تلاش چهارماهه ایالات متحده با استفاده از قایقهای رباتیک، زیردریاییهای مجهز به سونار و غواصان نیروی ویژه دریایی (SEAL) به بازگشایی مسیرهای قابل کشتیرانی در تنگه هرمز کمک کرده است. با این حال، حملات مجدد موشکی ایران و ضربات آمریکایی به تانکرهای ایرانی نشان میدهد که تأمین امنیت یک گذرگاه با کنترل کامل آن آبراه متفاوت است.
ایالات متحده از ترکیبی از شناورهای بدون سرنشین، سیستمهای زیرآبی و نیروهای ویژه برای پاکسازی مینهای دریایی ایران از بخشهایی از تنگه هرمز استفاده کرده است؛ اقدامی که یکی از روشنترین نمایشهای عملیاتی تاکنون از ماهیت در حال تغییر جنگ مین دریایی را ارائه میدهد.
جزئیات تازه افشا شده از این عملیات نشان میدهد که نیروهای آمریکایی حدود چهار ماه در داخل و اطراف تنگه مشغول کار بودند و به جای اتکا عمدتاً به مینروبهای متعارف، از شناورهای سطحی رباتیک، زیردریاییهای خودمختار مجهز به سونار و غواصان نیروی ویژه دریایی (SEAL) بهره بردند. روشهای توصیف شده با جزئیات مندرج در گزارشهای منتشر شده درباره این عملیات در روز یکشنبه همخوانی دارد.
واشنگتن وجود این عملیات را کاملاً محرمانه نگه نداشته بود. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) در ۱۱ آوریل اعلام کرد که آغاز به ایجاد یک گذرگاه امن در تنگه کرده و گفت پهپادهای زیرآبی نیز بخشی از نیروهای اضافی مورد استفاده برای پاکسازی مین خواهند بود.
در اواخر همان ماه، دریاسالار برد کوپر، فرمانده CENTCOM، گفت که نیروهای آمریکایی «مسیری مؤثر» برای کشتیرانی تجاری را پاکسازی کردهاند، اما از ادعای اینکه تمام مینها برداشته شده باشند، خودداری کرد. او از یک سیستم حفاظتی گستردهتر شامل ناوشکنها، هلیکوپترها، هواپیماها، جنگ الکترونیک و داراییهای اطلاعاتی سخن گفت، نه اسکورتهای فردی برای کشتیهای تجاری.
این تمایز همچنان محور اصلی مسئله نظامی در تنگه هرمز باقی مانده است. یافتن و بیاثر کردن مینها میتواند کانالهای خاصی را قابل کشتیرانی کند، اما آن کانالها همچنان آسیبپذیر خواهند ماند اگر ایران توانایی کاشت مینهای بیشتر یا حمله به کشتیهایی که در حال پاکسازی یا استفاده از آنها هستند را حفظ کند.
بنابراین، پاسخ ایالات متحده فراتر از اقدامات مقابله با مین گسترش یافته است. نیروهای آمریکایی مواضع ایرانی را که به گفته واشنگتن در حال آمادهسازی برای استقرار مینهای دریایی بودند، هدف قرار دادهاند؛ از جمله تسهیلات واقع در جزیره لارک در جریان آخرین دور درگیریها.
رویارویی دریایی در ۵ سپتامبر بیشتر تشدید شد. CENTCOM اعلام کرد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موشکهای بالستیک را به سمت یک ناو هواپیمابر آمریکایی و یک ناوشکن موشکانداز که در آبهای منطقه فعالیت میکردند، شلیک کرده است. هیچکدام از موشکها به کشتی اصابت نکرد و هیچ پرسنل آمریکایی زخمی نشد.
نیروهای آمریکایی سپس به سه نفتکش حامل نفت خام ایرانی حمله کردند. بر اساس روایت CENTCOM از این حملات، تانکرهای Downy و Stark 1 به طور دائمی از کار افتادند، در حالی که تانکر خالی Kylo (که با نام Noxen نیز شناخته میشود) پس از دستور تخلیه خدمه، در دریای عمان منهدم شد. ایران نیز ادعاهای خود را درباره حملات به کشتیهای مرتبط با ایالات متحده مطرح کرده است.
کمپین پاکسازی مین همچنین به این دلیل قابل توجه است که در دوران گذار قابلیتهای جنگ مین غرب رخ داده است. نیروی دریایی ایالات متحده در سپتامبر ۲۰۲۵ چهار کشتی مقابله با مین کلاس Avenger مستقر در بحرین را بازنشسته کرد، زیرا به سمت کشتیهای مبارزه ساحلی (LCS) کلاس Independence مجهز به بستههای مأموریت مقابله با مین و استفاده بیشتر از فناوری بدون سرنشین حرکت میکرد.
بریتانیا نیز رویکرد مشابهی را دنبال کرده است. نیروی دریایی سلطنتی کشتی پشتیبانی RFA Lyme Bay را به عنوان یک کشتی مادر جنگ مین آماده کرد که شناورهای سطحی خودمختار، خودروهای زیرآبی، سیستمهای سونار و تجهیزات رفع مین از راه دور را برای یک مأموریت احتمالی چندملیتی در تنگه هرمز حمل میکند. این کشتی در ماه ژوئن به خاورمیانه رسید.
بنابراین، تنگه هرمز آزمونی عملیاتی بسیار دشوار برای این مفهوم فراهم میکند: انتقال شناسایی و رفع مین از مینروبهای سرنشیندار تخصصی به سمت حسگرهای توزیعشده، پلتفرمهای خودمختار و سیستمهای از راه دور.
نتایج تا کنون نشان میدهد که چنین سیستمهایی میتوانند حتی تحت فشار نظامی، کریدورهای قابل استفاده ایجاد کنند. اما آنها تهدید کلیتر را از بین نمیبرند.
ترافیک تجاری همچنان به طور قابل توجهی پایینتر از سطوح پیش از جنگ است. در ۴ سپتامبر، دادههای ردیابی کشتی تنها چهار کشتی حامل کالا را هنگام عبور از تنگه ثبت کرد، در حالی که میانگین دهروزه ۱۵ کشتی و قبل از درگیری حدود ۱۲۵ کشتی تجاری در روز بود. کشتیهایی که سیستمهای ردیابی خود را خاموش کردهاند، در این آمار لحاظ نشدهاند.
به تبع آن، رقابت نظامی از اینکه آیا ایران میتواند تنگه هرمز را مینگذاری کند، به این سوال تغییر کرده است که آیا میتواند تهدیدی معتبر و مکرر علیه کشتیرانی را سریعتر از آنچه نیروهای آمریکایی و متحدانش بتوانند سرکوب کنند، بازتولید نماید. برای برنامهریزان دریایی، این کمپین در حال تبدیل شدن به آزمونی عملی نه تنها برای فناوری مقابله با مین، بلکه برای این موضوع است که آیا سیستمهای بدون سرنشین میتوانند یک کریدور دریایی استراتژیک را در حالی که در محیطی فعال از تهدیدات موشکی، پهپادی و سطحی عمل میکنند، باز نگه دارند.