اشتراک
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در حاشیه نشست اوج سازمان همکاری شانگهای در بیشکک در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۲۶ دست می‌دهند.
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در حاشیه نشست اوج سازمان همکاری شانگهای در بیشکک در تاریخ ۳۱ اوت ۲۰۲۶ دست می‌دهند.
نظر اخبار جهان سیاست

اتحاد کاغذی چین نشان می‌دهد چرا آمریکا نمی‌تواند ایران را منزوی کند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

سیاست جدید دولت آمریکا با محوریت فشار حداکثری اقتصادی بر ایران، با هدف تسلیم تهران طراحی شده است، اما این راهبرد برخلاف دوران پس از ۱۱ سپتامبر، در فضای ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶ با موانع جدی روبه‌روست. در آن دوران، آمریکا به‌عنوان هژمون بی‌رقیب جهان از حمایت گسترده بین‌المللی برخوردار بود و توانست با شعار «یا با مایی یا علیه ما»، اجماعی جهانی علیه مخالفان خود ایجاد کند. با این حال، شرایط امروز کاملاً متفاوت است؛ ظهور قدرت‌هایی مانند چین و روسیه و شکل‌گیری نهادهایی نظیر سازمان همکاری شانگهای و بریکس، موازنه‌ قدرت را تغییر داده است. سازمان همکاری شانگهای، اگرچه یک اتحاد نظامی به سبک ناتو نیست، اما به بستری قدرتمند برای همگرایی کشورها علیه هژمونی آمریکا و تحریم‌های آن تبدیل شده است. برخلاف دوران بوش، امروز پلتفرم‌هایی وجود دارند که کشورهای تحت فشار آمریکا را در آغوش می‌گیرند و مانع از انزوای کامل آن‌ها می‌شوند. تضاد منافع میان آمریکا و متحدانش، در کنار تلاش قدرت‌های نوظهور برای ایجاد بسترهای اقتصادی مستقل، باعث شده است که اجماع‌سازی علیه ایران برای واشنگتن دیگر به سادگی گذشته نباشد. در حالی که دوستان ایران همچنان به دلیل قدرت نظامی و مالی آمریکا در ارائه حمایت‌های علنی محتاط هستند، اما در عمل و در سطوح راهبردی، به جای همسویی با واشنگتن، در مسیر موازنه قدرت و همراهی با تهران حرکت می‌کنند. در دنیای امروز، دیگر مفهوم «کشورهای سرکش» به معنای پیشین کاربرد ندارد، زیرا اکنون قطب‌های جایگزینی برای حمایت از این کشورها در برابر فشارهای ایالات متحده وجود دارد.

درگیری میان ایالات متحده و ایران دوباره در حال شعله‌ور شدن است و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ظاهراً بی‌تفاوت است. او به طرح جدید خود برای یک «دی‌دی اقتصادی» اعتماد دارد که با فروپاشی اقتصاد ایران، تهران را مطیع خواهد کرد. شاید چنین باشد، اما تحقق آن نیازمند همکاری بین‌المللی گسترده‌ای است. همان‌طور که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، بیان کرد: «یا با مایی یا علیه ما.»

بسنت در واقع صدای جورج دبلیو بوش را بازتاب می‌داد؛ رئیس‌جمهوری که پس از حملات ۱۱ سپتامبر به کنگره گفت هر کشوری در جهان باید انتخاب کند که یا با ایالات متحده باشد یا در سمت القاعده، طالبان و سایر تروریست‌ها علیه آن قرار گیرد. متأسفانه برای بسنت، رئیس‌اش و مردم تحت فشار ایران، این سال ۲۰۰۱ نیست. سال ۲۰۲۶ است؛ دورانی کاملاً متفاوت که در آن زمینه برای شکست آماده شده است.

این موضوع اهمیت دارد، زیرا مشکل اصلی خفقان اقتصادی ترامپ، همان‌طور که پیش‌تر استدلال کرده‌ام، این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با ادامه وضعیت جنگ در سطح پایین راحت‌تر است. پذیرش صلحی که رژیم را از منافع مالی و ژئوپلیتیک عمده‌ای که برای آرام کردن جمعیتی همچنان خصمانه نیاز دارد، محروم کند، برای بقای آن خطرناک‌تر است. ترامپ به یک مسدودسازی مالی تقریباً کامل نیاز دارد تا تهران را سریعاً تسلیم کند، زیرا فرماندهان سپاه که اکنون تصمیم‌گیری‌ها را در اختیار دارند، بعید است در غیر این صورت همکاری کنند.

بوش توانست بقیه جهان را مجبور به اطاعت کند، نه فقط به دلیل وحشت و همدلی واقعی نسبت به فجایع ۱۱ سپتامبر، یا به این دلیل که القاعده اسامه بن لادن یک بازیگر غیردولتی بود که تنها متحدش طالبان بود. او همچنین توانست این کار را انجام دهد زیرا ایالات متحده هنوز هژمون بی‌رقیب جهان بود و متحدان ناتو آن‌قدر مشتاق کمک بودند که بند پنجم دفاع جمعی این سازمان را به نفع واشنگتن فعال کردند تا بتوانند در جنگ شرکت کنند.

در آن زمان، تنها کشورهایی که رهبری ایالات متحده را نپذیرفتند، کشورهای سرکش مورد اشاره بوش در سخنرانی «محور شرارت» او در ژانویه ۲۰۰۲ بودند: ایران، عراق و کره شمالی (و حتی ایران در ابتدا علیه القاعده همکاری کرد). مسکو و پکن تنها چند ماه قبل، سازمان همکاری شانگهای (SCO) را تشکیل داده بودند که هدف اصلی آن مدیریت رقابت بین منافع دو قدرت منطقه‌ای در آسیای مرکزی بود. اتحاد بریکس (BRICS) بازارهای نوظهور پنج سال بعد تصور شد. جنوب جهانی هنوز مفهومی نبود.

بنابراین، بوش می‌توانست مطمئن باشد که جهان واقعاً «با ماست». تنها دو سال پیش‌تر، واشنگتن رهبری پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را در causeای بسیار تفرقه‌انگیزتر بر عهده داشت. خلبانان آن‌ها به مدت ۷۸ روز متوالی صربستان را بمباران کردند، درست همان‌طور که آمریکا و اسرائیل در حال بمباران ایران هستند. با وجود مخالفت شدید با این حمله به یک متحد سنتی، روسیه تصمیم گرفت که هیچ راهی جز تسلیم ندارد؛ او حتی در مذاکرات تسلیم صربستان نیز کمک کرد.

هیچ‌یک از این موارد امروز قابل تصور نیست. سازمان همکاری شانگهای که هفته گذشته سی‌وششمین اجلاس سالانه خود را برگزار کرد، اکنون تمرکز جهانی‌تری دارد و حداقل به اندازه گروه هفت (G7) کشورهای صنعتی (یا کمتر، بسته به دیدگاه شما) دارای محتواست. این سازمان نماینده حدود ۴۰ درصد از مردم جهان و یک چهارم تولید ناخالص داخلی اسمی است. بسیاری از نظرات بر محدودیت‌های این گروه به عنوان یک اتحاد بالقوه متمرکز است، با توجه به اینکه ترکیه عضو ناتو، هند و رقیب ژئوپلیتیک تلخ آن یعنی چین و پاکستان را در بر می‌گیرد. اما این موضوع نکته اصلی را از نظر می‌اندازد.

سازمان همکاری شانگهای برای تبدیل شدن به یک اتحاد نظامی سبک ناتو طراحی نشده بود. آن می‌تواند یک ببر کاغذی باشد و همچنان هدف خود را محقق کند، که در این مرحله فراهم کردن پلتفرم و جعبه‌ابزاری برای چین و روسیه جهت موازنه قدرت و نفوذ آمریکا در اوراسیا است. در واقع، با قضاوت بر اساس اظهارات متحدان غربی که برای نشست وزیران دارایی G20 که همزمان با این هفته در کارولینای شمالی برگزار می‌شود، سازمان همکاری شانگهای بلوک هماهنگ‌تری است. در اشویل، بسنت درباره قدرت اقتصادی آمریکا افتخارآمیزی کرد و از اقداماتی دفاع نمود - از جمله جنگ تجاری با کانادا و فروش ذخایر آمریکا (با استفاده از یورو به جای دلار) برای افزایش ارزش ین - که به متحدان فرضی آسیب زد. پیام سازمان همکاری شانگهای مبتنی بر مقایسه اجماع بود: هدف مشترک این سازمان جابجایی هژمونی آمریکا است که اغلب به شکل تحریم‌ها بیان می‌شود و هند نیز برای این هدف همراه است.

بنابراین سازمان همکاری شانگهای «با» آمریکا نیست، بلکه با ایران است. آن با اروپای غربی یا اوکراین نیست، بلکه با روسیه است. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، ممکن است پروتکل دیدار خود با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، را کاهش داده باشد تا سفر آینده‌اش به واشنگتن منفجر نشود، اما ولادیمیر پوتین، روسیه، بار سنگین حمایت از یک عضو همسو در برابر تجاوز آمریکا را برای او انجام داد. این دنیایی است که دیگر کشورهایی به نام «سرکش» وجود ندارند، زیرا پلتفرمی به رهبری ابرقدرت آینده جهان وجود دارد که آن‌ها را در آغوش خواهد کشید.

بحث در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، قرقیزستان در تاریخ ۳۱ اوت تا ۱ سپتامبر، درباره چگونگی سرمایه‌گذاری بیشتر و تجارت بیشتر با ایران بود. دوستان تهران همچنان در زمینه تحویل محتاط خواهند بود، زیرا ظرفیت آمریکا برای حمله و تحمیل هزینه‌ها همچنان قابل توجه است. اما آن‌ها با آمریکا نخواهند بود. آن‌ها علیه آن خواهند بود، هر زمان و هر جا که بتوانند.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: bloomberg.com