.
نوید میگوید نقطه عطف واحدی وجود نداشت که او را متقاعد کند باید ایران را ترک کند؛ فقط هر روز سختتر از روز قبل بود. او میافزاید: «اما اگر بخواهم لحظه ناامیدی مطلق را مشخص کنم، آن قطعی پیوسته دو ماهه اخیر بود.»
.
در اواخر فوریه، با آغاز حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به ایران، دولت تهران طبق معمول در زمان بحران، دسترسی به اینترنت را برای بیشتر مردم قطع کرد. این قطعیها معمولاً چند روز طول میکشند و در این مدت نوید، مهندس نرمافزار، قادر به کار نیست. او میگوید این دورههای آفلاین، مبارزه روزمره با محدودیتهای اعمال شده توسط مقامات و تحریمهای خارجی را تشدید میکند و منجر به «تخریب مداوم و روزمره زندگی دیجیتال ما» میشود.
.
اما این قطعی متفاوت بود. هفتهها و سپس ماهها به طول انجامید. نوید، که مانند دیگر مصاحبهشوندگان این مقاله برای جلوگیری از تلافیجویی از نام مستعار استفاده میکند، گفت: «آن لحظه بود که فهمیدم به بنبست رسیدهایم؛ وضعیتی که هیچ میزان دانش فنی، ویپیان (VPN) یا راهکاری نمیتواند شما را نجات دهد. این درک که هر چقدر هم باهوش یا با تدبیر باشید، زمانی فرا میرسد که کاملاً درمانده خواهید بود، لحظهای بود که تسلیم شدم.»
.
از آغاز هزاره جدید، اینترنت ایران چرخههایی از سرکوب را تجربه کرده است. هر بار که دولت احساس تهدید میکند – چه از طریق اعتراضات، حملات سایبری یا درگیری – کنترل خود را با ابزارها و تاکتیکهای جدید سانسور تشدید میکند یا به طور کامل اتصال را قطع میکند. در پاسخ، ایرانیان راهحلهای جدیدی برای بازپسگیری فضاهای آنلاین و توسعه کسبوکارهای خود پیدا میکنند یا ابداع میکنند. سپس این چرخه تکرار میشود.
.
قطعی ۸۸ روزه اینترنت بیسابقه بود و آسیب عظیمی به اقتصاد دیجیتال وارد کرد. به گفته ناظران زیرساخت اینترنت ایران، آنچه نگرانکنندهتر است، نحوه اجرای آن و نوع اینترنتی است که دوباره وصل شد. آنها میگویند در چند سال گذشته، به نظر میرسد دولت جهش تکنولوژیکی بزرگی داشته که به آن اجازه میدهد سانسور بسیار جامعتری را اعمال کند و دسترسی به اینترنت را به گونهای تفکیک کند که تنها یک اقلیت کوچک از نخبگان سیاسی و اقتصادی به وب جهانی دسترسی کامل داشته باشند و بقیه جمعیت در یک شبکه ملی بسیار کنترلشده محصور شوند.
.
مهدی یحیینژاد، بنیانگذار سازمان آزادی اینترنت «نتفریدام پایونیرز» (NetFreedom Pioneers) که بیش از یک دهه است روی راههای دور زدن سانسور ایران کار میکند، میگوید: «سانسور تا حدی توسط فناوری، تا حدی سیاست و تا حدی تجارت تعیین میشود.» ایران همیشه توانایی سانسور کامل اینترنت را داشته است، اما تنها از طریق اقدامات قهری که خطر فاجعه اقتصادی را در پی داشت. فناوری جدید و جنگ با ایالات متحده، این تعادل را تغییر داده است.
.
یحیینژاد میگوید: «بقا برای آنها به یک مسئله تبدیل شده است. اکنون آنها بیشتر آمادهاند تا کسبوکارها، راحتی مردم را فدا کنند و سانسور را به سمت نسخهای شبیه به کرهشمالی سوق دهند تا یک سیستم بازتر.»
فهرستهای سیاه و قطعیها
نسلهای قدیمیتر هزاره سوم در ایران، اولین تجربههای خود را با اینترنت تقریباً مشابه همتایان خود در اروپا یا آمریکا توصیف میکنند. اتصالات کند دایالآپ (dial-up) به آنها دسترسی به دنیایی از اطلاعات پراکنده و جوامع جدید – تابلوهای پیام، وبلاگها و سایتهای تورنت – را میداد.
.
امین، که اکنون در دهه ۳۰ زندگی خود است و در رسانهها در تهران کار میکند، میگوید: «آنلاین شدن به معنای اشغال خط تلفن خانه بود، بنابراین بقیه اعضای خانواده که از اینترنت استفاده نمیکردند، اغلب شکایت میکردند زیرا نمیتوانستند تماس بگیرند یا دریافت کنند. برخی از اولین خاطرات من چت کردن در یاهو! چت، خواندن اخبار آنلاین درباره زلزله بم در سال ۲۰۰۳ و صبورانه منتظر ماندن برای دانلود آهنگها است.»
.
در اوایل دهه ۲۰۰۰، صدها کافینت در سراسر تهران پدیدار شدند که عمدتاً به جوانان خدمات میدادند. مقامات برای کنترل آنچه مردم میتوانستند ببینند، شروع به سانسور شدید محتوای آنلاین کردند و سایتهای حاوی رسانههای خارجی، پورنوگرافی، فیلمهای هالیوودی و موسیقی غربی را در فهرست سیاه قرار دادند. این کار عمدتاً با مسدود کردن ترافیک به و از آدرس پروتکل اینترنت (IP) مرتبط با یک سایت انجام میشد. کاربرانی که قصد دسترسی به صفحات فهرست سیاه را داشتند، با «صفحه پیوندها» مواجه میشدند – فهرستی از لینکها به وبسایتهای جایگزین که توسط سانسورچیان تأیید شده بودند.
.
این نوع فهرست سیاه چندان مؤثر نبود. امین میگوید: «بیشتر وبسایتها قابل دسترسی بودند، از جمله وبسایتهای بزرگسالان.»
بلاگستان
اینترنت علاوه بر دسترسی ایرانیان به محتوای خارجی، امکان شکوفایی محتوای تولید شده توسط کاربران محلی را نیز فراهم کرد. صدها هزار وبلاگ پدید آمدند که برخی از آنها به شدت سیاسی و بسیار محبوب بودند.
.
فضای ظاهراً آزاد در دوران ریاست جمهوری اصلاحطلبانه محمد خاتمی در اواخر دهه ۱۹۹۰، بازتابی از تواناییهای فنی مقامات بود، اما همچنین نشاندهنده دیدگاههای متضاد در رهبری ایران بود – اختلافی که همچنان بر نحوه اداره اینترنت تأثیر میگذارد.
.
در حالی که جناحهای تندرو ذاتاً به اینترنت مشکوک بودند، برخی دیگر از این ایده حمایت میکردند که آزادیهای محدود آنلاین به عنوان یک سوپاپ اطمینان عمل خواهد کرد؛ برخی پتانسیل اقتصادی بخش فناوری را درک میکردند و میدانستند که سرکوب میتواند رشد آن را محدود کند.
.
برخی فکر میکردند که میتوانند از این پلتفرمهای رسانهای جدید برای اهداف خود استفاده کنند. در کنار وبلاگهای مترقیتر، رسانههای دولتی و مذهبی محافظهکار نیز رشد کردند، برخی با دنبالکنندگان زیاد، و دولت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شروع به آزمایش نحوه استفاده از رسانههای اجتماعی برای تبلیغات در داخل و خارج از کشور کردند.
.
مهسا علیمردانی، دانشمند علوم سیاسی و مدیر همکار در «ویتنس» (Witness)، یک سازمان غیردولتی مدافع آزادی بیان، میگوید: «لزوماً دیدگاه منسجم یا یکپارچهای درباره ساخت اینترنت وجود ندارد، حتی در میان افرادی که بخشی از سیستم نخبه هستند.»
.
هر زمان که دولت احساس تهدید مستقیم میکند، این محاسبات تغییر کرده و کفه ترازو به سمت سرکوب سنگینتر میشود. با نزدیک شدن به انتخابات سال ۲۰۰۵، فهرست سیاه به شدت گسترش یافت، تعدادی از وبلاگنویسان مترقی دستگیر شدند و دهها کافینت تعطیل شدند. پس از روی کار آمدن محمود احمدینژاد، رئیسجمهور تندرو در همان سال، دولت منابع بیشتری را به سانسور اختصاص داد.
.
امین میگوید: «برای من، این یکی از اولین لحظاتی بود که متوجه شدم دسترسی به اطلاعات آنلاین همیشه تضمین شده نیست. ترکیب آن محدودیتها و ناامیدی بسیاری از مردم پس از انتخابات، فضایی متفاوت ایجاد کرد. اینترنت، که قبلاً فضایی باز برای ارتباط و کشف به نظر میرسید، شروع به احساس شدن به عنوان فضایی کرد که دسترسی به آن قابل کنترل است.»
قطع کردن اتصال
این حس محصور شدن در سال ۲۰۰۹، زمانی که احمدینژاد به دنبال انتخاب مجدد بود، عمیقتر شد. مخالفان او نتیجه رسمی انتخابات را به چالش کشیدند و هزاران نفر در اعتراض به خیابانها ریختند که به «انقلاب سبز» معروف شد. رسانههای اجتماعی مجرای حیاتی برای سازماندهی تظاهرات و پخش آنچه اتفاق میافتاد به بقیه جهان بودند. با آغاز سرکوب خشونتآمیز توسط سرویسهای امنیتی، دولت به ارائهدهندگان خدمات اینترنت دستور داد تا تمام ترافیک اینترنت ورودی و خروجی از ایران را متوقف کنند و اساساً اتصال را قطع کردند.
.
برای هفتهها، اینترنت ناپایدار بود، با دورههایی که پهنای باند آنقدر پایین بود که خدمات تا حد غیرقابل استفاده شدن کند میشد. ترافیک فیسبوک و توییتر به شدت محدود شد، به این معنی که برای بیشتر کاربران عملاً مسدود شدند. امین میگوید از آن زمان، «محدودیتهای اینترنت بسیار محسوستر شد.»
.
مقامات همچنین خطر حملات سایبری – مانند ویروس استاکسنت (Stuxnet) که در سال ۲۰۱۰ به برنامه هستهای ایران آسیب رساند – را به عنوان دلیلی برای محدود کردن دسترسی به اینترنت ذکر کردهاند.
.
نیاز به دور زدن سانسور و تحریمها، یک صنعت کوچک در زمینه دور زدن را به وجود آورد. کسبوکارهای ایرانی و مصرفکنندگان اغلب نمیتوانند به نسخههای رسمی نرمافزارهایی که در بقیه جهان رایج هستند – مانند مجموعه آفیس مایکروسافت – یا فروشگاههای برنامه برای دستگاههای اندروید و اپل دسترسی داشته باشند، بنابراین کارآفرینان محلی راههایی برای کرک کردن نرمافزار و جیلبریک کردن دستگاهها پیدا کردند. برای ثبتنام در خدمات فناوری آمریکایی، کاربران باید طوری وانمود کنند که در ایران نیستند، بنابراین شرکتهای محلی شروع به ارائه شبکههای خصوصی مجازی (VPN) و شماره تلفنهای خارجی یکبار مصرف کردند که میتوانست برای راهاندازی حسابها در پلتفرمهای خارجی استفاده شود.
.
مهدی قدسی، اقتصاددان در موسسه مطالعات اقتصادی بینالمللی وین، میگوید: «این اکوسیستم نوآوری به ارمغان آورد. محیط داخلی به برخی از استعدادهای جوان اجازه داده است تا توسعه یابند، استارتآپها راهاندازی کنند و برخی از خدمات خارجی را در داخل کشور بازتولید کنند.»
.
جامعه ایرانیان خارج از کشور نیز به توسعه ابزارها و استراتژیها کمک کرد، از جمله «توشه» که توسط «نتفریدام پایونیرز» در سال ۲۰۱۵ ساخته شد. توشه – به معنای «مایحتاج» در فارسی – به کاربران امکان میدهد محتوای اینترنت را که در فیدهای تلویزیون ماهوارهای پنهان شده است، دریافت کنند.
.
«ما زمانهایی داشتیم که میگفتیم: 'اوه، این هرگز کار نخواهد کرد.' اما این افراد تمام وقت دنیا را دارند.»
.
یکی از پناهگاهها در برابر محدودیتهای فراگیر بر پلتفرمهای خارجی، اینستاگرام بوده است. ناظران سیاست اینترنت ایران نظریههای مختلفی را در مورد اینکه چرا این پلتفرم اجازه شکوفایی یافت در حالی که پلتفرمهای دیگر مسدود شدند، مطرح میکنند. برخی فکر میکنند این بازتابی از اختلافات در نخبگان حاکم بوده و به نوعی از شکافها عبور کرده است. یحیینژاد از «نتفریدام پایونیرز» میگوید: «یک نظریه این است که آنها فکر میکردند میتوانند افکار مردم را کنترل کنند و اجازه دادند آزمایش ادامه یابد و ببینند چگونه پیش میرود.»
.
اگرچه اینستاگرام از سال ۲۰۲۲ به طور فنی مسدود شده است، اما همچنان از طریق ویپیانها به طور گستردهای قابل دسترسی است. به دست آوردن آمار دقیق کاربران دشوار است زیرا بسیاری از افراد هنوز موقعیت مکانی خود را پنهان میکنند و اینستاگرام برخی از ویژگیهای شناسایی را در کشور غیرفعال کرده است، اما حسابهای برتر ایرانی میلیونها دنبالکننده دارند و بسیاری از فروشگاهها، برندها و افراد مشهور حضور گستردهای در این پلتفرم دارند که آن را به بخش مهمی از زیرساخت اقتصاد دیجیتال و همچنین فضایی فرهنگی تبدیل کرده است که مردم در آن هنر، موسیقی، ویدئوها و تفسیرهای اجتماعی را به اشتراک میگذارند. هر زمان که مسدود میشود، کاربران برای دسترسی مجدد به ویپیانها روی میآورند.
.
یحیینژاد میگوید: «اینستاگرام تأثیر زیادی بر تغییرات فرهنگی داشت. من یک چوپان از ایران را در اینستاگرام دنبال میکنم. این پلتفرم آنقدر گسترده استفاده میشود که حتی چوپانها هم اکنون پست میگذارند.»
.
سایر پلتفرمهای محبوب نیز ممنوع شدهاند، از جمله تلگرام در سال ۲۰۱۸، که به طور گسترده برای پیامرسانی رمزگذاری شده و به اشتراکگذاری اخبار استفاده میشد. با این حال، در نمایشی از دوگانگیهای سانسور ایران، رسانههای دولتی و کانالهای تبلیغاتی همچنان به طور گسترده از این پلتفرم استفاده میکردند و محتوا را به میلیونها نفری که از طریق ویپیانها وارد میشدند، ارائه میدادند.
.
به همین ترتیب، سالها پس از مسدود شدن توییتر در ایران، رهبر وقت، آیتالله علی خامنهای، حسابهایی در این پلتفرم به زبانهای فارسی، انگلیسی، اسپانیایی و روسی داشت.
آبان خونین
در طول سالها، ابزارهای سانسورچیان بهبود یافت، به این معنی که تکنیکهای دور زدن کمتر قابل اعتماد شدند. فناوریهایی مانند بازرسی عمیق بستهها (deep packet inspection) به مقامات اجازه میدهد تا وبسایتها و پلتفرمها را به طور مداومتری مسدود کنند و گاهی اوقات ترافیک ورودی از طریق ویپیانها را هدف قرار دهند.
.
امین میگوید: «این میتواند بسیار ناامیدکننده باشد. مردم مجبورند دائماً بین ویپیانهای مختلف جابهجا شوند زیرا یک سرویس ممکن است امروز کار کند و فردا از کار بیفتد.»
.
او میگوید این «بازی موش و گربه به طور فزاینده پیچیده» سالها ادامه داشت، اما او به هر حال توانست شغلی برای خود بسازد. بسیاری دیگر نیز همین کار را کردند و بخش فناوری رشد کرد و فناوری در سراسر اقتصاد گستردهتر شد.
.
سپس آبان خونین فرا رسید – نامگذاری شده به نام ماه در تقویم شمسی. در نوامبر ۲۰۱۹، اعتراضات به افزایش قیمت سوخت در چندین شهر آغاز شد و در سراسر کشور گسترش یافت. با آغاز سرکوب خشونتآمیز توسط دولت – که در آن صدها نفر کشته شدند – به ارائهدهندگان خدمات اینترنت و شبکههای تلفن همراه دستور داده شد تا تمام اتصالات به وب جهانی را مسدود کنند.
.
با وجود یک دهه سرمایهگذاری در ابزارهای جدید برای سانسور هدفمند، این یک اقدام ناشیانه و قهری بود که مسیریابی به اینترنت جهانی را برای هفت روز قطع کرد – در آن زمان، یکی از طولانیترین و جامعترین قطعیهای اینترنت ثبت شده در سراسر جهان بود که تقریباً کل کشور آفلاین شد. هزینه آن برای اقتصاد بسیار زیاد بود، با برآوردها عمدتاً در صدها میلیون دلار، اما این قطعی بار دیگر نشان داد که دولت حاضر است تقریباً هر چیزی را برای حفظ کنترل فدا کند.
.
قدسی، اقتصاددان، میگوید: «آنها هزینهها و مزایا را آنطور که ما میبینیم، درک نمیکنند.» او میگوید مقامات به خوبی از میزان آسیب اختلالات اینترنت به اقتصاد آگاه هستند، اما «آنها ترجیح میدهند قدرت رژیم را حفظ کنند.»
اینترنت حاکمیتی
محققانی که اینترنت ایران را مطالعه میکنند، باید این کار را از راه دور انجام دهند – آنها به ندرت به سرورهای داخل کشور دسترسی دارند و باید سیگنالهایی را که میتوانند دریافت کنند، تفسیر کنند تا بفهمند مقامات چگونه محدودیتها را اعمال میکنند. ردیابی تکنیکها در طول سالها نشان میدهد که دولت تلاش کرده است تا تأثیر اقتصادی قطع اینترنت را کاهش دهد، برای مثال با توقف تمام اتصالات موبایل اما فعال نگه داشتن اینترنت ثابت در خانهها و ادارات، یا اعمال مقررات منع رفتوآمد اینترنتی در زمانهای خاص.
.
داگ مادوری، مدیر تحلیل اینترنت در «کنتیک» (Kentik)، که از سال ۲۰۰۹ قطعیهای اینترنت را رصد میکند، میگوید: «ایران نمونه خوبی از امتحان کردن هر استراتژی مختلف برای کاهش هزینههای یک قطعی است.»
.
جاهطلبانهترین تلاشهای دولت ایران حدود سال ۲۰۱۳ آغاز شد، زمانی که شروع به راهاندازی شبکه ملی اطلاعات (NIN) کرد – یک اینترانت حاکمیتی که بر روی زیرساختی کاملاً داخلی در ایران اجرا میشود. کارشناسانی که در آن زمان نحوه ساخت آن را بررسی کردند، گفتند که این شبکه از رویکردهای چینی و روسی در سانسور الگوبرداری کرده است، با برخی ویژگیهای خاص خود.
.
مادوری میگوید: «رویای آنها این است که اگر بخواهند اینترنت را قطع کنند، بتوانند با شبکه داخلی خود به کار ادامه دهند، البته اگر کار کند.»
.
شرکتهای ایرانی تشویق یا مجبور شدند به شبکه جدید منتقل شوند. به تدریج، یک اکوسیستم موازی از برنامهها و خدمات، از جمله تجارت الکترونیک، بازی و خدمات تاکسی آنلاین، و جایگزینهایی برای پلتفرمهای پیامرسان و رسانههای اجتماعی بینالمللی، تکامل یافت. «بله»، «سروش»، «روبیکا»، «آیگپ» و دیگران برای جایگزینی واتساپ یا تلگرام طراحی شدهاند و پیامرسانی، و همچنین برخی ویژگیهای تجارت اجتماعی و پرداخت را ارائه میدهند. «آپارات»، که در سال ۲۰۱۱ راهاندازی شد، از نظر عملکرد شبیه یوتیوب است و میلیونها کاربر در ایران و در میان ایرانیان خارج از کشور دارد.
.
آبان خونین اولین آزمایش بزرگ شبکه ملی اطلاعات بود. موفقیتآمیز نبود. دچار اختلال شد، سیستمهای پرداخت از کار افتادند و برخی از ویژگیهای کلیدی – مانند جستجو – برای عملکرد به اتصال به وب جهانی نیاز داشتند. در سال ۲۰۲۲، در طول اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بر سر مرگ مهسا امینی، زن جوانی در بازداشت پلیس، اتصالات اینترنت جهانی برای بیشتر کاربران قطع شد، اما شبکه ملی اطلاعات پایدارتر بود.
.
مادوری میگوید: «ما زمانهایی داشتیم که میگفتیم: 'اوه، این هرگز کار نخواهد کرد.' اما این افراد تمام وقت دنیا را دارند. اگر ۲۰ سال هم طول بکشد، آنها فقط روی آن کار میکنند تا به نتیجه برسند. این مانند یک شرکت نیست که باید در سه ماهه بعدی سودآوری داشته باشد تا این کار را انجام دهد.»
.
تا سال ۲۰۲۵، اینترنت دوباره در طول جنگ دوازده روزه با اسرائیل مختل شد. قطعیهای قبلی با قطع ترافیک در سطح شبکه اجرا شده بودند – یک مسدودسازی قهری و ناشیانه مسیرهای ورودی و خروجی از کشور. این بار، تحلیلگران محدودیتهایی را مشاهده کردند که در سراسر شبکه گسترش مییافت، که نشان میدهد دولت ایران معماری سانسور خود را گستردهتر کرده است و امکان مسدودسازی دقیقتر و مؤثرتری را فراهم میکند. مادوری میگوید: «به نظر میرسد ایران جهش بزرگی داشته است.»
فهرست سفید
در ژانویه ۲۰۲۶، با شعلهور شدن اعتراضات خیابانی در سراسر ایران، اینترنت دوباره برای حدود ۱۰ روز قطع شد. گستردگی آن برای ناظران خارجی غافلگیرکننده بود. اگرچه با ابزارهای پیشرفتهتر اجرا شد، اما عملاً تکرار سال ۲۰۰۹ بود. تقریباً هیچ کس نمیتوانست به اینترنت دسترسی پیدا کند، حتی کسانی که معمولاً دسترسی ممتازتری داشتند. تحلیلگران و ناظران ایران آن را لحظهای از وحشت – یک درخواست نسنجیده برای قطع همه چیز در لحظه آسیبپذیری – تفسیر کردند.
.
قطعی ۸۸ روزه که در فوریه آغاز شد، استراتژیکتر بود. مقامات ایرانی به جای شناسایی سایتها، خدمات و برنامههایی که میخواستند مسدود کنند، سیستم را برعکس کردند، به طوری که همه چیز به جز شبکه ملی اطلاعات (NIN) به طور پیشفرض غیرقابل دسترسی شد. با استفاده از «میدلباکسهای» (middleboxes) پیچیده – دستگاههایی که ترافیک اینترنت را فیلتر میکنند – مقامات میتوانند سپس پلتفرمها و سایتها را برای گروههای مختلف کاربران در فهرست سفید قرار دهند. این فناوری امکان مسدود کردن حتی ویپیانهای پیچیده و سایر استراتژیهای دور زدن را فراهم میکند.
.
یکی از مقامات ایرانی که روی شبکه ملی اطلاعات کار میکرد، گفت که رویکرد فنی جدید نشاندهنده تغییر در فلسفه زیربنایی سیاست دیجیتال ایران است، از یک اتصال خاموش/روشن خشن به یک اتصال مبتنی بر تداوم خدمات اساسی حتی در زمان جنگ.
.
کارشناسان، از جمله دانشمندان کامپیوتر ایرانی که به سرورهای داخل کشور دسترسی دارند، گفتند که دشوار است دقیقاً مشخص شود مقامات چه فناوریای را به کار گرفتهاند و آیا این فناوری بومی است یا از کشور دیگری با رژیم اقتدارگرا خریداری شده است. اما آنها گفتند که دستیابی به این عمق کنترل احتمالاً به منابع محاسباتی عظیمی نیاز دارد – استفاده از میدلباکسها برای بازرسی هر اتصال، هر جلسه اینترنتی در کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت.
.
تحت این سیستم جدید، سیمکارتهای فردی یا اتصالات در مکانهای خاص – مانند ادارات یا بانکها – میتوانند دسترسی طبقهبندی شده بالاتری داشته باشند، تا حد استفاده نامحدود از پلتفرمهای ممنوعه. در طول قطعی، افراد دارای ارتباطات سیاسی، کسانی که در صنایع استراتژیک کار میکردند، و برخی از روزنامهنگاران شاغل در رسانههای دولتی و نیمهرسمی، سیمکارتهای سفیدفهرستشده دریافت کردند.
.
تبلیغات دولتی نیز دسترسی داشت. گروههای مورد حمایت دولت، حجم زیادی از موزیکویدئوهای تولید شده با هوش مصنوعی را منتشر کردند که شامل شخصیتهای لگو و اشعار ضدآمریکایی بود. علیمردانی از «ویتنس» میگوید: «بسیار واضح بود که آنها به اینترنت ویژه و ممتاز دسترسی داشتند.» او میگوید این ویدئوها، که اغلب توهینآمیز و آغشته به طنز بومی اینترنت بودند، «نگاهی اجمالی به نسل متفاوتی از نخبگان» ارائه میدادند – نسلی که کاملاً در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی جهانی احساس راحتی میکند.
.
ایران پیش از این نیز نسخههایی از دسترسی طبقهبندی شده به اینترنت را به شهروندان ارائه داده بود، با برخی کاربران که دسترسی ممتاز داشتند. دستیابی به آن دشوار بوده و گاهی اوقات با مشکل مواجه شده است. در طول قطعی ژانویه، شبکهای از حسابهای ایکس (X) که ادعا میکردند صداهای طرفدار استقلال از اسکاتلند هستند، ناگهان همگی آفلاین شدند و نشان دادند که بخشی از یک عملیات نفوذ مستقر در ایران بودهاند.
.
علیمردانی میگوید: «اگر میخواهید نخبگان متصل بمانند و آن اینترنت طبقهبندی شده را داشته باشند، بسیار دشوار میشود. و البته، اطمینان از اینکه هیچ کس راهی برای ورود به آن شبکه پیدا نمیکند، به مهارت فنی زیادی نیاز دارد. این بسیار پیچیدهتر شده است.»
پرداخت برای دسترسی
در اوج قطعی فوریه تا مه، سیمکارتهای سفیدفهرستشده به دایره وسیعتری از افراد و مؤسسات بر اساس تأیید مقامات داده شد. به عنوان مثال، مؤسسات دانشگاهی، بانکها و برخی شرکتهایی که نیاز به تعامل با دنیای خارج داشتند، دسترسی پیدا کردند.
.
برخی افراد توانستند آن را بخرند. از ماه آوریل، شرکتهای مخابراتی شروع به ارائه سرویس «اینترنت پرو» (Internet Pro) کردند – دسترسی سفیدفهرستشده برای کسانی که میتوانستند هزینههای بالای حدود ۱۰۰ دلار را فقط برای سیمکارت بپردازند. سایر کسبوکارها شروع به فروش ویپیانهایی کردهاند که به نظر میرسد از اتصالات سفیدفهرستشده برای دسترسی به اینترنت استفاده میکنند.
.
این امر یک اینترنت طبقهبندی شده ایجاد کرده است، جایی که دسترسی به وب جهانی خریداری میشود، از طریق وفاداری به دست میآید، یا در ازای کنترل بیشتر اعطا میشود. در برخی نقاط ایران، به کسبوکارهای کوچک دسترسی به اتصالات سفیدفهرستشده از طریق فضاهای کاری مشترک مورد حمایت دولت ارائه شده است، که از آنها میخواهد ثبتنام کرده و تحت نظارت شدید قرار گیرند. تهدید قطع شدن این دسترسی در هر زمان، بر سر همه این کاربران سایه افکنده است.
.
«وقتی چنین قطعیای اتفاق میافتد، احساس میکنید تمام زندگیتان به هدر رفته است.»
.
این همچنین منبع درآمدی برای دولت و شرکتهای مخابراتی مرتبط با سپاه پاسداران است که میتوانند با فروش راههای دور زدن محدودیتهای اینترنتی که خودشان اعمال میکنند، سود ببرند.
.
امین، کارمند رسانه، گفت که میتوانست از طریق کارش به سیمکارت سفیدفهرستشده دسترسی پیدا کند، اما به دلیل اصول خود این کار را نکرد. او گفت: «این سیستم از منطق رانتجویی پیروی میکند. ابتدا یک حق اساسی و جهانی – دسترسی آزاد به اینترنت – برای عموم مردم محدود میشود، و سپس همان دسترسی به طور انتخابی به گروهها و افراد خاص به عنوان یک امتیاز اعطا میشود.»
.
کسانی که در طول قطعی به اتصالات سفیدفهرستشده دسترسی نداشتند، مجبور به استفاده از شبکه ملی اطلاعات (NIN) بودند. این بار، بیشتر کار میکرد – اگرچه مقامات هنوز ظاهراً نتوانسته بودند نحوه کار جستجو را بفهمند و مجبور شدند اتصال به گوگل را باز کنند، به گفته دو دانشمند کامپیوتر که اینترانت را مطالعه میکنند و به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند تا دسترسی آنها به شبکههای محلی به خطر نیفتد.
.
با طولانی شدن قطعی، مردم شروع به انجام آنچه دولت امیدوار بود کردند و به پلتفرمهای داخلی مهاجرت کردند، اگرچه بسیاری مشکوک بودند.
.
امین گفت: «صادقانه بگویم، من در ابتدا مانند بسیاری از ایرانیان دیگر بودم – در برابر پیوستن به برنامههای پیامرسان داخلی مقاومت میکردم. اما در طول جنگ، به ویژه پس از حملات به زیرساختهایی مانند تأسیسات پتروشیمی و پلها، حتی کانال خودم را در بله برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات ایجاد کردم.»
.
نوید، مهندس نرمافزار، چندان خوشبین نبود. او ۲۰ سال را با محدودیتها دست و پنجه نرم کرده بود. از هفت سالگی، با اتصالات ناپایدار مبارزه میکرد؛ در دانشگاه، راهحلهایی برای دسترسی به آموزشهای یوتیوب و سایر منابع دانشگاهی پیدا کرد. پس از فارغالتحصیلی از یکی از بهترین دانشگاههای کشور، قراردادهایی در خارج از کشور به دست آورد.
.
او گفت: «من همه این کارها را با این امید انجام دادم که تحصیلاتم واقعاً اهمیت داشته باشد. اما وقتی چنین قطعیای اتفاق میافتد، احساس میکنید تمام زندگیتان به هدر رفته است. ناگهان مجبور میشوید بین ترک خانواده و دوستانتان، یا ماندن و بیکار شدن یا گیر افتادن در کارهای سطح پایین، یکی را انتخاب کنید. این باعث شد بفهمم تنها 'راه حل' واقعی که باقی مانده بود، مهاجرت بود.»
.
کسانی که ماندند با اقتصادی تحت محاصره روبرو هستند. ایالات متحده متعهد شده است که تمام روابط تجاری ایران با دنیای خارج را قطع کند، که بحران ارزی را تشدید کرده و تورم را تا ماه اوت به بیش از ۸۰ درصد رسانده است.
.
نوید وسایلش را جمع کرد و به ارمنستان رفت، یکی از معدود کشورهایی که به ایرانیان اجازه ورود بدون ویزا را میدهد. اما سپس، اینترنت در ایران وصل شد. مانند قطعیهای قبلی، اینترنتی که دوباره وصل شد، محدودکنندهتر بود. اینستاگرام هنوز مسدود است و دسترسی به واتساپ ناپایدار است، اما در حال حاضر ویپیانهای سفیدفهرستشده به کاربرانی که مایل به پرداخت هستند، اجازه دسترسی به آنها و سایر خدمات ممنوعه را میدهند.
.
نوید میگوید این وضعیت «قابل تحمل» است و پیوندهایی که او را به کشورش – همسر و فرزندی که به راحتی نمیتوانند نقل مکان کنند – متصل میکند، به این معنی بود که با وجود جنگ و تهدید دائمی قطعی دیگر، او به خانه بازگشت. او گفت: «شروع دوباره از صفر، به سطحی از شجاعت نیاز دارد که در حال حاضر ندارم.»
پسنوشت: موش و گربه
بسیاری از ایرانیان انتظار دارند که قطعی دیگری رخ دهد – دفعه بعد که دولت نیاز به اعمال کنترل احساس کند. پیکربندی جدید اینترنت ایران، نقطه پایینی برای کسانی است که سالها به دنبال شکافها در فایروالها بودهاند. یحیینژاد از «نتفریدام پایونیرز» میگوید: «در نهایت، کارهای محدودی برای دور زدن سانسور میتوان انجام داد. منظورم این است که وقتی آنها کنترل کامل بر تمام زیرساختها را دارند.» او گفت که فهرست سفید، «معادله را تغییر داده است.»
.
یحیینژاد و دیگر کارشناسان میگویند تنها امید فعالان، پیشی گرفتن از دولت در نوآوری است. او گفت: «آنچه در ادامه میآید، یک ویپیان جدید نیست. بلکه اینترنت ماهوارهای است.»
.
استارلینک (Starlink)، رهبر بازار، در ایران ممنوع است و مجازاتهای داشتن یا وارد کردن پایانههای این سرویس شدید است. برخی گزارشهای خبری حاکی از آن است که دولت از سیستمهای جنگ الکترونیک برای تلاش برای اخلال در سیگنالها و از پهپادها برای جستجوی پشتبامها برای یافتن پایانهها استفاده کرده است. اما هزاران دستگاه به داخل کشور قاچاق شده است. این تعداد کم است – تنها بخش کوچکی از جمعیت به آن دسترسی دارند، حتی اگر هر پایانه بتواند به یک ساختمان آپارتمانی یا اداره کامل دسترسی به اینترنت را فراهم کند.
.
یحیینژاد گفت که انتظار دارد پایانههای بیشتری وارد کشور شوند. در ماه ژوئیه، پایانهها به طور رسمی در مرز عراق – جایی که سالانه یک میلیون ایرانی برای زیارت اماکن مقدس شیعیان سفر میکنند – به فروش رفتند. او گفت: «این کار وارد کردن این دستگاهها به ایران را بسیار آسانتر خواهد کرد. البته خطر وجود دارد، اما زمانی که تعداد زیادی از این پایانهها در ایران وجود داشته باشد و افراد زیادی از آن استفاده کنند، دولت نمیتواند همه را دستگیر کند و همه را به جاسوسی متهم کند.»
.
«نتفریدام پایونیرز» در حال حاضر در حال کار بر روی توسعه سیستمی است که به ایرانیان امکان میدهد از طریق پایانههای استارلینک دیگران به اینترنت جهانی متصل شوند – دستگاههای داخل کشور را به دروازههای قابل دسترستری به وب جهانی تبدیل کند. یحیینژاد گفت: بازی موش و گربه دور زدن سانسور دوباره آغاز شده است.