اشتراک
سیاست اخبار بین‌الملل ژئوپلیتیک

جنگ ترامپ با ایران به بن‌بست رسید؛ برنامه‌ها متناقض و استراتژی متزلزل

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ دولت ترامپ علیه ایران که در ابتدا به عنوان یک عملیات کوتاه‌مدت تصور می‌شد، اکنون با گذشت بیست هفته به بن‌بستی فرسایشی تبدیل شده است. تناقض در تصمیم‌گیری‌ها، اتکای رئیس‌جمهور به بداهه‌پردازی‌های ناگهانی و فقدان یک استراتژی نظامی یا دیپلماتیک منسجم، محور اصلی چالش‌های واشینگتن در این پرونده است. رویکرد ترامپ که مبتنی بر تهدیدات تعرفه‌ای، پست‌های تند در شبکه‌های اجتماعی و تصور فروپاشی سریع رژیم ایران بوده، در مواجهه با واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه و سرسختی ساختار قدرت در ایران ناکام مانده است. نوسانات شدید ترامپ، از جمله تغییر ناگهانی موضع در قبال اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری تنگه هرمز و تغییر لحن نسبت به مقامات ایرانی، نشان‌دهنده سردرگمی کاخ سفید است. کارشناسان معتقدند ترامپ با دست‌کم گرفتن ماهیت پیچیده حکومت ایران و نادیده گرفتن توصیه‌های تخصصی دستگاه‌های امنیتی، خود را در موقعیتی قرار داده که میراث سیاسی‌اش را تهدید می‌کند. در حالی که اقتصاد ایران در وضعیت دشواری قرار دارد و هر دو طرف سعی دارند با فرسایشی کردن زمان، رقیب را وادار به عقب‌نشینی کنند، هیچ چشم‌انداز روشنی برای عبور از این بن‌بست و رسیدن به توافقی پایدار وجود ندارد. منتقدان معتقدند تا زمانی که ترامپ رویکرد غریزی و متناقض خود را با یک سیاست‌گذاری مبتنی بر واقعیت‌های تاریخی و منطقه‌ای جایگزین نکند، ماجراجویی او در خاورمیانه همچنان به عنوان یک بحران لاینحل باقی خواهد ماند.

در صد و سی و ششمین روز از جنگ خود علیه ایران، رئیس‌جمهور ترامپ طرح جدیدی ارائه کرد. او قصد داشت در ازای محافظت از کشتی‌ها در برابر نیروهای ایرانی، عوارضی را بر کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز اعمال کند.

اما این مربوط به آن زمان بود. در روز صد و سی و هفتم، او طرح جدید دیگری داشت. در نهایت هیچ عوارضی در کار نبود.

تغییر ۱۸۰ درجه‌ای آقای ترامپ در روز سه‌شنبه در مواجهه با اعتراضات متحدان عربش که چندان از پرداخت عوارض هیجان‌زده نبودند، نشان‌دهنده سرگردانی او در پیشبرد جنگ علیه ایران است. آنچه قرار بود عملیاتی تمیز و چهار تا شش هفته‌ای باشد، اکنون در هفته بیستم پر از آشفتگی خود قرار دارد. بداهه‌پردازی و تصمیمات ناگهانی کارساز نیستند.

رئیس‌جمهوری که نمایش قدرت خود را در صحنه جهانی به یکی از ویژگی‌های اصلی دوره دوم ریاست‌جمهوری خود تبدیل کرده است، در ایران حریفی یافته که تاکنون تسلیم اراده او نشده و درگیری ژئوپلیتیکی که نمی‌توان با پست‌های تند در رسانه‌های اجتماعی یا تهدیدات تعرفه‌ای آن را حل کرد. تفاهم‌نامه‌ای که او ماه گذشته با تهران برای توقف درگیری‌ها منعقد کرد، معلوم شد که تفاهم‌نامه‌ای از سوءتفاهم‌ها بوده است و آقای ترامپ اکنون به نظر می‌رسد نه استراتژی نظامی و نه دیپلماتیک روشنی دارد.

ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز که به رؤسای جمهور و وزرای خارجه در امور خاورمیانه مشاوره داده است، گفت: «او با کشوری روبرو شده که حاضر نیست طبق قوانین او بازی کند، یعنی اینکه شما خم شوید و حلقه را ببوسید و به او بگویید چقدر عالی است و سعی کنید هر امتیازی را که او مایل به دادن آن است، به دست آورید.»

ماجراجویی بی‌سرانجام آقای ترامپ در خاورمیانه به درسی تازه تبدیل شده است که چرا این منطقه برای نسل‌ها به باتلاقی برای جاه‌طلبی‌های ریاست‌جمهوری تبدیل شده است. ابزارهای قدرتی که به پیشبرد منافع آمریکا در سایر نقاط جهان کمک می‌کنند، لزوماً در آنجا کارساز نیستند، همانطور که بسیاری از پیشینیان آقای ترامپ نیز دریافته‌اند.

این امر به ویژه برای آقای ترامپ ناامیدکننده بوده است، کسی که از زمان بازگشت به کاخ سفید در سال گذشته از به دست آوردن خواسته‌های خود لذت برده و حتی لاف زده است که ممکن است قدرتمندترین مرد تاریخ جهان باشد. اما در حالی که او با موفقیت متحدان ناتو را برای افزایش هزینه‌های نظامی تحت فشار قرار داده، امتیازاتی از شرکای تجاری خود گرفته و اساساً ونزوئلا را با یک حمله کماندویی جراحی یک‌شبه به دست گرفته است، مشخص نیست که آیا می‌تواند در صحرای ایران نیز به خواسته‌های خود برسد.

سوزان مالونی، معاون رئیس و مدیر سیاست خارجی در مؤسسه بروکینگز، گفت: «رویکرد قاطع ترامپ به جهان در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش از کمی شانس و تمایل گاه‌به‌گاه سایر کشورها برای تسهیل یک راه خروج بهره‌مند شده است. هیچ چیز در ۴۷ سال گذشته نباید او را به این باور می‌رساند که تهران این مسیر را دنبال خواهد کرد.»

جان هانا، مشاور سابق امنیت ملی معاون رئیس‌جمهور دیک چنی و اکنون پژوهشگر ارشد در مؤسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، در گذشته از استفاده محدود از نیروی نظامی برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران حمایت کرده بود. اما او گفت که با انتخاب «حمله گسترده برای سرنگونی»، آقای ترامپ به وضوح ساختار قدرت تئوکراتیک (حکومت دینی) را که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران به قدرت رسید، دست‌کم گرفته و توانایی آمریکا برای سرنگونی آن را بیش از حد برآورد کرده است.

آقای هانا گفت: «با نگاهی به گذشته، این جنگ به وضوح بر اساس فرضیات اساساً نادرست بود، هیچ‌کدام به اندازه اعتقاد آشکار رئیس‌جمهور به اینکه رژیم انقلابی ایران خانه‌ای پوشالی است که آماده فروپاشی در رگبار حملات هوایی آمریکا و پست‌های ستیزه‌جویانه در تروث سوشال (Truth Social) است، آسیب‌رسان نبود.»

او افزود: «اشتباه را تشدید می‌کند، هیچ دستگاه امنیت ملی دقیقی در اطراف رئیس‌جمهور وجود نداشت که آماده باشد حقیقت را به قدرت بگوید و فرضیات اشتباه او را به پرسش‌های سیستماتیک بر اساس دانش و تجربه متخصصان واقعی سیاست خارجی، دفاع و اطلاعاتی قرار دهد.»

آتش‌بسی که اکنون در میان حملات شبانه فروپاشیده است، حتی توافقی چندان گسترده نبود. هدف آن توقف موقت درگیری‌ها برای ۶۰ روز بود تا دو طرف بتوانند در مورد اختلافات واقعاً دشوار، به ویژه آینده برنامه هسته‌ای ایران، مذاکره کنند. اگر یک توافق موقت نتواند دوام بیاورد، دشوار است که ببینیم چگونه دو طرف می‌توانند به توافقی دائمی که مستلزم مصالحه‌های دردناک است، دست یابند.

آقای ترامپ به نظر می‌رسد در مورد چگونگی ادامه کار نامطمئن است. او به استفاده از نیروی نظامی بازگشته و دستور از سرگیری محاصره دریایی در تنگه هرمز را صادر کرده است. او تهدید کرده است که «یک ضربه بزرگ و چاق» به کوه پیکاکس (Pickaxe Mountain)، یک سایت مستحکم در نزدیکی یکی از تأسیسات هسته‌ای اصلی ایران، وارد خواهد کرد. اما با توجه به افکار عمومی مخالف جنگ، او نشانه کمی از تمایل خود برای از سرگیری بمباران تمام‌عیاری که آغاز جنگ را رقم زد، نشان داده است.

در همین حال، او پیشنهاد مذاکرات بیشتر را داده است اما توضیح نداده که چگونه مذاکراتی که قبلاً شکست خورده‌اند، اکنون می‌توانند موفق شوند. در واقع، او تردید عمیقی را در مورد امکان موفقیت آنها ابراز کرده است، اگرچه البته این ممکن است صرفاً راهی برای کاهش انتظارات باشد. در عوض، آقای ترامپ به نظر می‌رسد فکر می‌کند که می‌تواند از ایرانیان پیشی بگیرد زیرا اقتصاد آنها در وضعیت وخیمی قرار دارد، در حالی که ایرانیان به نظر می‌رسد فکر می‌کنند که می‌توانند از او پیشی بگیرند به دلیل سیاست‌های قیمت گاز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای در داخل کشور.

آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق صلح خاورمیانه که در دولت‌های هر دو حزب خدمت کرده و اکنون پژوهشگر ارشد در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی است، گفت: «ترامپ در تنگنا قرار گرفته است و با دشمنی بی‌رحم و سرسخت روبرو است که اهدافش – حفظ نفوذ بر تنگه و تمایل جدید برای هژمونی بر خلیج – اکنون او را گروگان گرفته است.»

او افزود: «ایران میراث یک رئیس‌جمهور را مصرف و لکه‌دار کرد»، اشاره به جیمی کارتر و بحران گروگان‌گیری ۱۹۷۹-۸۱. «و آنطور که اکنون به نظر می‌رسد، با زمان به نفع ایران، نه ترامپ، می‌تواند به خوبی میراث رئیس‌جمهور دیگری را لکه‌دار یا نابود کند.»

سایر کارشناسان سیاست خارجی این تشبیه را رد کردند و نسبت به بزرگنمایی تأثیر جنگ ایران بر ریاست‌جمهوری آقای ترامپ هشدار دادند.

الیوت آبرامز، مقام امنیت ملی در چندین دولت جمهوری‌خواه، از جمله دوره اول آقای ترامپ، گفت: «فکر نمی‌کنم ایران دستور کار ترامپ را که گسترده است، نابود کرده باشد. تا زمانی که آمریکایی‌ها کشته نشوند، ایران برای اکثر آمریکایی‌ها یک مسئله ثانویه خواهد بود.»

او افزود که سایر چالش‌های سیاست خارجی مانند اوکراین، کوبا و چین «به ایران وابسته نیستند»، بنابراین همه باید «ایران را در چشم‌انداز قرار دهند.»

آقای آبرامز خاطرنشان کرد که دموکرات‌ها به نظر می‌رسد به طور فزاینده‌ای بر سر اسرائیل و فلسطینیان با یکدیگر اختلاف دارند، شکافی که در برخی از انتخابات مقدماتی کنگره در این فصل نقش مهمی ایفا کرده است. او گفت: «این دموکرات‌ها هستند که در خطر بلعیده شدن دستور کارشان توسط یک مسئله خاورمیانه، یعنی اسرائیل، قرار دارند.»

چرخش ناگهانی در مورد عوارض، نشان‌دهنده میزان بداهه‌پردازی آقای ترامپ در این روزها بود. او با اعلام اینکه ۲۰ درصد عوارض بر محموله‌های عبوری از تنگه هرمز برای محافظت از کشتیرانی دریافت خواهد کرد، با موضع دولت خود که عوارض را نقض غیرقابل قبول قوانین بین‌المللی می‌دانست، تناقض داشت.

تصمیم او برای لغو آنها در روز سه‌شنبه پس از تماس‌های رهبران نگران عرب خلیج فارس، روشن ساخت که او قبل از اعلام عوارض جدید، زحمت مشورت با متحدان خود را به خود نداده یا نگرانی‌های آنها را نادیده گرفته است. او این تغییر را با توضیحی آبرومندانه، هرچند به سختی قابل قبول، توجیه کرد که رهبران خلیج فارس در عوض «معاملات تجاری و سرمایه‌گذاری» را وعده داده‌اند.

او نگفت چه سرمایه‌گذاری‌هایی، و هیچ جزئیات بیشتری برای نشان دادن تعهدات مشخص وجود نداشت. آقای ترامپ به خبرنگاران گفت: «آنها قرار است سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در ایالات متحده انجام دهند، و من این را خیلی بیشتر دوست دارم.» او یک روز پس از اینکه آن را یک «مسئله عدالت» ساده خوانده بود، گفت: «من مفهوم هزینه را دوست ندارم.»

این تنها تناقض روزهای اخیر نبود. وقتی آقای ترامپ ماه گذشته توافق آتش‌بس را امضا کرد، از مذاکره‌کنندگان ایرانی تمجید کرد. او در آن زمان گفت: «ما با افرادی سروکار داریم که فکر می‌کنم افراد بسیار منطقی هستند. آنها برای معامله خوب بودند. آنها افراد قوی و باهوشی بودند.»

تا هفته گذشته، او نظر خود را تغییر داده بود. او شکایت کرد: «آنها اراذل و اوباش هستند. آنها افراد بیمار هستند. آنها توسط افراد بیمار رهبری می‌شوند.» وقتی از او پرسیده شد که در عرض سه هفته چه چیزی تغییر کرده است، آقای ترامپ گفت: «من آنها را شناختم.» که البته این سؤال را مطرح می‌کند که چرا او از ابتدا نمی‌دانست با چه کسی سروکار دارد.

عباس میلانی، مدیر مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد و پژوهشگر در مؤسسه محافظه‌کار هوور، گفت: «فکر نمی‌کنم او استراتژی مشخصی در مورد ایران داشته باشد. این مشکل اصلی است. او به این مسائل به صورت غریزی و با دو هدف متناقض نزدیک می‌شود. از یک طرف، او مدام می‌گوید: 'ما می‌خواهیم با شما معامله کنیم و ایران را به اقتصادی شکوفا تبدیل کنیم.' و از طرف دیگر، می‌گوید: 'من تمدن شما را نابود خواهم کرد.'»

آقای میلانی گفت که با آقای ترامپ موافق است که ایران واقعاً خواهان توافق صلح است، و در واقع او معتقد است که ایران «به شدت به توافق نیاز دارد» زیرا اقتصادش در حال سقوط آزاد است. اما او رئیس‌جمهور را به دلیل اعزام مذاکره‌کنندگانی که در منطقه غرق نیستند و تاریخ و جزئیات پیچیده آن را درک نمی‌کنند، سرزنش کرد.

آقای میلانی در مورد آقای ترامپ گفت: «فکر نمی‌کنم او هرگز ماهیت این رژیم را واقعاً درک کرده باشد. او هنوز هم آن را درک نمی‌کند. این رژیم مانند هیچ رژیم دیگری نیست. همیشه کارهای غیرمنتظره انجام می‌دهد و تا هر حدی برای حفظ قدرت خود پیش خواهد رفت.»

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: nytimes.com