بهروزرسانی شده در ساعت ۱۳:۴۰ به وقت شرقی در ۲۶ اوت ۲۰۲۶.
برای ماهها، رئیسجمهور ترامپ نتوانسته است به درگیری با ایران پایان دهد. کارزار گسترده بمباران اثربخشی خود را از دست داد و ذخایر مهمات ایالات متحده کاهش یافت. دیپلماسی به کندی پیش رفت، زیرا رهبران تهران از عمد روند را طولانی کرده و کنترل خود را بر تنگه هرمز سختتر کردند. حتی آتشبس نیمبند کنونی – با وجود ناآرامیهای عمیق – نیز نتوانسته است به طور معنیداری هزینه انرژی را در سراسر جهان کاهش دهد.
با گزینههای اندک باقیمانده، دولت ترامپ به یک کارزار احتمالی طولانیمدت فشار اقتصادی روی آورده است و متعهد شده است که ایران را تحت فشار قرار دهد تا رهبرانش چارهای جز بازگشت جدی به مذاکرات نداشته باشند. اما این رویکرد ممکن است بیاثر باشد اگر ایالات متحده کشورهایی را که هنوز با ایران تجارت میکنند و اقتصاد آن را سرپا نگه میدارند، مجازات نکند – و ترامپ در طول تاریخ تمایل کمی به مقابله با کشورهایی مانند چین و روسیه، یا حتی کره شمالی، که با تهران ائتلاف استراتژیک دارد، نشان داده است.
در هر صورت، رویکرد جدید به کاخ سفید اجازه میدهد تا بگوید که «کاری» انجام میدهد و سپس – که مهم است – دیگر درباره جنگ صحبت نکند. مشاوران و متحدان ترامپ به ما میگویند که بخشی از این طرح، تلاش برای به حاشیه راندن ایران است، با این امید که قیمت بنزین حتی کمی کاهش یابد و جمهوریخواهان بتوانند تمرکز کشور را پیش از انتخابات میاندورهای به موضوعات سیاسی قابل قبولتری معطوف کنند.
این امر واقعیت میدانی در خاورمیانه را تغییر نخواهد داد: ائتلافها تحت فشار قرار گرفتهاند، ارتش ایالات متحده بیش از حد تحت فشار بوده است، و ایران اکنون قدرت بسیار بیشتری در منطقه نسبت به ابتدای جنگ، حدود شش ماه پیش، دارد. اما این میتواند به ترامپ، استاد حواسپرتی، اجازه دهد تا به اولویتهای دیگر بپردازد – جنگ تجاری با کانادا! ادعاهای تقلب در انتخابات! مهارت او در میلههای پرچم! – تا حداقل یکی از دو مجلس کنگره را برای حزب خود در پاییز امسال نجات دهد.
یکی از مشاوران ترامپ به ما گفت: «ما فقط تلاش میکنیم تا انتخابات میاندورهای دوام بیاوریم.»
در حال حاضر، استراتژیستهای هر دو حزب معتقدند که دموکراتها شانس بیشتری برای تصاحب مجلس نمایندگان دارند. و با وجود نقشه سنای مطلوب جمهوریخواهان، مجلس علیا رقابتی نزدیک تلقی میشود. روندها از قبل علیه جمهوریخواهان کار میکردند: به طور سنتی، حزبی که در قدرت نیست، در انتخابات میاندورهای عملکرد خوبی دارد، و در طول دهه گذشته، به نظر میرسد حامیان ترامپ تمایل کمتری به رأی دادن دارند وقتی نام او در برگه رأی نیست. رئیسجمهور کمک چندانی نکرده است و نظرسنجیهای او حتی در مورد اقتصاد و مهاجرت، نقاط قوت معمول او، کاهش یافته است. جمهوریخواهان، از ترس خصومت، عمدتاً تصمیم گرفتهاند که در تابستان امسال از برگزاری جلسات عمومی (town halls) صرف نظر کنند، که معمولاً راهی مؤثر برای ارتباط با رأیدهندگان است. تعداد کمی از کسانی که در حوزههای انتخابیه خود گردهمایی برگزار کردهاند، با خشم و سؤالات دشواری درباره ایران مواجه شدهاند، از جمله اینکه چرا ایالات متحده اصلاً جنگ را آغاز کرد.
جمهوریخواهان از کاخ سفید خواستهاند تا به درگیری پایان دهد و تأثیر منفی آن را بر اقتصاد کشور – و شانس انتخاب مجدد آنها – کاهش دهد. اما راهحلی دستنیافتنی بوده است. اهداف ترامپ برای این درگیری هرگز به خوبی بیان نشده و بارها تغییر کرده است. وعدههای بلندپروازانه درباره تغییر رژیم یا جلوگیری از دستیابی ایران به برنامه هستهای از بین رفتهاند. در عوض، یک مشاور خارجی و یک مقام ارشد دولتی به شرط ناشناس ماندن برای بحث در مورد مذاکرات داخلی به ما گفتند که رئیسجمهور به طور خصوصی به متحدان سیاسی خود گفته است که پس از بازگشایی تنگه هرمز، تمایل دارد به سادگی پیروزی را اعلام کرده و به جلو حرکت کند. اما حتی این نیز مشکلساز بوده است: ایران به تهدید کشتیهای عبوری از تنگه ادامه داده و بر دریافت هزینه یا عوارض اصرار ورزیده است. کشورهای دیگر منطقه این را غیرقابل قبول اعلام کردهاند – تنگه، قبل از جنگ، باز و آزاد بود – اگرچه ترامپ در مورد اینکه آیا میتواند با آن کنار بیاید یا خیر، مردد بوده است. رئیسجمهور دیروز گفت که آخرین مینهای ایران از کانال پاک شدهاند، اما یک مقام از کشوری در منطقه به ما تأکید کرد که حتی اگر این درست باشد، ایران همچنان میتواند کشتیها را با قایقهای کوچک، موشکاندازهای دستی و پهپادها تهدید کند.
جمهوریخواهان به کاخ سفید تأیید خود را برای کارزار فشار اقتصادی جدید که اوایل این هفته توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، اعلام شد، اعلام کردهاند. بخش سیاسی کاخ سفید امیدوار است که این طرح یک خفقان آرام ایجاد کند – بسنت آن را «خفگی اقتصادی» نامید – که میتواند پیشرفت ثابتی در حل و فصل درگیری داشته باشد و در عین حال مزیت اضافی دور نگه داشتن آن از تیتر اخبار را نیز به همراه داشته باشد. (تهدیدات جنگطلبانه ترامپ علیه ایران همواره چرخه اخبار را به خود اختصاص داده و به جمهوریخواهان آسیب رسانده است.) برخی در دولت معتقدند که شکافهای نوظهور در رهبری تهران میتواند منجر به مذاکرات شود. و اگر تحریمهای جدید ایران را قبل از نوامبر پای میز مذاکره بیاورد، شاید یک تلاش مجدد دیپلماتیک بتواند بازارها را تقویت کند – و یک تقویت لحظه آخری برای جمهوریخواهان فراهم آورد.
ترامپ مدتی است که از جنگ خسته شده است. دستیاران او را تحت فشار قرار دادهاند تا برای کمک به نامزدهای جمهوریخواه بر اقتصاد تمرکز کند، اما او همچنان چالشهای مربوط به توانایی پرداخت هزینهها در کشور را کماهمیت جلوه داده است، که باعث ناراحتی دستیارانش شده است. و در حالی که ترامپ همچنان از عدم تمایل ایران به تسلیم شدن خشمگین است، دستیاران او را متقاعد کردهاند که به طرح جدید فرصت دهد. از برخی جهات، این یک ایده جدید نیست: ترامپ از دوره اول ریاست جمهوری خود به یک کارزار «فشار حداکثری» اقتصادی برای وادار کردن ایران به کنار گذاشتن برنامه هستهای خود متکی بوده است. اما جامعه اطلاعاتی در این باور خود که ایران به سرعت تحت فشار مالی تسلیم خواهد شد، اشتباه کرده بود. به نظر میرسد رژیم مایل است سختیهای قابل توجهی را تحمل کند، و مبارزات شهروندان خود را، برای حفظ قدرت خود. و رویکرد جدید خطرات سیاسی خاص خود را دارد. اگر ایران دوباره مقاوم باشد، کارزار فشار ممکن است فراتر از انتخابات میاندورهای کشیده شود و قیمتها در این مدت بالا بمانند.
اولیویا ویلز، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای به ما گفت که ایالات متحده پیش از این «تواناییهای نظامی ایران را نابود کرده» و اکنون با قطع شریانهای مالی باقیمانده آن، «اقتصاد فاجعهبار آن را خفه میکند». ویلز نوشت: «آنها تنها، ورشکسته و منزوی خواهند ماند. رئیسجمهور به وضوح اعلام کرده است: او همیشه منافع آمریکا را پیش خواهد برد و هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد.»
ارتش ایالات متحده برای هفتهها به ایران حمله نکرده است. آرامش نسبی این ماه به دنبال الگوی طولانیمدت استفاده از زور برای گرفتن امتیاز از ایران و شکست در آن است. پس از یک کارزار ۱۳ روزه حمله در ماه ژوئیه، ارتش ایالات متحده به طور خصوصی ارزیابی کرد که ادامه این کارزار منجر به کاهش بازدهی خواهد شد – و کمبود فوقالعاده مهمات کشور را بدتر خواهد کرد.
اوایل این ماه، استیو فاینبرگ، نفر دوم پنتاگون، یادداشتی ارسال کرد و خواستار گسترش سریع تولید توسط صنعت دفاعی شد. در طول جنگ، ایالات متحده بسیاری از موشکهای توماهوک، پهپادها و مهمات دفاع هوایی خود را استفاده کرده است. ارزیابی ۲۷ ژوئیه توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی نتیجه گرفت که جنگ به طور قابل توجهی ذخایر دفاع هوایی ایالات متحده – به ویژه رهگیرهای پاتریوت و تاد (THAAD) – را کاهش داده است و پر کردن مجدد این مهمات به سطوح قبل از جنگ سالها طول خواهد کشید. هفته گذشته، ریتون (Raytheon) اعلام کرد که قراردادی به ارزش ۲۲.۹ میلیارد دلار برای «تسریع چشمگیر تولید موشکهای کروز توماهوک» به آن اعطا شده است. با این حال، دولت اصرار دارد که ذخایر آن قوی است.
هزینههای دیگری نیز برای ارتش آمریکا وجود داشته است: هجده نفر از نیروهای خدماتی کشته شدهاند و پایگاهها در منطقه آسیب دیدهاند. ۵۰۰۰ ملوان و تفنگدار دریایی ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن بیش از ۲۷۰ روز متوالی را بدون توقف در بندر در دریا گذراندند؛ استقرار طولانیمدت این ناو با گزارشهایی از کمبود غذا و تدارکات، مشکلات لولهکشی و کاهش روحیه همراه بود. تنها در روزهای اخیر این ناو منطقه را ترک کرده و به سمت آسیا حرکت کرده است، اگرچه ایالات متحده دو گروه ضربت ناو هواپیمابر – یواساس جورج واشنگتن و یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش – را در نزدیکی نگه داشته است.
ایران نیز تا حد زیادی حملات خود را به پایگاههای ایالات متحده در سراسر منطقه متوقف کرده است. هفته گذشته، امارات متحده عربی اعلام کرد که ایران دو موشک بالستیک پرتاب کرده است که در خلیج فارس، یکی در آبهای سرزمینی امارات، فرود آمدند – آخرین مورد شناخته شده از تجاوز ایران (اگرچه تهران دست داشتن در آن را انکار کرد). روز دوشنبه، یک نفتکش توسط یک پرتابه ناشناس در مسیر کشتیرانی عمان از طریق تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت که به موتورخانه آن آسیب رساند و کشتی را از کار انداخت. خدمه آسیبی ندیدند و هنوز هیچ کس مسئولیت آن را بر عهده نگرفته است.
ترامپ هرگز فردی با انضباط زیاد نبوده و ممکن است صبر خود را در این بازی انتظار از دست بدهد. اما ایران نیز در تعیین آنچه بین اکنون و نوامبر اتفاق میافتد، نقش دارد. تحریمهای تنبیهی بیشتر آمریکا احتمالاً واکنش ایران را برانگیخته خواهد کرد، به ویژه به این دلیل که رهبران آن میخواهند ایالات متحده هزینههای جنگ را احساس کند. ایران نیز انتخابات میاندورهای را به دقت زیر نظر دارد؛ برخی از مقامات نگرانند که ترامپ در هفتههای پس از رأیگیری تهاجمیتر شود. این میتواند ایران را وادار کند که ابتدا تنش را افزایش دهد – و یک بار دیگر جنگ را به ذهن رأیدهندگان بازگرداند.