اشتراک
ژئوپلیتیک دفاع و امنیت خاورمیانه

چرا ایران زیرساخت‌ها را به جبهه بعدی درگیری در خاورمیانه تبدیل می‌کند؟

به نظر می‌رسد تهران در حال تدوین الگویی است که در طول درگیری اخیر پدیدار شد و به طور فزاینده‌ای حملات به زیرساخت‌های اقتصادی را به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از معادله درگیری مطرح می‌کند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

تهران با اتخاذ رویکردی جدید در استراتژی بازدارندگی خود، زیرساخت‌های اقتصادی و حیاتی را به جبهه‌ای کلیدی در معادلات درگیری منطقه‌ای تبدیل کرده است. محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با تأکید بر اصل «تلافی متقابل»، هشدار داد که هرگونه حمله به زیرساخت‌های کشور با پاسخی مشابه مواجه خواهد شد و اسرائیل نیز از این تلافی‌جویی در امان نخواهد بود. این موضع‌گیری که در واکنش به تهدیدات ترامپ صورت گرفت، نشان‌دهنده تغییر ماهیت بازدارندگی تهران است؛ جایی که زیرساخت‌هایی همچون تأسیسات انرژی، شبکه‌های برق و مسیرهای دریایی، به ابزاری برای تحمیل هزینه به دشمن فراتر از میدان نبرد تبدیل شده‌اند. ایران با این استراتژی در پی تعریف قواعد جدیدی برای کنترل تنش‌هاست تا با افزایش سطح عدم قطعیت برای طرف مقابل، از حملات پرهیز کند. در این میان، کشورهای عربی خلیج فارس که اقتصادشان به شدت به ثبات این زیرساخت‌های به هم پیوسته وابسته است، در موقعیت دشواری قرار گرفته‌اند؛ چرا که هرگونه تنش در این منطقه، پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای برای بازارهای جهانی و امنیت منطقه خواهد داشت. در حالی که دیپلمات‌های ایرانی تلاش می‌کنند این تهدیدات را در چارچوب‌های سیاسی تعریف کنند، مقامات امنیتی بر پیامدهای نظامی تداوم فشارها تأکید دارند. این روند نشان می‌دهد که زیرساخت‌ها به اهرم فشاری جذاب تبدیل شده‌اند که به تهران اجازه می‌دهد بدون ورود به جنگی تمام‌عیار، اثرات روانی و سیاسی قابل‌توجهی ایجاد کند؛ وضعیتی که خطر حملات پیشگیرانه و افزایش رقابت‌های امنیتی بلندمدت در خاورمیانه را به شدت افزایش داده است.

تهران — عالی‌ترین مقام امنیت ملی ایران روز جمعه هشدار تهران را مبنی بر اینکه هرگونه حمله به زیرساخت‌های کلیدی این کشور «به همان شیوه» پاسخ داده خواهد شد، تکرار کرد و هشدار داد که اسرائیل از تلافی‌جویی «در امان نخواهد بود».

اظهارات محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پس از آن بیان شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از آخرین تبادل آتش بین دو طرف، تهدید به حملات بیشتر به زیرساخت‌های ایران کرد و لایه دیگری از عدم قطعیت را به ابتکار دیپلماتیک شکننده منطقه افزود.

ذوالقدر در بیانیه‌ای که توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شد، کارزار نظامی جدیدی را اعلام نکرد. او همچنین تغییر چشمگیری در استراتژی فاش نکرد. با این حال، آخرین هشدار او ممکن است از این جهت که مفهوم در حال تحول بازدارندگی تهران را پس از ماه‌ها جنگ آشکار می‌کند، حائز اهمیت باشد.

این هشدار که از سوی عالی‌ترین نهاد امنیتی، جایی که سیاست‌های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک همگرا می‌شوند، صادر شده است، وزن نهادی بیشتری نسبت به لفاظی‌های آشنای فرماندهان میدان نبرد ایران دارد.

ذوالقدر، ژنرال کهنه‌کار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که سابقه فعالیت در مناصب ارشد نظامی، امنیتی و قضایی را دارد، به طور گسترده‌ای همسو با سیاست‌گذاری استراتژیک سپاه تلقی می‌شود. بنابراین، اظهارات عمومی او پنجره مهمی را به روی این موضوع می‌گشاید که تهران چگونه می‌خواهد موضع بازدارندگی خود را درک کند.

محرک فوری به اندازه کافی واضح بود. اگرچه ذوالقدر مستقیماً از ترامپ نام نبرد، اما به نظر می‌رسید که او به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا پاسخ می‌دهد، که در آن از کلمات توهین‌آمیز برای توصیف رهبران ایران استفاده کرده و پیشنهاد کرده بود که حملات بیشتر به زیرساخت‌های ایران همچنان یک گزینه است. ترامپ همچنین پس از متهم کردن تهران به نقض تفاهم‌نامه ژوئن، توافق آتش‌بس آمریکا و ایران را عملاً پایان‌یافته اعلام کرد.

ذوالقدر با لحنی قاطعانه پاسخ داد. او با اشاره به ترامپ – بدون نام بردن از او – به عنوان «منفورترین چهره جهان»، گفت که رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر با «کلماتی که فقط شایسته خودش است» با مردم ایران سخن گفته است. مهم‌تر از آن، او اصلی را تکرار کرد که ممکن است از آخرین دور لفاظی‌ها دوام بیاورد: «همانطور که در گذشته اعلام کرده‌ایم، هرگونه حمله به زیرساخت‌ها با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد.» او خاطرنشان کرد که اسرائیل، که او را متهم به حمایت از چنین تجاوزی کرد، «از تلافی‌جویی در امان نخواهد بود.»

در یک سطح، این بیانیه هشدار دیگری در یک جنگ لفظی فزاینده تلخ بود. در سطح دیگر، اشاره‌ای بود به اینکه تهران به دنبال تدوین الگویی است که در طول درگیری اخیر به یک اصل صریح بازدارندگی تبدیل شده است. ایران مدت‌هاست که تهدید به تلافی‌جویی علیه اهداف نظامی کرده است. با این حال، پیام‌های آن به طور فزاینده‌ای نشان می‌دهد که زیرساخت‌های اقتصادی و غیرنظامی در حال تبدیل شدن به بخش جدایی‌ناپذیری از این معادله بازدارندگی هستند.

زیرساخت به عنوان اهرم فشار

از آنجایی که جنگ‌های مدرن دیگر صرفاً با قلمروهای تصرف شده یا تجهیزات نظامی منهدم شده سنجیده نمی‌شوند، زیرساخت‌های حیاتی – از تأسیسات انرژی و فرودگاه‌ها گرفته تا شبکه‌های برق و مسیرهای کشتیرانی – به یک دارایی استراتژیک تبدیل شده‌اند که قادر به تحمیل هزینه‌های اقتصادی بسیار فراتر از میدان نبرد هستند.

این عامل در طول آخرین رویارویی بین ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل به طور فزاینده‌ای آشکار شده است. حملات اسرائیل تأسیساتی را هدف قرار داده است که تهران آنها را برای قابلیت‌های نظامی و لجستیکی خود حیاتی می‌داند، در حالی که ایران بارها تلاش کرده است توانایی خود را برای ایجاد اختلال در امنیت دریایی در اطراف تنگه هرمز، مهم‌ترین گلوگاه ترانزیت نفت جهان، نشان دهد.

اتهامات اخیر واشنگتن مبنی بر هدف قرار دادن کشتیرانی تجاری توسط تهران، همراه با اصرار ایران بر اینکه کشتی‌ها باید با مسیرهای هماهنگ شده توسط مقامات ایرانی مطابقت داشته باشند، نشان می‌دهد که چگونه آبراه‌های استراتژیک خود به ابزاری برای اجبار برای ایران تبدیل شده‌اند.

در این زمینه، اظهارات ذوالقدر کمتر شبیه یک تهدید منفرد و بیشتر شبیه تلاشی برای تعریف قوانین تشدید تنش‌های آینده به نظر می‌رسد. زبان تلافی‌جویی «متقابل» به ویژه قابل توجه است. تهران به جای تهدید به پاسخ‌های بی‌رویه، به تناسب اشاره می‌کند. بیان این اصل با افزایش عدم قطعیت در مورد هزینه‌های حمله به دارایی‌های حیاتی ایران، یک هدف استراتژیک را دنبال می‌کند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پیام گسترده‌تر را از زاویه‌ای دیگر تقویت کرد. او در پاسخ به اظهارات ترامپ در شبکه ایکس نوشت که ایران «بی‌ادبی را با بی‌ادبی پاسخ نمی‌دهد، بلکه با عمل: بی‌باکانه و با شجاعت فراوان» پاسخ می‌دهد.

بنابراین، این اظهارات نشان‌دهنده تقسیم کار هماهنگ در تهران است. دیپلمات‌ها همچنان موضع ایران را از نظر حقوقی و سیاسی چارچوب‌بندی می‌کنند، در حالی که مقامات امنیتی پیامدهای فشار نظامی بیشتر را تعریف می‌کنند.

پیامدهای منطقه‌ای

فوری‌ترین مخاطب هشدار ذوالقدر می‌تواند تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی باشند که در حال سنجش هزینه‌های حملات بیشتر هستند. اما این پیام در سراسر خلیج فارس نیز طنین‌انداز می‌شود، جایی که اقتصادها به دقیقاً همان نوع زیرساخت‌هایی وابسته هستند که بازدارندگی مدرن اکنون در مرکز رقابت‌های استراتژیک قرار می‌دهد.

برخلاف اهداف نظامی متعارف، زیرساخت‌های حیاتی به ندرت تنها یک کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهند. همانطور که در حملات ایران به اهداف خلیج فارس در طول جنگ اخیر مشاهده شد، هرگونه آسیب به تأسیسات انرژی یا عدم قطعیت طولانی‌مدت در مورد امنیت دریایی می‌تواند بازارهای جهانی را دچار تلاطم کند، هزینه‌های بیمه را به شدت افزایش دهد و سرمایه‌گذاری منطقه‌ای را در عرض چند روز پیچیده کند.

برای کشورهای عربی خلیج فارس، این یک معضل ناخوشایند ایجاد می‌کند. اکثر آنها تلاش کرده‌اند خود را از درگیری مستقیم در آخرین رویارویی‌های آمریکا و ایران و ایران و اسرائیل دور نگه دارند و در عین حال روابط خود را با واشنگتن و تهران حفظ کنند. با این حال، جغرافیا آنها را به طور ظریفی در معرض هرگونه تغییر در ماهیت درگیری منطقه‌ای قرار می‌دهد.

زیرساخت‌های حیاتی در سراسر خلیج فارس به شدت به هم پیوسته شده‌اند. پایانه‌های صادرات نفت، تأسیسات فرآوری گاز، کارخانه‌های آب شیرین‌کن، شبکه‌های برق، بنادر، فرودگاه‌ها و شبکه‌های ارتباطات دیجیتال اکنون ستون فقرات اقتصادهایی را تشکیل می‌دهند که بر ثبات و اعتماد سرمایه‌گذاران بنا شده‌اند. حتی زمانی که مستقیماً هدف قرار نمی‌گیرند، می‌توانند قربانیان جانبی عدم قطعیت طولانی‌مدت شوند.

این به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا پایتخت‌های خلیج فارس با وجود نگرانی‌های دیرینه خود در مورد سیاست‌های منطقه‌ای ایران، همواره خویشتن‌داری را توصیه کرده‌اند. برای آنها، تشدید تنش دیگر فقط با موشک‌های مبادله شده بین ایران و اسرائیل سنجیده نمی‌شود، بلکه با پیامدهای اقتصادی که هر دور جدید رویارویی را همراهی می‌کند، سنجیده می‌شود.

در استراتژی پس از جنگ ایران، زیرساخت‌ها به نظر می‌رسد به ابزاری جذاب برای اعمال فشار تبدیل شده‌اند بدون اینکه لزوماً از آستانه جنگ تمام‌عیار عبور کنند، با تأثیرات روانی و سیاسی که بسیار فراتر از آسیب فیزیکی فوری است.

اگر اسرائیل پیام‌های اخیر تهران را جدی بگیرد و از سیاست خویشتن‌داری فعلی خود فراتر رود، این تغییر ممکن است حملات پیشگیرانه بیشتری را در دستور کار خود قرار دهد. چنین مسیری خطرات عمده‌ای با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی دارد و می‌تواند رقابت امنیتی بلندمدت در منطقه را تشدید کند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: al-monitor.com