دولت ترامپ میخواهد اسمیتسونیان را کنترل کند، اما این کار چندان آسان نخواهد بود. وقتی کارشناسان درباره رابطه این مؤسسه با دولت فدرال صحبت میکنند، بزرگترین مجموعه موزه جهان میتواند شبیه یک نهاد بوروکراتیک طرد شده به نظر برسد. دفتر مشاور حقوقی، اسمیتسونیان را «یک نهاد بسیار غیرعادی» و «یک ناهنجاری تاریخی و حقوقی» نامیده است. یک مقاله حقوقی آن را «شبهدولتی در مرز خصوصی» توصیف میکند. یک وکیل به من گفت که این نهاد در «برزخ» حقوقی قرار دارد.
اسمیتسونیان ممکن است در حاشیه دولت قرار داشته باشد، اما موزههای آن برای میلیونها آمریکایی که هر سال از آنها بازدید میکنند، به سختی نامرئی هستند. با این حال، با از سرگیری تلاشهای دولت ترامپ برای سرکوب این مؤسسه در هفتههای اخیر، سازوکارهای حقوقی نادیدهگرفته شده و کانالهای تأمین مالی مبهم ناگهان به متغیرهای حیاتی تبدیل شدهاند که میتوانند بر فروپاشی یا حفظ استقلال اسمیتسونیان تأثیر بگذارند.
در گزارشی ۱۶۲ صفحهای که در ۴ ژوئیه منتشر شد، شورای سیاست داخلی کاخ سفید ادعا کرد که موزه ملی تاریخ آمریکا «در روایت داستان آمریکا شکست خورده و به یک ایدئولوژی رادیکال و فعال پایبند است»؛ همچنین از رهبران موزه به دلیل عدم میهنپرستی کافی انتقاد کرد. این طولانیترین انتقاد عمومی کاخ سفید از یک موزه اسمیتسونیان تا کنون بود که پس از بیش از یک سال فشار منتشر شد و نشان میدهد که دولت ترامپ قصد دارد نفوذ بیشتری بر کار این مؤسسه اعمال کند. این گزارش به دنبال فرمان اجرایی مارس ۲۰۲۵ منتشر شد که خواستار حذف «روایتهای تفرقهافکن» از اسمیتسونیان بود. در نامهای در ماه دسامبر، کاخ سفید پیشنهاد کرد که اگر اسمیتسونیان اسناد را برای بازبینی محتوا تحویل ندهد، بودجه آن را قطع خواهد کرد.
مدافعان اسمیتسونیان، از جمله دبیر آن، لانی جی. بانچ سوم، معتقدند که این مؤسسه کشوری پیچیده و ناقص را جشن میگیرد که برای رسیدن به آرمانهای ارزشمند تلاش میکند. با این حال، کاخ سفید همان لحن را تکرار کرده است: روایت تاریخ آمریکا باید به شدت مثبت باشد و هرگز نباید در مورد این واقعیت که ایالات متحده یکی از بزرگترین نیروهای خیر در تاریخ جهان بوده است، سردرگم باشد. ظاهراً این که اسمیتسونیان، که به مخاطبان خود اعتماد دارد تا ایدههای ظریف درباره ملت را درک کنند، عملاً مملو از نمونههایی از عظمت و دستاوردهای آمریکا است، کافی نیست.
از زمانی که رئیسجمهور با تاریخ به عنوان یکی از سرگرمیهای جدید خود به قدرت بازگشت، چندین مؤسسه قبلاً تحت تحولات رهبری دونالد ترامپ قرار گرفتهاند. با این حال، با وجود تمام آنچه کاخ سفید درباره اسمیتسونیان گفته است، تغییرات واقعی در سیستم گسترده آن نسبتاً محدود بوده است. با مواجهه این مؤسسه با تهدیدهای جدید، توانایی آن برای حفظ خطوط دفاعی دوباره مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. از نظر قانونی، مفهومی و حتی عملی، «اتاق زیر شیروانی آمریکا» میتواند دشوار باشد – چه شما یک مقام دولتی باشید که سعی در دخالت در نمایشگاههای آن دارید یا یک توریست که سعی در یافتن موزه هوا و فضا دارد و در نهایت به موزه هیرشهورن در کنار آن میرسد. ویژگیهای خاص این مؤسسه ممکن است در نهایت آن را نجات دهد.
حتی نحوه آغاز به کار آن نیز غیرعادی بود. جیمز اسمیتسون، دانشمند بریتانیایی، هرگز در طول زندگی خود از ایالات متحده بازدید نکرد، با این حال چنان علاقهای به آرمانهای جمهوری نوپا (یا چنان سرخوردگی از محدودیتهای جامعه بریتانیا) پیدا کرد که وقتی در سال ۱۸۲۹ درگذشت، اموال خود را به این کشور وصیت کرد تا مؤسسهای برای «افزایش و انتشار دانش» ایجاد کند. اسمیتسونیان که در سال ۱۸۴۶ توسط کنگره تأسیس شد، امروزه از ۲۱ موزه، یک باغ وحش و ۱۴ مرکز آموزشی و تحقیقاتی تشکیل شده است که توسط هیئت امنا اداره میشود و این هیئت یک دبیر را برای اداره مؤسسه منصوب میکند. اسمیتسونیان که یک مشارکت عمومی-خصوصی است، خود را «یک نهاد امانی فدرال مستقل» توصیف میکند. به طور کلی، بودجه خصوصی آن صرف مواردی مانند نمایشگاههای برجسته، تحقیقات نوآورانه و امکانات جدید میشود و پول فدرال، حدود ۶۲ درصد از منابع آن، برای عملیات ساختمان، تحقیقات پایه، حفظ مجموعهها و خدمات اداری است. کمکهای مالی فدرال به معنای واقعی کلمه چراغها را روشن نگه میدارد.
امیلی سکستون، وکیلی که در زمینه هنر تخصص دارد، به من گفت که اسمیتسونیان و نهادهایی مانند مرکز کندی، جایی که او قبلاً کار میکرد، «برای این تأسیس شدند که اساساً مانند نهادهای دولتی بیان آزاد باشند.» او اعتراف کرد که این کمی متناقض به نظر میرسد، اما «در دولتی که به قدرت خود اطمینان دارد، این مشکلی نیست.»
استقلال مداوم اسمیتسونیان زمانی آشکارتر میشود که به همتایان آن نگاه کنید. فرمان اجرایی مارس ۲۰۲۵ با عنوان «بازگرداندن حقیقت و عقلانیت به تاریخ آمریکا» همچنین خواستار حذف «ایدئولوژی حزبی نامناسب» از مکانهای تحت نظارت وزارت کشور شد؛ متعاقباً، مقامات سازمان پارکها، که تحت نظر وزارت کشور هستند، تابلوهای متعددی را که به موضوعاتی مانند بردهداری و تغییرات اقلیمی میپرداختند، حذف کردند. (این دستورالعملها در یک دعوای حقوقی در حال انجام هستند.) آژانسهای هنری نیز به سرعت توسط دولت تغییر یافتند، زیرا ترامپ در پاییز گذشته بسیاری از اعضای شورایی را که به بنیاد ملی علوم انسانی مشاوره میدادند، اخراج کرد و مؤسسه موزهها و خدمات کتابخانهها را با دستورالعملهای اعطای کمک مالی که شبیه یک آزمون وفاداری ترامپ بود، بازسازی کرد.
در حالی که این مؤسسات همگی در شاخه اجرایی قرار میگیرند، وضعیت اسمیتسونیان دشوارتر است. گاهی اوقات، اسمیتسونیان به عنوان بخشی از شاخه اجرایی واجد شرایط است – مانند نظری در سال ۱۹۸۸ که میگفت این نهاد برای اهداف قانون خدمات اداری و اموال فدرال یک «آژانس اجرایی» است. گاهی اوقات اینگونه نیست، مانند پرونده «دانگ علیه اسمیتسونیان» در سال ۱۹۹۷، که تعیین کرد اسمیتسونیان یک آژانس فدرال تحت قانون حریم خصوصی نیست.
این تغییر شکل، جایی برای تفسیر باقی میگذارد. کاخ سفید در گزارش خود اذعان میکند که اسمیتسونیان تابع بسیاری از قوانین حاکم بر آژانسهای اجرایی نیست، اما همچنین به سندی از دفتر مشاور حقوقی در سال ۱۹۹۷ استناد میکند که میگوید اسمیتسونیان «آنقدر با دولت مرتبط است که نمیتوان این دو را به طور واقعبینانه به عنوان نهادهای جداگانه در نظر گرفت.» کاخ سفید به پاورقی اشاره نمیکند که در آن دفتر دیدگاه خود را تکرار کرده بود که وضعیت حقوقی اسمیتسونیان باید بر اساس هر قانون به طور جداگانه مورد بحث قرار گیرد و «تعمیمهای گسترده در مورد وضعیت اسمیتسونیان نامناسب است.»
حکم اخیر دیوان عالی در پرونده «ترامپ علیه اسلاتر» قدرت ترامپ را برای اخراج رهبران در سراسر شاخه اجرایی گسترش داد، اما این احتمالاً به معنای آن نیست که بانچ نفر بعدی خواهد بود. اگرچه دادگاه تشخیص داد که ترامپ میتواند یک عضو دموکرات کمیسیون تجارت فدرال را برکنار کند، اما قضات همچنین نوشتند که کمیسیون تجارت فدرال «به خوبی در قلب قدرت اجرایی» قرار دارد و آنها «امروز فرصتی برای تعریف حدود چنین قدرتی ندارند.» آن جوزف اوکانل، استاد دانشکده حقوق استنفورد که نهادهای مرزی را مطالعه کرده است، به من توضیح داد که این حکم فقط در مورد کسانی اعمال میشود که قدرت اجرایی را اعمال میکنند و به طور کلی به رئیسجمهور گزارش میدهند. او گفت: «شما به کاری که اسمیتسونیان انجام میدهد نگاه میکنید، و هیچ شباهتی به کمیسیون تجارت فدرال یا سایر نهادهایی که رئیسجمهور ترامپ بدون دخالت دادگاه با موفقیت افراد را اخراج کرده است، ندارد.»
حفاظت دیگر اسمیتسونیان، ساختار رهبری آن است. در حالی که هیئت امنای مرکز کندی شامل دهها نفر از منصوبین رئیسجمهور است، هیئت امنای اسمیتسونیان یک نهاد بسیار کوچکتر است. طبق اساسنامه اسمیتسونیان، این هیئت از ۱۷ عضو تشکیل شده است: رئیس دیوان عالی ایالات متحده (که به طور سنتی به عنوان رئیس اسمیتسونیان خدمت کرده است)، معاون رئیسجمهور، سه سناتور، سه عضو مجلس نمایندگان و نه شهروند. سناتورها توسط رئیس موقت سنا منصوب میشوند و اعضای مجلس نمایندگان توسط رئیس مجلس انتخاب میشوند. در حال حاضر، اعضای کنگره در هیئت امنا به طور مساوی بین دموکراتها و جمهوریخواهان تقسیم شدهاند.
نصب افراد وفادار در میان اعضای هیئت امنای شهروند، آشکارترین راه برای کاخ سفید برای اعمال کنترل بر اسمیتسونیان خواهد بود. اما در آنجا نیز ترامپ مسیر مستقیمی ندارد.
اعضای هیئت امنای شهروند توسط هیئت گستردهتر انتخاب میشوند و نامزدی آنها به کنگره ارائه میشود، که آنها را از طریق یک قطعنامه مشترک منصوب میکند که سپس باید توسط رئیسجمهور امضا شود. بخش شهروندی هیئت امنا برای ماهها کاهش یافته است، تعدادی از دورههای آنها بیسروصدا بدون معرفی جایگزین به پایان رسیده است. در حال حاضر، هیئت دو یا سه کرسی شهروندی کم دارد (دوره اول دنیس اولیری در آوریل به پایان رسید و به نظر نمیرسد نامزدی مجدد او به کنگره رفته باشد، اگرچه او همچنان به صورت آنلاین فهرست شده و پس از انقضای دوره خود به عنوان رئیس کمیته در یک جلسه شرکت کرده است)، و در پاییز امسال، سه دوره دیگر از اعضای هیئت امنا به پایان میرسد. نیویورک تایمز روز سهشنبه گزارش داد که معاون رئیسجمهور ونس از ارسال نامزدها به کنگره خودداری کرده است، زیرا ترامپ میخواهد افرادی را پیدا کند که با دیدگاه او همسوتر باشند – تلاشی که به دنبال دستورالعملهای فرمان اجرایی ماه مارس است که از ونس میخواهد اعضای شهروندی را جستجو کند که «متعهد به پیشبرد سیاست این فرمان» هستند.
یک فرد آشنا با عملیات هیئت امنا (که به دلیل عدم اجازه برای بحث عمومی در مورد این مسائل، به صورت ناشناس صحبت کرد) به من گفت که تأخیر در چنین انتصاباتی بسیار غیرعادی است و در گذشته، نامزدها به سرعت توسط کنگره بررسی و تأیید میشدند. این فرد خاطرنشان کرد که هیئت امنا به عنوان «هیئت امنای نهایی و تنها امین» در اسمیتسونیان، قدرت قابل توجهی دارد: «تصمیمات سخت به هیئت امنا بازمیگردد.» در میان این ابهامات، این فرد از باقی ماندن جان جی. رابرتز، رئیس دیوان عالی، به عنوان رئیس هیئت امنا، که از سال ۲۰۰۵ این نقش را بر عهده داشته است، احساس آرامش کرد. این فرد تأکید کرد که «نهادگرایی» رئیس دیوان عالی «در اینجا نیز صدق میکند» و رابرتز «به سلامت بلندمدت این مؤسسه برای فرزندان و نوادگان خود» اهمیت میدهد.
کارکنان اسمیتسونیان نیز به همین ترتیب از بانچ به عنوان منبع ثبات در میان آشفتگیهای سیاسی تمجید میکنند. بانچ که به دیپلماسی و بیطرفی شهرت دارد، اخیراً صریحتر شده و در اوایل این ماه به کریستین امانپور از سیانان گفت که «وظیفه ما روایت یک تاریخ دقیق، پیچیده و واقعی است» و «وقتی مردم به اندازه کافی شجاع نیستند که با تاریخ خود روبرو شوند، من را میترساند.»
با این حال، هیچ زمینی در اینجا کاملاً محکم نیست. طبق وبسایت اسمیتسونیان، رئیس اسمیتسونیان «به طور سنتی» رئیس دیوان عالی است، اما هیئت امنا میتواند، در تئوری، فرد دیگری را از میان خود انتخاب کند. و بانچ، پس از بیش از ۳۰ سال حضور در این مؤسسه، ممکن است به پایان دوران تصدی خود نزدیک شود و احتمالاً خلأیی در رأس ایجاد کند. ترامپ قبلاً سعی کرده بود یک رهبر اسمیتسونیان را برکنار کند؛ سال گذشته، او تلاش کرد کیم ساجت، مدیر گالری ملی پرتره را از طریق رسانههای اجتماعی اخراج کند، پستی که با بیانیهای غیرمعمول قاطع از سوی این مؤسسه مواجه شد که اساساً تأکید میکرد: این وظیفه دبیر است، نه شما. هرگونه تلاش بیشتر برای اخراج احتمالاً با پاسخی مشابه مواجه خواهد شد، اما سال گذشته، ساجت به هر حال کنارهگیری کرد، که نشان میدهد چگونه لفاظیهای سیاسی میتوانند به طور مؤثر به عنوان سیاست عمل کنند.
گاهی اوقات، زمانی که بنبست بودجهای پیش میآید و دولت به اندازه کافی تعطیل میشود، بازدیدکنندگان به یاد میآورند که اسمیتسونیان موزههای معمولی نیستند. تعطیلی سال گذشته باعث شد گالریهای عمومی در سراسر این مؤسسه برای بیش از یک ماه بسته شوند.
این بخش تأمین مالی دولتی میتواند نقطه ضعف اسمیتسونیان باشد – و به نظر میرسد کاخ سفید این را میداند. دولت در یک مقطع، پاورقیهایی را که اکنون حذف شدهاند، در دستورالعملهای بودجهای گنجاند که تخصیص بودجه را مشروط به رعایت دستور «بازگرداندن حقیقت و عقلانیت به تاریخ آمریکا» ترامپ و سپس، رعایت بودجه سال مالی ۲۰۲۶ ترامپ میکرد. در نامه دسامبر، دولت به اسمیتسونیان گفت که بودجه آن فقط برای استفاده مطابق با فرمان اجرایی مارس ۲۰۲۵ و نامهای در اوت ۲۰۲۵ که خواستار بازبینی محتوای شدیدتر هشت موزه بود، در دسترس است.
اگرچه کنگره در مورد هزینهها حرف آخر را میزند، اما کارشناسان به من گفتند که دفتر مدیریت و بودجه (Office of Management and Budget) تا حدی قدرت مدیریت توزیع اعتبارات را دارد تا آژانسها بیش از حد یا کمتر از حد هزینه نکنند. فیلیپ جویس، استاد سیاست عمومی در دانشگاه مریلند، به من گفت که بودجه را نمیتوان به دلایل سیاسی متوقف کرد، بنابراین در این مورد، «فکر نمیکنم آنها حرفی برای گفتن داشته باشند.» او گفت: «اما این بدان معنا نیست که دولت تلاش نخواهد کرد: نتیجهای که من پس از حدود ۱۸ ماه از این دولت به آن رسیدهام این است که بسیاری از چیزهایی که فکر میکردیم بر اساس قوانین هستند، واقعاً بر اساس هنجارها هستند. و اگر مردم مایل به پیروی از هنجارها نباشند، قوانین هیچ فایدهای برای شما نخواهند داشت.»
دیوید ای. لوئیس، کارشناس مدیریت دولتی در دانشگاه وندربیلت، این نکته را تکرار کرد و به من گفت که «اگر تخصیص بودجه به قلمرو تأخیر یا توقیف غیرقانونی وارد شود، مشکلساز خواهد بود، اما این امر بر اساس حسن نیت بنا شده بود.» لوئیس فکر نمیکند که دولت به هر حال نگران پیروزی در دادگاه باشد: «اگر آنها در دادگاه شکست بخورند، باز هم پیروز میشوند، زیرا به عنوان مبارزه با آنچه آنها ایدئولوژی چپ رادیکال مینامند، دیده میشوند.»
با این حال، حداقل یک راه وجود دارد که در آن واقعاً شکست میخورد. سفری به نشنال مال (National Mall) به سرعت به شما نشان میدهد که با وجود تمام هیاهو، موزهها همچنان بازدیدکنندگانی را از سراسر طیف سیاسی جذب میکنند. اگرچه اسمیتسونیان دارای موقوفهای است که میتواند به طور نظری آن را سرپا نگه دارد، اما قطع بودجه میتواند منجر به تعطیلی شود. در نهایت، کدام رهبر تا به حال با دور نگه داشتن کودکان از موشکها، امتیاز سیاسی کسب کرده است؟