یکی دو هفته پیش، در پروازی از اسکاتلند به سمت جنوب، با گروهی از آمریکاییها همسفر بودم که معلوم بود برای گلف آمده بودند. از آنجا که یکی از آنها کلاه بیسبالی با عبارت «MAGA» بر سر داشت، حدس منصفانهای بود که آنها در زمین گلف دونالد ترامپ در آن بالا بازی کرده بودند. آنها گروهی شاد و پر سر و صدا بودند و خوشحالم که اوقات خوشی داشتند.
اما زبان بدن آنها هیچ حساسیتی نسبت به این واقعیت نشان نمیداد که ما در جهانی زندگی میکنیم که در آن کشور بزرگ آنها دیگر محبوب نیست و — مهمتر از آن — به دلیل سیاستها و رفتار رئیسجمهورشان، مورد اعتماد نیست. در واقع، بسیاری از کشورها تمام تلاش خود را میکنند تا خود را با این واقعیت جدید بازسازی کنند. بسیاری از نظرسنجیها نشان میدهد که چین، از همه جا، قابل پیشبینیتر و در نتیجه شریکی قابلخدمتتر از آمریکا تلقی میشود. طیف گستردهای از اتحادهای بینالمللی در اروپا، آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین در حال تغییر است.
یکی از دوستان ارشد نظامی من که هفته گذشته از خلیج فارس برگشت، به من گفت که هر چقدر هم که بسیاری از رهبران منطقه در ملاء عام محتاط باشند، در خلوت از ناشیگری در طراحی و اجرای استراتژی آمریکا خشمگین هستند و مهمتر از همه، از ناتوانی در محافظت کافی از آنها در برابر ایران و پیامدهای اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل.
سیلی از سخنان بیدقت یا کاملاً بیپروایانه از واشنگتن جاری است، که آخرین آن اعلام ترامپ مبنی بر حمایت از برنامه هستهای غیرنظامی و غنیسازی اورانیوم عربستان سعودی است. این وعده بعداً با یک توئیت، همانطور که اغلب روش رئیسجمهور است، تعدیل شد. با این حال، در حال حاضر هیچکس نمیداند که آیا آمریکا واقعاً چنین تعهد غیرمسئولانهای را که پیامدهای بالقوه عظیمی دارد، عملی خواهد کرد یا نه.
به همین ترتیب، پس از دههها که حمایت از استقلال تایوان یکی از اصول مسلم سیاست خارجی آمریکا بود، امروز هیچکس حاضر نیست روی واکنش احتمالی ترامپ به تجاوز چین شرط ببندد.
کتاب جدیدی از آیک فریمن، دفاع از تایوان: استراتژی برای جلوگیری از جنگ با چین، بر افزایش سرعت طبل جنگ در پکن تأکید میکند، از جمله رزمایش نظامی برونمرزی دسامبر با نام «مأموریت عدالت ۲۰۲۵» و بازرسی از کشتیهایی که از نزدیکی تایوان عبور میکنند. فریمن استدلال میکند که آمریکا باید در برابر این تاکتیکهای ارعابی «منطقه خاکستری» مقابله کند، اما هیچ نشانهای از تمایل آن به این کار وجود ندارد، همانطور که ارادهای برای مهار توسعهطلبی غیرقانونی پکن در دریای چین جنوبی وجود ندارد.
مقایسه مواضع اروپا و آسیا در قبال دولت ترامپ قابل توجه است. اروپاییها به طور فزایندهای در پاسخ به توهینها و تعرفههای رئیسجمهور ابراز وجود میکنند، که این هفته با انتقاد فرانسه در سازمان ملل از نقض حقوق بشر توسط او برجسته شد و منجر به خروج آمریکاییها از جلسه شد. با این حال، اروپاییها با وجود همه صحبتهای بلندپروازانه درباره امنیت مستقل، همچنان حاضر به کاهش برنامههای رفاهی برای پرداخت پول کلان مورد نیاز برای دفاع بیشتر نیستند.
در آسیا، در همین حال، کشورهایی که در خلوت ترامپ را محکوم میکنند، نرمخوتر هستند. به عنوان مثال، سرمایهگذاریهای وعدهدادهشده کره جنوبی و ژاپن در آمریکا را ببینید. دیدگاه این است که تنها آمریکا میتواند یک حصار نظامی معتبر در برابر چین ارائه دهد. دموکراسیهای منطقه، لفاظیهای ضد ترامپی مارک کارنی، نخستوزیر کانادا را لافزدنی میدانند. با این حال آنها چنان نگران هستند که کره جنوبی به طور جدی به فکر ایجاد بازدارندگی هستهای مستقل خود افتاده است، چشماندازی که یک دهه پیش غیرقابل تصور بود.
در سراسر خاورمیانه نیز وفاداریها در حال تلاطم است که تا حدی توسط ترامپ برانگیخته شده است. برای سالها، محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، و محمد بن زاید، رئیسامارات، از نزدیک با هم کار میکردند. اولین نشانههای ناهماهنگی، واگرایی در استراتژیهای اقتصادی و حمایت از طرفهای مخالف در جنگهای داخلی سودان و یمن بود.
سپس در سپتامبر ۲۰۲۵، اسرائیل یک حمله هوایی در قطر انجام داد و پنج عضو حماس را که برای بحث درباره پیشنهاد آمریکا برای پایان دادن به جنگ غزه ملاقات کرده بودند، کشت. این نقض آشکار حاکمیت کشوری بود که عضو شورای همکاری خلیج فارس است. با این حال، آمریکاییها از محکوم کردن اسرائیل خودداری کردند. منطقه این را به عنوان چراغ سبز ترامپ به بنیامین نتانیاهو برای عمل به دلخواه خود، بدون توجه به هزینههای آن برای ثبات و قوانین بینالمللی، تلقی کرد.
طی چند هفته، عربستان سعودی یک پیمان دفاعی با پاکستان، دشمن اعلامشده اسرائیل، امضا کرد و اکنون پاکستان ۱۳۰۰۰ سرباز و یک اسکادران جنگنده در خاک سعودی مستقر کرده است. بن سلمان در حال بررسی روابط نزدیکتر با ترکیه و مصر است. گمانهزنیهایی وجود دارد که یک ائتلاف منطقهای جدید در حال شکلگیری است که واشنگتن نمیتواند انتظار کنترل چندانی بر آن داشته باشد.
در سراسر خاورمیانه، بین سیاستهای دولتها و نظرات شهروندانشان درباره رفتار اسرائیل با فلسطینیان و در خلیج فارس، ناهماهنگی وجود دارد. مردم عادی از افراطهای درکشده نتانیاهو رویگردانند. با این حال، بیشتر دولتهای عرب تنها بر اساس منافع خود با اسرائیلیها تجارت میکنند یا نمیکنند. امارات همکاری نزدیکی دارد. مصر در مسائل انرژی همکاری میکند.
رهبری امارات بر این باور است که هر کاری که آمریکا در آینده در خاورمیانه انجام دهد یا انجام ندهد، اسرائیل یک نیروی نظامی مسلط باقی خواهد ماند. بنابراین ابوظبی تجمل نفرت از اسرائیلیها را به خود نمیدهد. حاکمان آن، مثل همیشه، عملگرا هستند. آنها پیشبینی میکنند که آمریکای ترامپ ممکن است به خوبی سعی کند وقتی تیراندازیها متوقف شد از منطقه فاصله بگیرد، زیرا رئیسجمهور به سختی یاد گرفته است که هیچ چیز در آنجا وجود ندارد که احتمالاً درخشش او را افزایش دهد. و آنها بر این باورند که قدرت آتش اسرائیل بهترین لنگر برای یک ائتلاف بلندمدت برای مهار ایران باقی میماند.
دامنه فوقالعاده منافع درهمتنیده در این هفته بیشتر نمایان شد، زمانی که برای اولین بار جنگندههای سعودی به هواپیماهای آمریکایی در حملات علیه نیابتیهای ایران در عراق پیوستند.
در جای دیگر جهان، بسیاری از همان نیروهای مخرب آزاد شدهاند، هرچند با پیامدهای فوری کمتر ترسناک. در آمریکای لاتین، متحدان ترامپ در انتخابات پرو، شیلی و کلمبیا پیروز شدهاند، اما کشورهایی که زمانی آمریکا را سپر خود میدیدند به دنبال ترتیبات جایگزین، به ویژه با چین هستند. پکن هیچ علاقهای به ایفای نقش سنتی آمریکا به عنوان ضامن ثبات نشان نمیدهد. آن فقط به دنبال نفوذ، عمدتاً اقتصادی، همراه با قدرتی است که پول و حضور آن به دست میآورد.
تناقضات زیادی در مورد سیاستهای آمریکای لاتین واشنگتن و پیامدهای آن وجود دارد. خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، بهترین دوست ترامپ در این قاره است. بسته نجات ۲۰ میلیارد دلاری کاخ سفید در سال گذشته احتمالاً اقتصاد کشور او را نجات داد. با این حال، میلی اخیراً چینیها را شرکای «فوقالعاده» توصیف کرده است. بسیاری از آمریکاییهای لاتین، به ویژه برزیلیها، به شدت از مداخلات خشن آمریکا رنجیدهاند. نتیجه مذاکرات تجاری آینده تیم ترامپ با مکزیک در تعیین روابط آینده بین دو کشور حیاتی خواهد بود.
تم فراگیر در سراسر جهان، سرگشتگی در مورد اینکه آمریکا بعداً چه خواهد کرد است. این امر به سختی قابل اجتناب است وقتی خود رئیسجمهور مهمترین سیاست خارجی را بر اساس هوس لحظهای تعیین میکند. بازدارندگی از دشمنان و رقبا میتواند استراتژی مؤثری باشد. مماشات نیز مزایای خود را دارد. اما هیچکدام کارساز نیست مگر اینکه در پشت آنها ثبات هدف و باور دوستان و دشمنان به اعتبار وعدهها و تهدیدها وجود داشته باشد. امروز هر دو غایب هستند.