پیت هگست، عضویت هیئت سیاست دفاعی تازه پاکسازی شده را اعلام کرد؛ این هیئت مشورتی به رهبری غیرنظامی پنتاگون در مورد ساختار نیرو، مدرنسازی و شکل استراتژی نظامی آمریکا مشاوره میدهد.
سیزده نام در فهرست قرار داشتند.
ریاست به رابرت لایتایزر، نماینده سابق تجارت، و معاونت به نورم کولمن، سناتور سابق، رسید.
و در میان منصوبشدگان، بین دیپلماتها و متخصصان دفاعی، یک سرمایهگذار خطرپذیر قرار داشت که شرکتش در سه سال گذشته یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای خصوصی را در آینده جنگهای آمریکا جمعآوری کرده است.
مارک آندرسن در این نشریه نیازی به معرفی ندارد، اما این موقعیت نیاز دارد. هیئت سیاست دفاعی یک نهاد تشریفاتی نیست.
این هیئت به وزیر دفاع و رئیس سیاستگذاری پنتاگون در مورد مسائلی که تعیینکننده فناوریهای خریداری شده توسط ارتش، دکترینهای اتخاذ شده و شرکتهایی که برای دهه آینده تدارکات به آنها متعهد میشود، مشاوره میدهد.
به عبارت دیگر، این یکی از اتاقهایی است که در آن جهتگیریها تعیین میشود. و آندرسن با سرمایهگذاریهای زیادی که قبلاً در این جهتگیریها انجام داده، وارد این اتاق میشود.
موقعیتها کوچک نیستند. آندرسن هوروویتز، شرکتی که او در تأسیس آن نقش داشته، سهامدار شرکتهایی مانند آندوریل (Anduril)، اسکایدیو (Skydio)، شیلد ایآی (Shield AI)، سارونیک (Saronic) و فلاک سیفتی (Flock Safety) است؛ فهرستی از شرکتها که سرنوشتشان به شدت با انتخابهای نظارتی و تدارکاتی پنتاگون گره خورده است.
مشهورترین آنها آندوریل است که a16z به آن کمک کرد تا در یک دور سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری به ارزش ۶۱ میلیارد دلار برسد، پس از آنکه ارتش آمریکا در ماه مارس یک قرارداد ۲۰ میلیارد دلاری با این شرکت منعقد کرد.
این یک سبد سرمایهگذاری نیست که اتفاقاً نزدیک به سیاست دفاعی باشد، بلکه تقریباً به طور کامل با آن همپوشانی دارد.
این همپوشانی به دلیل نحوه افشای اطلاعات، قابل تأمل است. اعضای هیئت مدیره که در غیر این صورت برای دولت کار نمیکنند، به عنوان کارمندان ویژه دولتی منصوب میشوند و کارمندان ویژه دولتی اظهارنامههای مالی خود را در فرم OGE 450 ثبت میکنند.
برخلاف اظهارنامههای عمومی که برای مقامات ارشد الزامی است، فرم ۴۵۰ محرمانه است و در اختیار عموم قرار نمیگیرد. بنابراین، در لحظهای که یک سرمایهگذار با سهام مشخص و نامبرده در تدارکات دفاعی به نهادی میپیوندد که در مورد آن تدارکات مشاوره میدهد، سندی که به بقیه ما اجازه میدهد تا همپوشانی را خودمان ارزیابی کنیم، همان سندی است که نمیتوانیم ببینیم.
این نقصی نیست که کسی عمداً طراحی کرده باشد. فقط نحوه همترازی دستهبندیهاست و سؤالی را در معرض دید قرار میدهد.
قوانین واقعی هستند و دقیقاً برای همین منظور وضع شدهاند. قانون فدرال یک مقام را از مشارکت شخصی و اساسی در هر موضوع خاصی که منافع مالی او را تحت تأثیر قرار میدهد، منع میکند و انتظار میرود مشاوری که با چنین موردی مواجه میشود، کنارهگیری کند.
در عمل، این امر از یک فرد میخواهد که در لحظه متوجه شود، زمانی که مشاورهای که قرار است ارائه دهد به نفع شرکتهایی است که در آنها سرمایهگذاری کرده است، و سپس سکوت کند.
برای اکثر اعضای هیئت مدیره، این یک بار سبک است. اما برای کسی که سبد دفاعیاش شبیه فهرستی از اولویتهای پنتاگون است، کنارهگیریها ممکن است آنقدر مکرر باشد که این سؤال پیش بیاید که چه چیزی برای مشاوره باقی میماند.
هیچ یک از اینها به این معنی نیست که آندرسن آن را بد مدیریت خواهد کرد. این بدان معناست که سیستم به شدت به قضاوت او تکیه کرده و از ما میخواهد که نتیجه را با اعتماد بپذیریم.
شایان ذکر است که هیچ شواهدی مبنی بر انجام کار نادرست توسط آندرسن وجود ندارد. تا جایی که سوابق عمومی نشان میدهد، او کاری نکرده است و این انتصاب کاملاً قانونی است.
نکته جالبتر این است که این موضوع واقعاً درباره او نیست. او برجستهترین چهره در یک تغییر گستردهتر است، مهاجرت مداوم از سند هیل رود (Sand Hill Road) به دولت فدرال.
بر اساس گزارشهای جمعآوری شده توسط پروپابلیکا (ProPublica)، بیش از سه دوجین کارمند، متحد و سرمایهگذار مرتبط با ایلان ماسک، پیتر تیل، آندرسن و پالمر لاکی از زمان روی کار آمدن دولت، در آژانسهای فدرال در موقعیتهایی که میلیاردها دلار قرارداد را شامل میشود، نقش ایفا کردهاند.
آندرسن در حال حاضر عضو شورای مشاوران رئیسجمهور در امور علم و فناوری است و واشنگتن پست او را به عنوان یک شبکهساز استعداد برای تلاشهای کاهش هزینه معروف به DOGE توصیف کرده است.
آنچه کرسی دفاعی را متمایز میکند، صرفاً مقیاس تصمیماتی است که گرفته میشود. سرمایهگذاری خطرپذیر در سال ۲۰۲۵، رکورد ۴۹ میلیارد دلار را به استارتآپهای فناوری دفاعی تزریق کرد که تقریباً دو برابر سال قبل بود، با این امید که پنتاگون در حال تغییر نحوه خرید خود است و از شرکتهای قدیمی و بزرگ به سمت شرکتهای نرمافزارمحور و خودمختار که a16z سالها از آنها حمایت کرده است، حرکت میکند.
یک کرسی در هیئت مدیره که به شکلگیری این تغییر کمک میکند، لطفی نیست که اعطا شود. این مکانی نزدیک به تصمیمی است که ارزش مالی بسیار زیادی دارد و توسط کسی که منافع مستقیم در نحوه پیشرفت آن دارد، اشغال شده است.
مدافعان این ترتیب، استدلال واقعی ارائه میدهند و این استدلال سزاوار شنیدن است تا نادیده گرفته شدن.
آنها میگویند، پنتاگون دهههاست که سختافزارهای گرانقیمت را با برنامههای زمانی بیست ساله از تعداد رو به کاهشی از پیمانکاران خریداری میکند، در حالی که مرز واقعی فناوری، در پهپادها، خودمختاری و هوش مصنوعی، به سمت استارتآپهایی حرکت کرده است که سیستم تدارکات به طور ساختاری قادر به دسترسی به آنها نبوده است.
استدلال این است که با آوردن افرادی که این مرز را تأمین مالی کردهاند، سرانجام یک نهاد دفاعی خواهید داشت که با سرعت تهدید حرکت میکند. در این حرف حقیقت وجود دارد. استدلال برای استفاده از اپراتورهایی که سیستمهای خودمختار را درک میکنند، بیاهمیت نیست.
مشکل اینجاست که همین استدلال، همان استدلالی است که یک طرف ذینفع به طور طبیعی مطرح میکند.
سرمایهگذاری که نوآوران را تأمین مالی کرده است، صادقانه معتقد است که نوآوران باید پیروز شوند، و این باور میتواند هم صادقانه باشد و هم همزمان با ترازنامه خودش همسو باشد.
قوانین تضاد منافع دقیقاً به این دلیل وجود دارند که عموم مردم مجبور نباشند در هر مورد، با ایمان، تشخیص دهند که کدام یک از اینهاست.
هنگامی که فردی که برای اصلاح تدارکات استدلال میکند، از آن سود نیز میبرد، یک فرم مهر و موم شده و تضمین معقولی از شخصیت خوب، محافظت ضعیفتری نسبت به آنچه وضعیت ایجاب میکند، است.
برای مدت طولانی، سیلیکون ولی خود را چیزی جدا از دولت توصیف میکرد، یک غریبه که به جای پیوستن به واشنگتن، مسیر خود را از آن جدا میکرد. این چارچوب دیگر مناسب نیست.
افرادی که رونق فناوری دفاعی را ایجاد کردند، اکنون به نهادی مشاوره میدهند که آینده آن را تعیین خواهد کرد، و کرسی آندرسن واضحترین نشانه تاکنون از ادغام این دو جهان است.
این ترتیب ممکن است تصمیمات بهتر و سریعتری برای ارتش به ارمغان آورد. همچنین از مردم میخواهد که اعتماد کنند که مرز بین مشاوره در مورد منافع ملی و پیشبرد منافع خصوصی، در اتاقی که اجازه تماشای آن را نداریم، حفظ خواهد شد.