پس از سرمایهگذاری ۶.۵ میلیارد دلاری برای توسعه اولین محصول سختافزاری خود، OpenAI نمیتواند شکست آن را مانند پروژههای نرمافزاری قبلی خود، از جمله مرورگر، تولیدکننده ویدئو و ابزار خرید، تحمل کند. گزارشهای اخیر نشان میدهد که این شرکت استراتژیای را انتخاب کرده است که بر نگهداری دستگاه در خانه و ایجاد حس انسانی در آن تمرکز دارد.
این دستگاه یک اسپیکر هوشمند قابل حمل و بدون صفحه نمایش خواهد بود که برای جابجایی بین اتاقها طراحی شده است. ویژگی اصلی آن، شخصیتی متمایز است که به کاربران کمک میکند تا با آن رابطه شخصی برقرار کنند. این رویکرد از الکسا (Alexa) آمازون پیروی میکند، اما تلاش دارد مشکل وابستگی شخصی را که رقبای پوشیدنی کوچکتر را متوقف کرده بود، حل کند.
اگر این محصول موفق شود، سوال دشواری را در مورد آنچه که وقتی انسانها در خانههای خود با هوش مصنوعی ارتباط برقرار میکنند، پیش میآید، مطرح خواهد کرد. با این حال، قبل از آن، OpenAI باید از موانع قابل توجهی عبور کند، از جمله یک نبرد حقوقی جاری با اپل بر سر اتهام سرقت اسرار تجاری.
اسپیکرهای هوشمند سالهاست که به دلیل رسیدن فناوری زیربنایی آنها به سقف عملکردی، عملکردی کمتر از حد انتظار داشتهاند. آنها که به عنوان همراهان مکالمهای وعده داده شده بودند، عمدتاً به تایمرهای گرانقیمت، پخشکنندههای موسیقی و کلیدهای چراغ تبدیل شدند.
حتی با ظهور چتباتهای هوش مصنوعی، ادغام مکالمه طبیعی در سختافزار اسپیکر موجود برای شرکتهای بزرگ فناوری دشوار بوده است. مدلهای زبان بزرگ کند، گرانقیمت برای اجرا و مستعد توهم (hallucinations) هستند، که آنها را به یک ارتقاء چالشبرانگیز بدون ایجاد اختلال در میلیونها عملکرد دستگاه موجود تبدیل میکند.
در حالی که اپل هنوز سیری (Siri) را با قابلیتهای مشابه چتجیپیتی (ChatGPT) ارتقا نداده است، رقبایی مانند الکسا+ (Alexa+) آمازون و جیمینی برای خانه (Gemini for Home) گوگل اکنون دستورات چند مرحلهای و مکالمات طبیعی پیگیری را به طور موثر مدیریت میکنند.
بررسیهای مثبت برای این دستیارهای ارتقا یافته نشان میدهد که OpenAI در حال ورود به یک فضای رقابتی است، درست زمانی که آمازون و گوگل استراتژیهای اسپیکر هوش مصنوعی خود را بهبود میبخشند. انتظار میرود این دستگاه در سال ۲۰۲۶ رونمایی شود و عرضه گستردهتر آن در سال ۲۰۲۷ صورت گیرد.
جانی آیو، که تیمش سال گذشته توسط OpenAI خریداری شد، باید موقعیت بازار قوی برای سختافزار جدید ایجاد کند. با توجه به اینکه بسیاری از کاربران به چتباتهای هوش مصنوعی وابستگی عاطفی پیدا کردهاند، پاسخ شامل دادن یک شخصیت نامگذاری شده و عناصر مکانیکی به دستگاه است که به طور مستقل حرکت میکنند تا حس قانعکنندهای از زندگی ایجاد کنند.
تصمیم برای ثابت نگه داشتن دستگاه در خانه، از ناراحتی اجتماعی و نگرانیهای حریم خصوصی که همراهان هوش مصنوعی پوشیدنی و گوگل گلس (Google Glass) را آزار میداد، جلوگیری میکند. صحبت کردن عمومی با هوش مصنوعی ناخوشایند است و حمل یک میکروفون همیشه در حال گوش دادن، دیگران را ناراحت میکند.
هنگامی که اعتماد در خانه برقرار شد، این فناوری میتواند در نهایت به یک فرم فاکتور قلممانند و جیبی کوچک شود. چالش اصلی، عبور از موانع اولیه پذیرش باقی میماند.
تخصص مدلهای پیشرفته OpenAI مزیت طبیعی در ایجاد رابطه انسان و هوش مصنوعی را فراهم میکند. این اسپیکر از حالت صوتی جدید چتجیپیتی استفاده خواهد کرد که امکان گوش دادن و صحبت کردن همزمان را فراهم میکند تا کاربران بتوانند بدون ایجاد سردرگمی در سیستم، مکالمات را قطع کنند.
در حالی که احیای رابط اسپیکر هوشمند ممکن است خستهکننده به نظر برسد، مقایسه با آیفون اصلی مناسب است. هم استیو جابز و هم جانی آیو نه با اختراع یک دسته کاملاً جدید، بلکه با بهبود یک دسته موجود به یک تجربه برتر، موفق شدند.
سوال حیاتی این است که این گجت چقدر به طور تهاجمی شخصی خواهد شد تا حفظ کاربر را تضمین کند. آیو به طور عمومی از مشارکت در ماهیت اعتیادآور گوشیهای هوشمند ابراز پشیمانی کرده است، با این حال، صفحهنمایشها تنها عامل طراحی اعتیادآور نیستند.
تحقیقات داخلی نشان میدهد که زیرمجموعهای از کاربران چتجیپیتی وابستگیهای عاطفی به این چتبات پیدا کردهاند و کاربران پرکاربرد حالت صوتی با بالاترین خطرات روبرو هستند.
تمرکز بر همراهی عمیق، خطری مشابه اعتیاد به گوشیهای هوشمند را ایجاد میکند که آیو زمانی از آن انتقاد کرده بود. در حالی که آمازون و گوگل بر روی کاربرد رقابت میکنند و اپل سیری را به عنوان یک ابزار ساده معرفی میکند، OpenAI در حال پیشگامی مسیری از نظر اخلاقی پیچیده است که بر وابستگی عاطفی و حس زنده بودن بنا شده است.
این استراتژی احتمالاً پیروان وفاداری را جذب خواهد کرد که چیزی فراتر از یک ابزار همگامسازی شده میخواهند، زیرا برخی از کاربران در حال حاضر برای مکالمات صمیمی دیروقت شب به هوش مصنوعی روی میآورند. با دسترسی دائمی یک چتبات شخصیتیافته در خانه، پیامدهای روانشناختی آن افزایش خواهد یافت. اگر هدف نهایی آیو مهندسی فناوری کمتر اعتیادآور باشد، مدل کسبوکار اصلی کارفرمای جدید او مستقیماً با این ماموریت در تضاد است.