اشتراک
-/فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)/آژانس خبری فرانسه/Getty Images
-/فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)/آژانس خبری فرانسه/Getty Images

احتمالاً تحلیل شما از جنگ ایران معکوس است

محاصره دریایی اثبات موفقیت تحریم‌هاست. اگر آمریکا فشار خود را حفظ کند، تهران احتمالاً خواهد شکست

در یک نگاه چکیدهٔ خودکار موتور هوش مصنوعی افق آبی

تحلیل‌های اخیر درباره جنگ ایران، به‌ویژه گزارش‌هایی که محاصره دریایی و تحریم‌ها را در مهار جمهوری اسلامی ناکارآمد می‌دانند، برداشتی نادرست از واقعیت میدان نبرد ارائه می‌دهند. در حقیقت، جنگ کنونی داستان موفقیت تحریم‌های اقتصادی است؛ چرا که سال‌ها انزوای مالی و فناورانه، ایران را در برابر حملات هوایی آمریکا و اسرائیل ناتوان ساخت و موجب شد بخش عمده‌ای از پدافند هوایی و ساختار نظامی این کشور به سرعت منهدم شود. محدودیت‌های مالی مانع از نوسازی نیروی هوایی و خرید تجهیزات مدرن شده و باعث گردیده بودجه نظامی ایران نسبت به رقبای منطقه‌ای بسیار ناچیز باقی بماند. در حالی که برخی گزارش‌ها بازتولید محدود موشک‌های بالستیک توسط ایران را نشانه‌ای از شکست محاصره می‌دانند، این وضعیت در واقع حاصل تلاش مذبوحانه برای استفاده از قطعات ذخیره است، چرا که محاصره دریایی از ورود مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز برای تولیدات نظامی پیچیده جلوگیری کرده است. تورم افسارگسیخته و کمبودهای شدید بنزین نیز نشان‌دهنده اثربخشی شوک حاد محاصره در کنار فشارهای مزمن تحریم است. بزرگ‌ترین خطر فعلی، چرخش دیپلماتیک واشنگتن و کاهش فشار پیش از تسلیم نهایی تهران است؛ اشتباهی که در دولت‌های گذشته با اجازه دادن به افزایش صادرات نفت رخ داد. برای رسیدن به پیروزی قطعی، آمریکا باید به جای تن دادن به توافق‌های مالی که منجر به احیای توان دفاعی ایران می‌شود، با تشدید همکاری‌های بین‌المللی برای مسدود کردن مجاری مالی باقی‌مانده و جلوگیری از همکاری‌های فنی چین با صنایع نظامی ایران، از بازسازی توان نظامی تهران جلوگیری کند. هر ماه تداوم این فشارها، فرصت تنفس و بازسازی را از نظام ایران سلب می‌کند.

دو گزارش مهم درباره جنگ با ایران در ماه جاری، احتمالاً این تصور را در ذهن خوانندگان ایجاد کرده است که جمهوری اسلامی از تلاش‌های آمریکا برای مهار آن گریخته و هم محاصره دریایی تنگه هرمز توسط نیروی دریایی آمریکا و هم تحریم‌های اقتصادی را خنثی کرده است. گزارشی از رویترز در تاریخ اول سپتامبر ادعا کرد که محاصره، با توقف صادرات نفت خام ایران، «آنجا که سال‌ها تحریم ناموفق بود» موفق عمل کرده است، در حالی که گزارش روزنامه وال‌استریت ژورنال در دهم سپتامبر شک و تردید را نسبت به کارآمدی محاصره مطرح کرد، زیرا ایران توانسته است مونتاژ مجدد موشک‌های بالستیک را آغاز کند. اما این نگاه، جنگ را وارونه تفسیر می‌کند—و بنابراین فرصت مهمی را برای واشنگتن جهت احتمالیِ شکستن تهران از دست می‌دهد.

این جنگ روایتی از موفقیت تحریم‌هاست که پیروزی‌های نظامی را ممکن ساخت و به نوبه خود به آمریکا اجازه داد تا فشار شدید بر اقتصاد ایران وارد کند. سال‌ها انزوای اقتصادی، ایران را ناتوان از مقابله در آسمان خود هنگام حمله اسرائیل و آمریکا در ۲۸ فوریه کرد. تقریباً ۹۰۰ حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در ۱۲ ساعت نخست جنگ به اهداف ایرانی وارد شد. علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، و ده‌ها فرمانده ارشد و مقام رسمی، از جمله رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در موج اول حملات کشته شدند. اسرائیل مدعی شد که ظرف یک روز برتری هوایی کسب کرده و حدود ۸۵ درصد از پدافند هوایی ایران را طی سه هفته منهدم نموده است. این سرعت تسلط تنها به این دلیل ممکن بود که تحریم‌ها قبلاً ایران را از سرمایه، فناوری و قطعاتی که برای یک دفاع مدرن و کارآمد ضروری است، محروم کرده بودند.

عرضه موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌قیمت و نیروهای نیابتی غیرمنضبط توسط تهران، تلاشی برای جبران ناتوانی در خرید جنگنده‌های مدرن، امضای پیمان‌های نظامی معنادار، ساخت سامانه پدافند هوایی یکپارچه یا توسعه پایگاه صنعتی است. نیروی هوایی ایران امسال با حدود ۲۶۵ هواپیمای قابل پرواز به جنگ رفت که اکثر آن‌ها طرح‌هایی بودند که شاه قبل از سال ۱۳۵۷ خریده بود. طبق گزارش مؤسسه بین‌المللی پژوهش صلح استکهلم، بودجه رسمی نظامی ایران در سال ۲۰۲۵ مبلغ ۷.۴ میلیارد دلار بوده که برای دومین سال متوالی به صورت واقعی کاهش یافته است. اگرچه تهران ریال بیشتری خرج کرد، اما تورم ۴۲ درصدی تفاوت را از بین برد. پول نفت خارج از بودجه این رقم را تکمیل می‌کند، اما حتی تخمین‌های سخاوتمندانه نیز بودجه کل نظامی ایران را نزدیک به ۲۳ میلیارد دلار قرار می‌دهد—کمتر از یک سوم عربستان سعودی و تقریباً نصف اسرائیل.

تحریم‌ها پس از آنکه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ حدود یک سوم پدافند هوایی ایران را منهدم کرد—پیش‌نمایی از آنچه در راه بود—مانع از بازسازی مناسب ایران شدند. تهران بیش از هر سالی از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای دوران اوباما و بازگرداندن تحریم‌ها در سال ۲۰۱۸، نفت صادر می‌کرد و گزارش شده بود که باتری‌های موشکی جدید چینی را در ازای نفت خام دریافت کرده است، ادعایی که پکن آن را رد کرد. اما در حالی که باتری‌ها را می‌توان سریع خرید، رادارها، پیوندهای داده، خدمه آموزش‌دیده و انبارهای تعمیراتی که عملکرد دفاع را ممکن می‌سازند، چنین نیستند. تحریم‌ها اولین خرید جنگنده ایران در تقریباً سه دهه گذشته را به تعویق انداختند—۴۸ فروند جنگنده سوخو-۳۵ روسی، همانطور که اسناد فاش‌شده روسی نشان می‌دهند—که قرار است بین سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ تحویل داده شود. از آنجا که تحریم تسلیحاتی سازمان ملل متحد در سپتامبر گذشته دوباره فعال شد، تحویل این جنگنده‌ها نقض قطعنامه شورای امنیت خواهد بود.

همانطور که تحریم‌ها پدافند ایران را توخالی کردند، اقتصاد کشور را نیز شکننده ساختند. پس از سال ۲۰۱۸، تولید اقتصادی ایران در دو سال ۱۲ درصد کاهش یافت و سرمایه‌گذاری ۱۷ درصد افت کرد. ایران با تورم سالانه ۶۲ درصد وارد این جنگ شد. تا ژوئیه این رقم به ۸۸ درصد رسید و مقامات کمبود بنزین روزانه نزدیک به ۴ میلیون گالن را تصدیق می‌کنند. تجارت گزارش‌شده چین با ایران از زمان شروع جنگ به شدت کاهش یافته و از اواسط ژوئیه هیچ نفت خام تازه‌ای از ایران به چین نرسیده است. تحریم‌ها وضعیت مزمن را ایجاد کردند و محاصره شوک حاد را وارد نمود.

گزارش ۱۰ سپتامبر وال‌استریت ژورنال درباره تولید موشک را در این نور بخوانید و روشن می‌شود که محاصره، به تحریم‌ها توانایی جدیدی برای محدود کردن ارتش ایران می‌بخشد. ایران موشک‌ها را از قطعات ذخیره‌شده و با تعداد کمتری نسبت به قبل از جنگ مونتاژ می‌کند، زیرا محاصره مانع ورود قطعات و مواد اولیه پیشرانه‌ای می‌شود که قادر به تولید آن‌ها نیست. تصاویر ماهواره‌ای سال گذشته نشان داد که ایران همچنان فاقد میکسرهای مورد نیاز برای سوخت جامد است.

خطر اکنون دیپلماتیک است—اینکه واشنگتن پیش از آنکه رژیم تسلیم شود، ایران را از فشار خارج کند. قیمت اعلامی تهران برای بازگشایی تنگه هرمز—رفع کامل تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و پایان محاصره—درخواستی برای نقدینگی و وارداتی است که برای بازسازی موشک‌ها و پدافند هوایی خود نیاز دارد. این بازگشت به سیاست دولت بایدن خواهد بود که در آن اجرای ضعیف‌تر، مزیت آمریکا را از بین برد. صادرات نفت ایران از ۳۴۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۰ به ۱.۴۵ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۴ افزایش یافت و درآمد از ۵ میلیارد دلار به نزدیک ۵۰ میلیارد دلار رسید، تقریباً تمام آن از چین.

در عوض، اکنون زمان بستن هرگونه تجارت باقی‌مانده با ایران است. منبع طلا و ارز سختی را که وزارت خزانه‌داری ادعا می‌کند از طریق ترکیه جریان دارد، قطع کنید؛ با امارات متحده عربی همکاری کنید تا تصمیم اوت خود برای توقف تمام تراکنش‌ها با ایران را اجرا کند؛ شریان حیاتی بانک‌ها و صرافی‌های مستقر در عراق را هدف بگیرید که آمریکا ادعا می‌کند دلارها را تحت پوشش تجارت به تهران منتقل می‌کنند. و در دیپلماسی خاموش با پکن مشارکت کنید: تفاهمی خصوصی که بانک‌ها، تامین‌کنندگان شیمیایی و تولیدکنندگان سلاح چینی از بازسازی ایران خارج شوند، با شروع از پرکلرات برای سوخت موشک، میکسرهای پیشرانه و باتری‌های موشکی.

هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی سلاح‌هایی را که ایران داشت منهدم کردند. تحریم‌ها تضمین کردند که او هرگز آن‌هایی را که می‌توانستند آن هواپیماها را دور نگه دارند، به دست نیاورد، و همین دلیل کندی بازسازی است. این کندی نکته اصلی است: هر ماهی که محاصره ادامه یابد، ماهی است که تهران نمی‌تواند راه بازگشت خود را بخرد. واشنگتن به توافقی نیاز ندارد که رفع تحریم‌ها را در ابتدا قرار دهد، و نباید توافقی امضا کند که چیزی را که چهار دهه فشار مانع از آن شده بود، تأمین مالی کند.

آقای مالکی عضو ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها است. او از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ به عنوان مقام ارشد تحریم‌ها در وزارت خزانه‌داری خدمت کرد.

اشتراک:
این گزارش ترجمه و بازنویسی خبری با موتور هوش مصنوعی افق آبی است و برای خوانندهٔ فارسی‌زبان بازتنظیم شده. منبع اصلی: wsj.com