اشتراک
سکوی نفتی فراساحلی
سکوی نفتی فراساحلی
نفت خام ژئوپلیتیک اقتصاد

جنگ ایران، بازنویسی اجباری مسیرهای تجارت جهانی نفت را رقم زد

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

جنگ جاری در خاورمیانه و تنش‌های پیرامون ایران، ساختار تجارت جهانی نفت را با تغییری بنیادین و احتمالاً غیرقابل‌بازگشت مواجه کرده است. با کاهش شدید جریان نفت از تنگه هرمز از حدود ۲۰ میلیون به ۶ تا ۸ میلیون بشکه در روز و اختلال در صادرات گاز قطر، کشورهای منطقه ناچار به استفاده از مسیرهای جایگزین یا توسعه زیرساخت‌های جدید شده‌اند. اقداماتی نظیر معکوس‌سازی خط لوله شرق-غرب عربستان و هدایت صادرات امارات به بندر فجیره، نمونه‌هایی از تلاش برای کاهش وابستگی به این گلوگاه حیاتی است؛ اگرچه این جایگزینی‌ها با چالش ظرفیت و هزینه‌های زمانی بالا همراه هستند. در همین حال، واردکنندگان بزرگ انرژی مانند ژاپن و کشورهای اروپایی برای تأمین امنیت انرژی خود به سمت بازارهای دورتر حرکت کرده‌اند که این تغییرِ جغرافیایی، هزینه‌های حمل‌ونقل و قبض‌های واردات را به‌شدت افزایش داده است، به‌طوری‌که تنها در یک دوره شش‌ماهه، ۳۳۰ میلیارد دلار به هزینه‌های جهانی انرژی افزوده شده است. اگرچه این تحول در بلندمدت ممکن است به ایجاد شبکه‌ای منعطف‌تر با وابستگی کمتر به تنگه‌های استراتژیک منجر شود، اما در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، بازار نفت با واقعیت جدیدی روبروست که در آن، نفت به دلیل پیچیدگی‌های لجستیکی و جغرافیایی، به‌طور ساختاری گران‌تر باقی خواهد ماند. در نهایت، تلاش برای دور زدن مسیرهای پرخطر، نظم پیشین بازار انرژی را درهم‌شکسته و جهان را به سوی یک سیستم صادراتی گران‌تر اما متنوع‌تر سوق داده است.

  • صادرکنندگان خاورمیانه به سرعت در حال توسعه مسیرهای جایگزین هستند، زیرا جریان نفت از تنگه هرمز از نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز به برآورد ۶ تا ۸ میلیون بشکه سقوط کرده است.
  • واردکنندگان انرژی در حال دور شدن از تأمین‌های خاورمیانه هستند، اما مسیرهای حمل‌ونقل طولانی‌تر و هزینه‌های بالای باربری، قبوض واردات را افزایش می‌دهند.
  • بازار جهانی نفت ممکن است به طور دائمی تغییر شکل دهد و وابستگی کمتری به نقاط گلوگاه حیاتی مانند هرمز داشته باشد، اما از نظر ساختاری گران‌تر شود.

قیمت نفت در آستانه ثبت یک رشد هفتگی دیگر است، زیرا جنگ در خاورمیانه همچنان داغ و با چشم‌اندازی بدبینانه ادامه دارد. صادرکنندگان نفت منطقه به سرعت در حال تنوع‌بخشی به کانال‌های صادراتی خود هستند و واردکنندگان نیز برای تنوع‌بخشی به تأمین‌کنندگان خود عجله دارند. بازار نفت در حال تغییر است که احتمالاً غیرقابل بازگشت خواهد بود.

تنگه هرمز یکی از بزرگ‌ترین مسیرهای صادرات نفت خام و گاز مایع (LNG) در جهان است. پیش از اولین حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، این تنگه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه صادرات نفت خام روزانه از کشورهای حوزه خلیج فارس را مدیریت می‌کرد. اکنون، جریان روزانه نفت از طریق این نقطه گلوگاه بین ۶ تا ۸ میلیون بشکه تخمین زده می‌شود. در مورد گاز مایع، وضعیت حتی شدیدتر است؛ قطر، بزرگ‌ترین تولیدکننده منطقه، پس از آسیب دیدن مرکز «راس لفان» در پی تلافی ایران به حملات آمریکا و اعلام وضعیت قوه قهریه (Force Majeure)، دست‌وپنجه نرم می‌کند تا حداقل بخشی از گاز خود را صادر کند.

با این حال، یک مسیر صادرات نفت دیگر از خاورمیانه وجود دارد و آن تنگه باب‌المندب در طرف دیگر شبه‌جزیره عربستان است. عربستان سعودی سریعاً از این واقعیت بهره برد و جهت جریان در خط لوله شرق-غرب خود را معکوس کرد تا نفت را نه به شرق و تنگه هرمز، بلکه به غرب و بندر ینبع ببرد. با این حال، این تغییر مسیر هزینه‌هایی داشته است: بندر ینبع ظرفیت مدیریت همان مقدار نفت را که بنادر خلیج فارس دارند، ندارد.

امارات متحده عربی نیز جریان‌های خود را به سمت بندر فجیره هدایت کرد که خارج از تنگه هرمز قرار دارد و بنابراین کمتر در معرض حملات است. اما امارات نیز با مشکل ظرفیت مواجه شد. شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) اکنون برنامه‌ریزی می‌کند ظرفیت خط لوله‌ای که نفت خام را به فجیره می‌رساند دو برابر کند، اما طبق برنامه‌های رسمی، این کار حداقل تا سال آینده طول خواهد کشید.

در اصل، هر کشور صادرکننده نفت که مسیرهای جایگزین دارد، از آن‌ها استفاده می‌کند و اگر چنین مسیری نداشته باشد، در حال برنامه‌ریزی برای ساخت آن است. این امر قطعاً کانال‌های صادرات نفت منطقه را بازتعریف خواهد کرد و تنگه هرمز ممکن است در بلندمدت اهمیت خود را از دست بدهد. اما در کوتاه‌مدت این اتفاق نخواهد افتاد، زیرا همان‌طور که اشاره شد، ساخت تمام این مسیرهای صادراتی جایگزین زمان‌بر است.

واردکنندگان نیز در حال تطبیق هستند. گزارش پایگاه خبری آب‌وهوایی فنلاندی «کرئا» (CREA) در ماه گذشته نشان داد که مجموع صورت‌حساب واردات انرژی جهان در شش ماه بین مارس تا اوت، ۳۳۰ میلیارد دلار بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت، تورم پیدا کرده است. به عبارت دیگر، جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، باعث افزایش قیمت نفت و گاز شده که مجموعاً ۳۳۰ میلیارد دلار به برچسب قیمت این واردات افزوده است—و قیمت‌ها همچنان در حال بالا رفتن هستند زیرا معامله‌گران خوش‌بینِ همیشگی درک می‌کنند که پست‌های رئیس‌جمهور ترامپ در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نمی‌تواند روند جنگ را تغییر دهد.

هم نفت خام برنت و هم نفت خام وست‌تگزاس اینترمدیت (WTI) در حال حاضر با بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شوند و این احتمال وجود دارد که حتی اگر در روزها و هفته‌های آینده کاهش یابند، به اندازه سه ماه پیش که با یک پست در شبکه‌های اجتماعی نوسان می‌کردند، افت نخواهند کرد. این اثر تحول در بازارهای نفت است—زیرا این تحول هزینه دارد.

واردکنندگان انرژی آسیایی به دلیل جغرافیای مطلوب که به معنای قیمت‌های مناسب بود، بزرگ‌ترین مشتریان تولیدکنندگان نفت و گاز خاورمیانه بودند. اکنون که واردکنندگان مجبور به جستجوی گزینه‌های جایگزین هستند، باید قیمت‌های بالاتری بپردازند زیرا جغرافیای اکثر این گزینه‌های جایگزین نامطلوب‌تر است و کشتی‌های نفتکش زمان بیشتری—گاهی بسیار بیشتر—برای رسیدن به مقصد نیاز دارند.

ژاپن نمونه‌ای بارز از این موضوع است. پیش از آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، ژاپن برای تقریباً تمام واردات نفت خام خود که برای این کشور کم‌منابع حیاتی است، به خاورمیانه متکی بود. پس از جنگ، دولت ژاپن برای تأمین امنیت از تأمین‌کنندگان جایگزین عجله کرد. این موارد شامل ایالات متحده، کانادا، تولیدکنندگان نفت آفریقایی و آذربایجان می‌شوند. هزینه این اقدام؟ یک صورت‌حساب واردات رکوردشکن ۷۶.۳۹ میلیارد دلاری برای ماه ژوئیه که احتمالاً توسط قبض ماه اوت تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت، زیرا وابستگی به تأمین‌کنندگان نفت و گاز در نقاط دورتر جهان تقویت می‌شود.

ژاپن نمونه‌ای بارز است، اما تنها مورد نیست. هر کشور واردکننده انرژی در اروپا در موقعیت مشابهی قرار دارد، نه کم‌ترین به دلیل تحریم‌های اتحادیه اروپا بر نفت و گاز روسیه که دردسرهای اضافی را در منطقه ایجاد کرده است، در حالی که چین و هند با خوشحالی واردات نفت خام روسیه خود را برای جایگزینی بخشی از نفت خام ناگهان در دسترس نبودن خاورمیانه افزایش داده‌اند.

بازار جهانی نفت و گاز در حال تغییر است—یا به تعبیر برخی تحلیلگران، در حال شکستن است. هنوز مشخص نیست که آیا این تحول تکمیل خواهد شد یا خیر، که نیازمند ادامه اختلال در تنگه هرمز است؛ چشم‌اندازی دردناک. نکته مثبت ماجرا، هر چند ارزش آن کم باشد، ایجاد یک شبکه صادرات نفت جهانی است که کمتر به چند آبراه حیاتی که می‌توانند توسط جنگ فلج شوند، وابسته است—اما همچنین شبکه‌ای که نفت گران‌تری را حمل می‌کند.

به قلم ایرینا اسلاو برای Oilprice.com

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: oilprice.com