دونالد ترامپ علاقه دارد نام خود را روی چیزها بگذارد، از آسمانخراشهای منهتن (با اجازه) گرفته تا مرکز کندی واشنگتن (بدون اجازه). از ۴ ژوئیه، آمریکاییها شروع به دیدن نام رئیسجمهور در صورتحسابهای مالی فرزندانشان کردهاند. نوزادان متولد شده بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۸ «حسابهای ترامپ» دریافت میکنند: ۱۰۰۰ دلار سرمایهگذاری شده در سهام آمریکا که در ۱۸ سالگی متعلق به آنها خواهد بود. برخی از میلیاردرها و شرکتهای بزرگ کمکهای مالی اضافی اهدا کردهاند و والدین نیز میتوانند سهم خود را واریز کنند.
نام تنها ویژگی ترامپی این کمکهای مالی جدید نیست: آنها همچنین حزبی، ناخوشایند و عمدتاً از طریق استقراض تأمین مالی میشوند. تنها نوزادانی که از سال ۲۰۲۵ به بعد، یعنی زمانی که آقای ترامپ به کاخ سفید بازگشت، متولد میشوند، واجد شرایط خواهند بود. درگیر کردن ثروتمندترین افراد آمریکا برای مشارکت در کنار مالیاتدهندگان، بوی رفیقبازی را میدهد که متأسفانه در واشنگتن امروز بسیار آشناست.
با این حال، در زیر این اجرای ناخوشایند، آزمایشی نهفته است که ارزش تماشا دارد. ایده اعطای سهام اقتصادی به کودکان در اصل صحیح است. همچنین زمانبندی آن نیز مناسب است، زیرا جوامع با اختلال اقتصادی قریبالوقوع ناشی از هوش مصنوعی روبرو هستند.
تاکنون، مقیاس این آزمایش، البته، نسبتاً کوچک است. ۱۰۰۰ دلاری که هر کودک دریافت میکند، ممکن است تا زمان ۱۸ سالگی حدود ۴۵۰۰ دلار ارزش داشته باشد که با قیمتهای امروز حدود ۳۰۰۰ دلار است. با این حال، میتواند یک کمک کوچک اما مفید برای پیشپرداخت خانه یا خودرو، یا شهریه دانشگاه باشد. بسیاری از جوانان در حال حاضر برای کمک به خرید اولین خانه خود به کمکهای مالی متکی هستند، اما میزان دریافتی آنها عمدتاً به عمق جیب والدینشان بستگی دارد. این امر این تصور را که سختکوشی برای موفقیت کافی است، تضعیف میکند؛ اصلی که بدون آن حمایت عمومی از بازارهای آزاد کاهش مییابد.
در واقع، سهم نگرانکنندهای از جوانان اظهار میکنند که شور و شوق بیشتری برای سوسیالیسم نسبت به سرمایهداری دارند. اکونومیست شاهد افزایش نگرانکنندهای در آنچه ما آن را «سوسیالیسم نسل زد» مینامیم، بوده است؛ سیاستی که ثروتمندان را هدف قرار میدهد و خواستار کنترل قیمتها بر همه چیز از اجاره مسکن گرفته تا مواد غذایی است. بازگرداندن نسل بعدی به سمت تجارت آزاد ممکن است مستلزم دادن سهم شخصی به آنها در بخش خصوصی باشد که فراتر از بازار کار است.
در مقایسه با سایر کشورهای ثروتمند، آمریکا در تبدیل همه به سرمایهگذار عملکرد خوبی داشته است: ۱۵ درصد از داراییهای فقیرترین یکپنجم آمریکاییها در سهام است، در مقابل تنها ۳ درصد در سال ۱۹۹۰. حسابهای ترامپ میتوانند با ارائه یک درس ملی در سواد مالی، در حالی که کودکان و خانوادهها شاهد رشد پول خود هستند، بر این شروع بنا کنند.
این آزمایش به ویژه برای آشفتگیهایی که گسترش هوش مصنوعی ممکن است به همراه داشته باشد، آمادگی مفیدی است. پیشبینیهای رادیکالتر برای اثرات اقتصادی هوش مصنوعی شامل بازدهیهای عظیم برای دارندگان سرمایه و دوران سختی برای کارگران است. در این سناریو، یک سهم عمومی مستقیم و بسیار مشهود در فناوری ممکن است برای جلوگیری از نابرابری بیرویه و بیثباتی سیاسی ضروری باشد.
به جای اینکه دولت مدیریت، مثلاً ۵ درصد از OpenAI را که سم آلتمن پیشنهاد کرده است، بر عهده بگیرد، سهام میتواند از طریق حسابهایی شبیه به ترامپ به شهروندان منتقل شود. حتی اگر هوش مصنوعی باعث نشود سرمایه بر کار پیشی بگیرد، این سازوکار میتواند شکل جدید و سالمی از نیکوکاری را تشویق کند که در آن برخی از میلیاردرها داوطلبانه بخشی از ثروت خود را به همه آمریکاییها منتقل میکنند.
تأمین مالی این طرح از طریق کسری بودجه ایدهآل نیست، اما حداقل استقراض، پساندازها را تأمین میکند، نه مصرف فوری را – مانند اکثر کمکهای دولتی. در هر صورت، در اندازه فعلی خود، تأثیر این طرح بر کسری بودجه میکروسکوپی است: ۰.۰۰۵ درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه. بنابراین، حسابهای ترامپ دو تشویق از اکونومیست دریافت میکنند. ما امیدواریم که آنها از دوره ریاستجمهوری فراتر روند – و جانشین او نامی برای آنها انتخاب کند که هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان بتوانند از آن حمایت کنند.