فروپاشی آتشبس میان آمریکا و ایران، دو جبهه درگیری را دوباره گشوده است: یکی نظامی و دیگری اقتصادی. در حالی که واشنگتن حملات خود را افزایش داده و به دنبال خفه کردن صادرات نفت ایران است، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، روز دوشنبه اعلام کرد که اقتصاد ایران «مهمترین میدان نبرد» این کشور است.
چه اتفاقی افتاد
آرامش اقتصادی که ایران تحت آتشبس ماه گذشته از آن برخوردار بود، به سرعت در حال از بین رفتن است. در ۱۴ ژوئیه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، محاصره بنادر ایران را از سر گرفت و معافیتی را که به تهران اجازه داده بود پس از امضای تفاهمنامه ۶۰ روزه با واشنگتن در ماه ژوئن، صادرات نفت را از سر بگیرد، لغو کرد.
این توافق به طور موقت تحریمها را در ازای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز به روی کشتیرانی تجاری توسط ایران، کاهش داده بود و به اقتصاد بحرانزده این کشور کمک حیاتی و سایر مشوقهای مالی را ارائه میکرد.
دولت ترامپ اکنون به دنبال معکوس کردن این دستاوردها با از سرگیری درگیریها است و محدودیتهای اقتصادی جدید را با حملات به زیرساختها همراه کرده است. در ۹ ژوئیه، ایالات متحده به پل راهآهن آق تپه خان ایران، یک مسیر استراتژیک حمل و نقل کالا که ایران را به آسیای مرکزی، چین و روسیه متصل میکند، حمله کرد.
اقتصاد ایران در حالی که فشار بر خانوادههایی که از قبل با استرس شدید روبرو هستند، افزایش مییابد، در آستانه فروپاشی است. ارزش پول این کشور همچنان به پایینترین حد خود میرسد و در ماه ژوئیه به طور موقت از ۱.۹۵ میلیون تومان در برابر دلار آمریکا گذشت و تا روز دوشنبه حدود ۱.۸۹ میلیون تومان تثبیت شد، این آمار طبق گزارش بونباست (Bonbast)، ردیاب نرخ ارز است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم سالانه این کشور در ماه ژوئن به رکورد ۸۸.۶ درصد رسید که از ۸۳.۹ درصد در ماه مه افزایش یافته است.
اقتصاد ایران مدتها قبل از تشدید اخیر بحران، در وضعیت بحرانی قرار داشت. تظاهرات بر سر افزایش قیمتها و بدتر شدن استانداردهای زندگی در ماه ژانویه آغاز شد که منجر به سرکوب مرگبار دولتی شد. جهاد ازعور، مدیر صندوق بینالمللی پول در خاورمیانه، اخیراً به المانیتور گفت که تحریمها ایران را قبل از درگیری به رشد منفی، ابرتورم و کاهش شدید ارزش پول کشانده بود و جنگ احتمالاً فعالیتهای اقتصادی را بیشتر تضعیف کرده و قیمتها را افزایش خواهد داد. بانک جهانی در چشمانداز منطقهای خود در ماه آوریل تخمین زد که اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶، ۲.۷ درصد کوچک خواهد شد و به دلیل عدم قطعیت بسیار بالا، از انتشار پیشبینیهای بلندمدت خودداری کرد.
چرا این موضوع اهمیت دارد
با این حال، آتشبس ماه ژوئن، پشتوانه مالی قابل توجهی، هرچند موقت، برای تهران فراهم کرد. بر اساس دادههای جمعآوری شده توسط گروه مدافع «متحد علیه ایران هستهای» (United Against Nuclear Iran) مستقر در آمریکا، صادرات نفت خام ایران از تنها ۶۴,۹۰۰ بشکه در روز در ماه مه در طول محاصره، به حدود ۱.۷۶ میلیون بشکه در روز در ماه ژوئن پس از کاهش محدودیتها، افزایش یافت که به معنای صادراتی به ارزش تقریبی ۴.۵ میلیارد دلار در طول ماه بود، زیرا محمولههای نفت خام ذخیره شده و پتروشیمی سرانجام آبهای ایران را ترک کردند.
این فشار در لحظه حساسی برای تهران اعمال میشود. ایران سالهاست که اقتصاد خود را در برابر تحریمها مقاوم کرده و شبکههای تجاری غیررسمی را گسترش داده است، در حالی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل خود را بر بخشهای کلیدی تشدید کرده است. این تابآوری به رژیم کمک کرد تا ماهها جنگ را که هزاران کشته و حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساختها و صنعت وارد کرد، پشت سر بگذارد.
سوال اکنون این است که آیا دور دوم جنگ اقتصادی پس از تقریباً ۱۰۰ روز فشار که منجر به فروپاشی مورد انتظار دولتهای ایالات متحده و اسرائیل نشد، مؤثرتر خواهد بود یا خیر. از دست دادن درآمدهای نفتی بار دیگر منبع اصلی ارز خارجی تهران را تهدید میکند. محاصره آمریکا قبل از آتشبس ماه ژوئن در مختل کردن صادرات ایران موفق بود، به طوری که بارگیری نفت خام به شدت کاهش یافت و ذخایر به سرعت پر شد و منجر به کاهش تولید شد.
اگرچه صادرات نفت در ماه ژوئن پشتوانه مالی متوسطی برای رژیم فراهم کرد، اما این سود موقت هیچ کمکی به حل بحران گستردهتر پیش روی ایرانیان عادی نخواهد کرد. این واقعیت در اظهارات پزشکیان در روز دوشنبه منعکس شد، زمانی که او در جلسهای با مقامات قضایی در شورای عالی قضایی، به بحران اقتصادی وجودی پیش روی کشور اشاره کرد.
با این حال، فشار اقتصادی به ندرت نتایج سیاسی فوری به همراه دارد. ایران بارها تمایل خود را برای انتقال بار تحریمها به شهروندان عادی، در حالی که امور مالی دولتی و نهادهای امنیتی را حفظ میکند، نشان داده است. ناآرامیهای داخلی، که قبل از جنگ محتمل به نظر میرسید، تاکنون در مقیاس وسیع دوباره ظاهر نشده است.
بنابراین، بسیاری از مسائل ممکن است نه تنها به توانایی ایران در مقاومت در برابر محاصره مجدد، بلکه به تمایل واشنگتن برای حفظ آنها نیز بستگی داشته باشد – به ویژه با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر و نگرانیهای اقتصادی داخلی در میان رایدهندگان آمریکایی. اگر فشار اقتصادی بر ایران قبل از تحقق کامل اثرات آن با آتشبس دیگری قطع شود، تهران میتواند بار دیگر برای خود فرصت تنفس بخرد.