اشتراک
مردی روی سکو در حال رنگ‌آمیزی دیوارنگاره ضد آمریکایی معروف روی دیوار ساختمانی در خیابان کریمخان زند تهران، ۸ آوریل ۲۰۲۵ (اعتبار عکس: عطا کناره/خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز)
مردی روی سکو در حال رنگ‌آمیزی دیوارنگاره ضد آمریکایی معروف روی دیوار ساختمانی در خیابان کریمخان زند تهران، ۸ آوریل ۲۰۲۵ (اعتبار عکس: عطا کناره/خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز)
اخبار جهان خاورمیانه روابط بین‌الملل

چگونه روسیه به ایران کمک کرد تا به شریکی استراتژیک در برابر غرب تبدیل شود - تحلیل

ایران با تأمین پهپادهای شاهد به مسکو کمک کرد. پهپادهای ایرانی که هزاران بار برای ارعاب اوکراینی‌ها استفاده شدند، به روسیه در پیروزی در جنگ کمک نکرده‌اند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

روابط استراتژیک میان روسیه و ایران طی دهه‌های اخیر بیش از هر چیز بر پایه هدف مشترک برای تضعیف هژمونی جهانی ایالات متحده شکل گرفته است. در دوران پس از جنگ سرد، هر دو کشور به عنوان قدرت‌هایی که خود را خارج از نظم نوین تحت رهبری آمریکا می‌دیدند، مسیر همکاری را در پیش گرفتند. از دهه ۱۹۹۰، روسیه با حمایت از برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و ارائه تخصص‌های فنی، به تهران در حفظ قابلیت‌های استراتژیک و بازدارندگی کمک کرد. این همکاری در حوزه‌هایی مانند پروژه هسته‌ای بوشهر و مذاکرات توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ تجلی یافت؛ جایی که مسکو ضمن حفظ نقش خود به عنوان رقیب استراتژیک غرب، در ظاهر به عنوان میانجی دیپلماتیک عمل می‌کرد. همچنین، همکاری دو کشور در بحران سوریه نقطه عطفی در تقویت پیوندهای نظامی بود. با حمله روسیه به اوکراین، این روابط وارد فاز جدیدی شد که در آن ایران با تأمین پهپادهای شاهد، به حمایت از مسکو پرداخت. اگرچه این مشارکت نظامی روسیه را به پیروزی قاطع در جنگ نرسانده است، اما هر دو کشور از تنش‌های جهانی به عنوان فرصتی برای کاهش منابع و تمرکز ایالات متحده بهره می‌برند. در واقع، مسکو و تهران در کنار چین، تلاش می‌کنند با عبور از رویکردهای محتاطانه گذشته و با اتکا به بلوک‌هایی همچون بریکس و سازمان همکاری شانگهای، نظم جهانی را به سمت چندقطبی شدن تغییر دهند. در نگاه کرملین، ایران ابزاری کلیدی برای فرسایش توان نظامی غرب در خاورمیانه است؛ وضعیتی که روسیه امیدوار است با مشغول ساختن آمریکا و شرکای غربی‌اش در درگیری‌های منطقه‌ای، دست برتر را در معادلات جهانی به دست آورد.

اوکراین اخیراً حمله‌ای را به کشتی‌ها در دریای خزر انجام داد و ادعا کرد که این کشتی‌ها «در محموله‌های نظامی شامل ایران استفاده شده‌اند». علاوه بر این، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، ادعا کرد که روسیه «کمک‌های جدیدی به رژیم ایران» ارائه می‌دهد. او گفت: «از ابتدای ماه جولای، ما نظارت فعال ماهواره‌ای روسیه بر کشورهای حاشیه خلیج فارس و تأسیسات نظامی ایالات متحده در آنجا را ثبت کرده‌ایم.»

اتهامات اوکراین از این جهت مهم است که ارتباطات بیشتری بین مسکو و تهران را آشکار می‌کند. بسیاری از این ارتباطات از قبل شناخته شده بودند.

روسیه و ایران، به همراه چین، بازیگران کلیدی در تلاش برای تغییر نظم جهانی و تضعیف هژمونی ایالات متحده هستند که در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد.

شایان ذکر است که برخی از زمینه‌های این موضوع را به یاد آوریم. ایران در دوران شاه، پیش از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، شریک ایالات متحده بود. با این حال، انقلاب تهران را به سمت آغوش روسیه در طول جنگ سرد سوق نداد. رهبران انقلاب می‌خواستند راه سومی را بین ایالات متحده و شوروی‌ها دنبال کنند.

آنها همچنین باید با این واقعیت کنار می‌آمدند که شوروی‌ها در آن زمان در افغانستان بودند و یک شورش اسلامی علیه روس‌ها در آنجا وجود داشت. جنگ ایران و عراق نیز در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و شوروی‌ها به عراق اسلحه می‌دادند.

در دهه ۱۹۹۰، اوضاع شروع به تغییر کرد.

اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و روس‌ها افغانستان را ترک کردند. هژمونی آمریکا و آنچه جورج اچ. دبلیو. بوش، رئیس‌جمهور سابق، «نظم نوین جهانی» نامید، آغاز شده بود. روسیه و ایران اکنون قدرت‌های نسبتاً ضعیفی در آن نظم نوین جهانی بودند.

از حدود سال ۱۹۹۲، درست پس از جنگ خلیج فارس، روسیه نقش مهمی در حمایت از قابلیت‌های موشکی و هسته‌ای ایران در طول چندین دهه ایفا کرده است. مسکو به تکمیل نیروگاه هسته‌ای بوشهر ایران کمک کرد و همکاری هسته‌ای را از طریق شرکت دولتی هسته‌ای روسیه، روس‌اتم (Rosatom)، ادامه داده است.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که ایالات متحده با انقلاب در امور نظامی (RMA) – تغییری به سمت قابلیت‌های نامتقارن، کم‌هزینه و با تأثیر بالا – نشان داده بود که قدرت نظامی جدیدش چگونه است. تسلیحات دقیق و فناوری ارتش عراق را نابود کرده بودند. ایران و روسیه مجبور بودند منتظر بمانند.

زمان در حال تغییر بود. در سال ۱۹۹۶، چین سازمان همکاری شانگهای (SCO) را تأسیس کرد که شامل قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان بود. بلوک اقتصادی معروف به بریکس (BRICS) نیز در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت. برای ایران، این فرصتی را برای همکاری با کشورهای غیرغربی، از جمله روسیه و چین، فراهم آورد. این رابطه دسترسی تهران را به تخصص و فناوری روسیه فراهم کرده است.

ایران در حال توسعه برنامه موشکی خود بود: به نظر می‌رسد فناوری از کره شمالی، چین و منابع مختلف دیگر آمده است. نهادهای روسی متهم به انتقال فناوری مرتبط با موشک به ایران شدند. نتیجه این امر، رابطه‌ای بود که در آن روسیه به ایران کمک کرده است تا قابلیت‌های استراتژیک مهم خود را حفظ کند. برای مسکو، این منطقی بود. ایران می‌توانست به موازنه در برابر ایالات متحده کمک کند. بازگشت مسکو برای مقابله با غرب راهی طولانی بود.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، مایل بود منتظر بماند. این مفهوم توسط چین نیز پذیرفته شد. رویکرد چین، که آن را «پنهان کردن قدرت خود، انتظار کشیدن» (hide your strength, bide your time) می‌نامید، اغلب با عبارت «تائو گوانگ یانگ هوی» (tao guang yang hui) مرتبط است، در دوران دنگ شیائوپینگ (Deng Xiaoping) و در حالی که چین اقتصاد و موقعیت بین‌المللی خود را پس از دوران مائو بازسازی می‌کرد، پدیدار شد.

دنگ بر اجتناب از رویارویی و در عین حال انباشت قدرت اقتصادی و ملی تأکید داشت. جیانگ زمین (Jiang Zemin)، رهبر چین، عمدتاً این رویکرد محتاطانه را در دهه ۱۹۹۰ حفظ کرد، همانطور که هو جینتائو (Hu Jintao) پس از سال ۲۰۰۲، با وجود گسترش سریع قدرت اقتصادی و نفوذ فزاینده چین، این رویکرد را ادامه داد.

در دوران شی جین پینگ (Xi Jinping)، که در سال ۲۰۱۲ به قدرت رسید، چین به طور فزاینده‌ای از این خویشتن‌داری فاصله گرفته است.

قدرت نظامی پکن در حال گسترش است و آنچه گاهی اوقات «دیپلماسی گرگ جنگجو» (wolf warrior diplomacy) نامیده می‌شود، یعنی سبک دیپلماتیک قاطع‌تر و گاهی اوقات تقابلی چین، به ویژه با دوران شی جین پینگ مرتبط است.

دیپلمات‌های چینی به طور فزاینده‌ای انتقادات از پکن را به صورت عمومی، از جمله در رسانه‌های اجتماعی، به چالش می‌کشند و به شدت از سیاست‌های چین دفاع می‌کنند.

پوتین احساس می‌کرد که مسکو در دهه ۱۹۹۰، به ویژه در طول جنگ کوزوو، تحقیر شده است. او قدرت روسیه را به آرامی بازسازی کرد، ابتدا چچن‌ها را شکست داد و سپس در سال ۲۰۰۸ با گرجستان جنگید.

در سال ۲۰۱۴، روسیه به کریمه و دونباس در شرق اوکراین حمله کرد.

در سال ۲۰۱۵، مسکو در سوریه مداخله کرد. روسیه و ایران در سوریه با یکدیگر همکاری کردند. قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، به دلیل تشویق پوتین به مداخله مورد تقدیر قرار گرفته است.

سال‌ها، روس‌ها و ایرانی‌ها در مذاکرات آستانه – با حمایت روسیه، ترکیه و ایران و میزبانی قزاقستان – غالب بودند.

با این حال، اوضاع پس از حمله به اوکراین شروع به تغییر کرد. این حمله که برای تسریع زوال غرب و تغییر نظم جهانی طراحی شده بود، طبق برنامه مسکو پیش نرفت. ایران با تأمین پهپادهای شاهد به مسکو کمک کرد. پهپادهای ایرانی که هزاران بار برای ارعاب اوکراینی‌ها استفاده شدند، به روسیه در پیروزی در جنگ کمک نکرده‌اند.

به این ترتیب، ارتباط ایران و روسیه در واقع هیچ یک از کشورها را قادر به دستیابی به پیروزی‌های بزرگ نکرده است.

با این حال، هر کشور کمک به دیگری را در مقابله با ایالات متحده و غرب به نفع خود می‌داند. در اینجا یک تعامل نیز وجود دارد. مسکو در حمایت از توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵ نقش داشت.

ارتباط روسیه و ایران برای این توافق کلیدی بود. هنگامی که باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق، در سال ۲۰۰۹ به قدرت رسید، دولت او به دنبال «بازنشانی» روابط با روسیه بود، در حالی که برنامه هسته‌ای ایران را به یک اولویت دیپلماتیک اصلی تبدیل کرد.

یکی از تصمیمات اولیه، کنار گذاشتن استقرار برنامه‌ریزی شده سامانه‌های دفاع موشکی دولت بوش در لهستان و جمهوری چک بود که با یک معماری دفاع موشکی متفاوت و مرحله‌ای جایگزین شد.

دولت استدلال کرد که این تغییر به طور بهتری به تهدید موشکی در حال تکامل ایران پاسخ می‌دهد، در حالی که مسکو از این تصمیم استقبال کرد. اوباما متعاقباً به دنبال همکاری روسیه در گفتگو با تهران بود. روسیه در مذاکرات گروه ۱+۵ شرکت کرد که در نهایت منجر به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ شد. مسکو توانست هم یک رقیب استراتژیک باشد و هم وانمود کند که یک شریک دیپلماتیک «پلیس خوب» برای واشنگتن است.

این زمینه گسترده‌تر چگونگی رسیدن ما به اینجا است. روسیه سال‌ها از ایران حمایت کرده است. این کشور به دنبال نظم جهانی چندقطبی است. کشورهای دیگری مانند پاکستان و ترکیه نیز این جهان چندقطبی را می‌خواهند. این احتمال وجود دارد که روسیه درگیری ایالات متحده و اسرائیل با ایران را فرصتی ببیند.

مسکو فرض می‌کند که جهان با جنگ منحرف خواهد شد و از منابع ایالات متحده، از جمله مهمات، استفاده خواهد کرد، که به معنای مهمات کمتر برای اوکراین خواهد بود.

ایران این درگیری را به عنوان درگیری‌ای می‌بیند که هزاران کیلومتر خط مقدم در خاورمیانه، از اردن تا لبنان، عراق و یمن را در بر می‌گیرد.

روسیه احتمالاً آن را یک مبارزه جهانی می‌بیند. چین نیز همینطور. این بدان معناست که مسکو مایل است از ایران علیه ایالات متحده استفاده کند، همانطور که روسیه معتقد است اوکراین علیه مسکو استفاده شده است.

کشتی‌های نیروی دریایی ایران و آذربایجان در حال حرکت در جریان رزمایش بین ایران و آذربایجان در دریای خزر، ایران، در این تصویر که در ۴ نوامبر ۲۰۲۴ به دست آمده است.
کشتی‌های نیروی دریایی ایران و آذربایجان در حال حرکت در جریان رزمایش بین ایران و آذربایجان در دریای خزر، ایران، در این تصویر که در ۴ نوامبر ۲۰۲۴ به دست آمده است. (اعتبار عکس: رویترز)

آنها همچنین باید با این واقعیت کنار می‌آمدند که شوروی‌ها در آن زمان در افغانستان بودند و یک شورش اسلامی علیه روس‌ها در آنجا وجود داشت. جنگ ایران و عراق نیز در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و شوروی‌ها به عراق اسلحه می‌دادند.

ایران برنامه موشکی خود را آغاز می‌کند

در دهه ۱۹۹۰، اوضاع شروع به تغییر کرد.

ارتباط روسیه و ایران، کلید توافق هسته‌ای ۲۰۱۵

به این ترتیب، ارتباط ایران و روسیه در واقع هیچ یک از کشورها را قادر به دستیابی به پیروزی‌های بزرگ نکرده است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: jpost.com