اشتراک
سیاست روابط بین‌الملل تاریخ

چرخه شوم ترامپ در ونزوئلا

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

این مقاله با یادآوری دوران فعالیت «سمی‌دلی باتلر»، ژنرال آمریکایی که بعدها از نقش خود به عنوان ابزاری برای تأمین منافع شرکت‌ها و بانکداران وال‌استریت ابراز پشیمانی کرد، سیاست خارجی فعلی دولت ترامپ در قبال ونزوئلا را در ادامه همان چرخه شوم امپریالیستی می‌بیند. دولت ترامپ با بهانه قرار دادن اتهامات قاچاق مواد مخدر، با هدف دسترسی به ذخایر نفتی ونزوئلا وارد این کشور شده و با برکناری نیکلاس مادورو، نه تنها دموکراسی را تقویت نکرده، بلکه با گماردن دست‌نشاندگان و نادیده گرفتن مخالفان دموکراتیک، ساختاری استبدادی و مبتنی بر بهره‌برداری اقتصادی ایجاد کرده است. در این توافقات، علاوه بر نهادهای دولتی، چهره‌های فاسد و شرکت‌های خصوصی نیز نقش دارند، در حالی که منافع واقعی برای مردم عادی آمریکا ناچیز است. تاریخ نشان داده است که این‌گونه مداخلات نظامی و اقتصادی، نه تنها به ثبات منجر نمی‌شود، بلکه باعث تقویت احساسات ضدآمریکایی و تکرار چرخه‌های مصادره اموال در آینده خواهد شد. نویسنده با اشاره به تناقض رفتاری دولت ترامپ با شعارهای «اول آمریکا» و همچنین با استناد به انتقادات جی.دی. وانس از ماجراجویی‌های نظامی گذشته، هشدار می‌دهد که این رویکرد جدید، همان الگوی شکست‌خورده‌ای است که هزینه‌های انسانی و سیاسی آن بر دوش طبقات عادی جامعه سنگینی می‌کند و زمینه‌ساز بی‌ثباتی و بحران‌های مهاجرتی گسترده‌تر در آینده خواهد بود.

تا زمان بازنشستگی‌اش از نیروی تفنگداران دریایی در سال ۱۹۳۱، سرلشکر سمی‌دلی باتلر در مکزیک، هائیتی، کوبا، فیلیپین، نیکاراگوئه، جمهوری دومینیکن، هندوراس و چین خدمت کرده بود. این عصر طلایی امپریالیسم آمریکا بود و باتلر یکی از پسران طلایی آن، از جنگجویان افتخارآمیزتر در تاریخ ایالات متحده محسوب می‌شد.

اما با گذشت زمان، باتلر نسبت به کاری که انجام می‌داد دچار تردید شد. او در سال ۱۹۳۵ نوشت: «من ۳۳ سال و ۴ ماه در خدمت فعال بودم. در طول آن دوره، بیشتر اوقاتم را صرف کار به عنوان یک مزدور درجه‌بالا برای بزرگان کسب‌وکار، وال‌استریت و بانکداران کردم. به عبارت دیگر، من یک کلاهبردار و گنگستر برای سرمایه‌داری بودم.» او نوشت که هزینه این لشکرکشی‌ها با پول مالیات‌دهندگان و جان سربازان پرداخت شده است. جنگ‌هایی که باتلید مبارزه کرد، همچنین زخم‌هایی در سراسر جهان به جا گذاشت، همان‌طور که روزنامه‌نگار جاناتان ام. کاتز در زندگینامه سال ۲۰۲۲ خود نوشت. این مداخلات که در ایالات متحده کمتر به خاطر سپرده می‌شوند، برای جمعیت‌های تحت تأثیر آن‌ها شکل‌دهنده بودند و ضدیت پایدار با آمریکا را تغذیه کردند.

به نظر می‌رسد دولت ترامپ مصمم است تا امروز این چرخه را در ونزوئلا تکرار کند: اقدام نظامی، دولت دست‌نشانده، بهره‌برداری از ذخایر نفتی و تقریباً قطعاً رنجش بیشتر که در آینده به درگیری‌های بیشتری دامن می‌زند. در ژانویه، سربازان آمریکایی وارد ونزوئلا شدند و رئیس‌جمهور نیکلاس مادورو را دستگیر کردند. اگرچه رئیس‌جمهور ترامپ اتهامات قاچاق مواد مخدر فدرال را علیه مادورو به عنوان پوششی مطرح کرد، اما دلیل واقعی این تجاوز را پنهان نکرد: او می‌خواست ذخایر عظیم نفتی این کشور را تصرف کند. این هفته، رئیس‌جمهور ادعا کرد که ذخیره استراتژیک نفت ایالات متحده را با نفت ونزوئلا پر خواهد کرد، «هدیه‌ای از ونزوئلا به مردم ایالات متحده.»

دولت ترامپ معمولاً جزئیات ملموسی ارائه نداده است، اما همکار من جاناتن چایت می‌نویسد که این کمتر یک «توافق» است تا «پرداخت خراج توسط ونزوئلا در ته تیغه شمشیر». مردم ونزوئلا در موقعیتی نیستند که رضایت دهند منابع طبیعی ارزشمند کشورشان را رایگان به یک قدرت منطقه‌ای ثروتمندتر واگذار کنند، زیرا ونزوئلا سال‌هاست که انتخابات عادلانه نداشته است. پس از برکناری مادورو، ایالات متحده نه تنها حکومت او را پاک نکرد، بلکه تلاش نیز نکرد تا معارض طرفدار دموکراسی (و برنده جایزه صلح نوبل) ماریا کورینا ماچادو را نصب کند؛ در واقع، موانعی برای بازگشت او ایجاد کرد. در عوض، یک معاون سابق مادورو را به عنوان رئیس‌جمهور استخدام کرد، در حالی که وزیر خارجه مارکو روبیو او را به عنوان نوعی نایب‌السلطنه نظارت می‌کند.

علاوه بر این، هیچ چیز در روابط بین‌الملل به سادگی یک هدیه نیست. arrangement فعلی شامل الکساندر بتانکورت لوپز، اولیارخ نفتی ونزوئلایی است که تحت بررسی در چندین کشور قرار داشته است. بتانکورت توانست ارتباطات خود را با رژیم مادورو و دولت ایالات متحده حفظ کند و با کمک رودی جولیانی از برخی اتهامات فرار کند. شرکت chevrolen در حال گسترش حضور خود در ونزوئلا است، اگرچه سایر شرکت‌های نفتی مردد بوده‌اند. سرمایه‌گذاران از بخش‌های دیگر، از جمله ارزهای دیجیتال، نیز درگیر شده‌اند.

اگرچه پول زیادی قرار است کسب شود، مشخص نیست که آمریکایی‌های عادی چه مقدار و چگونه واقعاً سود خواهند برد. بازسازی تولید ونزوئلا سال‌ها طول خواهد کشید و نفت این کشور سنگین و دشوار برای تصفیه است. این بدان معناست که هیچ کاهش فوری قیمت بنزین در پمپ‌بنزین‌ها وجود ندارد و سال‌ها طول می‌کشد تا ذخیره ایالات متحده پر شود.

نفت ونزوئلا و منافع ایالات متحده تاریخچه‌ای طولانی و پرفراز و نشیب دارند. شرکت‌های نفتی آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم سرمایه‌گذاری سنگینی در این کشور انجام دادند، اما در سال ۱۹۷۶، دولت ونزوئلا صنعت نفت را ملی کرد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، دولت دوباره به شرکت‌های خصوصی باز شد. اما هوگو چاوِز، که خود را به عنوان یک قهرمان ضد استعماری معرفی می‌کرد و دوست داشت شعار «گریگوس بروید!» را استفاده کند، در سال ۱۹۹۹ به ریاست‌جمهوری رسید. در سال ۲۰۰۷، او دارایی‌های خارجی را مجدداً مصادره کرد، اقدامی که وزیر انرژی او آن را «عملی برای حاکمیت کشورمان و مردممان» خواند. ترامپ امسال از این مصادره به عنوان دلیل دیگری برای مداخله ایالات متحده یاد کرد.

رویکرد چاوِز، که تحت شاگردش مادورو ادامه یافت، شکست خورد. صنعت نفت، همراه با بقیه اقتصاد ملی، دچار تحلیل رفتگی شد. در مقاله‌ای سال گذشته، همکارم زیسلا سالیم-پیِر به زیبایی شرح داد که ونزوئلا چگونه تحت چاوِز و مادورو به سمت استبداد لغزید. ناظران بین‌المللی انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۸ را تقلبی توصیف کردند و شواهدی که توسط ماچادو جمع‌آوری شد به طور قانع‌کننده‌ای نشان داد که حزب او در رقابت سال ۲۰۲۵ پیروز شده است. تعداد بسیار زیادی از افراد که از ونزوئلا فرار می‌کنند، به ایالات متحده هجوم آورده‌اند.

در حال حاضر، تحت رژیم بقایای چاوِز-مادورو، ونزوئلایی‌ها گفتگوی زیادی ندارند، اما حدس زدن اینکه این موضوع چگونه پیش خواهد رفت نیاز به خلاقیت زیادی ندارد—فقط دانش عملی از تاریخ کافی است. مصادره نفت ونزوئلا توسط ترامپ توسط اکثر مردم خوشایند نخواهد بود، همان‌طور که هجوم کسب‌وکارهای آمریکایی به دنبال طلا تحت رهبری ترامپ خوشایند نخواهد بود، صرف‌نظر از اینکه ونزوئلا به کمک برای راه‌اندازی صنعت نفت خود نیاز دارد. اعتراض به این معامله و منافع نفتی خارجی برای سیاستمداران آینده ونزوئلا موضع محبوبی آسان خواهد بود؛ شاید یکی حتی احساس کند که باید دارایی‌ها را مجدداً ملی کند—و بدین ترتیب چرخه می‌تواند دوباره آغاز شود.

شما نیازی ندارید یک صلح‌طلب ضد استعماری باشید تا از خطرات حمله نفتی ترامپ نگران شوید. شما می‌توانید فقط درک کنید که داشتن دموگوگ‌های خصمانه در قدرت در نیمکره غربی برای منافع ایالات متحده بد است، که هم بی‌ثباتی جهانی و هم نوعی مهاجرت جمعی را که ترامپ آن را بحران توصیف کرده است، تحریک می‌کند.

این عوارض منفی به این دلیل کمک می‌کنند که ضد مداخله‌جویی در دهه گذشته در میان جمهوری‌خواهان محبوب شده باشد. تا قبل از حمله به ونزوئلا، ترامپ خود را به عنوان «اول آمریکا» معرفی می‌کرد، اما صدای برجسته‌تر جی.دی. وانس بود که به تجربه خود در اعزام به عراق در سخنرانی‌اش برای پذیرش نامزدی حزب جمهوری‌خواه برای معاونت ریاست‌جمهوری اشاره کرد. او گفت: «همیشه طبقه حاکم آمریکا چک‌ها را نوشته است. جوامعی مانند من قیمت را پرداختند.» او شباهت زیادی به هم‌رزمنیش سمی‌دلی باتلر داشت. «برای دهه‌ها، آن شکاف بین معدود کسانی که قدرت و راحتی‌شان در واشنگتن است و بقیه ما، فقط گسترش یافته است.» با این حال، اکنون دولت ترامپ دقیقاً همان نوع ماجراجویی را آغاز کرده است که باتلید رهبری کرد و سپس محکوم نمود. آمریکایی‌های ثروتمند امروز سود خواهند برد، آمریکایی‌های عادی پاداش فوری کمی خواهند دید و ایالات متحده برای دهه‌ها با پیامدهای منفی مواجه خواهد شد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theatlantic.com