برای دههها، وزرای دفاع تا حد زیادی تلاش کردند تا ارتش را از جنگهای فرهنگی قطبیکننده کشور دور نگه دارند.
اما پیت هگست، بیش از هر یک از پیشینیان خود، رویکردی کاملاً معکوس اتخاذ کرده و این نبردها را مستقیماً به پنتاگون کشانده است.
تطهیراتی از افسران عالیرتبه نظامی صورت گرفته که در تاریخ مدرن این وزارتخانه بیسابقه است. محدودیتهای جدیدی بر محل تحصیل افسران و نوع افکار قابل بیان آنها در مقالات آکادمیک اعمال شده است. همچنین آزمایشهای گسترده دروغسنج (Polygraph) برای شناسایی افشاگران یا ایجاد رعب و وحشت در کسانی که وسوسه اشتراکگذاری اطلاعات حساس را دارند، انجام شده است.
این آشفتگی در زمانی رخ میدهد که جنگ طولانی با ایران موجی از فشارهای زنجیرهای را بر نیروهای مسلح تحمیل کرده است. مأموریتهای طولانیمدت روحیه ملوانان را فرسوده کرده است. کمبود موشکهای رهگیر حیاتی، سوالات نگرانکنندهای درباره توانایی ارتش برای مقابله با ایران و همزمان جنگیدن در بخش دیگری از جهان ایجاد کرده است.
بسیاری از این مشکلات ریشه در تصمیمات گرفته شده توسط دولتهای قبلی و جنگی با ایران دارد که بسیار طولانیتر از انتظار رئیسجمهور ترامپ یا پنتاگون ادامه یافته است.
مسئولان فعلی و سابق نظامی، دوران پرآشوب آقای هگست را به عنوان یک عامل حواسپرتی مداوم توصیف میکنند که رهبران ارشد را از تمرکز بر این اولویتها منحرف کرده و فضایی از بیاعتمادی را در ردههای بالای فرماندهی تغذیه کرده است. این افسران به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند تا از تلافی جلوگیری شود.
افسران ارشد همچنین شک و تردیدهایی را درباره ژنرال دن کین مطرح کردهاند؛ کسی که به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش، مشاور اصلی نظامی آقای هگست و آقای ترامپ محسوب میشود. ژنرال کین در بحث درباره مشاوراتی که به آقای هگست ارائه کرده، به ویژه در موارد حساس پرسنلی، محتاط بوده است.
یکی از سؤالاتی که افسران، حتی تا سطح ژنرالهای چهارستاره، میپرسند این است که آیا رئیس ستاد مشترک تمایل یا توانایی محافظت از نیروها در برابر جنگ فرهنگی که آقای هگست راه انداخته است را نداشته است؟ سخنگوی رئیس ستاد مشترک از اظهار نظر درباره مشاورات ژنرال کین خودداری کرد.
آقای هگست به عنوان افسر گارد ملی ارتش در عراق و افغانستان جنگید. او در سال ۲۰۲۱ پس از آنکه به دلیل خالکوبیهایی که ارتش آنها را افراطی تشخیص داد، مورد توجه خاص قرار گرفت، ارتش را ترک کرد.
«من از ارتشی جدا شدم که دیگر مرا نمیخواست»، او در سال ۲۰۲۴ نوشت. «احساس متقابل بود. من نیز دیگر این ارتش را نمیخواستم.»
او با عزمی راسخ برای بالا بردن استانداردها و آزادسازی ارتش از آنچه دستور کار چپگرایانه و قطبیکنندهای میدانست که سربازان را در میدان نبرد فلج کرده و اختلاف را در صفوف تقویت میکند، به پنتاگون آمد. یک سال پیش، او چشمانداز خود را در سخنانی به صدها ژنرال و دریاسالار از سراسر جهان تبیین کرد.
«شما بدینوسیله آزاد هستید تا رهبرانی غیرسیاسی، پرانرژی، جدی و پایبند به قانون اساسی باشید»، او گفت.
هدف آقای هگست بازگرداندن «روحیه جنگجویی» بوده که «زیر لایههای فرآیندهای بوروکراتیک، سهمیهبندیها و حفظ بقای نهادی دفن شده بود»، به گفته کینگزلی ویلسون، سخنگوی پنتاگون.
اما بسیاری از رهبران فعلی و سابق نظامی میگویند آقای هگست در عوض، باتجربهترین فرماندهان جنگی ارتش را هدف قرار داده و نهادی را که در حال جنگ است، توخالی کرده است.
او تا ۸۰ ژنرال و دریاسالار را اخراج کرده یا ارتقای آنها را مسدود نموده است. افسران شاهد بودند که راهنمایان مورد اعتماد با دههها سابقه خدمت، بدون هیچ درکی از اینکه چه خطایی مرتکب شدهاند، پاکسازی شدند. پستهای کلیدی رهبری برای ماهها خالی مانده است. این آشفتگی و عدم قطعیت، مکالمات خاموشی را در میان افسران حرفهای درباره ارزش پذیرش ارتقا و ادامه خدمت برانگیخته است.
«بس کنید با این عقبه علیه ارواح نامرئی بجنگید»، اچ.آر. مکمستر، ژنرال بازنشسته ارتش که در دولت اول ترامپ به عنوان مشاور امنیت ملی خدمت کرد، در یک پادکست اخیراً گفت. «کاری که نباید بکنید، ایجاد فضایی است که همه چیز تبدیل به آزمون وفاداری شود.»
در حالی که آقای هگست ارتش را به سازگاری با میدان نبردی تحت سلطه پهپادها و هوش مصنوعی (AI) تشویق میکند، او رهبران آن را تحت فشار قرار داده تا به استانداردهای دورهای قدیمیتر و سختگیرانهتر بازگردند. در سخنرانیهایش، او از افسرانی مانند ژنرال اچ. نورمن شوارتسکوف، که در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ فرماندهی نیروها را بر عهده داشت، و رهبران جنگ جهانی دوم مانند ژنرال جورج اس. پتون جونیور تمجید کرده است. هر دو افسر فرماندهی نیروهای کمتحصیلتری را نسبت به ارتش امروز برعهده داشتند که در میدانهای نبرد تحت سلطه تیپهای بزرگ و زرهپوش سنگین عمل میکردند.
پشت بسیاری از سؤالات آقای هگست از رهبران ارشد نظامی، این فرض نهفته است که ارتش در دهههای اخیر ضعیفتر و بدتر شده است. اوایل امسال، او از ارتش خواست توضیح دهد چرا الزامات پیادهروی با کولهپشتی (Ruck March) — یعنی پیادهرویهای زماندار با کولهپشتی سنگین و تجهیزات رزمی — را از دورههای آموزشی افسران حذف کرده است. رهبران ارشد ارتش با تحلیلی که معیارهای سال ۲۰۲۵ را با معیارهای سال ۱۹۹۰ مقایسه میکرد، پاسخ دادند.
ارتش گزارش داد که در تمام موارد، این پیادهرویها حذف نشده بودند و استانداردها از نظر شدت افزایش یافته بود.
آقای هگست نگرانی مشابهی را نسبت به آموزش افسران، که اغلب آن را کانالی برای نفوذ ایدههای فاسد و لیبرال توصیف کرده، وارد کرده است. اوایل امسال، او ورود افسران میانی به برنامههای تحصیلات تکمیلی در دانشگاههای برتر مانند هاروارد، پرینستون، کلمبیا و ییل را مسدود کرد. «آنها بهترین و باهوشترین ما، مردان و زنانی که جان خود را وقف این ملت کردهاند را گرفته و آنها را در معرض برنامه درسی تحقیرآمیز قرار دادهاند»، آقای هگست اوایل امسال گفت.
بررسی دقیق تا پایاننامههای کارشناسی ارشد نیز گسترش یافته است. حداقل دو افسر ارتش که توسط هیئت مدیرهای از رهبران ارشد برای ارتقا به درجه ژنرالی یکستاره انتخاب شده بودند، پس از اعتراض مقامات دفتر آقای هگست به مقالات تحصیلات تکمیلیشان، مسدود شدند. کمتر از ۵ درصد از سرهنگان واجد شرایط ارتش برای درجه یکستاره انتخاب میشوند، که آن را رقابتیترین ارتقا در ارتش میکند.
یکی از افسران، که سیاهپوست است، مقالهای درباره دلایل تاریخی ترجیح افسران سیاهپوست برای مشاغل پشتیبانی به جای موقعیتهای رزمی خط مقدم نوشت، به گفته مقامات نظامی. افسر دوم تأثیر قطبیشدن سیاسی را بر توانایی ارتش در جذب و حفظ استعدادها بررسی کرد.
تمرکز شدید بر مقالات آکادمیک، که هرگز برای انتشار عمومی طراحی نشده بودند، اثری سردکننده بر نیرویی داشته که سالها مدعی ارزشگذاری بر فرهنگ کنجکاوی، پرسشگری و نوآوری بوده است.
برخی افسران ارشد گفتند که تمایلی به طرح ایدههای مرتبط با ژنرالها و دریاسالاران اخراج شده ندارند، یا اینکه هنگام بحث در مورد موضوعاتی که ممکن است آقای هگست آنها را بحثبرانگیز بداند، خودسانسوری کردهاند.
«این سؤالی است که امیدوارم وزیر هگست و تیمش با آن دست و پنجه نرم کنند»، پیتر فیور، مشاور مکرر نظامی که برنامه راهبرد کلان آمریکایی دانشگاه دوک را مدیریت میکند، گفت. «آیا آنها گروهی از رهبران نظامی را میخواهند که به آنها گفته شود: شما نیازی ندارید یاد بگیرید چگونه خودتان فکر کنید، فقط کافیست بدانید ما چه چیزی را پاسخ صحیح میدانیم؟»
ژنرال چارلز کی. براون، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش که سال گذشته توسط آقای هگست اخراج شد، اخیراً نگرانیهای مشابهی را تکرار کرد.
«شما نمیخواهید اعضای نظامی را به خاطر سلام درست دادن و واقعاً اجرا کردن تنبیه کنید»، او اوایل تابستان جاری در بحثی که توسط موسسه آسپن درباره روابط غیرنظامی-نظامی برگزار شد، گفت. او افزود که برخی افسران به خاطر انجام وظیفه هدف قرار گرفتهاند یا به عنوان «پیادههای بازی در جنگهای فرهنگی» استفاده میشوند.
در داخل پنتاگون، طرفداران آقای هگست — که برخی از آنها افسران فعال نظامی هستند — از اقدامات او دفاع کرده و به کسانی که پرسیدهاند آیا او بیش از حد پیش رفته است، حمله کردهاند. اوایل این ماه، سرهنگ ارتش کوین تی. بلک در پستی در شبکههای اجتماعی از آقای هگست به خاطر رویارویی با یک «طبقه حفاظتشده» از افسران و فرآیند ارتقایی که به گفته او از مأموریت واقعی ارتش یعنی جنگیدن و پیروزی در جنگها فاصله گرفته بود، تمجید کرد.
«اگر این دردناک است، به این دلیل است که به گوش کسانی رسیده که باید میشنیدند»، او نوشت.
به عنوان اصلیترین مشاور نظامی آقای ترامپ و آقای هگست، ژنرال کین در مرکز رابطه متشنج بین آقای هگست و نیروهای مسلح قرار دارد. ژنرال کین، خلبان سابق جنگنده، با عزمی راسخ برای ایجاد اعتماد با آقای ترامپ و آقای هگست به پنتاگون آمد؛ هر دو نفر دیدگاه منفی نسبت به جانشینان قبلی او داشتند. به همین منظور، او نقش خود را محدودتر از رؤسای ستاد مشترک قبلی تعریف کرده است.
او در سخنرانی اخیر خود در مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه دفاع ملی گفت که وظیفه او این است که به رئیسجمهور بگوید آیا ارتش میتواند مأموریتی را اجرا کند یا خیر، و خطرات را شرح دهد. اما او هشدار داد که نباید وارد بحثهای داخلی درباره اینکه آیا رئیسجمهور باید اقدام نظامی خاصی را انجام دهد یا خیر، شد.
«ما در کسبوکار خودمان چنین کاری نمیکنیم»، او گفت.
این رویکرد تفاوتی با گذشته نزدیک داشت، زمانی که افسران ارشد نظامی مانند ژنرال مارک ای. میلی، رئیس سابق ستاد مشترک، مخالفت خود را با تصمیم رئیسجمهور سابق جوزف آر. بایدن جونیور برای خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان اعلام کردند. علیرغم نگرانیها و تمایل آنها به حفظ یک نیروی باقیمانده، ژنرالها دستور رئیسجمهور را اجرا کردند.
در همان سخنرانی، ژنرال کین تعادل دشواری که به عنوان بالاترین افسر نظامی با آن روبرو بود را آشکار کرد. او از فارغالتحصیلان — که بسیاری از آنها برای فرماندهان ارشد در پنتاگون و سراسر جهان کار خواهند کرد — خواست که به مطالعه و تحقیق ادامه دهند.
«محیط پیچیدهای که با آن روبرو هستیم، نیازمند آن است که شما بیوقفه کنجکاو باشید و باقی بمانید»، او به آنها گفت.
او از مثال برنت اسکوکرافت نام برد که از دانشگاه دفاع ملی فارغالتحصیل شد و در حالی که در نیروی هوایی خدمت میکرد، دکترای خود را کسب نمود و سپس در ردهها صعود کرد تا به مشاور امنیت ملی رئیسجمهور جورج اچ. دبلیو. بوش تبدیل شود.
ژنرال کین اشاره نکرد که ژنرال اسکوکرافت دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا کسب کرده بود؛ مدرسی که افسران دیگر اجازه حضور در آن را نداشتند.