اشتراک
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، و آقای ترامپ در کاخ سفید در سال گذشته.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، و آقای ترامپ در کاخ سفید در سال گذشته.
سیاست آمریکا روابط بین‌الملل خاورمیانه

غیرقابل پیش‌بینی بودن ترامپ به دامی در جنگ ایران تبدیل می‌شود

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

دونالد ترامپ که همواره به «غیرقابل پیش‌بینی بودن» به عنوان ابزاری برای مهار رقبا می‌بالید، اکنون در باتلاق جنگ با ایران گرفتار شده و با محدودیت‌های جدی در اعمال قدرت خود مواجه است. او که با هدف تغییر نظام و توقف برنامه هسته‌ای ایران وارد این درگیری شده بود، پس از گذشت ماه‌ها و عدم دستیابی به اهداف از پیش تعیین‌شده، درگیر سرخوردگی و بی‌ثباتی سیاسی شده است. فشارهای داخلی برای خروج از جنگ، بحران در بازارهای انرژی، ضربات اقتصادی و کاهش محبوبیت، او را در موقعیت دشواری قرار داده که حتی توافق‌های دیپلماتیک او با متحدانش را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است. در حال حاضر ترامپ با سه گزینه دشوار روبه‌روست: تشدید عملیات نظامی که با چالش‌هایی نظیر کمبود تجهیزات موشکی و هزینه‌های انسانی سنگین همراه است؛ تداوم تحریم‌های اقتصادی که تاکنون منجر به فروپاشی حکومت ایران نشده است؛ و یا اعلام پیروزی ساختگی و خروج از بحران که می‌تواند شکست استراتژیک او را در حل پرونده هسته‌ای ایران و کنترل تنگه هرمز به عنوان میراثی منفی برای دوران ریاست‌جمهوری‌اش ثبت کند. در حالی که متحدان ترامپ خواهان پایان این درگیری هستند، او همچنان در جستجوی راهی آبرومندانه برای خروج از دامی است که خود مسبب آن بوده و اکنون قدرت‌نمایی‌اش را به چالش کشیده است.

رئیس‌جمهور ترامپ اغلب از غیرقابل پیش‌بینی بودن خود تمجید می‌کند و اعلام می‌دارد که این ویژگی، متحدان و دشمنان را به یک اندازه در وضعیت عدم تعادل نگه می‌دارد.

به گفته او، تمایلش برای بمباران سایت‌های هسته‌ای ایران در ۱۳ ماه پیش و اعزام کماندوهای دلتا فورس برای دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، از بسترش در اوایل ژانویه، نشان‌دهنده عزم او برای اجرای عملیات نظامی بود که پیشینیانش را به وحشت می‌انداخت. او به نیویورک تایمز گفت که تنها «اخلاقیات خودش» او را محدود کرده است، در حالی که او بزرگترین چکش جهان را در دست داشت.

اما در هفته‌های اخیر، او به نظر می‌رسد به دام افتاده است، و ریاست‌جمهوری‌اش به تدریج توسط جنگی که نمی‌تواند راه خروجی از آن بیابد، در حال بلعیده شدن است.

او محدودیت‌هایی در قدرت خود کشف کرده است که به سختی می‌توانست تصور کند، زمانی که در ۲۸ فوریه عملیات نظامی تمام‌عیار را آغاز کرد و اهدافی برای پایان سریع برنامه هسته‌ای ایران و سرنگونی دولت این کشور تعیین کرد.

پنج ماه بعد، این اهداف تقریباً به طور کامل محقق نشده‌اند. و آقای ترامپ، که زمانی مطمئن بود نیروی عظیم به او اجازه می‌دهد تا در ایران آنچه را که با افتخار «مدل ونزوئلا» می‌نامید – یعنی تغییر دولتی که با کنترل آمریکا سازگار باشد – دنبال کند، اکنون در مورد بازگشت به عملیات نظامی گسترده‌ای که آژانس‌های اطلاعاتی او ارزیابی می‌کنند بعید است در تهران به خوبی کار کند، مردد است.

او نتوانسته است قیمت‌های سرسام‌آور نفت یا تأثیرات آن بر بازار سهام را کنترل کند. کشتیرانی که در تنگه هرمز متوقف شده بود، سپس برای چند هفته کوتاه باز شد، دوباره به حالت قطره‌چکانی بازگشته است، و اکنون یک نقطه خفگی دوم، بین دریای سرخ و خلیج عدن، تهدید می‌شود. و در حالی که رئیس‌جمهور تهدید کرده است که جزیره خارگ، جایی که ایران نفت صادر می‌کند، را تصرف کند یا ذخایر زیرزمینی اورانیوم غنی‌شده آن را ضبط کند، او علناً گفته است که می‌داند تمایلی برای اعزام نیروهای زمینی وجود ندارد.

دستیاران او می‌گویند این محدودیت‌ها او را عمیقاً سرخورده کرده و حتی با استانداردهای ترامپی، او را بی‌ثبات‌تر ساخته است. تنها در هفته گذشته، وزیر انرژی آقای ترامپ یک پیمان تاریخی با عربستان سعودی برای تأمین انرژی هسته‌ای غیرنظامی برای این پادشاهی امضا کرد، پیش از آنکه رئیس‌جمهور کمتر از ۲۴ ساعت بعد این توافق را تضعیف کند و با اعلام اینکه این توافق، که طی ۱۸ ماه مذاکره شده بود، مرده است مگر اینکه این کشور به توافقات ابراهیم بپیوندد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد، سعودی‌ها را شوکه کرد.

آرون دیوید میلر، دیپلمات سابق آمریکایی با تجربه طولانی در خاورمیانه، گفت که آقای ترامپ بار دیگر «سعودی‌ها را از خود راند، بنیامین نتانیاهو را خوشحال کرد و به ایران نکات قوی برای بحث داد که چرا بستن قرارداد با آمریکا کاری احمقانه است و محکوم به خیانت خواهد بود.»

روز بعد، او اعلام کرد که «معامله اصلی» در مورد پل بین‌المللی گودی هاو به ارزش ۴.۵ میلیارد دلار، یک پروژه فرامرزی که به نام ستاره هاکی محبوب در هر دو سوی مرز با کانادا نامگذاری شده بود، مرده است. او تعرفه‌های ۵۰ درصدی را بر طیفی از کالاهای کانادایی اعمال کرد، که به نظر می‌رسید نقض آشکار توافقنامه آمریکا-مکزیک-کانادا باشد که آقای ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود مذاکره کرده بود و اکنون می‌خواهد آن را لغو کند.

جای تعجب نیست که کانادا آمریکایی‌ها را از مراسم افتتاحیه پل، که دوشنبه به روی ترافیک باز می‌شود، دعوت نکرد.

بازنویسی توافقات توسط آقای ترامپ، چه از روی خشم و چه از روی سرخوردگی، به اولویت‌های داخلی حزبش نیز گسترش یافته است. جمهوری‌خواهان صندلی‌هایی را در کنگره برای مراسم امضای یک لایحه مهم مسکن – یک توافق نادر دوحزبی که توسط کاخ سفید جشن گرفته شده بود – آماده کرده بودند، که آقای ترامپ با امتناع از امضای آن، آنها را شوکه کرد. او گفت تنها اولویتش، قانون «نجات آمریکا» (SAVE America Act) بود، تلاش او برای تغییر قوانین رأی‌گیری، که حمایت کافی جمهوری‌خواهان را نداشت.

مراسم لغو شد. این لایحه بدون امضای آقای ترامپ – و همچنین بدون فرصتی برای حزبش برای گرفتن عکس یادگاری از اقدامی برای کاهش هزینه‌های مسکن برای صاحبان خانه‌های جدید – به قانون تبدیل شد.

افراد نزدیک به رئیس‌جمهور می‌گویند که همه سرخوردگی‌های آقای ترامپ ناشی از جنگ نیست، جنگی که اکنون آنقدر نامحبوب است که تنها ۲۹ درصد از آمریکایی‌های نظرسنجی شده توسط واشنگتن پست و ایپسوس، نحوه مدیریت او در این درگیری را تأیید می‌کنند. اما بخش عمده‌ای از آن ناشی از جنگ است. و اضطراب او آشکار است، زیرا او قول می‌دهد برنامه هسته‌ای ایران را به هر قیمتی متوقف کند، در حالی که متحدانش در داخل خواهان خروج هستند.

مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، هفته گذشته گفت: «باید آن را تمام کنیم»، و این احساسی است که به طور فزاینده‌ای از سوی پرشورترین حامیان آقای ترامپ شنیده می‌شود.

اما رئیس‌جمهور راه روشنی برای دستیابی به این هدف ندارد. او که با استراتژی کمی برای پیروزی وارد درگیری شده بود، اکنون برای یافتن راهی آبرومندانه برای خروج تقلا می‌کند.

یک ماه پیش، او با اطمینان خاطر نشان داد که راه اعلام پیروزی را یافته است. در ۱۷ ژوئن، آقای ترامپ با شکوه و جلال – در کاخ ورسای، جایی که جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۹ رسماً پایان یافت – یک توافق آتش‌بس ۱۴ ماده‌ای را که با عجله نوشته شده بود، امضا کرد.

در آن زمان، آقای ترامپ گفت که مجموعه‌ای جدید و «معقول‌تر» از رهبران ایران به حقیقت پی برده‌اند و منافع اقتصادی آنها را به حرکت درآورده است.

آقای ترامپ در مصاحبه‌ای با تایمز در ۱۴ ژوئن گفت: «من معتقدم که آنها به اندازه کافی تحمل کرده‌اند.» او استدلال کرد که توانسته است به این توافق دست یابد زیرا او تهدید به حمله گسترده کرده بود و ایران را مجبور به تسلیم کرد.

او گفت: «ما در حال آماده شدن برای یک حمله بزرگ بودیم، و آنها گفتند 'لطفاً این کار را نکنید، ما توافق خواهیم کرد.' و ما بلافاصله پس از آن توافق کردیم.»

این توافق تنها دو هفته دوام آورد.

به نظر می‌رسید ایرانیانی که این توافق را مذاکره کرده بودند، با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تضاد بودند، زیرا نیروهای سپاه به کشتی‌هایی که از کانال تنگه هرمز تحت کنترل ایران استفاده نمی‌کردند، آتش گشودند. در حالی که آقای ترامپ در مصاحبه اخیر با تایمز گفت که رهبران ایران میلیاردها دلار از وجوه مسدود شده ایران در خارج از کشور و جریان یافتن محموله‌های نفتی را می‌خواستند، به نظر می‌رسد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیشتر به نمایش کنترل خود علاقه‌مند است.

اکنون آقای ترامپ سه گزینه اصلی دارد: تشدید نظامی، سرکوب اقتصادی یا اعلام پیروزی و خروج. هر یک از این گزینه‌ها در هفته‌های اخیر در جلساتی با جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور؛ پیت هگست، وزیر دفاع؛ ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش؛ جرد کوشنر، دامادش؛ و استیو ویتکوف، فرستاده ویژه او، مورد بحث قرار گرفته‌اند.

هر گزینه به دلایل مختلفی ناخوشایند به نظر می‌رسد.

روز جمعه، پس از آنکه تمام هفته سیگنال‌هایی مبنی بر برنامه‌ریزی برای بازگشت به عملیات نظامی گسترده در ایران ارسال کرده بود، عقب‌نشینی کرد. به گفته چندین مقام، در جلسات توجیهی، دستیاران تردید داشتند که آیا یک بمباران گسترده، که برق را قطع کند و قابلیت موشکی مقاوم ایران را هدف قرار دهد، منجر به بازگشت ایران به مذاکرات معنادار خواهد شد.

مردمی که در اوایل این ماه در مرکز مشهد، ایران قدم می‌زنند.
مردمی که در اوایل این ماه در مرکز مشهد، ایران قدم می‌زنند.
امیل دوکه برای نیویورک تایمز

و هزینه آن بالا خواهد بود. به آقای ترامپ گفته شد که حملاتی با این وسعت می‌تواند منجر به تلفات عظیم غیرنظامی و قحطی گسترده در میان همان ایرانیانی شود که او زمانی قول داده بود از دولت خودشان محافظت کند. وقتی روز جمعه در دفتر بیضی از او پرسیده شد که آیا در مورد منفجر کردن نیروگاه‌ها و پل‌ها تردید دارد، زیرا این کار می‌تواند جنایت جنگی محسوب شود، او گفت: «به این سؤال پاسخ نخواهم داد.»

اما تردید واقعی او ممکن است از این واقعیت ناشی شود که جنگ ذخایر رهگیرهای موشکی آمریکا را به شدت کاهش داده است. در ماه آوریل، مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی تخمین زد که نیمی از موجودی برخی رهگیرهای کلیدی آمریکا ممکن است قبلاً استفاده شده باشد. پس از ۱۳ شب متوالی حملات و ضدحملات در این ماه، این ارقام، به گفته برخی مقامات، به سطوح بحرانی پایینی رسیده‌اند و یکی از عوامل تصمیم آقای ترامپ در روزهای اخیر برای خودداری از تشدید عمده جنگ بوده است.

مقامات آمریکایی اکنون نگرانند که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، ممکن است این کمبودها را در محاسبات خود برای اقدامات بعدی‌شان در اوکراین و اروپا برای آقای پوتین و شاید علیه تایوان برای آقای شی، در نظر بگیرند.

گزینه دوم آقای ترامپ این است که اجازه دهد تحریم‌ها اثر خود را بگذارند، به این امید که سرکوب‌های بیشتر بر صادرات نفت، که با محاصره مجدد محموله‌های ورودی و خروجی از تنگه هرمز اجرا می‌شود، تأثیر مورد نظر خود را داشته باشد.

اما اینها کند هستند، و آقای ترامپ از زمانی که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای دوران اوباما خارج شد و آنچه را که او کنترل‌های خردکننده بر ایران می‌نامید اعمال کرد، فروپاشی اقتصادی در ایران را پیش‌بینی کرده است. هشت سال بعد، رژیم با رهبری جدید که ممکن است به برنامه هسته‌ای پنهانی متعهدتر باشد، همچنان پابرجاست.

این استراتژی ممکن است هنوز کارساز باشد. اما به حضور نظامی پرهزینه و مداوم آمریکا و امکان تبادل آتش متناوب نیاز دارد که جان آمریکایی‌های بیشتری و حملات بیشتری به متحدان خلیج فارس را به خطر می‌اندازد.

گزینه سوم این است که اعلام پیروزی کند و به خانه بازگردد. آقای ترامپ یک ماه پیش به نظر می‌رسید که در این مسیر حرکت می‌کند، زمانی که گفت آتش‌بس و مذاکرات را انتخاب کرده است زیرا نمی‌خواست خطر رکودی را بپذیرد که مقایسه‌هایی با هربرت هوور را به دنبال داشته باشد.

آقای ترامپ در مورد سی و یکمین رئیس‌جمهور، که ریاست سقوطی را بر عهده داشت که رکود بزرگ را به دنبال داشت، گفت: «او همیشه کسی بود که نمی‌خواستم باشم.» «نمی‌خواستم فاجعه اقتصادی را ببینم.» او بعداً اشاره کرد که اگر جنگ ادامه می‌یافت، ذخایر نفتی جهان شروع به اتمام می‌کرد.

اما خروج هزینه‌هایی دارد. اگر آقای ترامپ ایران را با سوخت هسته‌ای نزدیک به ساخت بمب که زیر آوار مدفون شده و با تنگه هرمز تحت کنترل واقعی ایران رها کند، در حل مشکلی که حمله او را آغاز کرد و مشکل جدیدی برای بازارهای انرژی ایجاد کرد، شکست خورده است.

این امر میراث او را تعریف خواهد کرد. و روشن خواهد ساخت که محدودیت‌های بیشتری بر قدرت او وجود دارد تا آنچه او در ژانویه، زمانی که اعلام کرد دامنه نفوذش بی‌حد و حصر است، باور داشت.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: nytimes.com