در حالی که جنگ آمریکا علیه ایران بدون هیچ چشماندازی برای پایان، ادامه دارد، یک پرسش مهم به حاشیه رفته است. آیا ایران به دنبال سلاح هستهای است و اگر چنین است، آیا هنوز هم میتواند یکی بسازد؟
با توجه به اینکه تنگه هرمز اکنون به نقطه اصلی اختلاف بین دو طرف تبدیل شده است، عجیب به نظر میرسد که مسئله هستهای توجه بیشتری دریافت نکرده است. احتمال وجود یک ایران هستهای یکی از دلایل اعلامشده اصلی برای حملات آمریکا و اسرائیل به این کشور در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بود.
ایران توانایی خود را در کنترل جریان ترافیک تجاری در تنگه هرمز به وضوح نشان داده است. این امر به ایران ابزار جدیدی برای اعمال نفوذ بر جامعه بینالمللی داده است، حتی پس از پایان جنگ.
اما جاهطلبیهای ایران در مورد برنامه سلاح هستهای حتی از قبل از جنگ نیز مبهمتر است.
آیا ایران هنوز هم میتواند سلاح هستهای بسازد؟
در حال حاضر تصور میشود ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم (۹۷۰ پوند) اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد داشته باشد که از نظر تئوری برای ساخت ۱۰ کلاهک هستهای کافی است.
نیروگاههای هستهای فقط به غنیسازی بین ۳ تا ۵ درصد نیاز دارند و پروژههای تحقیقاتی هستهای عموماً حداکثر به ۲۰ درصد نیاز دارند.
بنابراین فعالیت غنیسازی ایران نگرانکننده است، زیرا هیچ دلیلی غیر از تسلیحاتیسازی برای این سطح از غنیسازی وجود ندارد. این قطعاً نشان میدهد که رژیم ایران گزینههای خود را باز نگه داشته است.
از آنجا که برنامههای موفق سلاح هستهای به مواد و تجهیزات نیز نیاز دارند، بمباران تأسیسات هستهای ایران توسط آمریکا و اسرائیل ممکن است توانایی آن را برای ساخت بمب به تأخیر انداخته باشد. اما تخصص شاید مهمتر باشد. همانطور که یک کارشناس هستهای بیان کرد، «دانش و قابلیتها را نمیتوان بمباران کرد».
اطلاعات آمریکا معتقد است که رهبر جدید ایران، مجتبی خامنهای، نیز بسیار بیشتر از پدرش به دنبال سلاح هستهای است.
این بدان معناست که به غیر از یک حمله زمینی آمریکا و اسرائیل، عملیات تغییر رژیم یا اشغال طولانیمدت، ایران احتمالاً همچنان گزینه دنبال کردن سلاح هستهای را در صورت تمایل خواهد داشت.
آیا ایران چنین چیزی را میخواهد؟
اما آیا ایران احتمالاً این مسیر را طی خواهد کرد؟ چرا باید چنین کاری کند؟
بر اساس نظریه بازدارندگی هستهای، دولتها عمدتاً برای بازداشتن حملات هستهای یا متعارف از سوی دشمنان خود به دنبال سلاح هستهای میروند. از این نظر، سلاحهای هستهای هرگز قرار نیست استفاده شوند، اما صرف داشتن آنها خطر غیرقابل قبولی برای یک مهاجم بالقوه ایجاد میکند.
به عنوان مثال، ایالات متحده به شدت بعید است به کره شمالی حمله کند، زیرا اکنون سلاحهای هستهای برای حمله به ژاپن، کره جنوبی یا قلمرو آمریکا در گوام دارد.
بنابراین یک سلاح هستهای از نظر تئوری به ایران آزادی عمل عظیمی در منطقه میدهد، زیرا همسایگان آن بسیار تمایلی به حمله به یک کشور دارای سلاح هستهای نخواهند داشت. همچنین به ایران اجازه میدهد تا به یک حمله هستهای فرضی اسرائیل پاسخ دهد.
با این حال، به نظر میرسد کارشناسان و مفسران در مورد اینکه آیا جنگ سلاح هستهای را برای ایران به یک ضرورت تبدیل کرده است یا نه، اختلاف نظر دارند.
بله، آمریکا و اسرائیل احتمالاً اگر ایران از قبل کلاهک هستهای داشت، به آن حمله نمیکردند. با این حال، ایران ماهها حملات را بدون آنها تحمل کرده است و میتوان گفت در برابر دولتهای بسیار قدرتمندتر برتری یافته است.
ایران توانایی خود را در کنترل تنگه هرمز ثابت کرده است، که یک بازدارندگی اقتصادی نسبتاً مؤثر در برابر حملات آینده بدون توجه ناخواسته به یک برنامه فعال سلاح هستهای فراهم میکند.
کاملاً ممکن است ایران ذخیره اورانیوم غنیشده خود را برای مدت طولانی صرفاً به عنوان یک ابزار چانهزنی دیپلماتیک برای به دست آوردن تضمینهای امنیتی و ادغام مجدد در اقتصاد جهانی نگه داشته باشد.
قبل از شروع جنگ امسال، رژیم نشان داده بود که در ازای لغو تحریمهای آمریکا، آماده رقیقسازی ذخیره خود است. ایران همچنین موافقت کرد که اورانیوم غنیشده خود را به عنوان بخشی از تفاهمنامهای که با آمریکا برای پایان دادن به جنگ در ژوئن به دست آمد، «کاهش غنا» دهد.
با توجه به همه اینها، احتمال وجود یک ایران هستهای در آینده صفر نیست. اما حتی جامعه اطلاعاتی خود دولت ترامپ سال گذشته به طور علنی اذعان کرد که ایران برای دههها به طور فعال به دنبال سلاح هستهای نبوده است.
آیا دیپلماسی شانسی دارد؟
پس مسئله هستهای چگونه حل میشود؟
میتوان گفت که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، توافق هستهای تاریخی ایران در سال ۲۰۱۵، قبلاً به این سؤال پاسخ داده بود.
این توافق سالها مذاکره بین ایران و پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل (ایالات متحده، چین، روسیه، فرانسه و بریتانیا) به علاوه آلمان طول کشید. و درست قبل از خروج اولین دولت ترامپ از این توافق در سال ۲۰۱۸، آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید کرد که ایران به تعهدات خود پایبند است.
ایران تنها پس از خروج آمریکا از توافق و اعمال مجدد تحریمها، غنیسازی اورانیوم را دوباره بالای ۲۰ درصد آغاز کرد.
راهحل دیپلماتیک مانند برجام از نظر تئوری هنوز ممکن است. با این حال، به دو چیز نیاز دارد.
دولت ترامپ باید امتیازات قابل توجهی به ایران فراتر از آنچه در برجام بود بدهد. به نظر میرسید آمریکا در تفاهمنامه ژوئن حاضر به دادن برخی امتیازات بزرگ به رژیم ایران است، اما کنترل تنگه هرمز احتمالاً همچنان مورد مناقشه خواهد بود.
یک توافق جدید همچنین به اعتماد اساسی بین دو طرف نیاز دارد که تقریباً از بین رفته است.
برجام سالها مذاکره طاقتفرسا و اعتمادسازی برای اجرا نیاز داشت، و تندروها در ایران اکنون حتی بیشتر از مذاکره با دولتی که به آن اعتماد ندارند، اکراه دارند. آنها همچنین ممکن است بیش از هر زمان دیگری پذیرای سلاح هستهای باشند.