عمان در پی جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز، به خط مقدم ژئوپلیتیک جهانی رانده شده است.
این سلطاننشین عربی — کشوری بیابانی با جمعیت کم و ذخایر قابل توجه نفت و گاز طبیعی — با بخش جنوبی این گلوگاه باریک، یکی از مهمترین مسیرهای تجارت انرژی جهان، هممرز است.
در حالی که آمریکا و ایران تلاش میکنند تا یک توافق صلح دائمی را مذاکره کنند، آینده تنگه یک نقطه اختلاف کلیدی است. عمان، که شهرت خود را در بیطرفی تثبیت کرده است، خود را تحت فشار هر دو طرف یافته است: ایران میخواهد که عمان با سیستمی برای مدیریت مشترک ترافیک و دریافت عوارض برای برخی خدمات دریایی موافقت کند، در حالی که آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی، اصرار دارند که آزادی ناوبری قبل از جنگ باید بازگردانده شود و به کشتیها اجازه عبور بدون هیچ گونه عوارض اجباری داده شود.
عمان، که با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و یمن هممرز است، مدتهاست که «بیطرفی فعال» را در پیش گرفته و با بازیگران منطقهای تعامل داشته و در عین حال از همسویی با هیچ جناحی خودداری کرده است.
این رویکرد تا حدی از این واقعیت ناشی میشود که عمان تنها کشوری است که اکثر جمعیت آن اباضی هستند، شاخهای از اسلام که نه سنی است و نه شیعه. برخی تحلیلگران میگویند این امر به عمان کمک میکند تا اعتماد هر دو ایران، کشوری با اکثریت شیعه، و کشورهای سنی مانند عربستان سعودی و امارات را حفظ کند.
عمان به دلیل بیطرفی و میانجیگری مکرر بین کشورهای متخاصم، «سوئیس خاورمیانه» لقب گرفته است. این کشور یکی از باتجربهترین میانجیگران درگیری در منطقه است، در کنار قطر و امارات.
این کشور میزبان مذاکرات محرمانه بین آمریکا و ایران بود که زمینه را برای توافق هستهای ۲۰۱۵ فراهم کرد — توافقی که رئیسجمهور دونالد ترامپ سه سال بعد در اولین دوره ریاست جمهوری خود از آن خارج شد. عمان همچنین واسطه اصلی در هفتههای منتهی به جنگ کنونی بود که دو کشور گفتوگوهای خود را از سر گرفتند.
عمان برخی از دورهای مذاکرات را که منجر به نزدیکی ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ شد، تسهیل کرد. و سال گذشته به میانجیگری آتشبس بین حوثیها در یمن، که به کشتیها در دریای سرخ حمله میکردند، و آمریکا، که درگیر یک کارزار بمباران علیه این گروه شبهنظامی بود، کمک کرد.
عمان، در کنار پنج عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس — بحرین، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات — از آمریکا خواست که با ایران درگیری آغاز نکند. آنها از این میترسیدند که پیامدهای آن در سراسر منطقه طنینانداز شود و زمانی که جمهوری اسلامی با شلیک هزاران پهپاد و موشک به همسایگان عرب خود، به حملات هوایی آمریکا و اسرائیل تلافی کرد، حق با آنها ثابت شد.
عمان یک گام فراتر از بقیه شورای همکاری خلیج فارس برداشت و علناً تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ را مورد انتقاد قرار داد و این اقدام را «غیرقانونی» خواند. این کشور گفت که مذاکراتی که میانجیگری میکرد — متمرکز بر وادار کردن ایران به مهار برنامه هستهای خود برای یک دهه یا بیشتر — در حال پیشرفت بود. عمان حملات متقابل ایران را «اجتنابناپذیر، هرچند بسیار تأسفبار و کاملاً غیرقابل قبول» توصیف کرد.
این کشور کمتر از سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس از حملات ایران آسیب دید. برخلاف سایر کشورهای عربی خلیج فارس، آمریکا نیرو یا پایگاه دائمی در عمان ندارد. دو کشور از نظر نظامی همکاری میکنند — تحت توافقات دفاعی که به دههها قبل بازمیگردد، نیروهای آمریکایی میتوانند برای برخی عملیات به تأسیسات عمان دسترسی داشته باشند.
مسقط، پایتخت عمان، که حدود ۱.۷ میلیون نفر از ۵.۷ میلیون نفر جمعیت این سلطاننشین را در خود جای داده است، از حملات ایران در امان ماند، اگرچه حداقل یک کشتی در سواحل آن مورد هدف قرار گرفت. بنادر دیگر در این کشور، از جمله دقم و صلاله، مورد اصابت پرتابهها قرار گرفتند.
عمان توانسته است صادرات نفت خود را از زمان آغاز درگیری حفظ کند، زیرا بنادری در خارج از تنگه هرمز دارد. درآمد آن از فروش نفت خام با افزایش قیمت انرژی در طول جنگ، به شدت افزایش یافت. در میان اختلال اقتصادی نسبتاً مهار شده، بازار سهام عمان از اوایل ژوئیه، یکی از بهترین عملکردهای جهان را در سال جاری داشته است. طبق اعلام صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی آن قرار است در سال ۲۰۲۶ سریعترین رشد را در میان کشورهای خلیج فارس داشته باشد.
تنگه هرمز خلیج فارس را به دریای عرب و اقیانوس هند گستردهتر متصل میکند. طول آن حدود ۱۰۰ مایل (۱۶۱ کیلومتر) و در باریکترین نقطه تنها ۲۴ مایل عرض دارد. بیشتر تنگه در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد، که برونبوم (exclave) مسندم آن به بخش جنوبی آبراه میرسد.
قبل از جنگ، هیچ یک از دو کشور مانع عبور و مرور از هرمز نمیشدند یا عوارضی برای عبور دریافت نمیکردند، مطابق با کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) — یک معاهده بینالمللی که هر دو کشور آن را امضا کردند اما ایران هرگز آن را تصویب نکرد.
یک طرح جداسازی ترافیک توسط ایران و عمان پیشنهاد شد و توسط سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل در سال ۱۹۶۸ به تصویب رسید. این طرح دو خط کشتیرانی را در وسط تنگه — یکی برای ورود و دیگری برای خروج — برای جلوگیری از برخوردها تعیین کرد.
جنگ ایران منجر به ایجاد دو مسیر جدید از طریق آبراه شده است: یکی که سواحل ایران را در بر میگیرد و توسط تهران کنترل میشود، و دیگری که به عمان نزدیکتر است و آمریکا در هماهنگی آن کمک میکند. در حالی که ایران کنترل ترافیک را اعمال میکند، به طور متناوب به کشتیها در داخل و اطراف هرمز حمله کرده است، و اخیراً به کشتیهایی که از مسیر عمان عبور میکنند. همچنین گمان میرود که این کشور مسیرهای کشتیرانی سنتی را مینگذاری کرده تا کشتیها را تشویق به استفاده از مسیر تعیین شده خود کند.
موضع ایران این است که تنگه نمیتواند به وضعیت قبل از جنگ بازگردد. این کشور در ماه مه «سازمان تنگه خلیج فارس» را تأسیس کرد و اعلام کرد که کشتیها برای عبور از آبراه نیاز به مجوز از این نهاد دارند و باید از کریدور شمالی آن استفاده کنند. یک بیمه نامه اجباری نیز مورد نیاز است. در حالی که این در حال حاضر رایگان است، سازمان تنگه خلیج فارس اعلام کرده است که این ممکن است در آینده تغییر کند.
ایران میخواهد سیستمی برای مدیریت مشترک هرمز با عمان ایجاد کند و در صورت لزوم، از کشتیها عوارض دریافت کند. پیامهای عمان متناقضتر بوده است، اگرچه این کشور تأکید کرده است که به قوانین بینالمللی دریانوردی پایبند خواهد بود. طبق UNCLOS، کشتیها را نمیتوان صرفاً برای عبور از آبهای سرزمینی شارژ کرد، اما میتوان آنها را برای «خدمات خاص ارائه شده» شارژ کرد.
بیانیه مشترکی که توسط ایران و عمان در ۲۳ ژوئن منتشر شد، حاکی از آن بود که دو کشور به دنبال دستیابی به توافقی در مورد مدیریت آینده ناوبری از طریق هرمز، از جمله هزینههای مرتبط با این خدمات، خواهند بود. اما دو روز بعد، عمان بیانیهای را با آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس امضا کرد که به گفته واشنگتن، «هرگونه عوارض، هزینهها، یا تلاش برای اعمال کنترل بر تنگه را رد میکرد.»
در حال حاضر، آمریکا به شدت با هرگونه کنترل تنگه توسط ایران یا عمان مخالف است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، گفت که آمریکا هر بازیگری را که عوارض را تسهیل کند، مجازات خواهد کرد.
به گفته افراد مطلع، مقامات عمانی به طور خصوصی به همتایان اروپایی خود گفتهاند که کشتیهای عبوری ممکن است مجبور به پرداخت برخی هزینهها شوند، شاید در رابطه با مینروبی یا کمک ناوبری. مشخص نیست که آیا عمان فکر میکند این هزینهها داوطلبانه خواهد بود یا اجباری.
یکی از این افراد گفت که عمان در حال مطالعه تنگه مالاکا در آسیا به عنوان یک مدل بالقوه است — نشانهای از تلاش برای یافتن راهحلی که ایران و بقیه جهان را راضی کند. تنگه مالاکا به طور آزادانه بین اندونزی، مالزی و سنگاپور مدیریت میشود. آنها کمکهای مالی داوطلبانه را از طریق یک صندوق دریافت میکنند تا بتوانند کمکهای ناوبری مانند بویهها، فانوسهای دریایی و چراغهای راهنما را نگهداری کنند. جزئیات این کمکها به طور منظم منتشر نمیشود، اما در سال ۲۰۱۷، سنگاپور فاش کرد که ۲۲ میلیون دلار در یک دوره ۱۰ ساله جمعآوری شده است که تقریباً معادل ۲.۲ میلیون دلار در سال است.