اشتراک
سیاست روابط بین‌الملل خاورمیانه

چگونه دیپلماسی شکست‌خورده آمریکا و ایران به رویارویی جدیدی منجر می‌شود

رد مذاکرات محرمانه با واشنگتن از سوی ایران در حالی صورت می‌گیرد که دیپلماسی به بن‌بست رسیده، تنگه هرمز همچنان مورد مناقشه است و فرماندهان ایرانی از موضع نظامی بالقوه تهاجمی‌تر خبر می‌دهند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

با پایان یافتن مهلت ۶۰ روزه تفاهم‌نامه میان ایران و ایالات متحده بدون دستیابی به توافق نهایی، دیپلماسی میان دو کشور عملاً به بن‌بست رسیده است. در حالی که واشنگتن مذاکره‌ای را در جریان نمی‌بیند و بر تداوم فشار اقتصادی و محاصره دریایی تأکید دارد، ایران هرگونه کانال محرمانه با آمریکا را تکذیب کرده و بر حفظ وحدت داخلی پافشاری می‌کند. با این حال، تغییر لحن فرماندهان نظامی ایران از رویکرد «دفاعی» به «تهاجمی»، نشان‌دهنده تلاشی برای بازسازی بازدارندگی در برابر فشارهای فزاینده آمریکاست. سردار یدالله جوانی، انتصابات اخیر نظامی را بخشی از یک نقشه راه راهبردی دانست که پیامی به دشمن محسوب می‌شود. در این میان، تنگه هرمز از یک موضوع فنی به نمادی از حاکمیت و اعتبار سیاسی دو طرف تبدیل شده است که بازگشایی آن نیازمند امتیازاتی است که فعلاً هیچ‌یک از طرفین آمادگی پذیرش آن را ندارند. اگرچه میانجی‌هایی نظیر عمان، قطر و پاکستان همچنان برای حفظ ارتباطات تلاش می‌کنند، اما عدم تمایل تهران و واشنگتن به پذیرش مذاکرات رسمی و امتیازدهی، فضا را برای تشدید تنش‌ها فراهم کرده است. پایان این بازه زمانی دیپلماتیک، نه تنها یک شکست زمانی، بلکه از میان رفتن چارچوبی است که درگیری‌ها را محدود نگه می‌داشت و اکنون هر دو کشور را در شرایطی قرار داده که انگیزه‌های سیاسی برای سازش به حداقل رسیده و خطر ورود به مرحله‌ای از تقابل نظامی جدی‌تر از گذشته احساس می‌شود.

تهران — ایران مذاکرات محرمانه با ایالات متحده از طریق کردستان عراق را تکذیب کرده و گزارش‌ها درباره یک کانال ارتباطی پنهانی با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را «ساختگی» و بخشی از «جنگ روانی و رسانه‌ای» خوانده است.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در یک نشست خبری روز دوشنبه گفت که ادعاهای مربوط به چنین دیداری در اربیل با هدف القای اختلاف بین مذاکره‌کنندگان غیرنظامی ایران و سپاه قدرتمند مطرح شده است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، وی تاکید کرد که «وحدت بی‌سابقه‌ای» بین نهادهای ایران در مورد جنگ و صلح وجود داشته است.

این تکذیب در حالی صورت گرفت که دوره ۶۰ روزه تعیین شده در تفاهم‌نامه ژوئن آمریکا و ایران بدون توافق نهایی یا تمدید آن به پایان رسید. تهران این توصیف را به عنوان یک مهلت رد می‌کند و استدلال می‌کند که این دوره برای مذاکرات و نه یک اولتیماتوم در نظر گرفته شده بود.

با این حال، این تمایز تغییر چندانی در واقعیت گسترده‌تر ایجاد نمی‌کند: چارچوب دیپلماتیکی که به طور موقت درگیری را متوقف کرده بود، نتوانسته راهی برای مرحله بعدی مذاکرات باز کند. متن تفاهم‌نامه از دو طرف خواسته بود که ظرف حداکثر ۶۰ روز، با امکان تمدید با توافق متقابل، به توافق نهایی دست یابند. این امر محقق نشده است.

تصویر روز سه‌شنبه پیچیده‌تر شد. پرزیدنت دونالد ترامپ گفت که «هیچ مذاکره یا گفت‌وگویی در جریان نیست یا برنامه‌ریزی نشده است» و در عین حال تایید کرد که محاصره دریایی آمریکا همچنان پابرجاست.

در همین حال، مقامات ایرانی گفته‌اند که پیام‌ها همچنان از طریق واسطه‌ها، از جمله بحث‌هایی با عمان بر سر تنگه هرمز، مبادله می‌شوند.

موضع نظامی در حال تغییر

مهم‌ترین سیگنال ایران ممکن است نه اختلاف بر سر وجود یک کانال محرمانه، بلکه آنچه فرماندهان ایرانی درباره دوره پس از آن می‌گویند باشد.

سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به نقل از خبرگزاری فارس گفت که اقدامات ایران در طول درگیری تاکنون دفاعی بوده، اما می‌تواند به «ماهیت تهاجمی» تبدیل شود. او این سیاست را به تغییرات اخیر در فرماندهان ارشد نظامی توسط رهبر معظم انقلاب، مجتبی خامنه‌ای، مرتبط دانست و انتصابات جدید را «نقشه راهی» توصیف کرد که دشمن باید آن را درک می‌کرد.

این لحن ممکن است به طور خودکار به عنوان شاهدی بر تصمیم تهران برای آغاز یک حمله فوری و پیشگیرانه تفسیر نشود. فرماندهان ایرانی مدت‌هاست که از تهدیدات عمداً مبهم برای ایجاد بازدارندگی و اهرم چانه‌زنی استفاده می‌کنند. با این حال، زمان‌بندی این اظهارات، نادیده گرفتن آن را به عنوان یک لفاظی معمول دشوارتر می‌کند.

رهبری از یک درگیری بزرگ با ایالات متحده و اسرائیل، با از دست دادن چهره‌های ارشد نظامی و تحمل حملات به زیرساخت‌های استراتژیک، قبل از ورود به توافقی که نتوانست یک راه‌حل پایدار ارائه دهد، زخم‌خورده اما سرپا بیرون آمده است.

بنابراین، حرکت از توصیف فعالیت نظامی به عنوان دفاعی به صراحت در نظر گرفتن اقدام تهاجمی می‌تواند نشان‌دهنده تلاشی برای بازسازی بازدارندگی با کمتر قابل پیش‌بینی کردن هزینه‌های فشار مداوم باشد.

جمهوری اسلامی ممکن است بنابراین در تلاش باشد تا محاسبات واشنگتن را تغییر دهد. اگر فشار اقتصادی، محاصره و تهدیدات نظامی با هدف بازگرداندن تهران به میز مذاکره باشد، مقامات ایرانی می‌خواهند که دشمن باور کند فشار بیشتر می‌تواند به جای آن، تشدید بیشتری را به دنبال داشته باشد.

این امر به ویژه از آن جهت مهم است که دولت ترامپ در حال آماده‌سازی اقدامات اقتصادی اضافی علیه تهران بوده است. واشنگتن در حال بررسی گسترش تحریم‌ها فراتر از بیش از ۱۰۰۰ فرد و نهاد هدف قرار گرفته است، از جمله احتمالاً اعمال فشار بیشتر بر شرکت‌های چینی و موسسات مالی درگیر در تجارت نفت ایران.

واشنگتن معتقد است که فشار اقتصادی می‌تواند اهرم مذاکره آن را بهبود بخشد. تهران ممکن است به طور فزاینده‌ای همین فشار را به عنوان شاهدی بر این ببیند که قبل از بازگشت به مذاکرات، به اهرم نظامی قوی‌تری نیاز دارد.

ایران بازگشایی تنگه هرمز را به پایبندی آمریکا به تفاهم‌نامه ژوئن مشروط کرده است، در حالی که واشنگتن می‌گوید محاصره دریایی آن همچنان پابرجاست و تنگه باز است. ایران بارها این ادعا را رد کرده است.

این امر هرمز را از یک موضوع در مذاکرات گسترده‌تر به نماد فیزیکی اصلی بن‌بست تبدیل کرده است.

خود تفاهم‌نامه خواستار بازگرداندن موقت ترافیک تجاری و مذاکره با عمان بر سر اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه بود. اما تهران و واشنگتن تفاسیر اساساً متفاوتی از آنچه باید در ادامه اتفاق بیفتد، ارائه کرده‌اند.

هرگونه توافق بر سر هرمز می‌تواند واقع‌بینانه‌ترین راه خروج موجود را فراهم کند: توافقی که به طور محدود بر امنیت دریایی متمرکز باشد و به هر دو طرف اجازه دهد بدون مواجهه فوری با مسائل دشوارتر تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای ایران، تضمین‌های نظامی و نظم امنیتی منطقه‌ای آینده، عقب‌نشینی کنند.

با این حال، هرمز دیگر صرفاً یک مسئله فنی دریایی نیست، بلکه مسئله حاکمیت و اعتبار برای هر دو دولت است. تهران نمی‌تواند به راحتی آبراه را بدون نشان دادن اینکه اهرم زمان جنگ آن سود قابل توجهی در ازای آن به همراه داشته است، بازگشایی کند. واشنگتن نیز نمی‌تواند به راحتی ترتیبی را بپذیرد که به نظر می‌رسد ایران را به دلیل محدود کردن یک مسیر کلیدی کشتیرانی جهانی پاداش می‌دهد.

به همین ترتیب، مخاطرات اقتصادی در حال افزایش است. جریان نفت از طریق هرمز به شدت کاهش یافته است و بازارها به طور فزاینده‌ای احتمال تداوم این اختلال را به جای ناپدید شدن سریع آن، قیمت‌گذاری می‌کنند.

هر دو به دنبال مذاکره، اما هیچ‌یک حاضر به امتیازدهی نیستند

فروپاشی ظاهری چارچوب ۶۰ روزه لزوماً به معنای مرگ دیپلماسی نیست. در واقع، نقش مستمری که پاکستان، قطر و عمان ایفا می‌کنند، نشان می‌دهد که هر دو طرف همچنان به زنده نگه داشتن نوعی از ارتباط علاقه دارند.

بقایی پاکستان را «میانجی اصلی» و قطر را تسهیل‌کننده مستمر معرفی کرد، در حالی که تهران و مسقط بحث‌های جداگانه خود را بر سر هرمز حفظ کرده‌اند. اسلام‌آباد نیز اخیراً ادعا کرده بود که واشنگتن و تهران به «نوعی» از توافق نزدیک شده‌اند، حتی با وجود اینکه هر دو دولت علناً مذاکرات معناداری را تکذیب می‌کردند.

جنجال کانال‌های محرمانه دلیل اهمیت چنین دیپلماسی غیرمستقیمی را تقویت می‌کند. گزارش شده است که واشنگتن به دنبال تماس با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است زیرا مقامات آمریکایی مطمئن نبودند که مذاکره‌کنندگان ایرانی اختیارات کافی برای دستیابی به توافق را دارند. در همین حال، تکذیب ایران تا حدی با هدف رد تصویر مراکز رقیب در کریدورهای قدرت جمهوری اسلامی است.

همین کانال‌هایی که ممکن است دیپلماسی را ممکن سازند، از نظر سیاسی حساس هستند زیرا اذعان به آنها می‌تواند موقعیت عمومی هر یک از طرفین را تضعیف کند.

پیام‌های متناقض چیزی بیش از یک تئاتر دیپلماتیک است. این پیام‌ها به مشکل اصلی که اکنون هر دو طرف با آن روبرو هستند، اشاره می‌کنند. ممکن است هنوز کانال‌هایی برای ارتباط وجود داشته باشد، اما به نظر نمی‌رسد نه واشنگتن و نه تهران آماده اذعان به یک فرآیند مذاکره باشند که مستلزم امتیازات سیاسی واقعی است.

تهران به اندازه کافی سازوکار دیپلماتیک را زنده نگه می‌دارد تا از بستن در جلوگیری کند، در حالی که همزمان هزینه‌های نظامی و اقتصادی وضعیت موجود را افزایش می‌دهد.

واشنگتن نیز تقریباً همین کار را از جهت مخالف انجام می‌دهد و فشار و محاصره را با تمایل ظاهری برای باز گذاشتن در برای تماس‌های غیرمستقیم ترکیب می‌کند.

اینکه آیا این تعادل می‌تواند از دور دیگری از تشدید تنش، به ویژه در بستر دکترین «تهاجمی» نوظهور ایران، جان سالم به در ببرد، نامعلوم است.

اگر تهران به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی به جای ابزاری برای مذاکره، به یک استراتژی وجودی تبدیل می‌شود، ممکن است تصمیم بگیرد که بازگرداندن بازدارندگی مستلزم اقدامی فراتر از موضع دفاعی سنتی آن است.

این اهمیت واقعی پنجره ۶۰ روزه منقضی شده است. این تنها نشان‌دهنده شکست یک جدول زمانی دیپلماتیک نیست. این چارچوبی را که به هر دو طرف دلیلی برای توقف می‌داد، از بین برده است، در حالی که آنها را با همان اختلاف استراتژیک حل‌نشده — و انگیزه‌های سیاسی کمتری برای سازش — رها کرده است.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: al-monitor.com