.
تهران — مقامات ایرانی اصرار دارند که حمله اقتصادی جدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شکست خواهد خورد. اما یکی از ارشدترین مقامات امنیتی کشور هشدار داده است که این فشار ممکن است نارضایتیهای داخلی را به حدی عمیق کند که ایرانیان دوباره به خیابانها بیایند.
.
سردار سرتیپ احمدرضا رادان، فرمانده پلیس تندرو، روز دوشنبه گفت که دشمنان ایران به دنبال ایجاد ناآرامی با سوءاستفاده از فهرستی غیرمعمول طولانی از عوامل تحریککننده بالقوه هستند: معیشت، بنزین، اقتصاد و بیکاری.
.
این هشدار، که توسط خبرگزاری تسنیم گزارش شد، در حالی منتشر شد که واشنگتن رسماً عملیات «طردشدگان اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را آغاز کرد؛ یک کارزار گسترده برای انزوای بیشتر ایران و گسترش دامنه فعالیتهایی که میتواند شرکتها و کشورهای خارجی را در معرض تحریمهای ثانویه آمریکا قرار دهد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، این سیاست را یک کارزار «بیسابقه» تمامدولتی علیه جمهوری اسلامی و حامیان آن توصیف کرده است.
.
برای تهران، چالش فوری این است که آیا دور دیگری از جنگ اقتصادی آمریکا میتواند در جایی که دههها تحریم و «فشار حداکثری» موفق نشدند، موفق شود: نه لزوماً با فروپاشی جمهوری اسلامی، بلکه با دشوارتر کردن مدیریت هزینههای داخلی رویارویی.
.
اظهارات رادان نشان میدهد که دولت از قبل از این خطر دوم آگاه است و خود را برای آن آماده میکند.
.
ایران در دو دهه گذشته چندین دور اعتراضات را تجربه کرده است، اما بدون فروپاشی نظام سیاسیاش. سختی اقتصادی به تنهایی به طور خودکار منجر به یک قیام سراسری نمیشود و تحریمها نیز میتوانند به جای شورش سیاسی، مقاومت ملیگرایانه ایجاد کنند، در حالی که مقامات تجربه قابل توجهی در مهار ناآرامیها کسب کردهاند.
.
اما فشار اقتصادی موجود بر جامعهای که از قبل به دلیل سرکوب مرگبار اخیر و ماهها جنگ آسیبدیده است، انباشته میشود.
.
رادان گفت که «جنگ سوم» به پایان نرسیده است و خواستار اقدامات «پیشگیرانه و بازدارنده» شد و بر نظارت دقیقتر بر رسانههای اجتماعی و آنچه او «لایههای پنهان و تاریک» جامعه توصیف کرد، تأکید کرد، در حالی که از واحدهای واکنش سریع پلیس خواست تا با نیروی شبهنظامی بدنام بسیج هماهنگ شوند.
.
در اظهارات خود، این فرمانده وضعیت اقتصادی کشور را به عنوان منبع بالقوه قابل سوءاستفادهای برای بیثباتی معرفی کرد. و زمانبندی نیز به همان اندازه حساس است. با معرفی رسمی تحریمهای جدید، واحد پول ملی ایران این هفته به پایینترین حد خود رسید، به طوری که هر دلار آمریکا در بازار آزاد بیش از دو میلیون ریال معامله شد، در حالی که شهروندان از افزایش قیمتها و کمبود برخی کالاهای اساسی، از جمله دارو و بنزین، گزارش دادهاند. در همین حال، آخرین چشمانداز صندوق بینالمللی پول، انقباض ۵.۴ درصدی در اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ و تورم متوسط قیمت مصرفکننده ۶۸.۹ درصدی را پیشبینی میکند.
.
این فشارها با پیامدهای درگیری اخیر، اختلال در تجارت و کشتیرانی و کاهش درآمدهای نفتی تشدید میشوند. کارزار جدید ترامپ از صفر شروع نمیشود. در عوض، به دنبال تشدید یک ساختار تحریمی گسترده و افزایش خطرات برای شرکای اقتصادی خارجی ایران در زمینههایی از جمله فناوری، داراییهای دیجیتال، طلا، هوانوردی و کشتیرانی است.
ترومای بنزین
هیچ چیز اضطراب تهران را در مورد پیامدهای اجتماعی اصلاحات اقتصادی واضحتر از بنزین نشان نمیدهد.
.
مقامات ارشد اکنون آشکارا در مورد کاهش بیشتر سهمیههای سوخت یارانهای بحث میکنند. محسن حاجیمیرزایی، رئیس دفتر رئیسجمهور مسعود پزشکیان، گفت که سهمیهها «قطعاً» تا حدی کاهش خواهند یافت زیرا خسارات جنگی بر تولید تأثیر گذاشته است، اگرچه قیمتهای یارانهای موجود بدون تغییر باقی خواهند ماند. مصرف بیش از سهمیه کاهشیافته ممکن است با قیمت بالاتری مواجه شود، اما مقامات میگویند نرخ هنوز مشخص نشده است.
.
بحران سوخت ایران، که ریشه در دههها سوءمدیریت و فساد نیز دارد، اخیراً به دلیل محاصره دریایی آمریکا عمیقتر شده است. ویدئوهایی که روز سهشنبه در رسانههای اجتماعی منتشر شد، صفهای طولانی در پمپ بنزینهای تهران، دومین شهر بزرگ، مشهد و شهر جنوبی کرمان را نشان میداد که نازلها به دلیل کمبود عرضه از کار افتاده بودند.
.
نگرانی دولت در مورد بنزین ریشه در ناآرامیهای سال ۲۰۱۹ دارد، زمانی که افزایش ناگهانی و یکشبه قیمت، اعتراضاتی را برانگیخت که به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت و به چالشی گستردهتر برای نظام سیاسی تبدیل شد. عفو بینالملل ۳۲۱ کشته را در سرکوبهای متعاقب آن مستند کرده است، در حالی که تخمینهای دیگر بالاتر رفتهاند. این سازمان گفت که بسیاری از قربانیان با شلیک گلوله به سر یا تنه کشته شدهاند، زیرا مقامات برای جلوگیری از جریان اطلاعات به دنیای خارج، تقریباً یک قطعی کامل اینترنت را اعمال کردند.
.
این درس برای رهبری امروز از دست نرفته است: یک تصمیم اقتصادی به ظاهر تکنوکراتیک میتواند زمانی که با خشم انباشته شده برخورد میکند، به یک چاشنی سیاسی تبدیل شود.
.
بنابراین، دولت باید مصرف پرهزینه را کاهش دهد و کمبود فزاینده بنزین را برطرف کند، اما اصلاحاتی که برای کاهش فشار مالی طراحی شدهاند، خود میتوانند بهای سیاسی داشته باشند.
جامعهای که با خونریزی و جنگ تغییر کرده است
با این حال، اعتراضات سال ۲۰۱۹ ممکن است نزدیکترین مقایسه نباشد. چشمانداز ناآرامیهای جدید اکنون پس از تظاهرات سراسری بسیار آسیبزا که در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و با سرکوب دولتی فوقالعاده مرگبار همراه بود، پدیدار میشود. مقامات ایرانی ۳۱۱۷ کشته را تأیید کردهاند، در حالی که خبرگزاری فعالان حقوق بشر (HRANA) مستقر در آمریکا، تلفاتی بیش از ۷۰۰۰ نفر را گزارش کرده است. تخمینهای دیگر نیز بالای ۴۰۰۰۰ نفر بوده است.
.
ارقام دقیق همچنان مورد اختلاف است. اما آنچه کمتر مورد اختلاف است، این است که خشونت جامعهای را که با غم، خشم و اضطراب زخم خورده است، به جا گذاشته است.
.
این امر محاسبات را برای هر دو طرف تغییر میدهد. برای ایرانیان عادی، موج دیگری از اعتراضات بر لوح سفیدی که قبل از بحرانهای اقتصادی قبلی وجود داشت، آغاز نخواهد شد. بسیاری خاطرات تازهای از کشتار جمعی و هزینههای رویارویی آشکار با دولت دارند. این ممکن است از بسیج جلوگیری کند.
.
با این حال، سرکوب میتواند مخزن عمیقتری از نارضایتی را نیز به جا بگذارد، به ویژه زمانی که خانوادههای قربانیان، جوامع آسیبدیده و نسلهای جوان چشمانداز کمی برای پاسخگویی یا جبران سیاسی میبینند. یک شوک اقتصادی جدید میتواند با نارضایتیهایی که دیگر صرفاً اقتصادی نیستند، تعامل داشته باشد.
.
در همین حال، نظام حاکم نسبت به دورههای قبلی ناآرامیها سرسختتر و امنیتیتر شده است. تأکید رئیس پلیس بر پیشگیری، نظارت بر رسانههای اجتماعی و هماهنگی بین پلیس و بسیج نشان میدهد که مقامات در تلاشند تا بسیج را در نطفه خفه کنند.
.
جنگ اخیر این رویکرد را تقویت کرده است. مقامات به طور فزایندهای امنیت داخلی را جداییناپذیر از رویارویی گستردهتر با ایالات متحده و اسرائیل میدانند. سختی اقتصادی در نتیجه میتواند نه تنها به عنوان یک چالش حکومتی، بلکه به عنوان جبههای در آنچه تهران یک درگیری مداوم میبیند، تفسیر شود.
قمار نامطمئن واشنگتن
کارزار اقتصادی ترامپ بر این فرض استوار است که ایران اکنون آسیبپذیرتر از دورههای قبلی تحریمها است.
.
این محاسبه منطقی دارد. کشور وارد مرحله جدیدی میشود که پس از درگیری نظامی، تجارت مختل شده و فشار فزاینده بر واحد پول و قدرت خرید خانوارها، آسیبدیده است، در حالی که تورم شدید هر شوک خارجی دیگری را فوراً به زندگی روزمره مرتبط میکند.
.
با این حال، هیچ یک از این پیامدها ممکن است نتیجه سیاسی مورد نظر واشنگتن را تضمین نکند.
.
تحریمها بارها به اقتصاد ایران آسیب رساندهاند، بدون اینکه جمهوری اسلامی را مجبور به تسلیم پایدار یا تغییر اساسی رفتار استراتژیک خود کنند. مقامات ایرانی از قبل عملیات «طردشدگان اقتصادی» را به عنوان شاهدی بر شکست فشار نظامی آمریکا و آخرین تلاش واشنگتن برای دستیابی به اهداف خود، به تصویر میکشند.
.
این روایت از نظر سیاسی مفید است، اما معضلی را نیز برای تهران در بر دارد. هرچه بیشتر کارزار جدید را به عنوان لفاظیهای پوچ رد کند، توضیح اینکه چرا دولت همزمان برای کمبود بنزین، آشفتگی ارزی و ناآرامیهای احتمالی آماده میشود، دشوارتر میشود.
.
برای واشنگتن، معضل متضاد به همان اندازه جدی است. اگر این کارزار عمدتاً ایرانیان عادی را فقیر کند در حالی که نظام سیاسی خود را تطبیق میدهد، میتواند استدلال رهبری ایران را تقویت کند که ایالات متحده به جای دولت، علیه مردم جنگ به راه انداخته است.
.
آزمون پیش رو، پس، صرفاً این نیست که آیا ایران میتواند از یک کارزار تحریمی دیگر جان سالم به در ببرد. بلکه این است که آیا اثرات ترکیبی جنگ، تورم، سقوط ارز و اقدامات ریاضتی بالقوه، سطحی از فشار اجتماعی را ایجاد میکند که دولت دیگر نمیتواند آن را از طریق ترکیبی از یارانهها، سرکوب و بسیج ملیگرایانه مدیریت کند.
.
هشدار فرمانده پلیس نشان میدهد که تهران منتظر کشف این موضوع نیست. پس از خونریزی ژانویه، حتی یک عامل تحریککننده آشنا مانند بنزین میتواند نارضایتیها را در جامعهای که دستخوش تغییرات چشمگیری شده است، شعلهور کند.
.
ترامپ ممکن است معتقد باشد که فشار اقتصادی بیسابقه میتواند تهران را به سمت توافقی که او میخواهد، سوق دهد. اما اگر این فشار بحران دیگری در ایران ایجاد کند، بعید است که نتیجه به همان اندازه که واشنگتن یا تهران ترجیح میدهند، قابل کنترل باشد.