خسته بودن پشت فرمان میتواند به اندازه رانندگی در حالت مستی خطرناک باشد1. با این حال، در حالی که حضور در محل کار در حالت مستی میتواند منجر به اخراج شود، خوابآلودگی آشکار معمولاً عواقب مشابهی ندارد — حداقل برای الآن.
با آگاهی بیشتر کارفرمایان از هزینههای بهرهوری و ایمنی ناشی از استراحت ناکافی، آیا ممکن است کمبود خواب به عنوان یک تخلف قابل اخراج تلقی شود؟ و اگر خواب بتواند به گونهای بهبود یابد که به کارگران مزایای بیداری فراتر از یک شب استراحت معمولی بدهد، آیا کارفرمایان ممکن است انتظار داشته باشند که افراد چنین اقداماتی را انجام دهند؟ این پرسشها دور از ذهن نیستند.
تلاشهای اولیه شرکتها برای مدیریت خطرات ناشی از خواب ضعیف کارکنان، قبلاً مرزهای قانونی و اخلاقی را آزمایش کرده است. در سال ۲۰۱۶، سازمان حفاظت از دادههای هلند دو شرکتی را که به کارکنان خود دستگاههایی برای ردیابی فعالیتشان، از جمله الگوهای خواب در یک مورد، ارائه کرده بودند، مورد بررسی قرار داد (به go.nature.com/4wwnzzx مراجعه کنید؛ به زبان هلندی). این سازمان جمعآوری چنین دادههایی را غیرمجاز اعلام کرد و خاطرنشان کرد که این دادهها اطلاعات حساس بهداشتی محسوب میشوند و رضایت کارکنان به دلیل عدم تعادل قدرت ذاتی، نمیتواند آزادانه تلقی شود.
سیستمهای دیجیتالی که امکان نظارت دقیق بر خواب را فراهم میکنند، به طور فزایندهای رایج و پذیرفته شدهاند، زیرا دولتها، سیستمهای بهداشتی و بیمهگران توجه بیشتری به خواب به عنوان یک اهرم مهم سلامت عمومی دارند. در همین حال، تحقیقات و توسعه محصول از صرفاً اندازهگیری خواب و درمان اختلالات خواب به سمت بهبود فناورانه خواب در حال تغییر است و به طور بالقوه انتظارات را در مورد آنچه استراحت سالم محسوب میشود تغییر میدهد.
هنگامی که خواب به چیزی تبدیل میشود که نهادها میتوانند آن را کمّی کنند، دولتها میتوانند آن را به عنوان یک ضرورت بهداشت عمومی قاببندی کنند و فناوریها میتوانند آن را بهینه کنند، خطرات فراتر از انتخابهای سبک زندگی فردی افزایش مییابد و پرسشهای اخلاقی به منصه ظهور میرسند.
حمایت نهادی از خواب بهتر چه زمانی به یک انتظار تبدیل میشود؟ چه کسی به بهبود خواب دسترسی خواهد داشت و چه کسی هزینههای کمبود خواب را متحمل خواهد شد؟ چه کسی کمترین توانایی را برای رد کردن پیشنهاد یک شب خواب بهتر خواهد داشت، با وجود اینکه این پیشنهاد به طور بالقوه وسیلهای برای نظارت ظریف است؟ محققان، اخلاقدانان و سیاستگذاران باید قبل از بلوغ فناوری و استفاده گستردهتر از آن، چنین نگرانیهایی را بررسی کنند.
چرا کمبود خواب مهم است
خواب از جنبههای اساسی زندگی انسان، از جمله شناخت، سلامت جسمی، بهرهوری، تنظیم هیجانی و حتی روابط، قضاوت اخلاقی و رفتار حمایت میکند2–4. با این حال، با وجود اجماع علمی در مورد اهمیت استراحت، کمبود خواب مزمن همچنان گسترده است.
مشکلات خواب به عنوان یک اپیدمی جهانی نوظهور توصیف شده است5. در برخی از کشورهای با درآمد بالا، حداقل یکسوم بزرگسالان کمتر از حداقل توصیهشده هفت ساعت در شب میخوابند6، کمبودی که با افزایش خطر بیماریهای قلبی عروقی، اختلالات متابولیک، سلامت روان ضعیف، عملکرد شناختی مختل و تصادفات مرتبط است3. اختلالات شدید خواب نیز در بسیاری از کشورهای کمدرآمد مستند شده است5. در مجموع، صدها میلیارد دلار آمریکا هر ساله به دلیل کاهش تولید اقتصادی ناشی از خواب ناکافی از دست میرود6.
بیخوابی و اختلالات خواب مرتبط را میتوان از طریق درمان شناختی-رفتاری یا دارو درمان کرد. با این حال، کمبود خواب همچنین میتواند ناشی از انتخابهای سیاستی، طراحی محیط کار و هنجارهای اجتماعی باشد که تعیین میکنند چه زمانی، چگونه و برای چه کسی استراحت امکانپذیر است3,6.
در مواردی که کمبود خواب ناشی از برنامههای کاری، ناامنی اقتصادی یا پاداشهای اجتماعی برای در دسترس بودن دائمی است، درمان افراد عمدتاً با دارو میتواند شرایطی را که در وهله اول استراحت را تضعیف میکنند، پنهان کند. فناوریهای نوظهور این چشمانداز را پیچیدهتر میکنند.
نظارت و بهبود
دستگاههای پوشیدنی به طور گسترده برای ردیابی خواب و سیگنالهای فیزیولوژیکی، از جمله ضربان قلب و سطح اکسیژن خون استفاده میشوند. این دادهها معمولاً به صورت خلاصه و روند ارائه میشوند و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به طور فزایندهای برای شناسایی الگوها و تولید بازخورد شخصیسازیشده استفاده میشوند7.
کاربران میتوانند رفتارهای روزمره (مانند زمان خواب یا مصرف کافئین در اواخر شب) را تنظیم کنند و مشاهده کنند که این تغییرات چگونه بر خواب آنها تأثیر میگذارد7. مداخلات مبتنی بر دستگاههای پوشیدنی ممکن است اختلال خواب را کاهش دهند، اگرچه اثرات آنها بر کل زمان خواب به وضوح ثابت نشده است و کیفیت شواهد برای اکثر پیامدها پایین است8.
فناوریهای دیگر با هدف شکلدهی به خواب هستند. دستگاههای تحریک غیرتهاجمی مغز با استفاده از الکترودهای قرار داده شده روی پوست سر یا میدانهای مغناطیسی، جریانهای الکتریکی را در مغز القا میکنند تا فعالیت آن را در طول خواب تعدیل کنند. رویکردهای حسی دیگر صداها، حرکت ملایم یا بوها را برای تأثیر بر ریتمهای مغزی، از جمله آنهایی که خواب عمیق را مشخص میکنند، ارائه میدهند9.
چنین رویکردهای بیوهکینگ (biohacking) به دنبال بهبود خود فرآیند ترمیمی، از جمله زمانبندی، تداوم، کارایی و اثرات بهبودی خواب هستند. هدف بهبود سلامت و عملکرد در هنگام بیداری است.
با این حال، شواهد سود عملی هنوز محدود است. بیشتر آزمایشها مبتنی بر آزمایشگاه بوده و اثرات آن در روشها و طرحهای مطالعه مختلف متفاوت است. کار اخلاقپزشکی در مورد غنیسازی خواب هنوز در مراحل اولیه است. تحلیلهای قبلی عمدتاً بر بهبود بیداری متمرکز بودند: اقداماتی که برای کنترل زمان خواب افراد، کاهش مقدار مورد نیاز یا حفظ عملکرد با وجود کمبود خواب طراحی شدهاند، از جمله مداخلاتی که خطرات سلامتی دارند10,11.
اگر شواهد سود حاصل از بهبود خواب افزایش یابد، این فناوریها میتوانند عادی شوند و در خانههای مردم جا بیفتند. استفاده از آنها برای تقویت خواب ممکن است مانند تقلب یا پذیرش خطر سلامتی برای به دست آوردن مزیت احساس نشود. اما اما و اگرهایی وجود دارد.
نگرانیهای اخلاقی
بهبود خواب نسبتاً بیضرر به نظر میرسد، مانند جستجوی تغذیه بهتر یا ورزش کردن. نگرانیها در مورد غیرطبیعی بودن یا تهدید اصالت و ارزش موفقیت که در بحثهای مربوط به بهبود در حوزههای دیگر، مانند ورزش یا عملکرد شناختی برجسته است11، در مورد خواب کمرنگ است.
علاوه بر این، ابزارهای بهبود خواب که بر جمعآوری مداوم و غیرفعال داده تکیه دارند، در حالت ناخودآگاه عمل میکنند. از آنجا که فرد خوابیده به طور مستقیم در طول نظارت تحت تأثیر قرار نمیگیرد، ممکن است به نظر برسد که این یک تحمیل کوچک است.
با این حال، همین ویژگیها ممکن است فشار بر افراد برای استفاده از این فناوریها را به عنوان وسیلهای برای مراقبت آسانتر کند. به عنوان مثال، دو خط مشی استخدامی را در نظر بگیرید: یکی کارگران را ملزم به استفاده از یک تقویتکننده شناختی، مانند مودافینیل (modafinil)، برای حفظ هوشیاری میکند11؛ دیگری افراد را ملزم به شرکت در یک برنامه بهینهسازی خواب مبتنی بر دستگاه پوشیدنی میکند. دومی ممکن است توجیهپذیرتر به نظر برسد، حتی اگر شامل نظارت مزاحم باشد.
برای شرکتها آسان است که به تحقیقاتی اشاره کنند که از چنین برنامهای حمایت میکند. به عنوان مثال، یک آزمایش میدانی چهار هفتهای نشان داد که کارمندانی که در طول خواب یک هدبند (headband) که صداهای دقیقاً زمانبندیشده پخش میکرد، میپوشیدند، روز بعد تعامل کاری و عملکرد بهتری در وظایف گزارش کردند12. (اینکه آیا این مزایا به زندگی کارمندان فراتر از محل کار نیز گسترش یافته است، ارزیابی نشده است.)
کارفرمایان در صنایع حیاتی برای ایمنی مانند پزشکی، هوانوردی و ساختوساز ممکن است بهبود یا نظارت بر خواب را راهی برای جلوگیری از آسیب ناشی از خستگی ببینند. به عنوان مثال، یک گزارش در سال ۲۰۱۸ در مورد دو پروژه آزمایشی در بریتانیا در ساخت راهآهن، تجهیز کل نیروی کار به دستگاههای ردیابی را توصیه کرد13. در این آزمایشها، این دستگاهها به سرپرستان امکان میداد قبل از شیفت به نمرات هوشیاری پیشبینیشده نگاه کنند و تحلیلهای ناشناس با مدیریت به اشتراک گذاشته شد.
عادیسازی جمعآوری معمول دادههای خواب میتواند برای شرکتها آسانتر کند که در اشکال دیگر نظارت بدنی، شامل استرس، تناسب اندام یا سایر حوزههای مرتبط با سلامت، شرکت کنند14. هیچیک از این نگرانیها استدلالی علیه خود بهبود خواب نیست. اما محققان و سیاستگذاران باید به مسائل گستردهتر فراتر از معیارهای خواب و اهداف مرتبط با کار نگاه کنند تا بپرسند یک مداخله چگونه بر رفاه کلی فرد خواب تأثیر میگذارد15 و آیا به حقوق او احترام میگذارد. نیاز به بررسی دقیق به ویژه در زمینههای حیاتی برای ایمنی زیاد است، جایی که استراحت تقویتشده فناورانه ممکن است به عنوان یک مسئولیت حرفهای در قبال دیگران تلقی شود11.
اولویتهای حکمرانی مسئولانه
با تکیه بر پیشینههای خود در اخلاقپزشکی، علوم رفتاری، حکمرانی سلامت دیجیتال و حقوق، ما سه اولویت را برای کسانی که فناوریهای بهبود خواب را توسعه میدهند، مطالعه میکنند یا بر آنها حکمرانی میکنند، ترسیم میکنیم. این اولویتها از گفتگوهای بینرشتهای با محققان برجسته خواب در کنفرانس ژنو برای پیشبینی علم و دیپلماسی (Geneva Science and Diplomacy Anticipator) در مورد تقویت خواب برای طول عمر سالم، که در مارس ۲۰۲۵ در سنگاپور برگزار شد، به دست آمد.
بپرسید چه چیزی در حال بهبود است — و به نفع چه کسی. ترکیب اصلاح فعال خواب و نظارت مداوم خطرات متمایزی را ایجاد میکند و به یک برنامه تحقیقاتی متناسب نیاز دارد. محققان باید مبادلات احتمالی بهبود را که در جای دیگر خواب یا بیداری رخ میدهد ارزیابی کنند؛ نقاط پایانی فیزیولوژیکی و عملکردی را با معیارهای بلندمدت سلامت و رفاه جفت کنند؛ و بپرسند چه کسی سود میبرد — فرد خواب، یک نهاد یا هر دو.
در مواردی که نور، سر و صدا، الگوهای کاری یا تفاوتهای فردی در ساعتهای بدن خواب را مختل میکند، نهادها باید مستقیماً آن شرایط را برطرف کنند تا اینکه مداخلات فناورانه را به عنوان راهحل اصلی در نظر بگیرند3,6.
قوانین و مشوقهای مربوط به خواب را موضوع بحث عمومی قرار دهید. سیاستگذاران، اخلاقدانان، صنعت، ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی و عموم مردم باید زودهنگام و شفاف در تعریف اینکه چه زمانی، اگر هرگز، بهبود خواب ممکن است از نظر اخلاقی تشویق، ترغیب یا الزامی شود، مشارکت کنند.
شورای اخلاق زیستی نافیلد (Nuffield Council on Bioethics) در لندن مداخلات بهداشت عمومی را بر روی یک «نردبان» قرار میدهد که از ارائه اطلاعات و امکان انتخاب، تا مشوقها و محدودیتها، تا حذف کامل انتخاب متغیر است. هر چه پله بالاتر باشد، مداخله مزاحمتر و توجیه مورد نیاز قویتر است. نردبان به روشنکردن درجات فشار نهادی کمک میکند، اما پرسشهایی در مورد نظارت، استفاده از داده و حریم خصوصی نیاز به تحلیل اختصاصی دارد.
یک مسئله، تعارض بالقوه بین خواب به عنوان یک حق شخصی اساسی16 و ترویج خواب به عنوان یک وظیفه اجتماعی است. اگر از مردم انتظار میرود که به اندازه کافی استراحت کرده سر کار حاضر شوند، فناوریهای بهبود خواب میتوانند مسئله نظارتی را از اینکه چه مقدار زمان از کار تضمین شده است به اینکه آیا فرد به اندازه کافی استراحت کرده است تغییر دهند. قوانین موجود حاکم بر هوانوردی، حملونقل و آموزش پزشکی حداقل دورههای آزاد از کار یا وظیفه را تعیین میکنند، اما معمولاً به اثبات اینکه فرد خوابیده است نیاز ندارند.
سازمانهای مسئول آن قوانین باید روشن کنند که دسترسی به بهبود مؤثر خواب به خودی خود کاهش آن دورهها را توجیه نمیکند. زمان دور از کار از زندگی خانوادگی، اوقات فراغت و آزادی از کنترل کارفرما محافظت میکند و همچنین فرصتی برای بهبود فیزیولوژیکی فراهم میکند.
دسترسی عادلانه را تضمین کنید و در عین حال از حریم خصوصی و آزادی امتناع محافظت کنید. سیاستهای حاکم بر بهبود خواب باید توسط اصول عدالت و حقوق بشر هدایت شوند تا دسترسی عادلانه به مزایای دانش علمی تضمین شود. اگر ابزارهای مؤثر بهبود خواب در دسترس قرار گیرند، مزایای آنها نباید فقط به کسانی برسد که منابع بیشتری دارند؛ در غیر این صورت، نابرابریها ممکن است تقویت شوند.
اما بهبود خواب نیز با خطراتی همراه است. و بارها نباید به طور نامتناسبی بر افرادی که کمترین قدرت چانهزنی را دارند تحمیل شود. نظارت نهادی به احتمال زیاد در زمینههایی اعمال میشود که امتناع هزینههای واقعی دارد، مانند از دست دادن شیفتهای کاری، پیشرفت حرفهای، فرصتهای آموزشی و پوشش بیمه.
درمان آپنه خواب یک سابقه محدود ارائه میدهد. مدیکر (Medicare)، برنامه بیمه عمومی ایالات متحده برای افراد مسن و برخی افراد دارای معلولیت، دستگاه تنفسی استاندارد را تنها در صورتی پوشش میدهد که سوابق الکترونیکی نشان دهد فرد حداقل چهار ساعت در شب در ۷۰٪ از شبها در یک دوره ۳۰ روزه از آن استفاده کرده است. اگرچه این یک درمان است نه بهبود خواب، نشان میدهد که چگونه نظارت میتواند شرط حفظ دسترسی به یک مزیت مهم شود.
اقدامات حفاظتی باید با هدف جدا کردن دسترسی به فناوریهای خواب از شیوههای داده اجباری باشد. یک اصل اصلی حکمرانی باید این باشد که افراد کنترل دادههای تولید شده در طول خواب خود را داشته باشند، نه اینکه آن دادهها به طور خودکار به کارفرمایان، بیمهگران یا اشخاص ثالث دیگر ارسال شوند.
مقررات باید از هر کسی که دادههای خواب را جمعآوری یا نگهداری میکند بخواهد که فقط آنچه مورد نیاز است را جمعآوری کند، کاربردهای مورد نظر را مشخص کند و از استفادههای اساساً متفاوت بدون مجوز معتبر و اقدامات حفاظتی مناسب جلوگیری کند. در مواردی که ابزارهای بهبود خواب به صورت نهادی ارائه میشوند، مشارکت باید اختیاری باقی بماند و شامل گزینههای جایگزین باشد و در صورت امتناع افراد، هیچ پیامد نامطلوبی وجود نداشته باشد.
مزایای خواب بهتر میتواند گسترده باشد و از سلامت فردی و عمومی، ایمنی در محیط کار و شکوفایی انسان حمایت کند. معیارهای خواب محدود یا افزایش بهرهوری نباید از آن تصویر بزرگتر بکاهد. اگر بد مدیریت شود، بهبود خواب میتواند یک ضرورت انسانی را به یک الزام نهادی یا یک گزینه داوطلبانه را به یک انتظار اجتماعی تبدیل کند. لحظه انتخاب بین این مسیرها اکنون است، در حالی که تحقیق و آزمایش در مراحل اولیه است.