اشتراک
خط تولید یک کارخانه «شبکه فانوس‌دریایی» در تایکانگ، چین. شکاف فناوری آمریکا و چین در حال تغییر چشم‌انداز در سراسر جهان است، زیرا دولت‌ها به دنبال کنترل بیشتر بر فناوری‌ها، داده‌ها و زنجیره‌های تامین هستند. © Future Publishing/Getty Images
خط تولید یک کارخانه «شبکه فانوس‌دریایی» در تایکانگ، چین. شکاف فناوری آمریکا و چین در حال تغییر چشم‌انداز در سراسر جهان است، زیرا دولت‌ها به دنبال کنترل بیشتر بر فناوری‌ها، داده‌ها و زنجیره‌های تامین هستند. © Future Publishing/Getty Images
بخش فناوری جهانی‌سازی زنجیره تامین

پرده آهنین دیجیتال، تهدیدی برای اقتصاد جهانی

در میان موانع ژئوپلیتیکی که پیشرفت و تجارت را به خطر می‌اندازند، اروپا می‌تواند به یک اتصال‌دهنده قابل اعتماد تبدیل شود

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

طی سه دهه گذشته، فناوری دیجیتال با اتصال بازارها و زنجیره‌های تأمین، اقتصاد جهانی را دگرگون کرد؛ اما چالش‌های اخیر مانند همه‌گیری، تنش‌های ژئوپلیتیکی و بحران‌های انرژی، آسیب‌پذیری این مدل جهانی‌سازی را آشکار ساخت. در پاسخ، شرکت‌ها به سمت مدل‌های منطقه‌ای حرکت کرده‌اند که در آن تولید به مشتریان نزدیک‌تر شده و با ابزارهای دیجیتال، نرم‌افزار و هوش مصنوعی مدیریت می‌شود. در حالی که اتصالات دیجیتال امکان بهره‌وری بیشتر و مقیاس‌پذیری نوآوری‌ها را فراهم می‌کنند، رقابت تکنولوژیک میان آمریکا و چین و سیاست‌های مداخله‌گرایانه دولت‌ها در حوزه داده و امنیت سایبری، در حال ترسیم مرزهای جدیدی است که می‌تواند به شکل‌گیری یک «پرده آهنین دیجیتال» منجر شود. این روند مانع تبادل آزاد ایده‌ها و فناوری‌ها شده و پیشرفت اقتصادی جهان را تهدید می‌کند. در این میان، اروپا با قرارگیری میان دو ابرقدرت فناوری، فرصتی منحصر‌به‌فرد دارد تا از نقش صرف «تنظیم‌گر» فراتر رفته و به عنوان یک «اتصال‌دهنده قابل اعتماد» عمل کند. برای تحقق این امر، اروپا باید با اولویت دادن به «قابلیت هم‌کنش‌پذیری» (Interoperability) و گسترش بازار واحد دیجیتال، بستری ایجاد کند که در آن سیستم‌های مختلف بتوانند با یکدیگر همکاری کنند. موفقیت در این مسیر مستلزم آن است که اروپا «قابلیت هم‌کنش‌پذیری» را به سنگ‌بنای دیپلماسی اقتصادی خود تبدیل کرده و با ایجاد مشارکت‌های استراتژیک با سایر اقتصادهای پیشرو، از حرکت جهان به سوی سیستم‌های طردکننده و منزوی جلوگیری کند. در نهایت، تاب‌آوری اقتصاد جهانی در گرو انتخاب میان مسیر «اتصال‌محور» یا «انزوا‌محور» خواهد بود.

نویسنده، مدیرعامل و رئیس زیمنس AG است

برای ۳۰ سال، فناوری دیجیتال اقتصاد جهانی را دگرگون کرد. این فناوری به طور معروف جهان را مسطح کرد. بازارها، تجارت و تولید در سراسر مرزها به یکدیگر متصل‌تر شدند. از خودروها و گوشی‌های هوشمند گرفته تا نیمه‌هادی‌ها و ربات‌های صنعتی، تقریباً هیچ محصول پیچیده‌ای تنها در یک مکان ساخته نمی‌شود.

سپس همه‌گیری، بحران انرژی، کمبود نیروی کار و تنش‌های ژئوپلیتیکی فرا رسید و آشکار کرد که این جهان مسطح ما واقعاً چقدر شکننده است. شرکت‌ها اکنون در حال ایجاد تعادل مجدد هستند و در تصمیمات خود درباره سرمایه‌گذاری، تامین منابع و تولید، تاب‌آوری را در کنار هزینه و کارایی می‌سنجند. در نتیجه، شکل منطقه‌ای‌تری از جهانی‌سازی در حال ظهور است.

در حالی که اولین انقلاب دیجیتال به شرکت‌ها کمک کرد تا زنجیره‌های تامین جهانی را هماهنگ کنند، این انقلاب به محلی‌تر کردن تولید کمک می‌کند. تولید به مشتریان نزدیک‌تر می‌شود و با مجموعه‌ای از اتصالات دیجیتال در نرم‌افزار، داده و هوش مصنوعی در کنار هم نگه داشته می‌شود.

در «کارخانه‌های فانوس‌دریایی»، عنوانی که مجمع جهانی اقتصاد به بیش از ۲۰۰ سایت تولید هوشمند داده است، این رویکردهای جدید بهره‌وری نیروی کار را حدود ۴۰ درصد افزایش داده و زمان تطبیق خطوط تولید را تقریباً به نصف کاهش داده است. اما گسترش این دستاوردها به این بستگی دارد که ماشین‌آلات، کارخانه‌ها و شرکت‌ها بتوانند داده‌ها را مبادله کرده و راه‌حل‌ها را دوباره استفاده کنند.

نرم‌افزار، داده و هوش مصنوعی اقتصاد متفاوتی با بتن و فولاد دارند. کارخانه‌ها، ماشین‌آلات و زیرساخت‌ها همچنان باید در هر بازار ساخته و تطبیق داده شوند. اما یک مدل دیجیتال، برنامه نرم‌افزاری یا ابزار هوش مصنوعی می‌تواند در یک مکان بهبود یابد و در بسیاری از مکان‌های دیگر مورد استفاده مجدد قرار گیرد، به شرطی که سیستم‌ها بتوانند آن را مبادله کنند و به داده‌های مربوطه دسترسی داشته باشند. اگر شرایط مساعد باشد، کارخانه‌ها می‌توانند طرح‌هایی را که می‌دانند برای نیازهای محلی کار می‌کنند، تطبیق دهند، فرآیندهای بهتر می‌توانند گسترش یابند و محصولات می‌توانند بدون نیاز به بازسازی از ابتدا هر بار، به بازارهای جدید برسند.

این منطق به اندازه کافی قوی است که رقبای شرکتی را تشویق کند تا اتصالاتی ایجاد کنند که به فناوری اجازه می‌دهد در سراسر مرزهای ملی کار کند.

استانداردهای مشترک تمیزترین راه برای انجام این کار هستند: همه از همان ابتدا بر اساس قوانین یکسان کار می‌کنند. قابلیت هم‌کنش‌پذیری بهترین راه‌حل بعدی است و به سیستم‌های مختلف اجازه می‌دهد بدون یکسان شدن، با هم کار کنند. به عنوان مثال، تلاش اخیر اروپا و ژاپن که شبکه‌های صنعتی خودرو را به هم متصل کرد، در حالی که هر یک معماری خاص خود را حفظ کردند.

با این حال، در حالی که شرکت‌ها در حال ایجاد پل هستند، ژئوپلیتیک به طور فزاینده‌ای در حال ترسیم مرزها است. شکاف فناوری آمریکا و چین در حال تغییر چشم‌انداز در سراسر جهان است، زیرا دولت‌ها به دنبال کنترل بیشتر بر فناوری‌ها، داده‌ها و زنجیره‌های تامین هستند. کنترل‌های صادراتی، قوانین محلی‌سازی داده و الزامات واگرای امنیت سایبری، خطوط جدیدی را از میان فناوری جهانی ترسیم می‌کنند.

هر مانع جدید، اتصال سیستم‌ها، مقیاس‌پذیری آنچه کار می‌کند و رساندن محصولات بهتر به بازارها را دشوارتر می‌کند. اگر این روند بدون کنترل ادامه یابد، مرزهای دیجیتال می‌توانند به یک پرده آهنین دیجیتال تبدیل شوند و پیشرفت، تجارت و تبادل ایده‌ها بین جوامع را کند کنند.

این یک چالش جهانی است. اما اروپا که بین دو ابرقدرت فناوری گرفتار شده است، سهم ویژه‌ای در پاسخ به آن دارد و فرصتی بی‌نظیر برای شکل‌دهی به آن. به جای ساختن یک باغ محصور دیگر، می‌تواند به یک اتصال‌دهنده قابل اعتماد تبدیل شود: مکانی که شرکت‌ها، فناوری‌ها و داده‌های مناطق مختلف در آن با هم کار کنند.

اما این مستلزم ایجاد یک اکوسیستم است که دیگران بخواهند به آن بپیوندند. اروپا نمی‌تواند اتصال‌دهنده جهان شود اگر در درجه اول به دلیل تنظیم‌گری فناوری شناخته شود، نه خلق آن. اکنون باید شرایط مناسبی را برای شرکت‌ها فراهم کند تا بهترین کار خود را انجام دهند.

قابلیت هم‌کنش‌پذیری باید به یک الزام استراتژیک برای اتحادیه اروپا تبدیل شود. گسترش بازار واحد - برای محصولات و خدمات دیجیتال و همچنین همه چیز دیگر - گام لازم در ایجاد هم اعتبار و هم توانایی است. در هر جا که استانداردهای مشترک وجود ندارد، اولویت باید توسعه رابط‌هایی باشد که بتوانند بین سیستم‌های مختلف جابه‌جا شوند، خواه از طریق شرکت‌ها، اتحادهای صنعتی یا مشارکت‌های عمومی-خصوصی.

در نهایت، اروپا باید قابلیت هم‌کنش‌پذیری را به سنگ بنای دیپلماسی اقتصادی خود تبدیل کند. این جهان متصل را نمی‌توان به تنهایی ساخت. مشارکت نوظهور تجارت دیجیتال با اقتصادهای اقیانوس آرام، از جمله ژاپن، استرالیا و کانادا، می‌تواند به مدلی امیدوارکننده برای گرد هم آوردن اکوسیستم‌های مختلف تبدیل شود.

بزرگ‌ترین پرسش همچنان جهانی است: آیا تاب‌آوری بر پایه اتصالات ساخته می‌شود یا بر پایه سیستم‌هایی که برای طرد یکدیگر طراحی شده‌اند؟ پاسخ تعیین خواهد کرد که آیا جهان منطقه‌ای ما می‌تواند متصل بماند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: ft.com