در وضعیت دشوارتری قرار دارد. او می‌گوید که آن‌ها بر شرکت‌ها تسلط دارند، فرصت‌ها را «انحصاری» می‌کنند و جوانان را در مشاغل کم‌درآمد نگه می‌دارند. او این وضعیت را «شرکت سالخوردگان» (Gerontocracy, Inc) می‌نامد. با این حال، برجسته‌ترین نمونه‌هایی که او ذکر می‌کند از یک صنعت غیرمعمول هستند: دانشگاه‌ها. ثبات شغلی (Tenure) بسیاری از اساتید را غیرقابل اخراج می‌کند، بنابراین آن‌ها مدت‌ها پس از اینکه دیگر به اندازه کافی کارآمد نیستند، به کرسی‌های راحت خود چسبیده‌اند. سایر محیط‌های کاری اینگونه نیستند. با افزایش سن و کاهش بهره‌وری کارکنان، دستمزد آن‌ها معمولاً کاهش می‌یابد. درآمد معمولاً در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50، زمانی که کارگران با تجربه و هنوز پرانرژی هستند، به اوج خود می‌رسد و سپس با نزدیک شدن به بازنشستگی به تدریج کاهش می‌یابد.

آقای موین طرفدار سنین بازنشستگی اجباری است. این ممکن است برای قضات که قدرت زیادی دارند و تقریباً اخراج آن‌ها غیرممکن است، یا خلبانان هواپیما که با کاهش دقت ممکن است جان انسان‌ها را به خطر بیندازند، منطقی باشد. اما برای اکثر مشاغل منطقی نیست، جایی که کارفرمایان باید آزاد باشند که کارکنان را تا زمانی که هر دو طرف سود می‌برند، حفظ کنند.

آقای موین ادعا می‌کند که بازنشستگی اجباری مشاغل را برای جوانان آزاد خواهد کرد و در این زمینه دچار «مغالطه حجم ثابت کار» (lump of labour fallacy) می‌شود. او با هیجان می‌افزاید که این کار نابرابری را نیز کاهش خواهد داد، زیرا افراد مسن ثروتمندتر از جوانان هستند – اگرچه این امر عمدتاً به دلیل پس‌انداز طولانی‌تر آن‌ها است.

او به طرز عجیبی از عواقب مالی وادار کردن افراد به ترک کار در حالی که هنوز قادر و مایل به انجام آن هستند، بی‌توجه است. برای مثال، تنها راه معقول برای حفظ صندوق‌های بازنشستگی عمومی، افزایش سن بازنشستگی با افزایش امید به زندگی است. آقای موین می‌گوید: «مزخرفات!» آمریکا می‌تواند به نوعی برنامه‌های حمایتی را حفظ کند در حالی که عمر کاری افراد را کوتاه می‌کند. (انتظار می‌رود صندوق تأمین اجتماعی آمریکا تا سال 2032 تهی شود.)

اگر افراد مسن از کار کردن لذت ببرند چه؟ بدشانسی است. کسانی که «معتاد به شغل خود» یا «مواد مخدر اهمیت» هستند باید کمک دریافت کنند تا «معانی زندگی خود را بازتعریف کنند». بازنشستگی اجباری می‌تواند جذاب شود اگر به بازنشستگان کمک شود تا سرگرمی‌های مفید یا کارهای داوطلبانه پیدا کنند. من از طرف دولت آمده‌ام و اینجا هستم تا به شما پیکلبول (ورزشی شبیه تنیس و بدمینتون) آموزش دهم.

آقای موین علاوه بر بیرون کردن افراد مسن از محیط کار، حقوق رأی آن‌ها را نیز محدود می‌کند، زیرا سهم کمتری در نتیجه انتخابات دارند. یک ایده این است که ارزش رأی یک فرد را پس از رسیدن به سن بازنشستگی کاهش دهند، به طوری که در سن 83 سالگی، او فقط یک دهم رأی داشته باشد. ایده دیگر این است که افراد 18 تا 25 ساله هر کدام دو رأی داشته باشند. آقای موین می‌پرسد: «چرا همه باید رأی یکسانی داشته باشند؟» قضات پاسخ می‌دهند: به این دلیل که اصول دموکراتیک و قانون اساسی چنین می‌گوید. قضات حرف‌های عجیب و غریب می‌زنند؛ شاید به این دلیل که مسن هستند.

به طور خلاصه، آقای موین مشکلی واقعی را شناسایی کرده اما راه‌حل‌های افراطی ارائه می‌دهد. کنگره ممکن است یک حکومت سالخوردگان باشد، اما محیط کار اینطور نیست. متوقف کردن مالیات‌دهندگان سالخورده از کسب درآمد، راهی برای عادلانه‌تر کردن جامعه نیست. همانطور که بحث درباره هوش مصنوعی (AI) نشان می‌دهد، کار به افراد هدف و همچنین درآمد می‌دهد؛ وادار کردن آن‌ها به بازنشستگی زودهنگام، دستورالعملی برای یک دوران پیری غم‌انگیز است. ¦

این مقاله در بخش فرهنگ نسخه چاپی با عنوان «وقتی زمان به نفع شما نیست» منتشر شد.

تصویر جلد نسخه چاپی.
از نسخه 27 ژوئن 2026