به گفته مقامات مستقر در منطقه، سیاست بازدارندگی مشروط عربستان سعودی — که بر اساس تعامل دیپلماتیک با دشمنان در عین همسویی با متحد اصلی خود، یعنی ایالات متحده، استوار است — در میان ادامه حملات ایران، متحدان حوثی او در دریای سرخ و گروههای شبهنظامی شیعه نیابتیاش در عراق، به بنبستی مرگبار تبدیل شده است.
محدودیتهای این سیاست زمانی به وضوح نمایان شد که عربستان سعودی در دقیقه نود از نشستی که قرار بود دوشنبه میان ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و عراق در شهر ساحلی گردشگری صلاله عمان برگزار شود، انصراف داد. هدف این نشست، بحث درباره چارچوب توافق میانجیگریشده توسط عمان بود که امنیت عبور کشتیها از تنگه هرمز را تضمین میکرد؛ آبراهی که پیش از محاصره آن توسط ایران، بخش عمده صادرات نفت خلیج فارس و عراق از آنجا انجام میشد.
مقاماتی که خواستند نامشان فاش نشود، به المونیتور گفتند که شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، در نشستی در اول سپتامبر در جده با هيثم بن طارق، سلطان عمان، موافقت کرده بود تا امکان بررسی این توافق را ارزیابی کند؛ این در حالی است که شکستهای فزاینده و درک این واقعیت که ایالات متحده به نفع پادشاهی مداخله قاطع نخواهد کرد، بر تصمیم او تأثیر گذاشته است. عمان بخش جنوبی تنگه هرمز را کنترل میکند و نقش محوری در میانجیگری میان ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس برای دسترسی آزاد به این آبراه داشته است.
به نقل از یک مقام ارشد ناشناس حوزه خلیج فارس که روز سهشنبه در نیویورک تایمز مورد استناد قرار گرفت، عربستان پس از رد ادعاهای ایران مبنی بر اینکه تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی نیست، از نشست خارج شد. منابعی که به المونیتور اطلاعرسانی کردند، گفتند فشار دولت ترامپ نقش مهمی در تصمیم پادشاهی داشت. برد کوپر، فرمانده عالی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، روز دوشنبه با ولیعهد عربستان دیدار کرد و احتمالاً زمانی که عربستانیها نشست صلاله را لغو کردند، از قبل در کشور حضور داشت، همانطور که مقامات اعلام کردند. سخنگوی سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) به درخواست المونیتور برای اظهار نظر درباره حرکات کوپر پاسخی نداد.
رد و بلاتکلیفی
سفر کوپر پس از آن انجام شد که گزارشها حاکی از امتناع رئیسجمهور دونالد ترامپ در دو تماس تلفنی جداگانه در ۱۰ سپتامبر با حاکم واقعی عربستان از پیوستن به تلاشهای جنگی علیه حوثیها بود؛ این در حالی است که شبهنظامیان بندر کلیدی مخا و جزیره پریم در تنگه بابالمندب را تصرف کرده بودند. شبهنظامیان پیشروی خود را ادامه دادند و روز دوشنبه دو جزیره دیگر در دریای سرخ را نیز به دست گرفتند. در همین حال، عربستان تأیید کرد که حمله پهپادی هفته گذشته که خط لوله حیاتی شرق-غرب پادشاهی را فلج کرد، از عراق سرچشمه گرفته است. این خط لوله که به بندر دریای سرخ ینبع میرسد، به عنوان جایگزینی حیاتی برای صادرات نفت خام عربستان از طریق تنگه بابالمندب ظهور کرده است. اختلال ایجاد شده همچنین عربستان را مجبور کرد بخشی از محمولههای نفت خام خود به اروپا را کاهش دهد، طبق گزارش رویترز در روز سهشنبه، که منجر به جستجوی مشتریان بزرگ برای منابع جایگزین شد.
به گفته منابع، ترامپ با هرگونه توافق توسط متحدان حوزه خلیج فارس که کنترل ایران بر تنگه هرمز را مشروعیت بخشد و موضع چانهزنی خود او را با جمهوری اسلامی تضعیف کند، مخالفت است؛ به ویژه پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر — حتی اگر او از مداخله مستقیم علیه حوثیها خودداری کند. یک مقام به المونیتور گفت: «تصور کنید اگر توافق صورت میگرفت، ترامپ آبروی خود را از دست میداد زیرا ایران مدعی پیروزی استراتژیک دیگری میشد — ابتدا تفاهمنامه، سپس کنترل شدیدتر بر هرمز.» این مقام به تفاهمنامه امضا شده در ۱۷ ژوئن میان ایران و ایالات متحده اشاره داشت که چارچوبی موقت برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه هرمز را ترسیم میکرد. ترامپ در نهایت آن را بیاعتبار اعلام کرد و درگیری دوباره با ورود حوثیها به میدان تشدید شده است.
بازدید کوپر، همراه با اعزام مشاوران نظامی آمریکایی و تعهد به حمایت اطلاعاتی مداوم از پادشاهی، با هدف منصرف کردن عربستانیها و سایر شرکای حوزه خلیج فارس از امضای توافق مستقل با ایران درباره هرمز طراحی شده است. اما این استراتژی تا چه مدت دوام خواهد آورد؟
دنی سیتروینوویچ، پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، گفت: «ما میبینیم که عربستانیها سعی دارند روابط خود را با هر دو طرف حفظ کنند. بنابراین، عدم شرکت آنها در نشست صلاله در این هفته چیزی درباره هفته آینده یا هفته بعد از آن نمیگوید.» او به المونیتور افزود: «فکر میکنم آنها میخواهند به آمریکاییها فرصت دیگری بدهند، اما این وضعیت ابدی نخواهد بود.»
سیتروینوویچ اضافه کرد که عربستانیها در نهایت باید بین دنبال کردن یک راهحل محلی یا پیوستن کامل به آمریکاییها یکی را انتخاب کنند، که پیامدهای غیرقابل پیشبینی بیشتری خواهد داشت.
آنچه اوضاع را برای ریاض بدتر میکند این است که حتی اگر برخی ترتیبات موقت درباره هرمز حاصل شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که حوثیها حملات خود را متوقف کنند، «زیرا همه چیز مربوط به برداشتن محاصره عربستان بر یمن است»، به گفته سیتروینوویچ.
در واقع، نشانههای کمی مبنی بر بازدارندگی حوثیها وجود دارد. حملات آنها روز سهشنبه تشدید شد و منجر به صدور هشدارهایی در اطراف شهر مقدس مکه، طائف و شهر بندری جده در دریای سرخ، که بسیاری از مأموریتهای کنسولی خارجی در آنجا مستقر هستند، گردید. حملات تلافیجویانه عربستان، علیرغم زرادخانه نظامی بسیار برترش، تاکنون عمدتاً بیاثر بوده است. حملات جدید حوثیها در حالی صورت گرفت که ولیعهد در قاهره با عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، برای گسترش همکاری و بحث درباره تلاشها برای تأمین آزادی کشتیرانی در تنگه بابالمندب دیدار کرد.
عربستانیها نمیتوانند برای همیشه احتیاط کنند. حتی پس از انتخابات میاندورهای نوامبر، بعید است ایالات متحده وارد نوعی اقدام نظامی — یعنی حمله زمینی — شود که بتواند درگیری با ایران را به نفع تهران به طور قاطع تغییر دهد. سناریوی محتملتر — یک جنگ طولانی فرسایش اقتصادی با تشدیدهای گاهبهگاه — به متحدان تحت فشار حوزه خلیج فارس عربستان آسیب بیشتری وارد خواهد کرد. یک مقام مستقر در حوزه خلیج فارس خاطرنشان کرد: «هر قطعه از زیرساختهای حیاتی حوزه خلیج فارس — بزرگترین تأسیسات نفتی جهان، بزرگترین تصفیهخانه آب شیرین، بزرگترینِ همه چیز — در برد [ایران و متحدانش] قرار دارد.»
ناهمبستگی حوزه خلیج فارس و «نبوغ» عمان
پیچیدگی دیگر، فقدان وحدت میان خود کشورهای حوزه خلیج فارس است. بحرین نخستین کشوری بود که اعلام کرد به دلیل نداشتن روابط دیپلماتیک با ایران، در نشست صلاله شرکت نخواهد کرد.
مایکل رتنی، آخرین سفیر آمریکا در عربستان سعودی، گفت: «رضایت شش عضو شورای همکاری خلیج فارس بر یک موضع مشترک به این مهمی هرگز آسان نبود.» رتنی با این ایده که فشار آمریکا نقش محوری در تصمیم ریاض برای لغو نشست صلاله داشته، مخالف است. او گفت: «حس من این است که ترامپ آنقدر مشتاق یافتن راهی برای اعلام پایان جنگ بوده که فکر نمیکنم توافقی که کشورهای حوزه خلیج فارس مستقیماً با ایران مذاکره کنند، او را آزار دهد. شاید حتی احساس راحتی کند.» رتنی افزود: «او میتواند بگوید، "اگر برای آنها خوب است، برای من هم خوب است. در پایان، ایالات متحده از تنگه هرمز استفاده نمیکند."»
این احتمالاً نتیجهای است که همه طرفها در نهایت به آن خواهند رسید؛ نتیجهای که آنها را مجبور میکند به صورت جداگانه یا جمعی به میز مذاکره بازگردند. و هر توافقی ذاتاً بد خواهد بود، «زیرا بر اساس شرایط مطلوب آمریکا یا کشورهای حوزه خلیج فارس نخواهد بود»، به گفته سیتروینوویچ. او افزود که آغاز درگیری از ابتدا اشتباه بود. «اگر اشتباه کنید، هزینه آن را میپردازید. شما نمیتوانید جنگ را ببازید و در مذاکرات پیروز شوید.»
به هر حال، یک کشور — عمان — کمترین ضرر را خواهد برد، زیرا طبق گفته یک مقام ارشد که خواست نامش فاش نشود، تاکنون کارتهایش را «با نبوغ» بازی کرده است. این مقام گفت: «بقای اقتصادی عمان با ایران گره خورده است، اما نمیتواند علیه ایالات متحده و سایر متحدان حوزه خلیج فارسش عمل کند.»
بنابراین، در شش ماه گذشته، عمان با ایالات متحده بر روی یک کریدور جنوبی در آبهای سرزمینی خود در تنگه هرمز کار کرده است که برای تمام کشتیرانی تجاری باز خواهد ماند، اما تنها کسر کوچکی از حجمهای پیش از جنگ را پوشش خواهد داد. در عین حال، او بر روی یک طرح جایگزین با ایران کار کرده است و «منتظر است تا کشورهای حوزه خلیج فارس به آن بپیوندند»، به گفته این مقام. در همین حال، هرچه قیمت نفت بالاتر رود، احتمال تمایل ایالات متحده به یک تسویه حساب مذاکرهشده بیشتر میشود. این مقام در پایان نتیجه گرفت: «نبوغ استراتژی عمان در این است که در هیچ جهت خاصی فشار نیاورد، بلکه در وسط آرام بنشیند و صبر کند تا همه به سمت یک تعادل حرکت کنند.»