از نگاه بسیاری از مردم ایران، کارزار تحریمی جدید آمریکا موسوم به «عملیات مطرود اقتصادی» با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی کشور، اقدامی زائد به نظر میرسد.
ایرانیان با تورم سرسامآور مواد غذایی، تعطیلی جایگاههای سوخت و سقوط بهظاهر بیپایان ارزش پول ملی بر اثر کمبود ذخایر ارزی دستبهگریباناند.
قیمت روغن خوراکی در ایران در ماه اوت نسبت به سال گذشته ۳۸۳ درصد افزایش یافت. بهای تخممرغ نیز ۲۹۴ درصد، مرغ ۱۷۷ درصد و گوشت قرمز ۱۴۸ درصد رشد داشته است.
سقوط آزاد اقتصاد، طبقه حاکم سیاسی کشور را در تلاش برای ممانعت از تبدیل شرایط اقتصادی به آشوبهای اجتماعی در وضعیت هشدار قرار داده است.
در واقع، مدتها پیش از فشار تحریمی اخیر دونالد ترامپ، اقتصاد ایران به میدان نبردی موازی بدل شده بود که فرماندهان اقتصادی کشور برای حفظ کنترل آن با دشواری روبهرو بودند.
در ۲۳ اوت، بهای دلار آمریکا در بازار آزاد ایران به حدود دو میلیون ریال (۲۰۰ هزار تومان) رسید که رکوردی تاریخی به شمار میرود.
سه روز پس از آن، مرکز آمار ایران اعلام کرد که تورم نقطهبهنقطه در ماه اوت به ۸۴.۴ درصد رسیده و نرخ میانگین سالانه نیز در حدود ۶۵ درصد ثبت شده است.
با فروپاشی قدرت خرید در ایران، خرید کالا از سوی خانوارها کاهش یافته است.
رژیمهای غذایی دگرگون شده، لباسها به جای تعویض با وصله و پینهکردن تعمیر میشوند و دارو کمیاب شده است، گرچه اقلام دارویی در بازار سیاه به چشم میخورد.
به گزارش خبرگزاری مهر، تقاضا برای گوشت قرمز در فروردین ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶) در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۵۰ درصد کاهش یافت. همچنین مصرف سیبزمینی جهش قابلتوجهی داشته که به کمبود این محصول انجامیده است.
گلشن فتحی، فعال حقوق زنان، اخیراً اظهار داشت اقلام اساسی مانند تخممرغ اکنون از توان خرید خانوادههای طبقه متوسط و کارگر خارج شده است. وی افزود: «آنها متوجه نیستند که مردم دیگر توان اداره یک زندگی عادی را هم ندارند.»
محسن زوار، مهندس بیوپزشکی، در این باره گفت: «برای بخشی از جامعه، مسئله دیگر خرید خانه یا خودرو نیست؛ مسئله حذف گوشت، افت کیفیت خوراک، به تعویق انداختن درمانهای پزشکی و بخورونمیر زندگیکردن تا آخر ماه است.»
او با ابراز سرخوردگی از ناتوانی مسئولان در حل معضلات افزود: «مردم معجزه نمیخواهند؛ آنها خواهان تصمیمگیری هستند.»
این بحران فراتر از خوراک و پوشاک گسترش یافته است. روزهای سهشنبه و چهارشنبه صفهای طولانی خودروها بخشهایی از تهران و شهر مشهد در شمال شرق ایران را فرا گرفت و رانندگان برای دریافت سوخت صف کشیدند، بهطوریکه برخی از این صفها خیابانها را بهطور کامل مسدود کرد. بسیاری از پمپبنزینها، از جمله شماری از بزرگترین جایگاهها، به حالت تعطیل درآمدند.
مقامات رسمی علت این وضعیت را خریدهای هیجانی و محدود ناشی از شایعات افزایش بهای بنزین از سوی دولت یا بمبارانهای اسرائیل دانستهاند که منجر به تخریب دو انبار از سه انبار اصلی نفت تهران شد.
در درون بدنه دولت، هفتههاست بحثهای نگرانکنندهای بر سر افزایش قیمت سوخت به منظور کاهش یارانههای سنگین در جریان است، اما طبقه حاکم از تجربیات گذشته به خوبی میداند که این اقدام میتواند با واکنش تند عمومی روبهرو شود. افزایش ناگهانی و ۵۰ درصدی قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹) اعتراضات خشونتبار یکهفتهای را به همراه داشت.
خشم عمومی با اذعان به این موضوع تشدید شده است که وجود ذینفعان صاحبنفوذ در دولت، مقابله با قاچاق سوخت را دشوار کرده است.
ثاقب اصفهانی، از معاونان رئیسجمهور ایران، اعلام کرد: «هر دو جریان سیاسی کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم فعالیتهای آنها را متوقف کنم، شیشههای دفترم را خواهند شکست.»
از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، خواسته شده است تا در خصوص این اظهارات تحقیق و تفحص به عمل آورد.
با این حال، به نظر میرسد شفافیت درباره شرایط اقتصادی ایران رو به کاهش خواهد گذاشت.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران، اخیراً گفت که از این پس آمارهای مربوط به فقر تنها با مجوز شورای عالی امنیت ملی کشور منتشر خواهد شد؛ تصمیمی که کاهش استانداردهای زندگی را به سطح اسرار محرمانه دولتی تنزل میدهد.
رهبران ایران اکنون جبهه داخلی را بخشی از نبرد با آمریکا تصویر میکنند. حجتالاسلام طائب، رئیس جدید نیروی شبهنظامی بسیج و از چهرههای نزدیک به مجتبی خامنهای، اخیراً در سخنانی تصویری از مقاومت در برابر تکانههای بازار ناشی از تحریمهای آمریکا ترسیم کرد.
او در چارچوب این نبرد اظهار داشت که کاهش مصرف بنزین تا میزان ۱۰ درصد برای کاستن از نیاز به واردات پرهزینه ضرورت دارد. سخنان وی تلویحاً پرهیز از سفرهای غیرضروری را اقدامی میهنپرستانه قلمداد میکرد.
اما همزمان با وخامت بیشتر بحران اقتصادی، این توسلهای وطنپرستانه بیش از پیش جلوهای از استیصال به خود میگیرند.
محسن رضایی، دبیرکل جدید و تندروتر شورای عالی امنیت ملی، گفت: «به جوانان توصیه میکنم همانگونه که در فضاهای عمومی گرد هم میآیند، تولید کالاهای مورد نیاز خود و جامعه را در خانههایشان آغاز کنند.»
محمد طاهری، سردبیر مجله اقتصادی «تجارت فردا»، اظهار کرد این توصیه یادآور «کورههای فولاد خانگی» مائو در جریان طرح «یک گام بزرگ به جلو» در چین است؛ سیاستی که مردم را به تولید خانگی فولاد ترغیب کرد و پیامدهای فاجعهباری به بار آورد.
امیرحسین هاشمی جاوید، کارشناس حوزه انرژی، معتقد است بحران واقعی اقتصاد ایران ناتوانی در صادرات نفت بر اثر محاصره آمریکا است. او گفت: «مسیرهای فروش نفت ایران در حال خشکیدن است.»
وی تصریح کرد: «نفتی که نتواند از چاه به دست مشتری برسد، هیچ عایدی برای اقتصاد ایران به همراه ندارد؛ بلکه تنها بشکههایی است که هر روز هزینههای فزاینده تولید، انبارداری و ریسک را به همراه دارد.»
سرانجام در نقطهای، دولت ایران باید به این جمعبندی برسد که آیا از مسیر دیپلماسی دستاوردهای بیشتری خواهد داشت یا از تداوم تقابل.
تنها شش ماه پس از آغاز نبرد، و پس از آنکه ترامپ در ماه ژانویه به معترضان وعده داده بود که کمکها در راه است، تنها متاعی که ایالات متحده اکنون به مردم ایران عرضه میکند، فقر عمیقتر است.