اشتراک
اخبار جهان سیاست بین‌الملل نظامی و درگیری

جنگ آمریکا و ایران قرار بود تمام شود، اما نشد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

تفاهم‌نامه اخیر میان آمریکا و ایران که با هدف پایان دادن به درگیری‌ها و آغاز دوره‌ای ۶۰ روزه برای مذاکره تنظیم شده بود، به دلیل نقض مکرر بندهای آن توسط طرفین در شرایطی بسیار شکننده قرار دارد. با وجود وعده توقف عملیات نظامی و رفع محاصره تنگه هرمز، حملات متقابل و تبادل آتش کماکان ادامه یافته و درگیری‌ها در منطقه تشدید شده است. ترامپ که در جستجوی راهی برای خروج سریع از فضای جنگی بود، اکنون با واقعیت شکست احتمالی دیپلماسی مواجه است؛ به ویژه آنکه ابهامات متن توافق، تضاد تفاسیر درباره کنترل تنگه هرمز و بازگشت تحریم‌های اقتصادی، فضای بی‌اعتمادی را تعمیق کرده است. وعده‌های اقتصادی کلان برای کمک به ایران نیز که در این تفاهم‌نامه گنجانده شده بود، نه تنها با تردید کشورهای منطقه‌ای مواجه شده، بلکه با توجه به تداوم تنش‌های نظامی، تحقق آن‌ها دور از دسترس به نظر می‌رسد. در نهایت، با وجود عبور از بخش عمده بازه زمانی ۶۰ روزه، هیچ‌یک از طرفین به اهداف اصلی توافق یعنی ثبات پایدار یا حل‌وفصل برنامه هسته‌ای دست نیافته‌اند و وضعیت به سمت یک بلاتکلیفی پرهزینه پیش می‌رود. با این همه، تنها بند پایدار توافق، یعنی ادامه گفتگوها، مانع از فروپاشی کامل مسیر دیپلماتیک شده است؛ به طوری که رئیس‌جمهور آمریکا که همواره با «جنگ‌های ابدی» مخالفت می‌کرد، اکنون خود را در یک فرآیند فرسایشی و مذاکراتی بی‌پایان گرفتار می‌بیند.

جنگ آمریکا و ایران قرار بود زمانی به پایان برسد که رئیس‌جمهور ترامپ ماه گذشته تفاهم‌نامه‌ای را در یک میز شام در گالری پایین ورسای امضا کرد. اما ترامپ تعریفی بسیار منعطف از آنچه یک قرارداد الزام‌آور را تشکیل می‌دهد، دارد، ایران احساس می‌کند که از خصومت‌های بیشتر چیزی برای از دست دادن ندارد و این دو کشور از آن زمان تاکنون اساساً در وضعیت جنگی باقی مانده‌اند.

این توافق برای دائمی کردن آتش‌بس و آغاز یک دوره مذاکره تا ۶۰ روز برای حل و فصل اختلافات متعدد ریشه‌ای درگیری طراحی شده بود. تقریباً در نیمه راه این پنجره ۶۰ روزه، ۱۴ بند تفاهم‌نامه تقریباً به طور کامل نقض شده است. تنها بندی که بلافاصله به اجرا درآمد و نقض نشده، بندی است که می‌گوید دو طرف به گفتگو ادامه خواهند داد. (حتی این هم به یک ستاره نیاز دارد: مقامات آمریکایی به من گفتند که مذاکرات ادامه دارد، اما خصومت‌های اخیر باعث وقفه شده است.)

سایر تعهدات کوتاه‌مدت این تفاهم‌نامه قبلاً توسط اقدامات هر دو طرف در تنگه هرمز، از سرگیری متناوب درگیری، یا تفاسیر مختلف از بندهای مبهم نقض شده‌اند. به عنوان مثال، بند یک، «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها» را الزامی می‌کند. از زمان امضا، ایالات متحده و ایران حداقل سه بار به تبادل حملات تلافی‌جویانه پرداخته‌اند، به طوری که آمریکا در آخر هفته بیش از ۱۵۰ هدف را مورد حمله قرار داد. طبق بند چهار، آمریکا موظف بود محاصره تنگه را لغو کرده و نیروهای خود را ظرف ۳۰ روز از «نزدیکی» ایران خارج کند. در عوض، ترامپ به کنگره اطلاع داد که خصومت‌ها با ایران از سر گرفته شده است و اوایل این هفته، محاصره را نیز دوباره برقرار کرد. یک نیروی عظیم آمریکایی در خلیج باقی مانده است. حملات آمریکا دیروز بعدازظهر ادامه یافت.

بر اساس سوابق تاکنون، قمار ترامپ برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره، برای دستیابی به اهدافی که ارتش آمریکا به تنهایی نمی‌توانست به آنها دست یابد، در خطر جدی قرار دارد. بسیاری از مقامات اروپایی و خاورمیانه‌ای که با آنها صحبت کردم، تردید دارند. (قبل از مرگش در آخر هفته، سناتور لیندسی گراهام، متحد سرسخت ترامپ، به صراحت پیش‌بینی کرد که مذاکرات، اگرچه ارزش امتحان کردن را دارد، اما احتمالاً شکست خواهد خورد.) بنابراین، زمانی که ترامپ هفته گذشته اعلام کرد که آتش‌بس بین آمریکا و ایران «تمام شده است»، شاید فکر می‌کرد که خبری را اعلام می‌کند؛ او در واقع فقط آنچه را که قبلاً بدیهی بود، با صدای بلند بیان می‌کرد.

این یک مشکل برای ترامپ است، زیرا او برای عبور از جنگ عجله دارد. مذاکرات هنوز هم می‌تواند به طور معجزه‌آسایی به هدف والای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران تا ۲۱ اوت، مهلت اولیه، دست یابد، یا می‌تواند به چیزی کمتر جاه‌طلبانه که ترامپ مایل به پذیرش آن است، منجر شود. دو کشور هدف مشترک بازگشایی تنگه هرمز (البته با اختلاف نظر در مورد چگونگی آن) و توقف درگیری‌ها را دارند. اما ایالات متحده و ایران ممکن است در عوض در یک وضعیت بلاتکلیفی پرهزینه از درگیری‌های متناوب برای آینده قابل پیش‌بینی باقی بمانند، با این حال اقتصاد جهانی از عواقب آن رنج خواهد برد.

جان آلترمن، رئیس بخش امنیت جهانی و استراتژی ژئوپلیتیک در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، به من گفت: «هرچه بیشتر عجله خود را نشان دهید، ایرانی‌ها بیشتر از زمان به عنوان یک سلاح استفاده خواهند کرد.» «هیچ یک از طرفین نمی‌خواهند بجنگند، اما هیچ یک از طرفین نمی‌توانند راهی برای جلوگیری از جنگ پیدا کنند.»

تفاهم‌نامه، در بندهای اول و چهارم خود، توقف درگیری و خروج نیروهای آمریکایی از «نزدیکی» ایران را به عنوان اولین گام برای ایجاد اعتماد الزامی می‌کند. هیچ‌کدام از اینها اتفاق نیفتاده است.

در حالی که پیکر آیت‌الله علی خامنه‌ای، که در روز آغاز جنگ کشته شد، هفته گذشته برای عزاداران در سراسر ایران و عراق در حال تشییع بود، تهران حملات پهپادی و موشکی به پایگاه‌های نظامی آمریکا در کویت، بحرین و قطر، و همچنین به سه نفتکش تجاری در حال عبور از تنگه هرمز انجام داد. فرماندهی مرکزی آمریکا با حملاتی به حدود ۸۰ هدف ایرانی پاسخ داد.

این تشدید تنش باعث شد ترامپ از حاشیه نشست ناتو در آنکارا اعلام کند که آتش‌بس عملاً «تمام شده است»، حتی در حالی که مقامات آمریکایی به من اطمینان می‌دادند که مسیر دیپلماتیک زنده است. اوضاع از آنجا فقط داغ‌تر شد. حملات در آخر هفته تشدید شد و شنبه، ایران اعلام کرد که تنگه هرمز بسته است. ترامپ سپس گفت که محاصره تنگه توسط آمریکا بازگردانده خواهد شد و فقط «کشتی‌های ایران یا مشتریان آن را از ورود یا خروج» هدف قرار خواهد داد. این رویداد احتمال یک درگیری طولانی‌مدت و کُند را افزایش داد و چشم‌انداز یک توافق هسته‌ای را تیره کرد.

آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیه‌ای به من گفت: ترامپ «همیشه روشن کرده است که اگر ایران شلیک کند، ما نیز شلیک خواهیم کرد.» «ایران می‌خواهد به توافق برسد، اما باید جدی باشد یا با عواقب آن روبرو شود.» او این تفاهم‌نامه را «مبتنی بر عملکرد» توصیف کرد.

عبور ایمن از تنگه هرمز، که تفاهم‌نامه در بند پنج نیز وعده آن را داده بود، ارتباط نزدیکی با درگیری‌ها دارد. اما اینکه عبور ایمن چگونه به نظر می‌رسد، گروگان تفاسیر مختلف شده است. زبان تفاهم‌نامه در بخش‌هایی عمداً مبهم بود تا یک توافق اولیه را تضمین کند، اما این ابهامات از آن زمان تاکنون همه چیز را پیچیده کرده است. بسته به روز، تنگه یا ناامن بوده یا غیرقابل عبور، و تضمین «عبور ایمن کشتی‌های تجاری» در توافق را بی‌اثر کرده است.

یک مقام ارشد آمریکایی، در حال خواندن متن تفاهم‌نامه برای خبرنگاران، تأکید کرد که این بند به این معنی است که تردد از طریق تنگه در طول ۶۰ روز مذاکرات و پس از آن «اساساً بدون عوارض» باقی خواهد ماند. پس از اینکه ایران گفت حق دارد عوارض وضع کند، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، گفت: «هیچ کشوری مجاز نیست در یک آبراه بین‌المللی عوارض یا هزینه‌ای دریافت کند.»

با وجود این، ترامپ تصمیم گرفت که عوارض ایده بدی نیست. او دوشنبه نوشت: «ایالات متحده آمریکا از این پس به عنوان 'نگهبان تنگه هرمز' شناخته خواهد شد» و افزود که آمریکا ۰ درصد هزینه برای تمام محموله‌ها دریافت خواهد کرد. کارشناسان به من گفتند که هیچ کشوری مایل به پرداخت نخواهد بود. مطمئناً، دیروز صبح، ترامپ عقب‌نشینی کرد و گفت که آمریکا هزینه‌ها را از طریق سرمایه‌گذاری کشورهای خلیج فارس، نه از طریق عوارض، جبران خواهد کرد.

بند پنجم که به خوبی نوشته نشده است، همچنین می‌گوید که عمان و ایران – دو کشوری که در دو طرف تنگه قرار دارند – برای «تعریف مدیریت و خدمات دریایی آینده» با یکدیگر همکاری خواهند کرد. این ابهام بسیار مهم‌تر از آن چیزی بود که مذاکره‌کنندگان آمریکایی پیش‌بینی می‌کردند. تهران و مسقط تأیید کرده‌اند که در حال گفتگو برای مدیریت مشترک کشتیرانی تجاری از طریق تنگه در آینده هستند و افزودند که خدمات ارائه شده به کشتی‌های عبوری هزینه‌های مرتبطی خواهد داشت. واضح است که ایران و عمان – و حداقل به طور موقت، ترامپ – با روبیو مخالف هستند.

پاسخ به سؤال اصلی این اختلاف – چه کسی قوانین کشتیرانی تجاری در تنگه را تعیین خواهد کرد؟ – همچنان مبهم است. با این حال، ممکن است کشنده نباشد. مایکل سینگ، مدیر عامل مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، به من گفت: «هر دو طرف به روش خود می‌خواهند که تردد از سر گرفته شود.» «هیچ یک از طرفین تمایل یا حتی استراتژی برای یک جنگ گسترده‌تر ندارند. بنابراین این واقعاً در مورد گفتگو و مبارزه برای تعیین اینکه چه کسی تنگه را کنترل می‌کند، با چه شرایطی، چه کسی سود خواهد برد و غیره است.»

سینگ افزود: «معامله اصلی این بود: ایران تنگه هرمز را باز می‌کند و ما به آنها مشوق‌های اقتصادی برای انجام این کار می‌دهیم.» «واضح است که این اتفاق نیفتاده است.»

بزرگترین انگیزه‌ای که آمریکا برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره ارائه کرد، بسته‌ای از مشوق‌ها برای کمک به تهران در ترمیم اقتصاد ویران شده‌اش بود. بخش‌های مختلف این کمک در بندهای مختلف توافقنامه گنجانده شده است، با هدف نهایی لغو تمامی تحریم‌های آمریکا. اما این مقررات در حال حاضر تحت فشار شدید هستند.

وزارت خزانه‌داری معافیت‌هایی را برای تحریم‌های بخش نفتی ایران صادر کرد، همانطور که بلافاصله در بند ۱۰ درخواست شده بود، که اولین امتیاز اقتصادی ملموس به ایران بود. اما پس از حملات به کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز، این وزارتخانه آن معافیت‌ها را لغو کرد. به شرکت‌ها تا ۱۷ ژوئیه فرصت داده شد تا معاملات موجود را قبل از بازگشت تحریم‌های آمریکا به اجرا، به پایان برسانند.

این عقب‌نشینی نه تنها به دلیل از بین رفتن معافیت‌ها، بلکه به دلیل اینکه قصد داشتند نشان دهند که دیپلماسی می‌تواند پاداش‌های اقتصادی فوری برای رژیم به همراه داشته باشد، قابل توجه بود. در عوض، فوری‌ترین کمک توافقنامه به یکی از کوتاه‌مدت‌ترین مفاد آن تبدیل شد.

لغو کامل تحریم‌ها، که در بند هفت پیش‌بینی شده بود، برای ترغیب ایران به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود و دفع اورانیوم غنی‌شده‌اش طراحی شده بود، که در بند هشت توضیح داده شده بود، اگرچه جزئیات به مذاکرات طولانی‌تر موکول شد. هنگامی که متن تفاهم‌نامه برای خبرنگاران خوانده شد، مقام آمریکایی گفت: «ما می‌گوییم که لغو تحریم‌ها و مسائل هسته‌ای به هم مرتبط هستند، و تا آنجا که شما در مورد مسائل هسته‌ای عمل کنید، لغو تحریم‌ها را دریافت خواهید کرد.» قرار بود این دو به طور همزمان اتفاق بیفتند. اما با توجه به اینکه گام اولیه صدور معافیت‌ها قبلاً لغو شده است، هرگونه پیشرفت بیشتر نامشخص باقی می‌ماند.

کلی، سخنگوی کاخ سفید، به من گفت: ترامپ «همیشه روشن کرده است که اگر ایران شلیک کند، ما نیز شلیک خواهیم کرد.» «ایران می‌خواهد به توافق برسد، اما باید جدی باشد یا با عواقب آن روبرو شود.» او این تفاهم‌نامه را «مبتنی بر عملکرد» توصیف کرد.

حتی یک وعده جداگانه برای حفظ وضعیت موجود نیز به چالش کشیده شده است. بند نهم از ایران می‌خواهد که برنامه هسته‌ای خود را حفظ کند و آمریکا از اعمال تحریم‌های جدید خودداری کند، تا زمانی که به توافق بیشتری دست یابند. اما در ۱۰ ژوئیه، آمریکا با اعمال تحریم‌های جدید، «اقدام برای قطع شریان‌های مالی که نخبگان حاکم ایران را حفظ می‌کنند» را اعلام کرد.

این تفاهم‌نامه همچنین آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن را متعهد می‌کند که ظرف ۶۰ روز طرحی به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای ایران تدوین کنند. این یکی از جسورانه‌ترین پیشنهادات توافقنامه است. همچنین برای بسیاری از کسانی که انتظار می‌رفت این بودجه را تأمین کنند، خبری جدید بود. هنگامی که متن بند شش فاش شد، من شروع به دریافت پیام‌هایی از مقامات ارشد منطقه‌ای کردم که برای اولین بار در مورد کمک‌های فرضی دولت‌های خود می‌شنیدند. آنها از من می‌پرسیدند که دقیقاً چه چیزی وعده داده شده است.

مقامات آمریکایی اصرار دارند که این بند توسط مردم و رسانه‌ها به طور گسترده‌ای اشتباه فهمیده شده است. آنها می‌گویند که آمریکا قصد ندارد دولت‌های خلیج فارس صدها میلیارد دلار به خزانه‌های دولتی ایران واریز کنند. بلکه هدف ایجاد چارچوبی است که سرمایه‌گذاری بلندمدت خارجی را در ایران پس از تحریم‌ها، به ویژه در بخش‌هایی مانند انرژی و زیرساخت‌ها، تشویق کند. چه این طرح باقی بماند یا نه، حداقل با یک مشکل بزرگ روبرو است: ایران در چند هفته گذشته به برخی از همان کشورهایی که اکنون از آنها خواسته می‌شود به بازسازی آن کمک کنند، حمله کرده است.

با وجود اینکه تفاهم‌نامه مملو از نقض‌ها، ابهامات و جاه‌طلبی‌های دشوار برای تحقق است، یک بند تاکنون پایدار مانده است. بند سه از هر دو طرف می‌خواهد که به مدت ۶۰ روز گفتگو کنند. این دوره می‌تواند با توافق هر دو طرف تمدید شود. بنابراین، در غیاب یک پیشرفت بزرگ، رئیس‌جمهوری که با جنگ‌های ابدی مخالفت می‌کرد، ممکن است خود را در یک مذاکره ابدی گرفتار کرده باشد – اگر این همان چیزی باشد که او تصمیم بگیرد انجام دهد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theatlantic.com