دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بهطور معروفی جهان را بر اساس معاملات میبیند. او در املاک نیویورک بزرگ شد، جایی که معاملهگری ارز موفقیت بود. و او این منطق را به سیاست خارجی نیز تعمیم داده است و در کنار تهدید، به دشمنان و متحدان وعده پاداش میدهد.
برای ترامپ، خودِ معامله پیروزی است. این وسواس گاهی به نفع او عمل کرده است: توافقنامههای ابراهیم که روابط اسرائیل با چهار کشور عربی را عادی کرد، از دوره اول ریاستجمهوری ترامپ تا حد زیادی پابرجا مانده است. اما این رویکرد او را در ایران به بنبست کشانده است.
بهترین راه پیش رو یک رویکرد کهن و آزمودهشده است: مهار.
جنگ انتخابی ترامپ علیه ایران که در فوریه آغاز شد، از هر نظر یک شکست راهبردی بوده است. حمله سربریدنگونهای که آیتالله علی خامنهای را کشت، فروپاشی رژیم را در پی نداشت. موشکهای ایران همچنان تهدیدی جدی در سراسر منطقه هستند و نیابتیهای آن فعال ماندهاند. برنامه هستهای آن بهشدت توسط حملات تابستان گذشته و بمبارانهای تازهای که از فوریه آغاز شد، عقب رانده شد، اما درگیریهای پس از آن جاهطلبیهای ایران برای دستیابی به بمب را تقویت کرده است. و دولت آن اکنون بر تنگه هرمز کنترل دارد.
هسته اصلی تفاهمنامه ژوئن بین ایالات متحده و ایران یک معامله بود: ایران اجازه میداد کشتیها از هرمز عبور کنند در ازای لغو تحریمها و محاصره فلجکنندهای که ترامپ اعمال کرده بود.
اما این زبان یک سوال کلیدی را پنهان کرد: چه کسی تنگه را اداره میکند؟ ایران معتقد بود که میتواند برای کشتیهای عبوری شرایط تعیین کند و برنامه داشت «هزینه خدمات» دریافت کند. در ماه مه، تهران سازمان تنگه هرمز خلیج فارس را برای این منظور ایجاد کرد. ترامپ این را نادیده گرفت و با این وجود تفاهمنامه را امضا کرد. پس از آنکه ایران در ژوئیه به کشتیهای عبوری شلیک کرد، او به جنگ بازگشت.
از سرگیری خصومتها واقعیتهای میدانی را تغییر نداد. ایران همچنان بازدارنده باقی ماند و همچنان به کشتیها شلیک کرد. و تردید ترامپ در به خطر انداختن سربازان آمریکایی به جناح تندرو این پیام را داد که او تمایلی به تشدید بیشتر ندارد.
کمبود موشکهای رهگیر زیرساختهای متحدان را بهطور خطرناکی آسیبپذیر کرده است. ترامپ که توسط رهبران خلیج فارس، که شهرهایشان تلافی را جذب میکردند، هشدار دریافت کرده بود، حملات بیشتر را لغو کرده است.
اما ایالات متحده چندین برگ برنده در دست دارد. بازی کردن با این برگها مستلزم کنار گذاشتن این ایده است که معامله با آخوندها مطلوب یا حتی ضروری است.
محاصره دریایی آمریکا اقتصاد ایران را ویران کرده و ارزش پولش را نابود کرده است. مذاکرهکننده ارشد رژیم اعتراف کرده که صادرات نفت بهشدت سقوط کرده است. تحریمها نیز همچنان پابرجا هستند و دهها میلیارد دلار دارایی ایران هنوز مسدود است. تهران ارزش این اهرم فشار را آخر هفته گذشته تأیید کرد، زمانی که رفع تحریمها در صدر فهرست خواستههای اخیرش قرار گرفت.
تصرف هرمز توسط ایران را بهتر است گروگانگیری تلقی کرد، اما گروگان قبلاً تیر خورده است. بازارها بسته شدن تنگه را قیمتگذاری کردهاند. قیمت نفت، اگرچه بالاست، اما فاجعهبار نیست.
علاوه بر این، تأمینکنندگان در حال تغییر مسیر برای دور زدن مشکل هستند. دولت ترامپ ادعا میکند روزانه ۵ تا ۷ میلیون بشکه نفت از طریق خطوط لوله ارتقا یافته و پایانههای صادراتی جدید از منطقه خارج میشود. عربستان سعودی در حال تشکیل یک ائتلاف چندملیتی برای دفاع از کشتیرانی دریای سرخ در برابر نیابتیهای ایران است، تلاشی که واشنگتن باید با پشتیبانی نظارتی و فرماندهی از آن حمایت کند.
مهار در حال کار کردن است. ایالات متحده باید محاصره خود را برای پایداری بیشتر تطبیق دهد، تعداد کشتیهای درگیر در بازرسی مستقیم را کاهش دهد و هر کسی را که نفت ایران را که از محاصره عبور میکند خریداری کند، تحریم کند. داراییهای مسدود شده رژیم نیز باید مسدود بمانند. و نیابتیهای ایران باید در یمن، عراق، لبنان و غزه بیرحمانه سرکوب شوند.
مهمتر اینکه، ترامپ باید تهدید به تشدید قابل توجه تنش را بر سر میز نگه دارد، بهویژه اگر ایران حتی کوچکترین گامی به سمت بازسازی برنامه هستهای خود بردارد.
معامله کردن با یک رژیم قاتل هرگز ایده خوبی نبوده است. پول بیشتر به ایران، پاداش دادن به رفتار بد و تأمین مالی دور بعدی هرج و مرج خواهد بود. زیرکترین معاملهگر میداند چه زمانی باید کنار بکشد.