پشت نمایش مورد انتظار وحدت در نشست این هفته ناتو، قدرتهای نظامی اروپا در حال اندیشیدن به چیزی غیرقابل تصور هستند.
نشست سهشنبه در آنکارا پس از ۱۲ ماه برگزار میشود که در آن دولتهای اروپایی اعتماد خود را به تمایل دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای کمک به متحدانش از دست دادهاند. این به نوبه خود سؤالاتی را مطرح کرده است که تنها یک سال پیش غیرقابل تصور بودند.
اروپا چگونه بدون آمریکا از خود دفاع خواهد کرد؟ چگونه بدون رهبری نظامی ایالات متحده و قدرت آتش عظیم آن که دکترین ناتو را برای نسلها پشتیبانی کرده است، خواهد جنگید؟
اروپا هنوز با پیامدهای مالی و نظامی پذیرش بار بیشتر در داخل ائتلاف دست و پنجه نرم میکند – چه رسد به انجام این کار بدون ایالات متحده. اما با توجه به سرزنشهای ترامپ در مورد هزینههای دفاعی و عدم حمایت اروپا از جنگ او در ایران، رهبران این قاره دیگر نمیتوانند سناریویی را نادیده بگیرند که در آن باید با حمایت بسیار کمتر آمریکا – و احتمالاً هیچ حمایتی – با تجاوز روسیه مقابله کنند.
یک مقام ارشد فرانسوی میگوید: «ما واقعاً در وضعیت خوبی نیستیم. ترامپ اکنون حرف خود را [ایران] دارد. هر کاری که بکنیم، او خواهد گفت: «ناتو برای ما آنجا نبود.»
به گفته بیش از دوازده دیپلمات، مقامات دفاعی و افسران نظامی، آمریکای غیرقابل اعتماد و احتمالاً متخاصم، بازنگری رادیکالی را در پایتختهای اروپایی در مورد نحوه سازماندهی امنیت خود تحمیل میکند.
این بحثها همه چیز را از رهبری سیاسی و ساختارهای فرماندهی گرفته تا دکترین جنگی و تدارکات در بر میگیرد.
آنها انتظار مشارکت کمتر آمریکا و همچنین مشارکت بیشتر اوکراین را دارند. آنها همچنین فرض میکنند که اروپاییها، همراه با متحدان کانادایی خود، در نهایت کارها را به گونهای متفاوت انجام خواهند داد، چه با انتخاب و چه از روی ضرورت.
علاوه بر این، مزیت عظیم از نظر نظامی متعارف دیگر لزوماً تضمینکننده موفقیت گذشته نیست. مقاومت اوکراین در برابر روسیه، و همچنین مشکلاتی که ایران برای ایالات متحده ایجاد کرده است، این را نشان داده است.
برخی از مقامات و کارشناسان میگویند که این قاره باید راه جدیدی برای جنگ اروپایی ابداع کند که شامل رهبری منطقهای بیشتر، سلاحهای کمهزینهتر، تولید کارآمدتر و استراتژیهای جدید برای محافظت در برابر تجاوز روسیه باشد.
این مقام فرانسوی میگوید: «ما به طور جدی در حال فکر کردن هستیم که ما به عنوان اروپا میخواهیم وضعیت دفاعی آیندهمان چگونه باشد. «آمریکای کمتر» فقط به معنای سربازان یا تانکهای [آمریکایی] کمتر برای حمایت از ما نیست: بلکه در مورد این است که چگونه خواهیم جنگید اگر نیازی به جنگیدن مانند آمریکاییها نداشته باشیم.»
برای بسیاری از اروپاییها، مواجهه با روسیه متجاوز بدون کمک آمریکا یا با کمک کمتر، چشماندازی نگرانکننده است.
یک مقام ارشد بریتانیایی میگوید، با توجه به اینکه دولت ترامپ خواهان خروج سریعتر نیروهای آمریکایی از اروپا نسبت به ارتش ایالات متحده، و احتمالاً خروج ناگهانی است، این «لحظهای به طور غیرعادی خطرناک» است که مسکو ممکن است از آن برای آزمایش امنیت اروپا سوءاستفاده کند. «ما باید برای آن آماده باشیم.»
هنوز در برخی پایتختهای اروپایی در مورد آمادهسازی آشکار برای کاهش نقش ایالات متحده در دفاع از قاره، نگرانی وجود دارد، مبادا این امر به یک پیشگویی خودمحققشونده تبدیل شود.
اما الکساندرا دو هوپ شفر، رئیس صندوق مارشال آلمان، میگوید که منطقه باید این لحظه را به جای «پنجره آسیبپذیری» که شامل «اروپاییها نمیدانند چه کاری انجام دهند [و] وحشت میکنند»، به عنوان یک فرصت ببیند.
او استدلال میکند که یک رویکرد فعالتر میتواند به اروپا زمان بدهد تا برای انتقال مسئولیت از ایالات متحده آماده شود.
رهبران اروپایی در نشست آنکارا تلاش خواهند کرد تا ترامپ را متقاعد کنند که آنها سهم خود را انجام میدهند. در مجموع، اعضای غیرآمریکایی ناتو در دو سال گذشته هزینههای دفاعی را ۲۰ درصد در سال افزایش دادهاند – یک برنامه تسلیحاتی که مارک روته، دبیرکل ناتو، استدلال میکند که ۱۹۵۰۰۰ شغل در ایالات متحده را پشتیبانی میکند.
روته میگوید: «اروپا واقعاً در حال پیشرفت است، نقش رهبری بیشتری را بر عهده میگیرد، اما با حضور قوی متعارف ایالات متحده در اروپا.»
سوال این است که این حضور چقدر قوی خواهد بود و آیا اروپا واقعاً میتواند روی آن حساب کند.
در نشست ناتو سال گذشته در لاهه، رهبران اروپایی در ازای تعهد به صرف ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) برای دفاع و تابآوری تا سال ۲۰۳۵، تعهد مجدد ترامپ به ائتلاف را تضمین کردند.
با این حال، هرگونه احساس آرامش به زودی با آمادگی ظاهری او برای دستیابی به یک توافق صلح با روسیه که برای اوکراین نامطلوب بود، یک استراتژی امنیت ملی ایالات متحده که آشکارا خصمانه نسبت به اروپا بود و مهمتر از همه، تهدید او به استفاده از زور علیه دانمارک برای به دست آوردن کنترل گرینلند، از بین رفت.
امسال ایالات متحده همچنین استقرار نیروها را لغو کرده، قابلیتهای اختصاص یافته به ناتو را کاهش داده و یک بررسی شش ماهه از وضعیت نظامی ایالات متحده در اروپا را آغاز کرده است – آزمایشی که پیت هگست، وزیر دفاع، میگوید «برخی کشورها در آن شکست خواهند خورد و برخی دیگر موفق خواهند شد.»
راشل الهوس، مقام سابق پنتاگون ایالات متحده که اکنون مدیرکل موسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن است، بررسی هگست را «کفشی که هنوز نیفتاده» توصیف میکند.
برنامههای دفاعی ناتو که رهبران تنها یک سال پیش تأیید کردند، فرض میکردند که ایالات متحده همچنان تقریباً ۴۰ درصد از بار جنگ را بر عهده خواهد داشت؛ اکنون تقریباً مسلم است که این سهم کاهش خواهد یافت.
شوک دیگری که وارد شده، کاهش سریع ذخایر تسلیحاتی توسط ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس در طول جنگ با ایران بوده است. با وجود اظهارات روته در مورد سفارشات عظیم ایالات متحده، به مشتریان اروپایی گفته شده است که باید چندین سال برای تحویل تجهیزات آمریکایی منتظر بمانند، که آنها را مجبور به جستجوی جایگزینهای داخلی کرده است.
مقامات اروپایی اکنون میگویند که باید بر چیزی فراتر از افزایش قابلیتها تمرکز کنند.
این مقام فرانسوی میگوید: «گرینلند اروپاییسازی ناتو را در مرکز دستور کار قرار داد. ایران اروپاییسازی را به کناری رانده است. اما این تنها راه نجات ناتو است.»
حمایت کمی در پایتختهای اروپایی برای دادن نقش بیشتر به اتحادیه اروپا در عملیات نظامی وجود دارد. در عوض، آنها میخواهند با کمتر آمریکایی کردن ناتو، آن را نجات دهند.
این مقام بریتانیایی میگوید: «ما باید در مورد نقش اروپا در فرماندهی ناتو فکر کنیم و آن را تقویت کنیم.»
جایگزینی نیروهای آمریکایی و داراییهای پشتیبانی حیاتی، مانند اطلاعات، شناسایی، پدافند هوایی و سوختگیری هوایی، تا زمانی که دولتهای اروپایی نتوانند هزینههای دفاعی را سریعتر افزایش دهند، یک آرزو باقی خواهد ماند.
آلمان و همسایگان نوردیک و بالتیک آن به شدت هزینه میکنند، به طوری که هزینههای دفاعی برلین تا سال ۲۰۲۹ به ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) خواهد رسید، که بسیار جلوتر از تاریخ هدف ناتو در سال ۲۰۳۵ است.
اما فرانسه و بریتانیا، دو قدرت نظامی بزرگ اروپا، از این مسیر بسیار عقب هستند. آنها قرار است تا سال ۲۰۳۰ به ترتیب تنها ۲.۵ درصد و ۲.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را هزینه کنند. و حتی آلمان نیز فاقد یک برنامه تأمین مالی بلندمدت است.
با این حال، اگرچه هزینه کردن بیشتر ضروری است، اما دیگر کافی نیست.
جانا پوگلیهرین از اندیشکده شورای روابط خارجی اروپا در برلین میگوید: «برای من سؤال اصلی این است که آیا ناتو باید فقط با منابع اروپایی اداره شود یا به طور فزایندهای تحت رهبری اروپا باشد.»
او میگوید، تمرکز تنها بر هزینهها و قابلیتها مانند افزودن عضلات اروپایی به بدنی است که هنوز به مغز غیرقابل اعتماد ایالات متحده وابسته است.
او از تقویت انتصاب اخیر اروپاییها در سه مقر عملیاتی ناتو – برونسوم در هلند، ناپل در ایتالیا و نورفولک در ایالات متحده – حمایت میکند.
پوگلیهرین و همکارانش در مقالهای اخیر میگویند که هر یک از این مقرها باید قادر به رهبری عملیاتهای گسترده باشند – بدون فرماندهی کلی فرمانده عالی متفقین ناتو برای اروپا، که یک افسر آمریکایی است.
در ماه آوریل، تانکهای چلنجر ۲ لشکر سوم ارتش بریتانیا با غرش از مرز استونی عبور کردند و به خط خندق روسیه در خارج از یک روستای ویرانشده نزدیک شدند.
در جلو، یک تانک تی-۹۰ روسی با سرفه دود سیاه از محدوده خارج شد. در بالای سر، هوا پر از پهپاد بود: هواپیماهای شناسایی بال ثابت، کوادکوپترها و مهمات سرگردان که ویدیوی زنده را به فرماندهان خم شده بر روی تبلتها و لپتاپها ارسال میکردند و حملات را هدایت و نبرد را تقریباً ثانیه به ثانیه ردیابی میکردند.
خوشبختانه، هیچ یک از اینها واقعی نبود. تی-۹۰ یک لندرور زیر یک چادر بزرگ به شکل تانک بود؛ روستای با ظاهر اروپای شرقی، کوپهیل داون (Copehill Down)، یک میدان آموزشی ارتش بریتانیا بود که در طول جنگ سرد ساخته شد و اکنون ناگهان دوباره اهمیت یافته است.
پس از سه دهه آمادهسازی برای عملیات ضد شورش، ناتو بار دیگر با چشمانداز جنگ با شدت بالا علیه روسیه روبرو است که همیشه دلیل وجودی آن بوده است.
اما فرماندهان ارشد و سیاستمداران اذعان میکنند که دکترین ائتلاف منسوخ شده است. این ائتلاف فناوری اشتباهی دارد و اکنون مشارکت ایالات متحده به طور فزایندهای زیر سوال است.
رزمایش در کوپهیل داون – که مقامات نظامی از حدود دوازده کشور ناتو در آن شرکت داشتند – بخشی از تلاشی برای درس گرفتن از اوکراین بود، جایی که پهپادهای ارزان و یکبار مصرف همراه با حسگرها و دادههای شبکهای، پیشرویهای روسیه را به گونهای کند کردهاند که فرماندهان ناتو تازه شروع به ثبت و برنامهریزی برای آن کردهاند.
در یک رزمایش اخیر سوئد، نیروهای این کشور با یک واحد پهپادی اوکراینی روبرو شدند که به راحتی پیروز شد.
جانی استرینگر، معاون فرمانده عالی متفقین برای اروپا، در کنفرانس راسی (Rusi) در لندن در ماه ژوئن گفت: «در ناتو، میتوان گفت که تفکر مفهومی تاکتیکی/عملیاتی ما تقریباً در سال ۱۹۹۱ متوقف شد. واقعاً، پس از جنگ خلیج فارس اول، چیز زیادی تغییر نکرد.» او افزود: «ما حدود ۳۵ سال آن را صیقل دادهایم و باید کاری کمی متفاوت انجام دهیم.»
بدون ایالات متحده، اوضاع واقعاً بسیار متفاوت خواهد بود. این ممکن است به معنای یادگیری ناتو برای جنگیدن با آنچه دارد و نگاه کردن به کییف و همچنین واشنگتن برای الهام گرفتن باشد.
روبن استوارت از موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک اخیراً تلاش کرده است نشان دهد که چگونه در یک جنگ کوتاهمدت، کشورهای اروپایی قادر خواهند بود قدرت آتش متعارف را در حد روسیه به کار گیرند.
اما او معتقد است که بدون ایالات متحده، نیروهای آنها بسیار کمتر یکپارچه خواهند بود، پوشش اطلاعاتی و نظارتی نازکتر خواهد بود، چرخههای هدفگیری کندتر خواهد شد و تصمیمگیری محتاطانهتر خواهد بود.
بدون قابلیتهای ایالات متحده برای نابودی پدافند هوایی روسیه، اروپاییها ممکن است برای ایجاد برتری هوایی با مشکل مواجه شوند، که مانورهای زمینی را پرخطرتر میکند.
یک مقام ارشد بریتانیایی دیگر میگوید: «روش جنگ آمریکایی این است که مقادیر زیادی نیرو را به مرکز ثقل دشمن اعمال کند و توانایی جنگیدن را از آن سلب کند. اروپاییها قادر به اعمال نیروی عظیم نخواهند بود. آنها باید تلاش کنند تا مانع شوند، معما ایجاد کنند و نوعی دفاع خارپشتی ایجاد کنند.»
این مقام اضافه میکند که ناتو با تشویق ارتش ایالات متحده، در حال حاضر برخی از این تفکرات را اتخاذ میکند.
ژنرال کریستوفر دوناهو، که این هفته از سمت فرماندهی نیروهای زمینی ناتو در ایالات متحده کنارهگیری میکند، پیشگام طرح بازدارندگی جناح شرقی (Eastern Flank Deterrence Initiative) بوده است. این برنامه به دنبال جلوگیری از تهاجم روسیه با استفاده از استحکامات و سایر دفاعیات، نظارت فراگیر، هدفگیری با هوش مصنوعی و پهپادها و موشکهای ارزانقیمت تولید انبوه است، رویکردی که اوکراین پیشگام آن بوده است.
ژنرالهای کشورهای ناتو میگویند که دکترین ائتلاف باید بهروز شود. بقای زرهپوشها و وسایل نقلیه در برابر حملات گسترده پهپادی در بهترین حالت قابل بحث است. اما بسیاری از فرماندهان میگویند که پاسخ، تکرار تاکتیکهای اوکراین نیست، بلکه استفاده از فناوری جدید برای محافظت از نیروهای رزمی در حال مانور است.
یک افسر ارشد ارتش اروپا میگوید: «منطق نیازهای تسلیحاتی آینده انتخاب تانک یا پهپاد نیست. بلکه تانک و پهپاد است.» او میافزاید: «این در مورد هیبریداسیون قابلیتها است.»
در رزمایش کوپهیل داون، سرلشکر اولی براون، فرمانده لشکر سوم ارتش بریتانیا، استدلال کرد که یکی از چالشهای اصلی، جلوگیری از خنثی شدن خودروهای زرهی توسط پهپادها است.
او میگوید: «درس واقعی درگیری اوکراین این نیست که جنگ عمدتاً ایستا و فرسایشی لزوماً به دلیل گسترش سیستمهای مسلح بدون سرنشین که در آنجا دیدهایم، اجتنابناپذیر است – اگرچه این بدون شک مشکلی است که باید بر آن غلبه کنیم.» او میافزاید: «این است که ما نمیتوانیم اجازه دهیم خودمان مجبور به یک نبرد مشابه شویم.»
دفاع اوکراین در برابر تهاجم تمامعیار روسیه که اکنون در پنجمین سال خود قرار دارد، به الگویی جهانی برای چگونگی وقوع جنگهای آینده تبدیل شده است.
یک مقام ارشد نظامی ناتو میگوید: «جنگ در اوکراین دیگر فقط یک جنگ منطقهای نیست. به یک محیط یادگیری جهانی تبدیل شده است.» او میافزاید: «روسیه، چین، ایران و کره شمالی فقط این جنگ را تماشا نمیکنند. آنها از آن درس میگیرند، از یکدیگر حمایت میکنند، فناوری تبادل میکنند و خود را تطبیق میدهند.»
این مقام نظامی اضافه میکند: «مسئولیت ما این است که از آن درسها بیاموزیم قبل از اینکه مجبور شویم خودمان آنها را بیاموزیم.»
در واقع، ناتو یک مرکز تحلیل در بیدگوشچ (Bydgoszcz) در مرکز لهستان برای مطالعه جنگ و ارائه بینش در مورد درگیریهای آینده ایجاد کرده است.
این مرکز پروژهای در مورد بمبهای گلاید (glide bombs) – پرتابههای کمهزینهای که روسیه با تأثیر ویرانگر در اوکراین استفاده کرده است – دارد که با کییف برای شناسایی و نابودی این سلاحها همکاری میکند، با هدف توسعه قابلیتهای مشابه برای ناتو.
مقاومت کییف، که اکنون عمدتاً توسط اتحادیه اروپا تأمین مالی میشود، همچنین به اروپا زمان میدهد تا دوباره مسلح شود.
این مقام ارشد بریتانیایی میگوید: «امنیت ناتو و اوکراین موازی و در هم تنیده است.» او میافزاید: «این روشی نبود که ما یک سال پیش به آن فکر میکردیم. اوکراین قوی از بسیاری جهات به نفع اروپا است، از جمله در به دام انداختن تعداد زیادی از نیروهای روسی.»
با توجه به اینکه تولیدکنندگان تسلیحات پویا اوکراین قرار است بخش مهمی از صنعت دفاعی قاره باشند، اروپاییها نیز در حال درک جذابیتهای رویکرد «به اندازه کافی خوب» کییف به پهپادها و موشکهای ارزانتر هستند.
ترکیه، یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی ناتو، نیز دارای یک بخش دفاعی رو به رشد، نوآورانه و کمهزینه است که به گفته آن میتواند نقش ضروری در تسلیح مجدد اروپا ایفا کند.
نوآوری سریع و چرخههای تدارکات کییف، ناامیدی از فرآیندهای دست و پا گیر اروپایی و افزایش ناهمگون ظرفیت تولید را تشدید کرده است.
کییف موشک کروز جدید فلامینگو (Flamingo) خود را – جایگزینی حجیم و ارزانتر برای فناوری ایالات متحده که پس از شروعی نامطمئن در حال بهبود دقت است – تنها در پنج هفته تأیید کرد.
شرکت دیهل دیفنس (Diehl Defence) آلمان اکنون به دنبال تولید موشکهای فلامینگو در داخل کشور است، این یکی از چندین شرکت در این کشور است که به دنبال توافقات تولید یا سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای دفاعی اوکراینی هستند.
آندریوس کوبیلیوس، کمیسر دفاعی اتحادیه اروپا، ماه گذشته گفت: اوکراین «درک کرد که عرضه نوآورانه [تسلیحات] کل دکترین جنگ مدرن را تغییر میدهد». او در کنفرانسی در پاریس گفت: «به لطف تحول در دکترین جنگی خود، اوکراین در حال پیروزی است» و از اروپا خواست تا همین گامها را بردارد.
یک مقام ارشد نظامی اروپا میگوید: «مزیت اوکراین این است که به خوبی میداند چه نوع جنگی را میجنگد. میتواند در زمان واقعی تطبیق یابد، پاسخ دهد و توسعه یابد.»
این مقام اضافه میکند: «صادقانه بگویم، ما در حال حاضر نمیدانیم چه جنگی را میجنگیم، چه رسد به اینکه در آینده مجبور به جنگیدن چه جنگی خواهیم شد، بنابراین تصمیمگیری دقیق در مورد اینکه کجا و چگونه سرمایهگذاری کنیم بسیار دشوار است. اما میتوانیم سعی کنیم هر جنگ آینده را از طریق آنچه تدارک میبینیم شکل دهیم.»
مقامات میگویند در حالی که اجماع رو به رشدی در پاریس، لندن و برلین در مورد نیاز به پذیرش مسئولیت بیشتر برای دفاع متعارف وجود دارد، اقدامات کافی در سطح عملی انجام نمیشود. بسیاری از رهبران قاره با مشکلات داخلی و کاهش محبوبیت در نظرسنجیها دست و پنجه نرم میکنند و بنابراین فاقد توانایی لازم برای پیشبرد اروپاییسازی هستند.
پوگلیهرین از ECFR میگوید که یک مشکل کلیدی همچنان عدم اعتماد متقابل بین کشورهای اروپایی است.
او میگوید: «مشکل اصلی اعتماد است. بسیاری از کشورها واقعاً به ایالات متحده بیشتر از هر یک از شرکای اروپایی خود برای نجاتشان اعتماد داشتند. و اکنون آنها تا حدودی درک میکنند که این اعتماد به ایالات متحده دیگر شایسته نیست. اما این به طور خودکار منجر به اعتماد بیشتر به یکدیگر نمیشود.»
اما فرانسوا هیزبورگ، تحلیلگر دفاعی فرانسوی، میگوید با توجه به فروپاشی اعتماد به رهبری ایالات متحده، اروپاییها چارهای جز همکاری ندارند.
او میگوید: «ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که ترامپ در این زمینه به ما کمک کند. ما باید کار خودمان را راه بیندازیم، فرض میکنم در داخل ناتو، اما ناتویی که آمریکاییها در آن نقش کمتری ایفا خواهند کرد.»
تجسم دادهها توسط کیت فری (Keith Fray)