ترانه رحیمی شب بیست و چهارم ژانویه در خانه دوستانش بود که مردان نقابدار و مسلح به داخل خانه یورش بردند، کیسهای روی سرش انداختند و او را بردند. سپس سراغ خواهر دوقلوی او، رومینا، رفتند.
ماهها پس از آن، عزیزانشان نمیدانستند کجا هستند یا حتی آیا زندهاند یا نه. مادرشان هر جا را برای یافتن دختران ۲۰ سالهاش جستجو کرد، از کارکنان بیمارستانها، دادگاهها و خارج از زندانها درخواست اطلاعات کرد، اما بینتیجه ماند.
در آوریل، یک تماس تلفنی ناشناس دریافت کرد، به گفته یکی از اعضای خانواده. «دخترانتان در زندان دولتآباد هستند. میتوانید وقت ملاقات بگیرید»، تماسگیرنده به او گفت.
وقتی سرانجام دوقلوها را دوباره دید، در زندان زنان اصفهان، مادرشان به سختی آنها را شناخت. صورتهایشان متورم بود و طاسیهایی در موهایشان دیده میشد که کنده شده بودند. آنها داستانهای دلهرهآوری از دوران بازداشت خود تعریف کردند؛ جایی که طبق اطلاعات کسبشده توسط خویشاوندان و وکلایی که پرونده را بررسی کرده بودند، مورد شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفته بودند.
سخنگوی دولت ایران به درخواستی برای اظهار نظر پاسخ نداد.
اعترافات اجباری و شکنجه
ترانه و رومینا رحیمی از بارزترین نمادهای سرکوب وحشیانه رژیم علیه اعتراضات گستردهای هستند که ایران را در ژانویه فرا گرفت. واکنش امنیتی منجر به کشته شدن هزاران نفر شد. اکنون، پیامدهای این رویداد در زندانها و دادگاههای سراسر کشور در حال رخ دادن است، زیرا مقامات با موجی از اعدامها و احکام طولانیمدت زندان پیگیری میکنند تا هر نشانهای از ناآرامی ناشی از تحریمهای آمریکا و محاصره بنادر ایران را خاموش کنند.
بر اساس گزارش «فعالان حقوق بشر در ایران»، یک گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا که وضعیت کشور را رصد میکند، حدود ۵۰,۰۰۰ نفر در ارتباط با قیام بازداشت شدند. بسیاری بدون رد و نشانی ناپدید شدند. دیگران با اتهامات مبهم امنیت ملی که مجازاتهای سنگینی دارند، مانند «محاربه» (جنگیدن با خدا)، متهم شدهاند. به گفته وکلا و گروههای حقوق بشری، متهمان اغلب از داشتن وکیل انتخابی محروم میشوند و تحت شکنجه مجبور به اعتراف میگردند. احکام سنگین معمولاً پس از این محاکمات صوری صادر میشود.
خواهران رحیمی در میان ۱۶ متهمی بودند که به دلیل نقش ادعاییشان در ناآرامیهای اطراف میدان شهدای اصفهان در اوایل امسال بازداشت شدند. این شهر مرکزی ایران، که به معماری اسلامی با کاشیکاریهای آبی معروف است، به کانون اصلی سرکوب قضایی ادامهدار تبدیل شده است.
دوقلوها سه ماه اول را در مرکز بازداشتی ادارهشده توسط بخش اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گذراندند، جایی که مورد شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفتند.
بخش زیادی از شکنجهها روانی بود، طبق اطلاعات کسبشده توسط خویشاوندان و وکلای حقوق بشری آشنا با پرونده. خواهران به صورت جداگانه در انفرادی نگه داشته میشدند، اما میتوانستند فریادها و گریههای یکدیگر را از دور بشنوند. آنها را مجبور میکردند شکنجه زندانیان مرد را تماشا کنند. ترانه هنگامی که بارها با چوب روی پا، زانو، دست و بازویش کوبیده شد، آسیبهای جسمی شدید دید، به گفته وکلا و خویشاوندان.
قضاوت و صدور حکم
دوقلوها در زندان ۲۱ ساله شدند. در پایان آگوست، ترانه همراه با نه نفر دیگر به اعدام محکوم شد. رومینا حکم ۲۵ سال زندان گرفت. اگرچه امکان تجدیدنظر در این محکومیتها وجود دارد، اما گروههای حقوق بشری نگرانند که اعدامها به سرعت اجرا شوند.
خویشاوندان ترانه میترسند که او به زودی اولین زنی باشد که در ایران به دلیل ارتباط با اعتراضات اعدام میشود. «هر شب میترسیم که اتفاق بیفتد»، مسعود نورمحمدی، پسرعموی دوقلوها که در آمریکا ساکن است، گفت. «ممکن است هر لحظه باشد.»
تاکنون، حداقل ۲۹ نفر در ایران به دلیل ارتباط با اعتراضات اعدام شدهاند، همه مرد، به گفته گروههای حقوق بشری. از جمله صالح محمدی، قهرمان کشتی، که ۱۹ روز قبل از اعدامش در مارس ۱۹ ساله شد. محکومیتها اغلب بر اساس اعمالی بود که معمولاً مجازات اعدام ندارند. سasan آزادوار جوناقانی، ۲۱ ساله، به دلیل دعوت نیروهای امنیتی به ترک خدمت و شکستن پنجره اتوبوس پلیس محکوم و اعدام شد، به گفته «هیومن رایتز واچ».
«مقامات مدتهاست از مجازات اعدام و اعدامهای سریع به عنوان ابزارهای سرکوب سیاسی استفاده میکنند. آنچه اکنون میبینیم تشدید عظیمی از این الگو است»، بهمن صبا، پژوهشگر امور ایران در «هیومن رایتز واچ» که بسیاری از پروندههای اعدام را بررسی کرده، گفت. «این پیام روشنی است که میفرستند تا ترور ایجاد کنند و از اعتراضات دیگر جلوگیری کنند.»
قیام اصفهان
قبل از پیوستن به اعتراضات خیابانی، ترانه و رومینا چندان سیاسی نبودند. مانند بسیاری از همسنوسالانشان، آنها خواهان حکومتی سکولار و دموکراتیک بودند که آنها را از قوانین اجتماعی سختگیرانه رژیم آزاد کند. آنها سعی میکردند همچنان تا حد ممکن آزاد زندگی کنند، با دوستانشان رانندگی میکردند و در ساحل مهمانی میرفتند—کارهایی که جوانان ۲۰ ساله در همه جای دنیا انجام میدهند اما در جمهوری اسلامی میتواند دردسرهای جدی ایجاد کند.
رومینا، سرکشترِ دو نفر، رگههای رنگشده در موهای بلند و تیرهاش داشت که اغلب آنها را پوشانده نمیگذاشت. او به مد علاقه داشت و عادت سیگار کشیدنش را در شبکههای اجتماعی به نمایش میگذاشت.
«رومینا کسی است که جواب منفی را قبول نمیکند. او به شدت مستقل است. او نمونه کاملی از زنان نسل زد (Gen-Z) ایران است»، نورمحمدی، پسرعموی او، گفت. «ترانه بسیار مهربان است، مردم را دوست دارد، حیوانات را دوست دارد.»
ترانه به ویژه اسبها را دوست داشت. او به صورت رقابتی اسبسواری میکرد و آنها را تربیت مینمود، اشتیاقی که در حال تبدیل آن به حرفه بود. «اگر قرار است زندگی مرا زمین بزند، ترجیح میدهم از پشت اسبی در حال تاختن باشم تا زیر فشار زندگی»، او در پستی در اینستاگرام نوشت که در حال نوازش اسبی قهوهای روشن دیده میشد.
اعتراضاتی که اواخر دسامبر به دلیل مشکلات اقتصادی ایران آغاز شده بود، تا اوایل ژانویه از نظر اندازه و دامنه گسترش یافته بود، به طوری که بسیاری از ایرانیان خواهان فروپاشی رژیم تئوکراتیک (حکومت دینی) بودند.
رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، از جنبه اعتراضات بهره برد و از ایرانیان خواست در روزهای ۸ و ۹ ژانویه به خیابانها بریزند. ترانه و رومینا به فراخوان پهلوی پاسخ دادند، به گفته پسرعموی آنها.
دوقلوها در تجمعات اطراف میدان شهدای اصفهان شرکت کردند—منطقهای تجاری که آنها خوب میشناختند چون هر دو پارهوقت در مغازه کفشفروشی آنجا کار میکردند. در جریان ناآرامیهای اطراف میدان، دو نفر کشته شدند: یک عضو سپاه پاسداران و یک بیخانمان.
پرونده علیه دوقلوها و سایر متهمان در دادگاه میدان شهدا تا حدی بر اساس اتهاماتی است که آنها در تهیه تعداد کمی کوکتل مولوتوف در داخل مغازه کفشفروشی نزدیک میدان نقش داشتهاند، به گفته «دادبان»، گروهی از وکلا. خانواده میگوید هیچ مدرکی دال بر involvement آنها در فعالیت خشونتآمیز وجود ندارد.
پس از علنی شدن داستان آنها، کارکنان زندان ترانه را با محروم کردن از غذا تنبیه کردند و به جای آن، باقیمانده غذای سایر زندانیان را به او میدادند، به گفته نورمحمدی.
متهمان میدان شهدا عمدتاً به «محاربه» محکوم شدند، محکومیتهایی مبتنی بر شواهد ساختگی و اعترافات استخراجشده از طریق تهدید، شکنجه و سوءاستفاده جنسی، به گفته معین خزائلی، وکیل حقوق بشری در «دادبان».
این اولین بار نیست که نیروهای امنیتی ایران از زندانیان سیاسی سوءاستفاده میکنند. «عفو بینالملل» و سازمان ملل متحد استفاده گسترده از شکنجه جسمی و تجاوز جنسی علیه زندانیان دستگیرشده در پی اعتراضات حقوق زنان در سال ۲۰۲۲ را مستند کردهاند. احکام اعدام راه دیگری برای تنبیه مخالفان و ارسال پیامی علیه هر کس دیگری است که فکر سخن گفتن دارد.
«پرونده میدان شهدا نمونه کاملی از نحوه استفاده جمهوری اسلامی از مجازات اعدام به عنوان ابزاری برای ترساندن و سرکوب مردم ایران است»، خزائلی گفت. «پیام سیاسی این است: وقتی به خیابان میآیید یا بعد از آن، شما را با استفاده از مجازات اعدام خواهیم کشت.»