در یک روز بهاری دلپذیر در سال جاری، دیپلماتها در باغ سازمان ملل متحد گرد هم آمدند تا به بازی فوتبال بپردازند. در آستانه جام جهانی فوتبال مردان فیفا و به افتخار روز جهانی فوتبال سازمان ملل، آنها یک تورنمنت غیررسمی فوتبال برگزار کردند که تیمهایی از آفریقا، آسیا، اروپا و آمریکای لاتین در آن به رقابت پرداختند.
بسیاری از دیپلماتها، در حالی که کت و شلوار و کراوات خود را با شورت و پیراهن ورزشی عوض کرده بودند، پتانسیل ورزش را برای الهام بخشیدن به همکاری ستودند. ریکلف بویتین، سفیر آلمان در سازمان ملل که میزبان یک مهمانی آبجو و سوسیس برای تورنمنت سازمان ملل بود، گفت: «درگیریها و جنگها با ورزش حل نمیشوند، اما دیپلماسی ورزشی بسیار مهم است. ورزش ذهنها را باز میکند و مردم را متحد میسازد.»
در ماه ژوئن، سازمان ملل متحد جلسهای جدی در مورد دیپلماسی ورزشی با رهبران کسبوکار و دانشگاهیان برگزار کرد. اکنون، با اوج گرفتن جام جهانی، دیپلماتها برای تماشای مسابقات در سالن نمایندگان در مقر سازمان ملل گرد هم میآیند و بازیها را از طریق صفحههای نمایش که توسط هیئت نمایندگی ایالات متحده حمایت مالی شدهاند، تماشا میکنند.
دیپلماسی ورزشی در حال حاضر لحظهای را تجربه میکند که در اصطلاحات مدرن میتوان آن را جانشین «دیپلماسی پینگپنگ» دانست که در دهه ۱۹۷۰ به بهبود روابط ایالات متحده و چین کمک کرد – با این حال، این مفهوم حداقل به قدمت بازیهای المپیک باستان است. معمولاً این پدیده به عنوان شکلی از «قدرت نرم» (soft power) دیده میشود، اصطلاحی که توسط جوزف اس. نای جونیور (Joseph S. Nye Jr.) در نشریه فارن پالیسی ابداع شد و توانایی تأثیرگذاری بر دیگران از طریق اقناع را توصیف میکند.
دیپلماسی ورزشی مدرن از دیپلماسی شخصی در باغ سازمان ملل تا نشستهای پشت درهای بسته در حاشیه بازیها را شامل میشود، مانند دیدار مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، با سانتیاگو پنیا، رئیس جمهور پاراگوئه، در حاشیه مسابقه جام جهانی بین کشورهایشان در لس آنجلس در ۱۳ ژوئن.
با این حال، در زیر این توجهات، جام جهانی تابستان امسال که به میزبانی مشترک کانادا، مکزیک و ایالات متحده برگزار میشود، محدودیتهای قدرت نرم را آشکار کرده است. قدرت سخت همچنان شرایط میدان را دیکته میکند – چه از طریق کنترل شدید دولت ترامپ بر ویزای ورود برای بازیکنان، مقامات و هواداران و چه از طریق تلاشهای دیپلماسی عمومی مستقیم توسط فیفا، نهاد حاکم بر ورزش.
پوشش بیطرفی در ورزش جهانی مدتی است که در حال از بین رفتن است، زیرا افزایش تلفات درگیریهای مسلحانه – که در بالاترین سطح خود از زمان جنگ جهانی دوم قرار دارد – به مجموعهای از محدودیتها بر آزادی بیان، تحریمها و ممنوعیتها منجر شده است. با افزایش قدرت نظامی سخت و اقتدارگرایی، این سؤال مطرح میشود: آیا دیپلماسی ورزشی به بنبست رسیده است؟
کشورها زمان و منابع خود را برای میزبانی رویدادهایی مانند جام جهانی یا المپیک – یا حتی مسابقه سالانه آواز یوروویژن – سرمایهگذاری میکنند، با این باور که این رویدادها اعتبار آنها را افزایش خواهند داد. این امر درک نگرش ظاهراً دوگانه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، نسبت به جام جهانی را دشوار میسازد. ترامپ طبق گزارشها قصد دارد جام قهرمانی را در فینال تورنمنت در ۱۹ ژوئیه در نیوجرسی اهدا کند، اما تاکنون در هیچ یک از مسابقات تیم ملی ایالات متحده شرکت نکرده است.
در همین حال، بازی افتتاحیه ایالات متحده در برابر پاراگوئه به پربینندهترین مسابقه فوتبال پخش شده در تاریخ ایالات متحده تبدیل شد و به طور متوسط ۲۷.۵ میلیون بیننده را به خود جذب کرد. بسیاری از آمریکاییها امروز ممکن است با شوخی دهه ۱۹۸۰ جک کمپ، بازیکن سابق NFL و نماینده کنگره ایالات متحده، که گفته بود «فوتبال آمریکایی سرمایهداری دموکراتیک است، در حالی که فوتبال (ساکر) یک ورزش سوسیالیستی اروپایی است»، مخالف باشند.
از یک سو، جام جهانی ۲۰۲۶ بینالمللیترین دوره تاریخ است. تعداد کشورهای شرکتکننده در این تورنمنت از ۳۲ به ۴۸ افزایش یافته و بسیاری از تیمها تحت سلطه بازیکنان دیاسپورا (مهاجر) هستند. از سوی دیگر، مقاومت فزاینده در برابر مهاجرت – به طور قابل توجهی اما نه منحصراً در ایالات متحده – این تورنمنت را به یکی از انحصاریترین دورهها تبدیل کرده است.
به طرز کنایهآمیزی، رژیمهای توتالیتر دهه ۱۹۳۰ سازگارتر بودند. دههها پیش از ابداع اصطلاح «ورزششویی» (sportswashing)، بنیتو موسولینی فرش قرمز را برای میزبانی ایتالیای فاشیست از جام جهانی ۱۹۳۴ پهن کرد. آلمان نازی تأکید کرد که به ورزشکاران خارجی سیاهپوست و یهودی اجازه رقابت در المپیک برلین ۱۹۳۶ را خواهد داد – عمدتاً برای جلوگیری از جنبش تحریم فزاینده – و راه را برای دستاوردهای چشمگیر جسی اوونز، دونده آمریکایی، هموار کرد.
تقریباً یک قرن بعد، بسیاری از افرادی که به جام جهانی سفر میکردند، یا مورد بازجوییهای مزاحم در فرودگاه قرار گرفتند یا از ورود به ایالات متحده منع شدند. عمر آرتان میتوانست اولین داور سومالیایی باشد که در جام جهانی قضاوت میکند، اما در فرودگاه میامی بازگردانده شد. طلال صلاح، عکاس تیم ملی عراق، در شیکاگو از ورود منع شد، در حالی که ایمن حسین، مهاجم عراقی، طبق گزارشها نزدیک به هفت ساعت برای بازجویی بازداشت شد.
میزبانی تورنمنت جام جهانی در طول جشن دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده، فرصتی فوقالعاده برای نمایش این کشور است. با این حال، برای برخی از هواداران، برداشتهای ماندگار آنها با قدرت سخت ایالات متحده – یعنی نمایش قدرت رژیم مهاجرتی این کشور – مشخص خواهد شد.
در همین حال، جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، اغلب شعار «فوتبال جهان را متحد میکند» را که برای آخرین جام جهانی مردان راهاندازی شد، ترویج میکند. اینفانتینو ممکن است اعطای جایزه صلح فیفا به ترامپ را که مورد تمسخر قرار گرفت، به عنوان یک ژست ضروری برای تشویق ایالات متحده به کاهش محدودیتهای سفر تلقی کرده باشد. اگر هدف او این بود، نتایج متفاوتی داشت: ایالات متحده وثیقه ۱۵۰۰۰ دلاری را برای مسافران از برخی کشورها برای اعضای تیم، همکاران نزدیک و برخی دارندگان بلیط لغو کرد. اما بسیاری از هواداران همچنان از ورود منع شدند.
اینفانتینو همچنین تلاش کرده است تا خود را به عنوان یک دولتمرد شبهسیاسی معرفی کند. در ماه آوریل، در کنگره سالانه فیفا در ونکوور کانادا، او سعی کرد آشتی بین مقامات فوتبال اسرائیل و فلسطین را صحنهسازی کند. اینفانتینو ممکن است به دنبال فرصتی برای عکس گرفتن بوده باشد؛ او همچنین از این مکان برای اعلام قصد خود برای نامزدی مجدد استفاده کرد. در عوض، او به یک تبادل نظر ناخوشایند منجر شد، زمانی که رئیس فوتبال فلسطین از دست دادن با معاون رئیس فدراسیون فوتبال اسرائیل خودداری کرد. این صحنه تنها به نظر میرسید که دشواری حل و فصل درگیری را برجسته کند.
به همین ترتیب، کمی پیش از المپیک زمستانی ۲۰۱۸ پیونگچانگ، مقامات کره شمالی و کره جنوبی در منطقه غیرنظامی شده (DMZ) ملاقات کردند تا طرحی برای یک تیم متحد کره تدوین کنند. تیم هاکی روی یخ زنان کره جنوبی مجبور شد در آخرین لحظه دوازده بازیکن کره شمالی را به تیم ۲۳ نفره خود اضافه کند. تیم متحد هر پنج بازی خود را باخت و جوانان کره جنوبی احساس کردند که توسط یک حرکت سیاسی مورد خیانت قرار گرفتهاند.
این حوادث به نظر میرسد که ناتوانی دیپلماسی ورزشی، و شاید خود قدرت نرم، را در دنیای امروز نشان میدهند. با این حال، دیپلماسی سنتی نیز درگیریهای نسلی مانند این را حل نکرده است.
بازیگران دولتی و لیگهای ورزشی به طور یکسان به این شعار خستهکننده بازمیگردند که ورزش باید غیرسیاسی باشد. رقابتهای بینالمللی ذاتاً عرصههایی به شدت سیاسی هستند. روسیه به ویژه علاقه زیادی به مطرح کردن این اعتراض در مورد محدودیتهای رقابتی ناشی از جنگ خود علیه اوکراین دارد؛ تا حدی، در کاهش این محدودیتها موفق بوده است.
المپیک و مسابقات گرند اسلم تنیس همچنان به ورزشکاران روسی اجازه میدهند تحت پرچم بیطرف رقابت کنند. فدراسیون بینالمللی شطرنج تیمهای ملی روسیه و بلاروس را از المپیاد شطرنج در سال ۲۰۲۲ منع کرد؛ ورزشکاران هر دو کشور همچنان به صورت انفرادی تحت پرچم فدراسیون شطرنج رقابت میکنند. روسیه همچنین از یوروویژن منع شده است. (این امر امسال برگزارکنندگان را در تنگنا قرار داد، زمانی که چندین کشور خواستار حذف اسرائیل شدند – که به تحریمها منجر شد.)
روسیه پس از حمله به اوکراین چهار سال پیش، به طور کامل از جام جهانی منع شد – اما تنها پس از آنکه چندین کشور اروپایی تهدید کردند که جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر را در صورت اجازه رقابت به روسیه، تحریم خواهند کرد.
هنگامی که مسکو استدلال میکند که ورزش باید غیرسیاسی باشد، منتقدانش اشاره میکنند که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، آتشبس المپیک را که به بازیهای باستان بازمیگردد، با استفاده از افزایش نیرو برای المپیک زمستانی ۲۰۱۴ در سوچی روسیه برای تصرف کریمه، نقض کرد. به همین ترتیب، روسیه در طول مراسم افتتاحیه المپیک تابستانی ۲۰۰۸ در پکن به گرجستان حمله کرد و پس از المپیک زمستانی ۲۰۲۲، که آن نیز در پکن برگزار شد، حمله تمامعیار به اوکراین را آغاز کرد.
انجمنهای ورزشی نیز به طور مداوم خود را به عنوان مدافعان بیطرفی ورزشی معرفی میکنند. نهادهای حاکم ممکن است محدودیتها بر آنچه گفتار سیاسی تلقی میشود را برای تضمین ترتیبات میزبانی مطلوب، حمایتهای مالی و گستردهترین طیف از هواداران ضروری بدانند. با این حال، عمل تعریف آنچه به عنوان یک نماد سیاسی محسوب میشود نیز خود سیاسی است.
ولادیسلاو هراسکوویچ، اسکیتباز اوکراینی، پس از امتناع از برداشتن کلاه ایمنی خود که با تصاویر ورزشکاران و مربیان اوکراینی کشته شده در جنگ روسیه علیه اوکراین تزئین شده بود، از المپیک زمستانی امسال محروم شد. در جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲، هفت کاپیتان تیمهای اروپایی قصد داشتند بازوبندهای «یک عشق» (One Love) را در حمایت از جامعه دگرباشان جنسی (LGBTQ) ببندند. سپس فیفا اعلام کرد که بازیکنانی که این بازوبندها را ببندند، بلافاصله کارت زرد دریافت خواهند کرد.
هنگامی که ایالات متحده ماهها پیش از میزبانی جام جهانی، حملاتی را در ایران آغاز کرد، این یک اتفاق بیسابقه از زمان اولین تورنمنت در سال ۱۹۳۰ بود. موارد نادری وجود داشته است که کشور میزبان یک کشور واجد شرایط را به رسمیت نشناخته باشد. به عنوان مثال، تاریخیترین مورد در طول جنگ سرد، زمانی رخ داد که آلمان شرقی در یک مسابقه مرحله گروهی در خاک آلمان غربی، آلمان غربی را شکست داد. آلمان غربی در نهایت جام را برد.
با این حال، پیچیدگیهای دیپلماتیک رقابت ایران در ایالات متحده در تابستان امسال از نوع دیگری بود. این بحث بر سر نمادهای سیاسی در طول مسابقات ایران در خاک ایالات متحده به طور کامل به نمایش گذاشته شد. فیفا ممنوعیت نمایش پرچم پیش از انقلاب ایران را برای تماشاگران اعلام کرد، پرچمی که در میان دیاسپورا (ایرانیان خارج از کشور) به نمادی از مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. به نظر میرسد این ممنوعیت به طور سطحی اجرا شده است.
با این حال، هنگامی که تیم ملی ایران از هواپیمایی در تیخوانا، مکزیک، با سنجاقهای یقهای که عدد «۱۶۸» روی آن بود – اشارهای به تعداد کشتهشدگان در حمله ایالات متحده به یک مدرسه ابتدایی دخترانه ایرانی در ۲۸ فوریه – خارج شد، فیفا این سنجاقها را به عنوان گفتار سیاسی طبقهبندی نکرد. اگرچه این اتفاق دور از هر استادیومی رخ داد، اما سؤالاتی را در مورد اینکه چه چیزی یک رویداد ورزشی بینالمللی غیرسیاسی را تشکیل میدهد، اگر چنین چیزی اصلاً ممکن باشد، مطرح کرد.
سفر کوتاه و عجیب تیم ایران در جام جهانی تابستان امسال تأثیر ماندگاری بر افکار عمومی جهانی خواهد گذاشت. این تیم قبل از حذف در مرحله گروهی، مجبور شد پایگاه خود را به مکزیک منتقل کند، زیرا مقامات ایالات متحده زمان حضور تیم در کشور را قبل و بعد از مسابقات محدود کرده و از ورود برخی از کارکنان تیم جلوگیری کردند. این بار دیگر نشاندهنده برخورد قدرت نرم دیپلماسی ورزشی با قدرت سخت حملات نظامی و رد ویزا بود.
اما رویکرد دولت ترامپ تا حدی اثر بومرنگ (معکوس) داشت. تیم ایران در مکزیک مورد استقبال قهرمانانه قرار گرفت و با برجسته کردن مزیت رقابتی ناشی از مجبور بودن به پرواز بدون استراحت پس از هر مسابقه، به موجی از همدردی دست یافت – که در نهایت انتقادات را از رژیم ایران منحرف کرد.
ورزشکاران، البته، ذاتاً سیاستمدار نیستند. آنچه دیپلماسی ورزشی را اینقدر غیرقابل پیشبینی – و اغلب هیجانانگیز برای تماشا – میکند این است که نمیتوان آن را به راحتی برنامهریزی کرد. به هر حال، لحظه تعیینکننده المپیک برلین ۱۹۳۶ زمانی بود که اوونز برای دریافت چهارمین مدال طلای خود به روی سکو رفت و جهانبینی حزب نازی را بدون گفتن کلمهای به چالش کشید.
دیپلماسی ورزشی میتواند بیکفایت یا بدتر از آن باشد اگر توسط یک بازیگر بدخواه مورد سوءاستفاده قرار گیرد. اما همچنین میتواند قدردانی را در فرهنگها برانگیزد – کافی است به شور و شوق برای کت و شلوارهای سفارشی با طرح پلنگی جسورانه که تیم جمهوری دموکراتیک کنگو هنگام ورود پوشیده بود، یا نحوه سرایت «ردیف وایکینگ» هواداران نروژی به خیابانهای آمریکای شمالی نگاه کنید.
بنابراین، شاید هنوز زمان آن نرسیده است که دیپلماسی ورزشی را صرفاً به دلیل اینکه قدرت نرم اخیراً در برابر اجبار قدرت سخت پیشرفتی نداشته است، به لیگ دیگری تنزل دهیم.