اشتراک
کاپیتان فاروق وارد آب‌های عمیق‌تر می‌شود
کاپیتان فاروق وارد آب‌های عمیق‌تر می‌شود
اخبار جهانی ایران خاورمیانه و شمال آفریقا

آب‌های ناآرام: زندگی در زمان جنگ برای ایرانیان تنگه هرمز

علی‌رغم حملات هوایی آمریکا و اسرائیل و حملات تهران به کشتیرانی، این آبراه همچنان باید خط نجاتی برای کسانی باشد که در آنجا زندگی و کار می‌کنند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

کاپیتان فاروق، با ۱۸ سال سابقه فرماندهی، هر شب با فریدبوت خود میان بندرعباس و جزیره هرمز در تنگه هرمز تردد می‌کند؛ آبراهی که خانه دوم اوست. از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، تردد متوقف نشده، اما شمار مسافران کاهش یافته و سفر خطرناک‌تر شده است. صدای انفجارها که مشخص نیست دفاع هوایی است یا حملات، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده و مسافران کم‌کم به آن عادت کرده‌اند. به گفته منابع دولتی، حملات به بندرعباس به ۷۶۰ کشتی صیادی و تجاری آسیب زده و فریدبوت فاروق نیز هنگام پهلوگیری آسیب دیده است. از سوی دیگر، نیروهای ایرانی بارها به کشتی‌های عبوری حمله کرده‌اند؛ تنها در هفته اول اکتبر حداقل ۱۲ حمله به تانکرها گزارش شد که قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند. اما فراتر از تیترهای خبری، تنگه هرمز پیش از هر چیز خط نجات ساکنان استان هرمزگان است. صیادان، کاپیتان‌ها و کارگران بندری معیشت خود را از آن می‌گیرند و جنگ کارشان را دشوارتر کرده است. عنور سادات، صیاد ۳۸ ساله، از کندی کسب‌وکار و کشته شدن همکارانش می‌گوید و عبدالسلام، زباله‌جمع‌کن ۴۵ ساله، سواحل نزدیک بندر را در اوج جنگ «جهنم» توصیف می‌کند. در مقابل، زندگی در جزیره هرمز متفاوت است؛ جزیره‌ای که به «بهشت هیپی‌ها» شهرت دارد و ایرانیان آن را «آزاد» می‌دانند. یاشار، موج‌سوار ۳۵ ساله، از «ریتمی متفاوت» و حس حمایت متقابل میان حدود ۸۰۰۰ ساکن می‌گوید. دولت بخش‌هایی از شمال جزیره را بسته، اما زندگی در سایر مناطق ادامه دارد. عمران، راهنمای گردشگری، می‌گوید گردشگری بیشترین ضربه را خورده و مسافرخانه‌ها، رستوران‌ها و کافه‌ها بسته مانده‌اند، زیرا اقتصاد جزیره به گردشگری و ماهیگیری وابسته است که هر دو مختل شده‌اند. با این حال، ساکنان از بلندی‌های جزیره جنگ را از دور تماشا می‌کنند؛ تانکرها همچنان لنگر انداخته‌اند و انفجارها به‌طور منظم شنیده می‌شوند. خاله کنیز، نقاش ۶۷ ساله و زاده هرمز، به پرسش ترک جزیره می‌خندد: «چرا باید برویم؟ کجا برویم؟ خانه‌ها و زندگی ما همین‌جاست.»

فاروق در حال کنترل فری‌بوت، سیلوئت او در برابر دریای آسمان از پنجره‌ها
مردم و وسایل نقلیه در کنار اسکله از طریق پنجره فری‌بوت دیده می‌شوند

کاپیتان فاروق فرمان را می‌چرخاند و تماشا می‌کند که پایانه فری‌بوت بندرعباس کوچک‌تر می‌شود، چراغ‌های روشن آن در دوردست سوسو می‌زنند.

جلوی او، رادار ناوبری به طور دوره‌ای بوق می‌زند و چراغ‌های سبز و صورتی‌اش در تاریکی می‌درخشند. فری‌بوت که امروز حدوداً ظرفیت نصف دارد و تقریباً ۱۰۰ مسافر سوار بر آن هستند، دور می‌زند و به سمت تاریکی تنگه هرمز حرکت می‌کند.

فاروق، ۳۹ ساله، راحت در کابین خود نشسته و افق کاملاً سیاه را تماشا می‌کند در حالی که به سمت جزیره هرمز، فاصله‌ای کوتاه حدوداً نیم‌ساعته از بندر حقانی در سرزمین اصلی ایران، با هزینه ۳۴۰ هزار تومان (حدوداً ۱ پوند) حرکت می‌کند. او آرام است و لبخند می‌زند وقتی وارد آب‌های عمیق‌تر می‌شود. او ۱۸ سال است که کاپیتان بوده و تنگه هرمز خانه دوم اوست.

فاروق می‌گوید از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه، تردد متوقف نشده است، هرچند تعداد مسافران کاهش یافته و سفر خطرناک‌تر شده است. ماه‌هاست که فاروق صدای انفجارهایی را از تنگه می‌شنود و مشخص نیست آیا این‌ها دفاع هوایی است یا حملات، یا هر دو. امشب هم تفاوتی ندارد.

یک کشتی باربری لنگر انداخته در تنگه هرمز، دیده شده از میان شاخه‌های لخت دریاچه مه‌آلود
یکی از کشتی‌های لنگر انداخته در تنگه هرمز

داخل فری‌بوت، مسافران می‌گویند به صداها عادت کرده‌اند و تا حدی به خود جنگ نیز. چای می‌نوشند و سیگار می‌کشند. برخی چرت می‌زنند، در حالی که دیگران با فرزندان خود بازی می‌کنند. هوا گرم و مرطوب است، جو سنگین و پنجره‌ها مه گرفته‌اند.

حتی با وجود آتش‌بس شکننده، اینجا در ساحل، به سختی احساس می‌شود که جنگ متوقف شده است.

به گفته منابع دولتی ایران، حملات به بندر جنوبی بندرعباس به ۷۶۰ کشتی صیادی و تجاری آسیب رسانده است. فاروق می‌گوید فری‌بوت خودش نیز هنگام پهلو گرفتن در بندر توسط ترکش‌ها آسیب دید، هرچند سریعاً تعمیر شد.

از آغاز جنگ، نیروهای ایرانی بارها به کشتی‌هایی که سعی در عبور از تنگه داشتند حمله کرده‌اند. فقط در هفته اول اکتبر، حداقل ۱۲ حمله به تانکرهای نفت، گاز طبیعی مایع و گاز نفتی مایع گزارش شده است که قیمت نفت را دوباره به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند.

با افزایش فشار بر رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، پیش از انتخابات میاندوره‌ای، شایعه شده است که او دوباره در حال بررسی حملات است.

صیادان و قایق‌ها روی ساحل
صیادان بازگشته از دریا
دو صیاد جعبه‌ای را در ساحل حمل می‌کنند با قایق کوچک در پس‌زمینه
مردم اطراف غرفه‌های پوشیده در حال فروش ماهی در کنار جاده
صیادان در بندرعباس در حال فروش صید خود در خیابان

اما فراتر از تیترهای خبری و بازارهای جهانی، تنگه پیش از هر چیز خط نجات بسیاری از ایرانیان ساکن استان جنوبی هرمزگان است.

مرد ایستاده، دیگری نشسته روی اسکله کوچک در دریا با خورشید در پس‌زمینه
ساکنان محلی در حال ماهیگیری برای مصرف روزانه خود
مرد خم شده در حال جمع کردن نخ ماهیگیری در لبه آب
ساحل جزیره هرمز.

صیادان، کاپیتان‌ها و کارگران بندری همه برای معیشت خود به تنگه وابسته‌اند و جنگ کار آنان را به طور فزاینده‌ای دشوار کرده است. صیادان دیگر نمی‌توانند به همان اندازه قبلی به دریا بروند، بندرها مورد حمله قرار گرفته‌اند و بسیاری از مردم در ماه‌های اولیه جنگ بندرعباس را ترک کردند و به روستاهای کوچک‌تر و دورافتاده‌تر برای یافتن امنیت گریختند.

سادات پشت پیشخوان با چند ماهی کامل نمایش داده شده
عنور سادات، که در بازار ماهی بندرعباس کار می‌کند

عنور سادات، صیاد ۳۸ ساله‌ای که در بازار ماهی بندرعباس کار می‌کند، می‌گوید کسب‌وکار کند شده و تأمین هزینه‌های زندگی روزبه‌روز دشوارتر شده است.

«قایق‌های ماهیگیری نمی‌توانند مانند قبل از جنگ آزادانه به دریا بروند و تحرک ما محدود شده است»، او می‌گوید و اضافه می‌کند که چند نفر از همکارانش در شهر در حملات کشته شده‌اند.

دو نفر در پیش‌زمینه در حال بغل کردن با دو نفر دیگر در پشت در حال صحبت در صندوق
حسن، ۲۸ ساله، صاحب کافه – هشت سال است که کافه‌ای در جزیره اداره می‌کند
دو نفر نشسته در حال بازی تخته‌ای با پیشخوان کافه در پشت
حسن ایستاده پشت پیشخوان کنار دستگاه قهوه‌ساز

«اینجا جهنم بود»، می‌گوید عبدالسلام، زباله‌جمع‌کن ۴۵ ساله. او می‌گوید سواحل، به ویژه آن‌هایی که نزدیک بندر بودند، در اوج جنگ از خطرناک‌ترین مکان‌ها بودند و حملات سنگینی را توصیف می‌کند که او را مجبور کرد تقریباً به طور کامل کار خود را متوقف کند تا از خطر اجتناب کند.

اما زندگی در جزیره متفاوت بوده است، فاروق توضیح می‌دهد در حالی که وارد بندر کوچک و کم‌نور جزیره هرمز می‌شود، آخرین عبور روز او قبل از بازگشت به خانواده‌اش برای شب.

یاشار در دریا ایستاده و به دوربین نگاه می‌کند در حالی که تخته و پارو را نگه داشته است
یاشار، موج‌سوار ۳۵ ساله
قایق روی ساحل شنی در پیش‌زمینه با مردمی در دریا در پشت
گروهی از زنان محلی در حال شنا در ساحل جزیره هرمز

جزیره هرمز از مدت‌ها پیش به عنوان نوعی «بهشت هیپی‌ها» شناخته شده است، جایی که ایرانیان آن را «آزاد» می‌دانند. هنرمندان و خلاقان از شهرهای بزرگ‌تر برای یافتن آرامش به اینجا آمده‌اند؛ زنان در لباس شنا می‌گردند، نویسندگان و نقاشان فضایی برای کار پیدا می‌کنند و زندگی کندتر پیش می‌رود. اینجا «عشق و جادو» وجود دارد، همانطور که یاشار، موج‌سوار ۳۵ ساله، می‌گوید، «ریتمی متفاوت».

یاشار می‌گوید زندگی اینجا تغییر کمی کرده است، هرچند جنگ برخی محدودیت‌های جدید و تعدادی حمله، عمدتاً به زیرساخت‌ها، را به همراه آورده است. حدود ۸۰۰۰ ساکن تلاش می‌کنند از یکدیگر حمایت کنند و حس آزادی‌ای که جزیره را متمایز کرده است را حفظ کنند، او اضافه می‌کند.

مردی سوار بر سه‌چرخ موتوری قرمز رنگ از کنار کوه سنگی بزرگ در جزیره عبور می‌کند
عمران، راهنمای گردشگری ۴۵ ساله – بخش گردشگری تحت تأثیر درگیری قرار گرفته است
راهنمای گردشگری از داخل کلبه سایه‌دار به سمت زمین شنی و ساختمان‌ها و دریا نگاه می‌کند
منگوله‌ها از قاب قرمز آویزان هستند و به دریای مه‌آلود با کشتی دوردست نگاه می‌کنند
کلبه‌های گنبدی شکل هتل ماجرای هرمز در غروب آفتاب نزدیک دریا روی دامنه تپه پوشیده شده‌اند
هتل ماجرا، همچنین به عنوان اقامتگاه رنگین‌کمان شناخته می‌شود، یکی از جاذبه‌های هرمز است. از ابتدای جنگ بسته شده است

دولت بخش‌هایی از شمال جزیره هرمز را بسته است، اما فراتر از مناطق اکنون محدود، زندگی ادامه داشته است، او توضیح می‌دهد. «تا زمانی که به شمال نروی، کاری با تو ندارند»، او درباره ارتش می‌گوید.

در جزیره هرمز، زمین نارنجی زنده با رگه‌های معدنی بین تپه‌های خاکستری سنگی پیچ می‌خورد
دره نمک در جزیره هرمز، یکی از جاذبه‌های گردشگری جزیره

«بخش گردشگری بیشترین ضربه را خورد»، می‌گوید عمران، راهنمای گردشگری ۴۵ ساله، و اضافه می‌کند که ترجیح می‌دهد فقط با نام کوچکش صدا زده شود. «مسافرخانه‌ها و اقامتگاه‌های خانوادگی همچنان بسته هستند، همانطور که رستوران‌ها و بسیاری از کافه‌ها نیز.» بازدیدکنندگان از زمان جنگ عمدتاً نیامده‌اند، که ضربه سنگینی به جزیره‌ای وارد کرده است که اقتصادش به گردشگری و ماهیگیری وابسته است، هر دو مختل شده‌اند.

صخره‌های سفید سنگی در تنگه هرمز دریای مه‌آلود را قاب گرفته‌اند با کشتی دوردست
یکی از کشتی‌های لنگر انداخته در تنگه هرمز

عمران می‌گوید از قسمت‌های بلندتر جزیره، در روزهای صاف، زمانی که مه بالا می‌رود و هوای مرطوب پاک می‌شود، می‌توان تا عمق تنگه و تا کوه‌های خصب در عمان را دید.

ساکنان از این کوه‌های خشک و بی‌آب و علف با سنگ‌های قرمز و سفید بالا رفته‌اند و گاهی جنگ را از دور تماشا کرده‌اند. تانکرها همچنان در تنگه لنگر انداخته‌اند، انفجارها به طور منظم شنیده می‌شوند. با این حال، ساکنان همچنین می‌گویند جنگ آن‌ها را از جزیره بیرون نرانده است.

خاله کنیز، نقاش، در کنار اثر نقاشی‌شده‌ای از اشخاص می‌خندد
خاله کنیز، نقاش ۶۷ ساله

خاله کنیز، نقاش ۶۷ ساله‌ای که در هرمز متولد و بزرگ شده است، وقتی پرسیده می‌شود که آیا در فوریه، در ابتدای جنگ، به ترک جزیره فکر کرده است، می‌خندد.

«چرا باید برویم؟ کجا برویم؟ خانه‌ها و زندگی ما همینجاست.»

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: theguardian.com