دبی — برای رژیم ایران، حفظ کنترل تنگه هرمز مهمتر از دهها میلیارد دلار معافیت از تحریمهای دولت ترامپ است.
این به این دلیل است که تهران یک بازی بلندمدت را دنبال میکند. مقامات ایرانی معتقدند که این کشور پس از ناکامی آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف اصلی خود در جنگی که در ماه فوریه آغاز کردند، سرانجام به یک قدرت منطقهای تبدیل شده است. و تا زمانی که تهران این وضعیت جدید را با تضمین ترتیبات دائمی برای کنترل این آبراه حیاتی و تسلط بر اقتصادهای خلیج فارس تثبیت کند، بقیه مسائل، از جمله معافیت از تحریمهای آمریکا، در نهایت دنبال خواهد شد.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، هشدار داد: «این تنها راه است: نظم جدید ایران در تنگه هرمز را به رسمیت بشناسید.» محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد با آمریکا، افزود: «تنگه هرمز تنها با «ترتیبات ایرانی» باز خواهد شد، نه با تهدیدات آمریکایی.»
این رویکرد آیندهای پرفراز و نشیب را نوید میدهد، با دورههای خشونت منظم، عدم قطعیت مداوم برای بازارهای انرژی جهانی و شمشیر داموکلس حملات مجدد که بر سر پادشاهیهای خلیج فارس آویزان است.
کریم سجادپور، کارشناس ایران در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت: «جمهوری اسلامی به رژیمی گانگستریتر تبدیل خواهد شد. برداشت آن از جنگ این است که امتیازات از طریق اجبار به دست میآیند – با حمله به همسایگان خود، تهدید تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت.» او افزود: «مانند روسیه پوتین، جمهوری اسلامی معتقد است که امنیت آن نه به رفاه مردمش، بلکه به ناامنی همسایگانش بستگی دارد.»
و درست مانند روسیه در همسایگی خود، رژیم ایران پادشاهیهای نفتخیز خلیج فارس را متعلق به حوزه نفوذ طبیعی خود میداند – حوزهای که از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) توسط دخالتهای آمریکا از آن محروم شده است.
اکنون که آمریکا در محافظت از این کشورهای خلیج فارس در برابر حملات ایران ناکام مانده است، تلاش تهران برای نهادینه کردن کنترل ایران بر تنگه هرمز، منعکسکننده جاهطلبی آن برای ایجاد یک صلح ایرانی (Pax Iranica) جدید در خاورمیانه است. به هر حال، کشورهای خلیج فارس، به درجات مختلف، نه تنها برای صادرات نفت و گاز خود، بلکه برای سایر مایحتاج حیاتی، از کالاهای مصرفی گرفته تا مواد غذایی، به این تنگه وابسته هستند.
نشانههایی از تغییر روابط را میتوان در تهران در جریان مراسم تشییع جنازه اخیر رهبر معظم انقلاب، علی خامنهای، مشاهده کرد که مقامات سه کشور از شش کشور خلیج فارس که بهار گذشته مورد حمله موشکها و پهپادهای ایران قرار گرفتند – عربستان سعودی، قطر و عمان – در آن شرکت داشتند.
هیئت سعودی مجبور شد به آنچه بسیاری در منطقه آن را آیهای عمداً توهینآمیز از قرآن میدانستند، گوش دهد که درباره نبردی بین کافران و طرف مورد حمایت الهی صحبت میکرد، با این مفهوم که سعودیها به اردوگاه اول تعلق دارند. کشورهای باقیمانده خلیج فارس که از مراسم تشییع جنازه خامنهای دوری کردند، از جمله امارات متحده عربی، با این حال در تماسهای مستقیم با تهران هستند.
راز زیمت، مدیر برنامه ایران و محور شیعه در موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، گفت: «آنها به این نتیجه رسیدهاند که با استبداد جغرافیا روبرو هستند – جمهوری اسلامی هنوز وجود دارد، رئیسجمهور ترامپ برای همیشه رئیسجمهور آمریکا نخواهد بود، و آنها باید در کنار ایرانیها زندگی کنند.» او افزود: «آنها باید با واقعیت روبرو شوند.»
دور اخیر خشونت در منطقه، واشنگتن را وادار کرد تا معافیت وزارت خزانهداری را که ماه گذشته صادر شده بود و اجازه فروش نفت ایران در بازارهای بینالمللی را میداد، لغو کند. این معافیت یک شریان حیاتی برای اقتصاد تحت تحریم ایران در انتظار مذاکرات درباره جاهطلبیهای هستهای ایران، دلیل اصلی جنگ، فراهم کرده بود.
سری کنونی حملات آمریکا و ایران با حملات ایران به کشتیهایی که قصد عبور از تنگه هرمز از طریق آبهای سرزمینی عمان را داشتند، با دور زدن ایستگاه عوارضی در سمت ایرانی آبراه، آغاز شد.
تهران استدلال کرد که اقداماتش موجه است زیرا تفاهمنامهای که ماه گذشته با دولت ترامپ امضا کرد، تصریح میکند که تردد دریایی از طریق تنگه، در حالی که نیازی به پرداخت عوارض ندارد، از طریق «ترتیبات ایرانی» انجام خواهد شد. مقامات آمریکایی با این تفسیر مخالف بودند و روز جمعه گفتند که ایران باید بیانیهای صادر کند که تنگه هرمز باز است و از تیراندازی به کشتیها خودداری خواهد کرد و در صورت عدم انجام این کار، عواقب جدی را پیشنهاد کردند. یک روز بعد، ایران به یک کشتی در نزدیکی تنگه شلیک کرد و آبراه را بسته اعلام کرد. آمریکا با حملات بیشتر به اهداف ایرانی پاسخ داد.
اختلاف بر سر هرمز ریشه در ماهیت بینتیجه مرحله تمامعیار درگیری دارد که ۴۰ روز بین فوریه و آوریل به طول انجامید. هالی دگرس، پژوهشگر ارشد در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، گفت: «هم ایالات متحده و هم جمهوری اسلامی ایران فکر میکنند که در این جنگ پیروز شدهاند.» او افزود: «دلیل اینکه ایرانیها در حال حاضر سختگیری میکنند این است که آنها در تلاشند تا بر رئیسجمهور ترامپ فشار بیاورند، با درک اینکه جنگ در آمریکا نامحبوب است و تنگه هرمز اقتصاد جهانی را خفه کرده است. آنها به دنبال لبه پرتگاه هستند زیرا به نظر میرسد از این دیدگاه عمل میکنند که دست بالا را دارند.»
سلمان الانصاری، تحلیلگر ژئوپلیتیک سعودی، گفت که تصور ایران از خود به عنوان یک قدرت منطقهای جدید، با توجه به اینکه ارتش آن چقدر تضعیف شده، شبکه نیروهای نیابتی آن در خاورمیانه چقدر ضعیف شده و اقتصاد آن در ماههای اخیر چقدر خفه شده است، توهمآمیز است. او گفت: «تنها چیزی که برایش باقی مانده است، قلدری، دزدی دریایی، سر و صدا و توانایی عمل به عنوان یک خرابکار است.» او افزود: «اینها ویژگیهای یک قدرت نیست، بلکه ویژگیهای یک اوباش است.»
این ممکن است درست باشد، اما آمریکا تاکنون توانایی بازگشایی تنگه هرمز با زور را نشان نداده است. در حال حاضر، دورهای جدید فعالیت نظامی توسط هر دو طرف، کمتر از از سرگیری یک جنگ تمامعیار است. آمریکا تهران را هدف قرار نداده است و ایرانیها خود را به حملات عمدتاً بیاثر به تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن محدود کردهاند. آنها حملات به قدرتمندترین کشور خلیج فارس، عربستان سعودی و، تا دور اخیر تشدید تنش در روز شنبه، امارات متحده عربی را از سر نگرفتهاند.
این بدان معنا نیست که خشونت لزوماً در هفتههای آینده مهار خواهد شد. مارک پلیمروپولوس، مقام ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) که با خاورمیانه سروکار داشت، گفت: «اساساً، ایرانیها باور ندارند که ترامپ میخواهد به جنگ بازگردد، بنابراین آنها فقط فشار و فشار خواهند آورد. آنها واقعاً فکر میکنند که او اصلاً آنها را سرکوب نخواهد کرد.» او افزود: «اما چیزهای زیادی میتواند اشتباه پیش برود. اگر یکی از این تبادلات منجر به یک رویداد با تلفات گسترده شود که در آن سربازان آمریکایی کشته شوند، ترامپ دیوانه خواهد شد. بنابراین این بدون ریسک نیست.»
افزون بر پیچیدگی، مشخص نیست که چه کسی در تهران تصمیمگیرنده اصلی است، در زمانی که رهبر معظم جدید، مجتبی خامنهای، از زمانی که گمان میرود در حملاتی که پدرش در فوریه کشته شد، مجروح شده است، نه در ویدئو و نه به صورت حضوری ظاهر نشده است.
چندین جناح تندرو که برای قدرت در تهران رقابت میکنند، تفاهمنامه ماه گذشته با آمریکا را به شدت مورد انتقاد قرار دادهاند و منافع آشکاری در تشدید تنش دارند که آن را از بین ببرد.
مهران حقیران، مدیر اجرایی تحقیقات در اندیشکده بنیاد بورس و بازار، گفت: «تصمیمگیری در ایران اکنون در هرج و مرج است.» او افزود: «به وضوح جناحی وجود دارد که از مذاکرات حمایت نمیکند. بسیاری از آنها میخواهند این وضعیت را تا حد امکان طولانی کنند، زیرا هر روز که میگذرد، رژیم را تقویت میکند و فضای هرگونه اصلاحات سیاسی پس از جنگ را محدود میکند.» او اضافه کرد که موازی تاریخی در اینجا جنگ ایران و عراق در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ (۱۹۸۰-۱۹۸۸) است که به جمهوری اسلامی اجازه داد تا رقبا را در داخل از بین ببرد و رژیم تئوکراتیک را تثبیت کند.
حمد الثنیان، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کویت، گفت که با وجود نارضایتی گسترده از سیاستهای ترامپ، تعمیق همکاری بین کشورهای خلیج فارس و واشنگتن همچنان حیاتی است. او افزود: «اعتبار و قابلیت اطمینان آمریکا به عنوان یک شریک امنیتی ضربه خورده است، اما همچنان مهمترین شریک امنیتی برای خلیج فارس باقی مانده است. همانطور که دیدهایم، گاهی اوقات شراکتهای امنیتی دشوار هستند، اما بهتر است در یکی از آنها باشید تا بدون آن.»
او در عین حال افزود که کشورهای خلیج فارس باید با همکاری بیشتر با یکدیگر و با ایجاد بازدارندگی نظامی خود، به تلاش ایران برای برتری منطقهای پاسخ دهند. او گفت: «نحوه تصمیمگیری خلیج فارس برای مقابله با این تهدید، ژئوپلیتیک آینده منطقه را تعیین خواهد کرد.»