اشتراک
برلین بیش از نیم تریلیون دلار برای نیروهای مسلح آلمان اختصاص داده است.
برلین بیش از نیم تریلیون دلار برای نیروهای مسلح آلمان اختصاص داده است.
جهان اروپا سیاست و سیاست‌گذاری

بازسازی نظامی آلمان همسایگانش را نگران کرده است

تسلح مجدد برلین برای بازدارندگی روسیه حیاتی است، اما افزایش محبوبیت راست افراطی آلمان باعث بی‌قراری متحدان شده است

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

تسلح مجدد و سریع آلمان در واکنش به جنگ اوکراین، اگرچه برای بازدارندگی در برابر روسیه ضروری است، اما نگرانی‌های عمیقی را در میان کشورهای اروپایی برانگیخته و بحث‌های تاریخی پیرامون «مسئله آلمان» و موازنه قدرت در قاره سبز را دوباره زنده کرده است. کشورهای همسایه، به‌ویژه لهستان و فرانسه، از تبدیل‌شدن برلین به یک قدرت نظامی بزرگ نگران هستند و نسبت به پیامدهای احتمالی آن، از جمله تغییر موازنه قدرت و احتمال چرخش آلمان به سمت سازش با روسیه، هشدار می‌دهند. این بی‌قراری با ظهور و قدرت‌گیری حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) تشدید شده است؛ حزبی که با رویکردهای ضد اتحادیه اروپا، گرایش به مسکو و زیر سوال بردن تاریخ آلمان، تردیدهای متحدان را نسبت به نیت برلین افزایش داده است. دولت آلمان با صرف نیم‌تریلیون دلار برای نیروهای مسلح، بزرگ‌ترین نوسازی نظامی پس از جنگ سرد را آغاز کرده، اما اولویت دادن به تولیدکنندگان داخلی به جای همکاری‌های دفاعی اروپایی، باعث رنجش شرکای برلین شده است. کارشناسان معتقدند آلمان برای رفع این تردیدها باید تسلح خود را در چارچوب ساختارهای مشترک اروپایی و ناتو ادغام کند تا از سوءتفاهم جلوگیری شود. با این حال، صدراعظم آلمان با چالش داخلی مواجه است؛ چرا که امتیاز دادن به همسایگان در این مسیر ممکن است به تقویت ملی‌گرایان افراطی در داخل بینجامد. در نهایت، آلمان با این پارادوکس روبروست که برای تأمین امنیت اروپا باید قدرت نظامی خود را افزایش دهد، اما این افزایش قدرت، همزمان با کاهش احتمالی نقش ایالات متحده در منطقه، تعادل ظریف سیاسی اروپا را با تهدید بی‌ثباتی مواجه کرده است.

برلین—تسلیحات سریع آلمان نگرانی فزاینده‌ای را در اروپا ایجاد کرده و بحثی قرن‌قدیمی را درباره میزان قدرت سختی که برلین باید داشته باشد، دوباره زنده کرده است.

با پیشی گرفتن حزب «جایگزینی برای آلمان» در نظرسنجی‌ها، این بی‌قراری شدیدتر می‌شود. این حزب راست افراطی که به اختصار AfD نامیده می‌شود، رویکردی موافق با مسکو اتخاذ کرده و می‌خواهد آنچه را «فرهنگ گناه» آلمان در مورد جنایات دوران نازی می‌نامد، پایان دهد.

رادوسلاو سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان و یکی از مقامات معدن لهستانی که مدت طولانی از تقویت ارتش آلمان حمایت کرده بود، هفته گذشته به یک روزنامه آلمانی گفت: «ما بسیار خوب به یاد داریم که آلمانِ مسلح‌شده در دست یک حزب راست افراطی و طرفدار روسیه می‌تواند به کجا ختم شود.»

چند روز قبل، ژان لوک ملانشون، سیاستمدار چپ افراطی که در حال حاضر دومین نفر در نظرسنجی‌های انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۷ فرانسه است، اظهار داشت: «آن‌ها می‌خواهند بزرگ‌ترین ارتش متعارف اروپا را بسازند. اگر رئیس‌جمهور بودم، به آن‌ها می‌گفتم که فکر نمی‌کنم این ایده خوبی باشد.»

فریدریش مرتز در حال سخنرانی در یک رویداد تبلیغاتی انتخاباتی CDU.
نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد فریدریش مرتز منفورترین صدراعظم آلمان در حافظه زنده است.
Dts Nachrichtenagentur/DDP/ZUMA Press

همین چند سال پیش، آلمان به طور گسترده به عنوان کشوری تلقی می‌شد که از بودجه‌های دفاعی متحدان آمریکایی، فرانسوی و بریتانیایی خود سوءاستفاده می‌کند. رئیس‌جمهور ترامپ رهبری گروهی از رهبران غربی را بر عهده داشت که برلین را تحت فشار قرار می‌دادند تا هزینه‌های نظامی خود را متناسب با وزن اقتصادی‌اش افزایش دهد. صدراعظم فریدریش مرتز از آن زمان بیش از نیم تریلیون دلار برای دهه آینده به نیروهای مسلح اختصاص داده است.

با این حال، برخی مقامات اروپایی اکنون شروع به نگرانی کرده‌اند که این انباشت تسلیحات، موازنه قدرت در قاره را تغییر می‌دهد. برخی می‌ترسند که حتی بدون حضور AfD، آلمانِ مسلح‌شده و روسیه به دو قدرت بزرگ قاره تبدیل شوند و برلین ممکن است در نهایت برای اجتناب از درگیری، دوباره به سمت سازش با کرملین حرکت کند.

خریدهای نظامی آلمان تاکنون عمدتاً به سود تولیدکنندگان اسلحه آلمانی بوده است که نگرانی‌ها را تشدید کرده است. مقامات محلی می‌گویند نسبت به نگرانی‌های همسایگان حساس هستند، اما این موضوع هنوز به رویکرد جدیدی منجر نشده است.

این وضعیت یادآور چیزی است که مورخان آن را «مسئله آلمان» می‌نامند؛ بحثی در میان قدرت‌های اروپایی در قرن نوزدهم درباره اینکه یک آلمان متحد تا چه حد می‌تواند قدرتمند شود پیش از آنکه تهدیدی برای صلح باشد. پس از آنکه آلمان دو جنگ جهانی را آغاز کرد، پاسخ روشن شد: نه خیلی زیاد.

آلمان پس از جنگ جهانی دوم در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به رهبری آمریکا تثبیت شد. پس از پایان جنگ سرد، آلمانِ متحد شده بر کسب درآمد و اجتناب از درگیری‌های نظامی تمرکز کرد.

حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین این روند را تغییر داد و بزرگ‌ترین تلاش تسلحی در قاره از زمان سقوط دیوار برلین را آغاز کرد. طبق گزارش مؤسسه کیل برای اقتصاد جهانی، یک اندیشکده مستقل، دولت آلمان تنها در سال گذشته قراردادهای دفاعی به ارزش بیش از سه برابر قراردادها در انگلستان منعقد کرده است.

لوکاش یاسینسکی، کارشناس روابط آلمان و لهستان در مؤسسه لهستان برای امور بین‌الملل، یک اندیشکده مستقر در ورشو، گفت: «این یک انقلاب است و قطعاً تأثیری بر همسایگان آلمان، اتحادیه اروپا و رابطه فراتلانتیکی خواهد داشت. آلمان برای امنیت اروپا حیاتی است، اما نمی‌تواند برای اروپا بیش از حد بزرگ شود.»

پوپولیست‌ها در بیان این ترس‌ها به ویژه تندرو بوده‌اند. کارول ناوروتسکی، رئیس‌جمهور ملی‌گرای لهستان، ماه جاری در سخنانی گفت که آلمان برای ضد لهستانی بودن نیازی به هیتلر ندارد.

تحسین‌هایی که در سال ۲۰۲۲ از تلاش آلمان برای تسلح مجدد شد، برلین را به این باور رساند که دستش باز است، به گفته لیانا فیکس، عضو ارشد مرکز مطالعات اروپا در شورای روابط خارجی در واشنگتن.

او گفت: «درک من گاهی این بود که آن‌ها بیش از حد از شعارهای خودشان مست شده بودند.»

مقاله او با عنوان «هژمون بعدی اروپا: خطرات قدرت آلمان» که در آوریل در مجله فارن افیرز منتشر شد، این توهم را از بین برد. به گفته یک مقام آلمانی، متن توجه مرتز را جلب کرد و او اوایل امسال در واشنگتن با فیکس دیدار کرد.

پیروزی انتخاباتی AfD در ماه جاری در شرق آلمان، جایی که بهترین نتیجه تاریخ خود را کسب کرد، شوک دیگری وارد کرد. این حزب می‌خواهد آلمان از اتحادیه اروپا خارج شود، تحریم‌ها علیه مسکو لغو گردد و خرید انرژی از روسیه از سر گرفته شود. برخی از رهبران آن کارآمدی ناتو را زیر سوال برده‌اند.

آلیس وایدل در حال سخنرانی در دومین روز کارآفرینان گروه پارلمانی AfD.
آلیس وایدل، رئیس AfD
Andreas Gora/DDP/ZUMA Press

در لهستان نگرانی وجود دارد که یک دولت راست افراطی در آلمان ادعاهای ارضی قدیمی علیه همسایه خود را احیا کند. پس از جنگ جهانی دوم، آلمان بخش‌های بزرگی از خاک خود را که تا کالینینگراد (بخشی از روسیه کنونی) امتداد داشت، از دست داد. بیش از ۱۲ میلیون آلمانی از اروپای شرقی اخراج شدند.

آلمان در زمان اتحاد مجدد در سال ۱۹۹۰ رسماً از این سرزمین‌ها چشم‌پوشی کرد، اما برخی رهبران AfD از احساس فقدان در میان برخی اخراج‌شدگان بهره برداری کرده‌اند. در سال ۲۰۲۳، آلیس وایدل، رئیس AfD، از شرق آلمان به عنوان «میتل‌دوتشلاند» یا آلمان مرکزی یاد کرد که برخی سیاستمداران لهستانی آن را نوعی ادعای ارضی پنهان تلقی کردند. سال گذشته، تیو کروپالا، معاون او گفت: «هیچ خطری از سوی روسیه برای آلمان نمی‌بینم»، و افزود که لهستان ممکن است تهدیدی باشد.

صدراعظم‌های قبلی سخت تلاش کردند تا متحدان را همراه نگه دارند. وقتی هلموت کهل برای کسب رضایت فرانسه و انگلستان برای اتحاد مجدد فشار آورد، پیشنهاد داد که اندازه ارتش کشور محدود شود.

این رویکرد با گذشت زمان تغییر کرد. پس از بحران منطقه یورو، آنگلا مرکل نظم مالی سبک آلمانی را بر یونان بدهکار تحمیل کرد و در ازای بسته نجات مالی، خواسته‌های سختگیرانه‌ای مطرح نمود. هنگامی که روسیه کریمه را ضمیمه کرد، او هشدارهای اوکراین و لهستان در مورد افتتاح خط لوله دوم گاز نورد استریم که آلمان را مستقیماً به روسیه متصل می‌کرد، نادیده گرفت.

فیکس گفت که آلمان می‌تواند با پیوند دادن نزدیک‌تر تسلح مجدد خود به اروپا، این تردیدها را برطرف کند. این امر می‌تواند شامل خریدهای مشترک اروپایی، هماهنگی بیشتر و ادغام صنعت دفاعی، و همچنین ساختارهای فرماندهی مشترک در داخل ناتو باشد. همچنین می‌تواند با خواسته دیرینه متحدان کم‌بودجه برای استقراض مشترک در سطح اتحادیه اروپا برای تأمین مالی دفاع موافقت کند.

اما برلین اخیراً از پروژه‌های چند میلیارد یورویی با فرانسه و هلند خارج شد. طبق مؤسسه کیل، تقریباً دو سوم هزینه‌های نظامی سال ۲۰۲۵ به شرکت‌های آلمانی پرداخت شد، حدود ۳۰ درصد صرف تولید آلمانی سیستم‌های عمدتاً آمریکایی گردید و نزدیک به ۱۰ درصد به خارج از اروپا رفت. مبلغ ناچیزی نیز به متحدان اروپایی اختصاص یافت.

حامیان AfD در یک جلسه عمومی در دساو گرد هم آمده‌اند.
AfD می‌خواهد آلمان از اتحادیه اروپا خارج شود، تحریم‌ها علیه مسکو را لغو کند و خرید انرژی از روسیه را از سر بگیرد.
Ksenia Ivanova for WSJ

نگرانی‌ها درباره انباشت تسلیحات آلمان در زمانی تشدید می‌شود که ایالات متحده برنامه‌ریزی می‌کند حضور خود را در قاره کاهش دهد. واشنگتن اغلب نقش میانجی را بین کشورهای اروپایی با منافع متفاوت و رنجش‌های تاریخی ایفا می‌کرد.

ریم ممتاز، پژوهشگر در مؤسسه کارنگی اروپا، گفت که فرانسه نگران است آلمان جایگزین آن به عنوان یک قدرت پیشرو صنعتی-نظامی شود. او افزود که پاریس همچنین معتقد است برلین درک نمی‌کند که عمل در مقیاس بزرگ در سراسر اروپا تنها راه بازدارندگی حملات به منطقه است.

او گفت: «فکر می‌کنم بی‌قراری گسترده‌ای در کل سیستم فرانسه، خواه سیاسی، دیپلماتیک یا نظامی، درباره نقشی که آلمان به نظر می‌رسد می‌خواهد برای خود قائل شود، وجود دارد.»

در یک تلگرام محرمانه که وال استریت ژورنال آن را دیده است، یک دیپلمات اروپایی نوشت که از زمان شروع جنگ در اوکراین، برلین بیش از حد آنچه را که برای آلمان خوب است، لزوماً برای اروپا نیز خوب می‌داند. متحدان آلمان باید برلین را تحت فشار قرار دهند تا با آن‌ها همکاری کند.

کامیل گراند، معاون سابق دبیرکل ناتو، گفت که برخی شکایت‌ها اغراق‌آمیز هستند. به گفته او، آلمان مشغول یک جبران عقب‌ماندگی ضروری است و اشاره کرد که اگر از سال ۱۹۹۰ هدف هزینه‌کرد ناتو یعنی ۲ درصد از خروجی اقتصادی را رعایت می‌کرد، ۴۰۰ میلیارد دلار دیگر صرف دفاع می‌کرد.

او افزود: «آلمان می‌خواهد رهبری را مطالبه کند؛ اما همیشه تلاش بزرگی برای راضی نگه داشتن شرکای خود نمی‌کند.»

دیپلمات‌ها و تحلیلگران شک دارند که مرتز، منفورترین صدراعظم در حافظه زنده، سرمایه سیاسی کافی برای تغییر مسیر داشته باشد. اعطای امتیازات به همسایگان اروپایی در تلاشی برای قابل قبول‌تر کردن تسلح مجدد آلمان برای آن‌ها، حتی ممکن است مخالفان ملی‌گرای مرتز را تقویت کند.

وولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس امنیت مونیخ و دیپلمات سابق، گفت که با توجه به تاریخ قرن بیستم آلمان، تسلح مجدد همیشه ترس‌ها را برمی‌انگیخت. او افزود که آلمان باید به متحدانش اطمینان دهد که این اقدام صرفاً برای fulfillment تعهدات ناتو و اروپایی است.

«مسئله بازگرداندن عظمت به آلمان نیست.»

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com