اشتراک
عکس: گتی ایمجز
عکس: گتی ایمجز
مالی و اقتصاد انرژی چین

چگونه چین به قدرت بزرگ نفت جهان تبدیل شد

اوپک را فراموش کنید. حزب کمونیست چین اکنون فرمان می‌دهد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

چین با بهره‌گیری از ساختار دولت‌محور و تصمیم‌گیری‌های متمرکز، به قدرت تعیین‌کننده جدیدی در بازار جهانی نفت تبدیل شده است که بسیاری از تحلیلگران آن را «اوپکِ جدید» می‌نامند. در حالی که تنش‌های اخیر در خاورمیانه و مسدود شدن تنگه هرمز می‌توانست قیمت نفت را به شدت افزایش دهد، پکن با کاهش یک‌جانبه و مدیریت‌شده واردات نفت خود تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز، نقشی کلیدی در تثبیت قیمت‌های جهانی ایفا کرد. این کشور توانست بدون وارد کردن شوک‌های اقتصادی بزرگ به تولید ناخالص داخلی خود، از طریق سه اهرم استراتژیک بازار را کنترل کند: نخست، استفاده هوشمندانه از ذخایر عظیم نفت ملی و تجاری؛ دوم، محدود کردن صادرات فرآورده‌های نفتی برای تأمین نیازهای داخلی؛ و سوم، مهار هدفمند تقاضای انرژی از طریق تغییر الگوهای حمل‌ونقل عمومی، افزایش استفاده از خودروهای برقی و مدیریت مصرف صنایع پتروشیمی. برخلاف اوپک که برای هر تصمیم نیازمند توافق میان کشورهای متعدد است، چین با مدیریت متمرکز تحت هدایت شی جین‌پینگ، به سرعت و به طور یک‌جانبه اقدام می‌کند. اگرچه ذخایر چین محدود است و این سیاست نمی‌تواند برای مدت‌های طولانی ادامه یابد، اما توانایی پکن در دست‌کاری جریان تقاضا نشان داد که قدرت بازار نفت از دستان کارتل‌های سنتی خارج شده و در پایتخت چین متمرکز شده است. این رویکرد به چین اجازه داده است با هزینه‌ای قابل‌مدیریت، نقش ثبات‌بخش در بازار جهانی انرژی را ایفا کرده و عملاً قدرت چانه‌زنی خود را در معادلات جهانی به رخ بکشد.

جنگ ایران بزرگ‌ترین شوک عرضه در تاریخ نفت را ایجاد کرده است. با این حال، حتی در شدیدترین دوره درگیری، قیمت نفت هرگز به ۱۵۰ دلار در هر بشکه که بسیاری از تحلیلگران در آغاز درگیری پیش‌بینی کرده بودند، نرسید. برای این امر، باید از چند دولت تشکر کرد. اندکی پس از آن که مهمات ایرانی تنگه هرمز را غیرقابل عبور کرد و ۱۴ میلیون بشکه در روز نفت خام را در داخل خلیج فارس به دام انداخت، پادشاهان نفتی ابوظبی و ریاض ۵ میلیون بشکه در روز اضافی را از طریق خطوط لوله‌ای که از این آبراه عبور می‌کنند، هدایت کردند. وزرای واشنگتن و توکیو نیز رکورد ۲ میلیون بشکه در روز از ذخایر اضطراری را آزاد کردند؛ سهمیه‌بندی دولتی در کشورهای فقیرتر نیز بخشی از تقاضا را کاهش داد.

اما بدون تصمیماتی که بی‌سروصدا در پایتختی دیگر، پکن، گرفته شد، فاجعه همچنان رخ می‌داد. بین فوریه و ژوئن، چین واردات نفت خام خود را به نصف، یعنی ۵.۵ میلیون بشکه در روز کاهش داد—مقداری که به گفته کارشناسان، برای کاهش ۳۰ دلار یا بیشتر از قیمت برنت، معیار جهانی، کافی بود. این بیش از نیمی از کاهش جهانی در دوران قرنطینه‌های کووید-۱۹ است، زمانی که تقاضای جهانی ۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. و برخلاف دوران همه‌گیری، زمانی که اقتصاد جهان وارد رکود شد، تولید ناخالص داخلی چین به خوبی به حرکت خود ادامه داده است. چین به دلیل رنج بردن اقتصادش، نفت خام خارجی کمتری خریداری نکرده است.

این توانایی در روشن و خاموش کردن تقاضای نفت، ظاهراً با هزینه اقتصادی پایین، به بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان اجازه می‌دهد قیمت‌ها را جابه‌جا کند، همان‌طور که سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و متحدانش مدت‌ها از طریق کنترل نیمی از تولید جهانی انجام می‌دادند. و با تضعیف این کارتل به دلیل خروج اخیر امارات متحده عربی و ظرفیت تولید محدود اعضای باقی‌مانده خلیج فارس، قدرت بازار چین در حال افزایش است. همان‌طور که یکی از مدیران بازرگانی نفت می‌گوید، «چین اوپک جدید است.»

برای چهار دهه، اوپک با استفاده از سهمیه‌های تولید تلاش کرده است قیمت‌ها را بالا نگه دارد. واردکنندگان به نوبه خود نمی‌توانند با سهمیه‌بندی تقاضا، قیمت‌ها را پایین نگه دارند، زیرا خریداران بسیار پراکنده‌تر از فروشندگان هستند و تقاضای انرژی داخلی نتیجه تصمیمات عوامل بی‌شمار است. چین بزرگ و دولت‌محور استثناست. و برخلاف اوپک+، که تصمیماتش به توافق ۲۱ کشور نیاز دارد، برنامه‌ریزان مرکزی آن می‌توانند به دستور یک مرد، رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ، به‌صورت یک‌جانبه عمل کنند.

چین با استفاده از سه اهرم اصلی، بازارهای نفت را جابه‌جا می‌کند. اولین اهرم، ذخایر ملی نفت آن است. در ۱۲ ماه منتهی به اوایل ۲۰۲۶، با ظهور شبح «مازاد عرضه عظیم» که قیمت نفت خام را کاهش می‌داد، چین ۲۰۰ میلیون بشکه را با قیمت ارزان خریداری کرد و ذخایر از قبل کافی خود را که ۱ میلیارد بشکه بود، تکمیل کرد. معامله‌گران بر این باورند که خریدهای چین ممکن است ۱۰ تا ۲۰ دلار به قیمت جهانی هر بشکه قبل از شروع جنگ ایران اضافه کرده باشد. از ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز واردات چین در فوریه، تا ۱ میلیون بشکه در روز خریدهای مازادی بود که می‌توانست بعداً با ذخیره‌سازی کمتر از آن صرف‌نظر کند.

هنگامی که آخرین محموله‌های خلیج فارس قبل از جنگ در اواخر آوریل رسید، چین شروع به برداشت از این ذخایر سرشار کرد. به گفته ورتکسا، شرکت داده، تا ژوئیه موجودی انبارهای آن ۷۰ میلیون بشکه کاهش یافته بود، بدون احتساب برداشت از ذخایر شناور و غارهای پنهان. اگر این‌ها را اضافه کنیم، چین در آن سه ماه ۱۵۰ میلیون بشکه یا حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برداشت کرده است.

بیشتر این برداشت از ذخایر تجاری—که توسط بازوهای ذخیره‌سازی سودمحور شرکت‌های بزرگ نفتی نگهداری می‌شود—انجام شده است، نه ذخایر استراتژیک. پالایشگران معمولاً باید ظرف یک ماه آنچه را برداشت می‌کنند جایگزین کنند، تام رید از آرگوس مدیا، آژانس گزارش قیمت، خاطرنشان می‌کند. اما از آنجا که آن شرکت‌ها دولتی هستند و دولت می‌تواند ذخایر تجاری را مصادره کند، احتمالاً معافیتی در نظر گرفته شده است.

اگر ۱ میلیون بشکه در روز که دیگر ذخیره نمی‌شود و ۱.۵ میلیون بشکه در روز برداشت از ذخایر را اضافه کنیم، مدیریت ذخایر ممکن است ۲.۵ میلیون بشکه در روز از ۵.۵ میلیون بشکه در روز کاهش واردات را تشکیل دهد. به گفته اما لی از ورتکسا، چین می‌تواند این روند را برای چهار ماه دیگر ادامه دهد تا اینکه حاکمان پکن نگران سطح ناخوشایند پایین ذخایر شوند.

دومین اهرم برنامه‌ریزان مرکزی چین، کنترل صادرات است. چین به عنوان دومین پالایشگر بزرگ نفت جهان، معمولاً تأمین‌کننده بزرگ سوخت برای همسایگان آسیایی خود است. با این حال، در ماه مارس، دولت به پالایشگران داخلی دستور داد قراردادهای صادراتی جدید امضا نکنند و بسیاری از قراردادهای قبلی را لغو کنند. بین فوریه و آوریل، صادرات فرآورده‌های نفتی چین تقریباً به نصف کاهش یافت و به ۴۳۰,۰۰۰ بشکه در روز رسید. این شامل ۱۸۰,۰۰۰ بشکه در روز سوخت جت بسیار تصفیه‌شده بود که ۱.۲ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز نفت خام را برای پالایشگاه‌های چین ذخیره کرد.

محدود کردن فروش خارجی به چین اجازه می‌دهد از خروجی پالایشگاه‌های خود بیشتر در داخل استفاده کند. همچنین به پالایشگران اجازه می‌دهد از برخی نفت خام که معمولاً به محصولات صادراتی تبدیل می‌شد، برای تولید سایر محصولات حیاتی استفاده کنند، محصولاتی که چین معمولاً برای مصارف داخلی از خلیج فارس دریافت می‌کند. نمونه‌ها شامل نفتا و گاز مایع نفتی (LPG)، دو خوراک پتروشیمی، و نفت کوره است که پالایشگران کوچک و کم‌نقد اغلب به جای نفت خام فرآوری می‌کنند. ضربه به حاشیه سود پالایشگران، که برای صادرات بیشتر از فروش داخلی است، چیزی است که حزب کمونیست می‌تواند تحمل کند.

با این حال، ذخایر فراوان و صادرات محدود به تنهایی برای توضیح کاهش عظیم واردات چین کافی نیست. دولت چین همچنین اهرم سومی را کشید—مهار تقاضای داخلی. در ژوئن، پالایشگاه‌های چین ۲.۷ میلیون بشکه در روز نفت خام کمتر از سال قبل فرآوری کردند. تولید بنزین ۱۴٪ کاهش یافت؛ تولید گازوئیل و سوخت جت هر دو ۲۱٪ کاهش یافت.

نگاهی به زیر کاپوت، کاهش شدید مصرف سوخت موتوری چین را تأیید می‌کند. با اجازه مقامات به افزایش قیمت سوخت، بسیاری از شهرنشینان رانندگی به محل کار را متوقف کرده‌اند و به جای آن مترو، دوچرخه یا تاکسی (که بسیاری از آن‌ها برقی هستند) را انتخاب کرده‌اند. در یک تعطیلات ملی یک‌هفته‌ای در ماه مه، شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌ها نسبت به سال قبل نزدیک به ۵۵٪ افزایش یافت. قطارها خلأ پروازهای داخلی را پر می‌کنند که تعداد آن‌ها به شدت کاهش یافته است. مقامات محلی پروژه‌های زیرساختی را به تعویق انداخته‌اند و در مصرف گازوئیل صرفه‌جویی می‌کنند. کیاران هیلی از آژانس بین‌المللی انرژی تخمین می‌زند چین در دو ماه اول جنگ ۱۰٪ بنزین و نفت سفید کمتری نسبت به مدت مشابه سال قبل سوزانده است.

صنعت پتروشیمی چین، بزرگترین صنعت جهان، نیز با شرایط دشوار سازگار می‌شود. سال گذشته میلیون‌ها بشکه در روز نفتا و LPG، که مقدار زیادی از خلیج فارس می‌آمد، را به پلیمرها—موادی از PVC و لاستیک مصنوعی تا نایلون و پلی‌استر—تبدیل کرد که کارخانه‌های چینی به تن از آن استفاده می‌کنند. در غیاب خوراک‌های تأمین‌شده از خلیج فارس و با وجود فرمان دولتی برای اولویت دادن به سوخت بر خوراک، شرکت‌های پتروشیمی در عوض راه‌هایی برای تولید برخی پلیمرها با استفاده از زغال‌سنگ و اتان، محصول جانبی گازی پالایش نفت، ابداع کرده‌اند.

تأثیر کلی این ریاضت‌ها بر اقتصاد چین به نظر قابل مدیریت می‌رسد. سال‌ها سرمایه‌گذاری دولتی در انرژی‌های تجدیدپذیر و حمل‌ونقل سبز، سیستم انرژی را انعطاف‌پذیرتر کرده است. سال‌ها «درون‌گرایی» (involution)، که در آن رقابت شدید به ظرفیت مازاد در صنایع از جمله پتروشیمی منجر شده است، چین را با موجودی‌های فروش‌نرفته بزرگ پلیمرها و موادی که در آن‌ها استفاده می‌شود، رها کرده است.

چنین بافرهایی توضیح می‌دهد که چرا قیمت‌های تولیدکننده جهش نمی‌کنند و قیمت‌های مصرف‌کننده تحت کنترل باقی می‌مانند. اگرچه تولید ناخالص داخلی در سه‌ماهه دوم ۴.۳٪ رشد کرد، کندترین رشد از اواخر ۲۰۲۲، این بیشتر به سرمایه‌گذاری ضعیف و عوارض بحران املاک مربوط می‌شود تا کمبود نفت. و دولت همچنان می‌تواند از ذخایر استراتژیک نفت خود استفاده کند که به گفته میشال میدان از مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد، اندیشکده، به سختی به آن دست زده است.

ذخایر چین از نفت خام، سوخت‌ها و پلیمرها، اگرچه بزرگ‌تر از آن چیزی است که خارجی‌ها تصور می‌کردند، محدود است. یکی از توزیع‌کنندگان می‌گوید به تازگی محموله‌ای پلی‌اتیلن را فروخته است که از سال ۲۰۲۱ در انبار او مانده بود. برخلاف اوپک، که در اصل می‌تواند کاهش تولید را برای سال‌ها حفظ کند، چین نمی‌تواند به طور نامحدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز کمتر از حد معمول وارد کند. اما جنگ ایران نشان داده است که در عمل، چین می‌تواند به تنهایی بازار جهانی نفت را در یک دوره چند ماهه تثبیت کند. رهبران کارتل نفتی که به طور فزاینده‌ای دچار اختلاف است، فقط می‌توانند رویای انجام همین کار را داشته باشند.¦

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: economist.com