ایالات متحده اوایل سال جاری با اعلام کاخ سفید مبنی بر اینکه دستیابی به جزیره گرینلند یک اولویت امنیت ملی است و حتی گزینههای نظامی را نیز مطرح کرد، بحرانی فراتر از اقیانوس اطلس ایجاد کرد. در پاسخ، رهبران گرینلند و دانمارک قاطعانه بر خودمختاری این سرزمین تأکید کردند و هشدار دادند که حمله به آن، همکاری ناتو را متوقف خواهد کرد. اگرچه ترامپ بعداً این تهدید را پس گرفت، اما این حادثه در کنار اظهارات او درباره کانادا، متحدان ناتو در قطب شمال را به افزایش قابل توجه هزینههای دفاعی و آمادگی خود واداشته است.
سیاست ایالات متحده در قطب شمال نیز در حال تغییر است. پس از سالها بیتوجهی، این منطقه سرانجام توجه و بودجه جدی دریافت میکند. کنگره مجوز ساخت یخشکنهای سنگین و متوسط، بهبود زیرساختها در امتداد آلاسکا و ماهوارههای هشدار موشکی قطبی را صادر کرده است. با افزایش منافع تجاری و نظامی، واشنگتن اکنون باید برای تجمیع منابع، ادغام دفاعی و نوآوری فناورانه برای مقابله با پیشرفتهای روسیه و چین، با متحدان قطب شمال همکاری نزدیک داشته باشد.
با این حال، اعتماد همچنان شکننده است. بیاعتمادی و ترس میتواند پیشرفتهایی را که متحدان ناتو به دست آوردهاند، از بین ببرد. اظهارات تحریکآمیز اخیر رئیسجمهور ایالات متحده، درست در زمانی که منطقه در نقطه عطفی قرار دارد، اتحادها را تهدید میکند. اگر واشنگتن به تحریک بیمورد تنشها ادامه دهد، خطر از بین بردن بهترین فرصت برای ایجاد یک استراتژی دفاعی یکپارچه را به جان میخرد که منافع ایالات متحده و متحدانش را برای دهههای آینده محافظت خواهد کرد.
دشمنان به طور کامل ارزش استراتژیک قطب شمال را درک کردهاند و به سرعت در حال گسترش قابلیتهای دوگانه خود در آنجا هستند. روسیه به طور معمول کابلهای زیردریایی اقیانوس اطلس شمالی را تهدید میکند، در حالی که زیردریاییهای هستهای، موشکهای مافوق صوت و سیستمهای پهپادی زیردریایی آن برای دور زدن دفاع ناتو طراحی شدهاند. پنج یخشکن پکن اکنون به طور منظم به اقیانوس منجمد شمالی مرکزی سفر میکنند و ناوگان خود را بین آبهای مورد مناقشه ایالات متحده-روسیه و گرینلند-سیبری تقسیم میکنند تا زمینهای حیاتی بستر دریا را برای استخراج معدن نقشهبرداری کنند. اسلو اخیراً یک تبعه چینی را در نزدیکی یک ایستگاه زمینی ماهوارهای بسیار استراتژیک دستگیر کرد که نشان میدهد چگونه فعالیتهای علمی و تجاری مستقیماً به جمعآوری اطلاعات نظامی کمک میکنند.
قطب شمال ممکن است سرانجام بودجه و توجهی را که شایسته آن است، دریافت کند.
اقیانوسهای قطب شمال، اقیانوس آرام شمالی و اقیانوس اطلس به عنوان حائلهای حیاتی عمل میکنند، اما تنها در صورتی که ایالات متحده و ناتو بتوانند به طور مشترک آنها را گشتزنی و نظارت کنند. دفاع از این مرزها نیازمند همکاری بیوقفه است: متحدان اروپایی زیردریاییهای روسی را قبل از رسیدن به حریم هوایی آمریکای شمالی شناسایی میکنند؛ دفاع موشکی ایالات متحده به سایتهای گرینلند و کانادا متکی است؛ مشارکتهای گارد ساحلی نقاط گلوگاهی یخی را گشتزنی میکنند؛ و مناطق آموزشی نوردیک، نیروهای آمریکایی آموزشدیده در هوای سرد را تقویت میکنند.
شبکههای شناسایی به سرعت در حال بهبود هستند. ماهوارههای قطبی جدید، کشتیهای گشتزنی قطب شمال و شبکههای حسگر در حال استقرار هستند. ناتو اکنون گروههای رزمی را در سوئد و فنلاند، به علاوه یک نیروی ویژه برای ردیابی تهدیدات خودمختار، اداره میکند. مذاکرات ماهانه بین مقامات دانمارک، گرینلند و ایالات متحده در حال مذاکره برای بازگشایی تأسیسات نظامی در امتداد گرینلند برای تسریع زمان واکنش است. با این حال، کارهای بسیار بیشتری برای بازدارندگی مؤثر فعالیتهای خصمانه رو به رشد باقی مانده است.
با وجود اصطکاک دیپلماتیک، حرکت برای همکاری عمیقتر امنیتی در قطب شمال در حال افزایش است. یک بیانیه مشترک هفت کشور، ایالات متحده، کانادا، دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد را به همکاری نزدیکتر متعهد کرد. برای تبدیل این به یک سپر متحد و متصل، شرکا باید قابلیتهای نظامی را همسو کنند، تبادل دادهها را استانداردسازی کنند و سیستمهای فضایی، دریایی و زمینی را یکپارچه سازند.
مشارکتهای اساسی از قبل وجود دارد. همکاری مشترک یخشکنها با کانادا و فنلاند، تولید ناوگان جدید یازده کشتی یخشکن ایالات متحده را به شدت تسریع خواهد کرد. در همین حال، پنج شریک به طور جمعی هواپیماهای P-8 و پهپادهای ساخت ایالات متحده را برای شکار زیردریاییهای روسی خریداری میکنند. نروژ و بریتانیا در حال ساخت چهارده ناوچه برای گشتزنی زیردریایی هستند و با موفقیت فعالیتهای روسیه را در نزدیکی کابلهای داده حیاتی رهگیری میکنند.
کشتیها و زیردریاییها به تنهایی شمالگان را امن نخواهند کرد. متحدان باید نظارت در آبهای عمیق و مداری را گسترش دهند، شبکههای اطلاعاتی معادل «پنج چشم» (Five Eyes) را یکپارچه کنند و اطمینان حاصل کنند که پایگاههای عملیاتی پیشرو کاملاً قابل همکاری هستند.
ناتو وسیله ایدهآلی برای یکپارچه کردن این تلاشهای پراکنده است. پیمان اتحاد باید شامل همه اعضای توانمند—بریتانیا، فرانسه، آلمان، هلند و متحدان شرقی—باشد تا پوشش جامع را تضمین کند. امنیت قطب شمال آنقدر حیاتی است که نمیتوان آن را به تعداد انگشتشماری از کشورهای ساحلی محدود کرد.
ایالات متحده همچنین باید ساختار فرماندهی نظامی خود را بازسازی کند. در حال حاضر، مسئولیت قطبی بین فرماندهیهای شمالی، اروپایی و هند و اقیانوس آرام تقسیم شده است و گارد ساحلی خارج از زنجیره رزمی قرار دارد. ادغام اینها تحت یک فرماندهی اختصاصی قطب شمال، نقاط کور اطلاعاتی را از بین میبرد و واکنش سریع را ساده میکند. اگرچه از نظر سیاسی دشوار است، اما بازسازی برای اداره یک مرز به طور فزاینده نظامیشده ضروری است.
دانش علمی، بنیانی است که تجارت و امنیت قطب شمال بر آن بنا شده است.
همکاری بخش دولتی و خصوصی نیز به همان اندازه حیاتی است. طرح اقدام دریایی بر بهرهگیری از ماهوارههای تجاری، پهپادها و زیرساختهای دوگانه برای پر کردن شکافها در نظارت دولتی تأکید دارد. از آنجایی که واشنگتن با فواصل وسیع روبرو است، باید شرکتهای انرژی، جوامع بومی و خطوط کشتیرانی را توانمند سازد تا فعالیتهای خصمانه را گزارش دهند و در واکنش اضطراری کمک کنند.
در نهایت، مأموریتهای علمی باید با اهداف امنیتی همسو شوند. تحقیقات زیستمحیطی مستقیماً به ناوبری، استخراج منابع و تشخیص زودهنگام کمک میکند. قانونگذاری دوحزبی باید از استفاده قدرتهای رقیب از علم به عنوان پوشش جاسوسی جلوگیری کند، در حالی که مطالعات اقلیمی و بستر دریا تحت رهبری ایالات متحده را تسریع بخشد.
پنتاگون و وزارت امنیت داخلی در حال تدوین استراتژیهای همپوشان هستند که خطر تکرار را به همراه دارد. ادغام این طرحها، در کنار اعتبارات دفاعی تکمیلی، باید تأمین مالی زیرساختهای مشترک را در اولویت قرار دهد: گرههای عملیاتی پیشرو، ماهوارههای مداری و حسگرهای صوتی بستر دریا. بودجهبندی یکپارچه، اصطکاک بوروکراتیک را از بین خواهد برد.
خطر واقعی وجود دارد که ابتکارات قطب شمال در میان بحرانهای جهانی رقیب رها شوند. اگر واشنگتن به تهدید حاکمیت متحدان ادامه دهد، برنامهریزی دفاعی اروپا و کانادا به جای همکاری، به سمت دفاعی تغییر جهت خواهد داد. پنجره همسویی استراتژیک در حال بسته شدن است.
واشنگتن تمام منابع لازم را برای ایجاد یک معماری دفاعی منسجم و انعطافپذیر در قطب شمال در اختیار دارد. انتخاب اتحاد به جای رویارویی، منطقه را در برابر فشار فزاینده دشمنان ایمن خواهد کرد. عدم اقدام امروز، آسیبپذیری بیشتر فردا را تضمین میکند.