اشتراک
خاورمیانه سیاست درگیری

جنگ ایران به مرحله پایانی رسیده است: بنبستی پرهزینه

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ ایران پس از گذشت شش ماه از درگیری‌های نظامی، اکنون به مرحله‌ای از بن‌بست پرهزینه رسیده است. با وجود حملات پیشین و فشارهای سنگین اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و محاصره دریایی آمریکا، دولت ایران همچنان قدرت را در دست دارد و بر این باور است که زمان به نفع اوست. واشنگتن با هدف قرار دادن شریان‌های مالی و صادرات نفت، در تلاش است تا با ایجاد فشار حداکثری، تهران را به تغییر رفتار وادار کند، اما کارشناسان معتقدند که دولت ترامپ با ناامیدی به دنبال راهی برای خروج از این وضعیت است و استراتژی تحریم‌ها به تنهایی برای دستیابی به تغییرات سیاسی در ایران کافی به نظر نمی‌رسد. از سوی دیگر، تهران که دهه‌ها تجربه مقابله با تحریم‌ها را دارد، بر این باور است که این فشارها نهایتاً بی‌نتیجه خواهد بود. مقامات ایرانی معتقدند که همکاری با کشورهایی نظیر چین و هند تداوم خواهد داشت و راهبرد آمریکا در تکرار سناریوهای گذشته شکست خواهد خورد. با این حال، بحران شدید اقتصادی و تورم افسارگسیخته، خطر ناآرامی‌های داخلی را افزایش داده و دولت را به سمت رویکردهای امنیتی سوق داده است. در این میان، کشورهای حوزه خلیج فارس در وضعیت دشواری قرار دارند؛ آن‌ها از یک سو نگران تداوم بن‌بست و ناامنی در تنگه هرمز هستند و از سوی دیگر، نسبت به کارآمدی تحریم‌ها در تغییر رفتار ایران تردید دارند. این وضعیت منجر به ایجاد بن‌بستی خطرناک شده که در آن هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی نیستند و دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک همچنان دور از دسترس به نظر می‌رسد.

بیروت، ۲۷ اوت (رویترز) - جنگ ایران به مرحله پایانی خود رسیده است: بن‌بستی پرهزینه.

شش ماه پس از حمله نیروهای آمریکایی و اسرائیلی به ایران، که منجر به کشته شدن رهبر معظم و زخمی شدن پسر و جانشین او شد، دولت ایران تحت محاصره اقتصادی قرار دارد، اما همچنان قدرت را در دست دارد و بر این باور است که زمان به نفع اوست.

تهدید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای اعمال تحریم‌های جدید و فلج‌کننده علیه ایران با یک مشکل اساسی مواجه است: تهران شرط بسته است که او گام نهایی برای شکستن بن‌بست را برنخواهد داشت - اجرای تهاجمی تحریم‌های ثانویه علیه کشورهایی که اقتصاد ایران را سرپا نگه داشته‌اند، در درجه اول چین و هند.

آخرین اقدامات واشنگتن که روز دوشنبه اعلام شد، مرحله جدیدی از درگیری را رقم می‌زند که از ۲۸ فوریه آغاز شد و میدان نبرد را از موشک‌ها و حملات هوایی به درآمدهای نفتی، بانک‌ها و شرکای تجاری ایران تغییر می‌دهد.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفته است که ایالات متحده شریان‌های مالی را که اقتصاد ایران را حفظ می‌کند، قطع خواهد کرد، در حالی که محاصره دریایی به رهبری آمریکا صادرات نفت و دسترسی ایران به ارز سخت را محدود می‌کند.

آرون دیوید میلر، دیپلمات سابق آمریکایی و عضو ارشد بنیاد کارنگی، گفت: «دولت (ترامپ) به نوعی با ناامیدی در حال جستجو برای یافتن راهی برای خروج از این وضعیت است.»

بسنت هنگام اعلام تحریم‌ها به پیاده‌سازی نیروهای متفقین در نرماندی در سال ۱۹۴۴ در جنگ جهانی دوم اشاره کرد، اما میلر گفت: «به نظر من، این روز D نیست. روز ناامیدی است. فکر نمی‌کنم دولت به یافتن راهی برای خروج از این وضعیت نزدیک‌تر شده باشد.»

محاصره و تحریم‌ها

مایکل نایتز، رئیس تحقیقات در هورایزن انگاژ، یک مشاوره استراتژیک مستقر در نیویورک، گفت که محاصره ممکن است از خود تحریم‌ها مهم‌تر باشد، زیرا چالش فوری ایران دیگر چگونگی بقا در برابر فشارهای اقتصادی نیست، بلکه چگونگی شکستن آن است.

او گفت که تهران دهه‌ها صرف سازگاری با تحریم‌ها کرده و کمپین‌های قبلی «فشار حداکثری» را بدون تغییر رفتار خود تحمل کرده است. به گفته او، افزایش فشارهای اقتصادی ممکن است انگیزه ایران را برای افزایش هزینه رویارویی برای دشمنانش با تحت فشار قرار دادن کشورهای خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، برای سوق دادن واشنگتن به سمت یک راه‌حل دیپلماتیک افزایش دهد.

نایتز گفت که ایران به طور فزاینده‌ای می‌تواند از الگوی مورد استفاده متحدان حوثی خود در دریای سرخ پیروی کند: حملات دوره‌ای، مذاکرات متناوب و یک کارزار طولانی اختلال که کمتر از جنگ تمام‌عیار است، و به طور بالقوه حمل و نقل، بنادر، زیرساخت‌های انرژی یا سایر دارایی‌های حیاتی را هدف قرار می‌دهد تا درگیری را برای کشورهای خلیج فارس به طور فزاینده‌ای پرهزینه کند.

واشنگتن این ارزیابی را رد می‌کند و می‌گوید که توازن قوا به نفع اوست.

تامی پیگوت، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در پاسخ به سوالاتی برای این مقاله گفت: «اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد است و ارتش رژیم نابود شده است. رئیس‌جمهور ترامپ همه برگ‌های برنده را در دست دارد و ما در حال قطع کردن هر شریان مالی باقی‌مانده رژیم هستیم.»

مقامات ایرانی استراتژی آمریکا را رد می‌کنند

آلن آیر، دیپلمات سابق آمریکایی که روی ایران کار کرده است، این سوال را مطرح کرد که آیا واشنگتن از حمایت بین‌المللی و ماشین بوروکراتیک لازم برای اجرایی کردن تحریم‌ها برخوردار است یا خیر.

او گفت که برخلاف کمپین چندجانبه قبل از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ بین تهران و قدرت‌های بزرگ، که برنامه هسته‌ای ایران را در ازای لغو تحریم‌ها محدود کرد، آخرین اقدامات بر تهدیدهای عمومی تکیه دارد نه دیپلماسی پایدار با متحدان و شرکای تجاری.

مقامات ایرانی استراتژی آمریکا را تکرار یک سناریوی شکست‌خورده می‌دانند. یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت که کشورهایی مانند چین همکاری با ایران را صرفاً برای خدمت به منافع آمریکا متوقف نخواهند کرد.

برخی تحلیلگران سیاسی می‌گویند که این استراتژی با یک نقص عمیق‌تر مواجه است: از کره شمالی تا روسیه و خود ایران، تحریم‌ها به ندرت دولت‌ها را مجبور به کنار گذاشتن اهدافی کرده است که آنها را برای بقای خود حیاتی می‌دانند.

مقام ارشد ایرانی گفت که تهران بر این باور است که هدف گسترده‌تر واشنگتن تقویت نارضایتی داخلی به این امید است که سختی‌های اقتصادی در نهایت بتواند به ناآرامی سیاسی تبدیل شود، اما کمپین «فشار حداکثری» در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ شکست خورد و دوباره شکست خواهد خورد.

او گفت: «اگر فشار افزایش یابد، رویکرد ایران نیز تغییر خواهد کرد» و افزود که دولت‌های عرب خلیج فارس درک می‌کنند که تحت فشار قرار دادن بیشتر تهران می‌تواند آنها را نیز در معرض خطر بیشتری قرار دهد.

تهدید ناآرامی برای رهبران ایران

برای حاکمان ایران، بزرگترین تهدید ممکن است خود درد اقتصادی نباشد. به گفته افراد مطلع و یک مقام ایرانی، ممکن است خطر سرریز شدن سختی‌های فزاینده به ناآرامی‌های گسترده باشد.

بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم سالانه در ماه ژوئیه به ۶۶ درصد رسید، در حالی که قیمت‌های مصرف‌کننده ۸۷.۹ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته بود. قیمت مواد غذایی نسبت به سال قبل ۱۲۸ درصد افزایش یافت.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، هفته گذشته شدت این فشار را تایید کرد و گفت: «مشکلات ما چندین برابر شده است، در حالی که درآمد ما نیز کاهش یافته است.»

در سال‌های اخیر، نارضایتی‌های اقتصادی بارها به اعتراضات سراسری تبدیل شده است. در ماه ژانویه، تظاهرات بر سر مشکلات اقتصادی توسط سپاه پاسداران و بسیج سرکوب شد و هزاران نفر کشته شدند.

به گفته یک مقام سابق اصلاح‌طلب، انتصاب حسین طائب، معمار کلیدی سرکوب‌های قبلی، به رهبری بسیج در این ماه یکی از واضح‌ترین نشانه‌های نگرانی رسمی از ناآرامی‌های جدید بود. بسیج، یک نیروی شبه‌نظامی وابسته به سپاه پاسداران، بارها توسط حاکمان روحانی ایران برای سرکوب اعتراضات به کار گرفته شده است.

این به یک پارادوکس در قلب استراتژی واشنگتن اشاره می‌کند: تحریم‌ها ممکن است آسیب اقتصادی ایران را عمیق‌تر کنند بدون اینکه حاکمان آن را مجبور به تغییر مسیر کنند. رهبری از نظر تاریخی به ناآرامی‌های داخلی با سرکوب و به فشارهای خارجی با تهدید به انتقام در خارج پاسخ داده است.

«بن‌بست خطرناک»

برای کشورهای خلیج فارس، محاسبه به ویژه دشوار است.

آنها فشار اقتصادی و دیپلماتیک را به یک دور جنگ دیگر ترجیح می‌دهند، اما از نتیجه‌ای می‌ترسند که به ایران امکان اعلام پیروزی را بدهد و در عین حال توانایی مختل کردن ترافیک از طریق تنگه هرمز، یک مسیر حیاتی عرضه جهانی نفت که تهران عملاً آن را مسدود کرده و قیمت جهانی نفت را بالا برده است، حفظ کند.

عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز تحقیقات خلیج فارس مستقر در عربستان، گفت که دولت‌های خلیج فارس متقاعد نشده‌اند که تحریم‌ها به تنهایی بتوانند به سرعت رفتار ایران را تغییر دهند، با توجه به انعطاف‌پذیری رهبری و توانایی آن در حفظ کنترل داخلی.

به گفته او، تغییر سیاسی قابل توجه یا فروپاشی رهبری تئوکراتیک ایران بعید است به سرعت رخ دهد.

نتیجه، بن‌بستی خطرناک است اگر مذاکرات میانجی‌گری شده به پیشرفتی منجر نشود.

واشنگتن می‌خواهد ایران از اهرم خود بر هرمز صرف‌نظر کند بدون اینکه به تهران نقشی در مدیریت آبراه بدهد، ایران می‌خواهد محاصره دریایی آمریکا بدون اینکه به نظر برسد تسلیم شده است، برداشته شود، و کشورهای خلیج فارس می‌خواهند درگیری مهار شود بدون اینکه اجازه دهند ایران به عنوان پیروز ظاهر شود.

گزارش تکمیلی از پریسا حافظی در دبی، نگارش سامیا نخول، ویرایش تیموتی هریتیج

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: reuters.com