اشتراک
سیاست جهان ژئوپلیتیک

چگونه ایران از جنگ با آمریکا برای تغییر دائمی خاورمیانه استفاده می‌کند

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

ایران با بهره‌گیری از تنش‌های منطقه‌ای اخیر، در پی تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده و تغییر دائمی نظم امنیتی خاورمیانه است. هسته اصلی راهبرد تهران، فراتر از مسائل هسته‌ای، تحکیم کنترل بر تنگه هرمز به عنوان یک ابزار راهبردی برای فشار بر جهان و تضمین امنیت خود در برابر مداخلات آینده آمریکا است. جمهوری اسلامی با وجود ضربات وارده به «محور مقاومت»، در حال بازسازی تاکتیکی این شبکه است و حمله به هر یک از اعضای آن را به مثابه حمله به زیرساخت‌های حیاتی خود تلقی می‌کند. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که واگرایی میان کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله نزدیکی عربستان به پیمان‌های منطقه‌ای و همکاری‌های امارات با هند و اسرائیل، فضای امنیتی جدیدی را ترسیم کرده است. در این میان، تحلیلگران بر این باورند که بحران فعلی، اثربخشی چتر امنیتی آمریکا را در نگاه شرکای منطقه‌ای‌اش تضعیف کرده و تمایل آن‌ها را برای متنوع‌سازی روابط و نزدیک شدن به چین افزایش داده است. در واقع، ایران با استفاده از اهرم‌های نیابتی و موقعیت جغرافیایی‌اش، روایت «ناامنی‌آفرین بودن پایگاه‌های آمریکا» را در منطقه تقویت کرده و می‌کوشد توازن قوا را به نفع خود و در راستای نظم منطقه‌ایِ متمایل به شرق تغییر دهد. این وضعیت

ایران در defiance از خواسته‌های آمریکا برای تسلیم، از درگیری شش‌ماهه برای پیگیری اهداف جنگی خود در خاورمیانه بهره می‌برد.

اهداف اصلی تهران هسته‌ای نیستند، با وجود تمرکز آمریکا و اسرائیل بر این موضوع. جمهوری اسلامی همواره ساخت سلاح کشتار جمعی را رد کرده است و در طول جنگ، این کشور ابزار قدرتمندتری را در قالب اهرم فشار خود بر تنگه هرمز به کار گرفته است.

این وضعیت ممکن است به‌زودی رسمی شود، در میان گزارش‌هایی از توافق آتی بین ایران و عمان، که به دنبال ایجاد سیستم هزینه‌های خدماتی برای جمع‌آوری توسط هر دو کشور در امتداد کریدور حیاتی تجارت نفت و گاز به عنوان کلید دستیابی به راه‌حل صلح است.

«مهم‌ترین هدف ایران تبدیل دستاوردهای نظامی و فشارهای جنگ به مزیت دائمی و به رسمیت شناخته‌شده راهبردی است؛ یعنی کنترل بر تنگه هرمز.» جواد حیرانی‌نیا، مدیر مطالعات خلیج فارس در مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات راهبردی خاورمیانه در تهران، به نیوزویک گفت.

او گفت: «تهران به دنبال تحمیل کنترل و نفوذ خود بر این آبراه حیاتی به جهان، و به‌ویژه به آمریکا، به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار و برگشت‌ناپذیر است.»

در واقع، حیرانی‌نیا گفت که توافق تنگه هرمز می‌تواند از «معادله هزینه-فایده در مورد مسئله هسته‌ای» حمایت کند و بیمه‌ای برای ایران در برابر مداخله آینده آمریکا فراهم آورد، در صورتی که ایران با رقیق‌سازی اورانیوم بسیار غنی‌شده خود موافقت کند، حتی اگر واشنگتن در نهایت به تعهدات خود عمل نکند.

با این حال، در پشت این مانور، یک بازی قدرت بزرگ‌تری وجود دارد که می‌تواند برای همیشه نظم منطقه‌ای را که پس از نزدیک به سه سال بحران از زمان آغاز جنگ در غزه در حال تغییر است، بر هم بزند.

حیرانی‌نیا گفت: «از دیدگاه تهران، به رسمیت شناخته شدن جایگاه ایران به عنوان یک بازیگر قدرتمند منطقه‌ای از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا این به رسمیت شناخته شدن راه را برای تحقق اهداف اصلی آن، یعنی تحکیم کنترل بر تنگه هرمز و کسب تضمین‌های امنیتی، هموار می‌کند.»

«ایران به دنبال تثبیت جایگاه خود در نظم منطقه‌ای نوظهور به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده است، نه صرفاً یک بازیگر منفعل تحت فشار.»

نظم جدید خاورمیانه

هنگامی که گروه شبه‌نظامی فلسطینی حماس در اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد، به نظر می‌رسید ایران غافلگیر شده است.

با این حال، ائتلاف محور مقاومت تهران به سرعت وارد عمل شد. جنبش حزب‌الله لبنان یک روز پس از حمله غافلگیرانه حماس به درگیری پیوست، در حالی که انصارالله یمن، معروف به حوثی‌ها، و مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان حشد الشعبی، معروف به مقاومت اسلامی عراق، به زودی از آن پیروی کردند.

هر گروه با ضربات شدیدی از سوی حملات اسرائیل و آمریکا علیه جنگجویان، رهبران ارشد و انبارهای سلاح مواجه شد. هنگامی که جنگ در ژوئن گذشته به مدت ۱۲ روز مستقیماً به ایران رسید، به نظر می‌رسید محور مقاومت برای پاسخگویی جامع بیش از حد در هم ریخته است.

اما جنگ آمریکا و اسرائیل که در فوریه آغاز شد، نتیجه متفاوتی به همراه داشت.

حیرانی‌نیا گفت: «اگرچه محور مقاومت در حملات اخیر تضعیف شده است، ایران به جای رها کردن آن، به دنبال احیای آن از طریق سرمایه‌گذاری مجدد و تغییرات تاکتیکی است. اعضای این محور با گشودن جبهه‌های جدید (مانند اقدامات اخیر حوثی‌ها و حشد الشعبی علیه عربستان سعودی) و از طریق هماهنگی بیشتر، به افزایش فشار بر دشمنان و تقویت اهرم‌های ایران کمک می‌کنند.»

حیرانی‌نیا گفت: «ایران در استراتژی جدید خود حتی اعلام کرده است که حمله به هر یک از اعضای این محور معادل حمله به زیرساخت‌های حیاتی خودش است و متعهد به پاسخگویی شده است.»

ایران به دور از تنها کشوری در منطقه است که در حال سرمایه‌گذاری در مشارکت‌هاست. اما آشوب ناشی از سال‌ها بحران و اکنون یک جنگ فعال، هم تغییرات جدیدی ایجاد کرده و هم تغییرات موجود در خطوط گسل ژئوپلیتیکی خاورمیانه را تسریع کرده است.

عربستان سعودی، که اکنون از چندین جبهه تهدید می‌شود، بیشتر به یک گروه چهارجانبه غیررسمی از قدرت‌های مسلمان شامل مصر، ترکیه و پاکستان متمایل شده است که پادشاهی در سپتامبر گذشته یک پیمان دفاعی رسمی با آن امضا کرد. امارات متحده عربی همکاری نزدیک‌تری با اسرائیل در چارچوب توافق‌های ابراهیم و همسویی فزاینده با هند دنبال کرده است که شامل روابط راهبردی با یونان و قبرس نیز می‌شود.

واگرایی عربستان و امارات منجر به اصطکاک در رابطه عمدتاً مشارکتی بین این دو همسایه شورای همکاری خلیج فارس شده است که در مورد درگیری‌های تقسیم‌کننده لیبی، سودان و یمن با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

در حالی که آمریکا تلاش می‌کند با ارتقای نقش ترکیه و تحت فشار قرار دادن عربستان سعودی برای برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل، شکاف را پر کند، ایران، «با استفاده از اهرم‌های خود مانند تنگه هرمز و شبکه گروه‌های نیابتی، توازن قوا را به نفع خود تغییر می‌دهد، اگرچه کشورهای عربی خلیج فارس و اسرائیل نیز به دنبال حفظ منافع و نفوذ خود هستند و نظم نهایی حاصل این رقابت پیچیده خواهد بود»، به گفته حیرانی‌نیا.

از چپ به راست: وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان؛ وزیر خارجه پاکستان، اسحاق دار؛ وزیر خارجه مصر، بدر عبدالعاطی؛ و وزیر خارجه عربستان سعودی، فیصل بن فرحان در قاهره در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶.
از چپ به راست: وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان؛ وزیر خارجه پاکستان، اسحاق دار؛ وزیر خارجه مصر، بدر عبدالعاطی؛ و وزیر خارجه عربستان سعودی، فیصل بن فرحان در قاهره در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶.
خالد دسوقی/AFP/Getty Images

پیامدها برای آمریکا

ناآرامی منطقه‌ای در حال حاضر تأثیرات جدی بر حضور آمریکا در خاورمیانه داشته است. فراتر از کاهش مهمات حیاتی، از جمله موشک‌های رهگیر که برای دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا استفاده می‌شود، شرکای واشنگتن شروع به زیر سوال بردن میزان و اثربخشی روابط امنیتی کرده‌اند.

آیا ابراهیم، همکار غیرمقیم مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا که قبلاً در وزارت خارجه و کاخ سفید خدمت کرده است، در یک پنل مجازی به میزبانی «دفند آمریکا اکشن» به نیوزویک گفت: «من فکر می‌کنم این جنگ به طور اساسی محاسبات شرکای خلیج فارس ما را در مورد آمریکا و چتر امنیتی که ارائه می‌دهد، و درک ضمنی ما در این مورد و نفت در منطقه تغییر داده است.»

رندی منر، سرتیپ بازنشسته نیروی هوایی و معاون سابق رئیس ستاد مشترک برای گارد ملی، در همان رویداد به نیوزویک گفت که این درگیری «تأثیر منفی قابل توجه و مادی» بر منافع آمریکا فراتر از خاورمیانه داشته است.

او با اشاره به جابه‌جایی دارایی‌های آمریکا از سایر مناطق راهبردی، مانند تایوان که در مرز با چین قرار دارد، و اوکراین که درگیر جنگ با روسیه در آستانه ناتو است، هشدار داد: «جهان مکان بسیار بسیار خطرناک‌تری» نسبت به قبل از جنگ علیه ایران است.

کریس مگر، سخنگوی سابق پنتاگون و یکی دیگر از اعضای پنل، نیز تصویر تاریکی از روابط آمریکا در سراسر جهان ترسیم کرد، زیرا جنگ علیه ایران و مداخله در ونزوئلا که قبل از آن رخ داد، منابع و توجه ارزشمندی را به خود جلب کرده است.

مگر به نیوزویک گفت: «چین همچنان رزمایش‌های عظیمی در اقیانوس هند-آرام انجام می‌دهد و تایوان را تهدید می‌کند. آنها می‌بینند ما در سایر نقاط جهان چه می‌کنیم و آن را فرصتی می‌بینند. روسیه جنگ خود در اوکراین را ادامه می‌دهد زیرا می‌داند ما در سایر نقاط جهان مشغول هستیم.»

مگر گفت: «بنابراین، این تقویت نیروها که در طول دوره این دولت در مکان‌هایی مانند آمریکای جنوبی و اکنون خاورمیانه شاهد بوده‌ایم، فقط نشان می‌دهد که این دولت حواسش پرت است و از آنچه واقعاً برای امنیت و ایمنی ایالات متحده آمریکا اهمیت دارد، غافل شده است.»

در واقع، وقتی صحبت از چین می‌شود، نفوذ رقیب اصلی آمریکا در خاورمیانه نیز ممکن است به عنوان یکی از پیامدهای متعدد این درگیری افزایش یابد، زیرا پکن خود را به عنوان چراغی برای ثبات معرفی می‌کند.

جورجیو کافیرو، مدیرعامل شرکت مشاوره ریسک ژئوپلیتیکی «گلف استیت آنالیتیکس» مستقر در واشنگتن، به نیوزویک گفت: «یکی از مهم‌ترین [روندها] عزم فزاینده در میان شرکای خلیج فارس واشنگتن برای متنوع‌سازی روابط خود فراتر از آمریکا با تعمیق روابط با چین و سایر قدرت‌ها بوده است و در نتیجه وابستگی خود به واشنگتن را کاهش می‌دهند.»

کافیرو گفت: «اگرچه این روند سال‌هاست که وجود داشته است، بحران کنونی آن را تسریع می‌کند. به طور کلی، من معتقدم بحران به احتمال زیاد به نظم منطقه‌ای بیشتر پکن‌محور در خاورمیانه منجر خواهد شد. رشد نفوذ چین به هزینه برتری آمریکا با منافع ژئوپلیتیکی دیرینه ایران همسو است.»

ایران مدت‌هاست که در روابط نزدیک‌تر با چین سرمایه‌گذاری کرده و همزمان برای حذف حضور نظامی آمریکا در منطقه که از آن به عنوان بهانه‌ای برای خصومت با کشورهای همسایه استفاده شده است، مبارزه کرده است.

کافیرو گفت: «در عین حال، ایران استدلال دیرینه خود را به دولت‌های عربی تقویت کرده است که پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک آنها بیشتر منبع ناامنی هستند تا ضامن ثبات. خواه رهبران خلیج فارس این دیدگاه را کاملاً بپذیرند یا نه، درگیری به طور غیرقابل انکاری به روایت تهران از دیدگاه بسیاری در منطقه اعتبار بیشتری بخشیده است.»

او افزود: «علاوه بر این، با بهره‌برداری از موقعیت جغرافیایی ایران در دو سوی تنگه هرمز، جمهوری اسلامی در موقعیت مناسبی قرار دارد تا نفوذ خود را بر دولت‌های عربی خلیج فارس افزایش دهد و توازن قوای منطقه‌ای را به گونه‌ای شکل دهد که مدت‌ها پس از فروکش کردن بحران کنونی ادامه یابد.»

با سردبیران نیوزویک در این داستان تماس بگیرید: فرانسیس مائو و سام ویلسون.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: newsweek.com