دموکراسیهای غربی در حال حاضر شاهد افزایش نگرانکننده خشونت سیاسی و ارعاب در بخشهایی از دیاسپورای ایرانی هستند که ناشی از قطبیشدن عمیقتر مخالفان جمهوری اسلامی است.
این اعمال خشونت با الگوهای آزار هدفمند، انتشار اطلاعات شخصی (Doxxing) و ارعاب عمومی علیه منتقدان و اعضای جامعه در سراسر کانادا، ایالات متحده و اروپا تشدید میشود.
با وجود تشدید خصومت و حوادث نفرتپراکنی، نگرانی خاصی بر روی بخشی حاشیهای از طرفداران پادشاهی متمرکز شده که با رضا پهلوی، پسر تبعیدی شاه سابق که گفته است خشونت را محکوم میکند همسو هستند. این هواداران به طور فزایندهای گفتمان افراطی ملیگرایانه و اسلامهراس را پذیرفته و در عین حال به دنبال اتحاد با جنبشهای راست افراطی در کشورهای غربی هستند.
با توجه به دعوت پیر پولیوِر، رهبر حزب محافظهکار کانادا از پهلوی برای بازدید از کانادا، پرداختن به تنشها و خشونت سیاسی درون دیاسپورای ایرانی به اولویتی حیاتی تبدیل شده است.
قطبیشدن عمیق
دیاسپورای ایرانی در پاسخ به اعتراضات داخلی در ایران و عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا در فوریه ۲۰۲۶ بسیج سنگینی انجام داده است.
اما به جای تشکیل جبههای متحد برای تغییر رژیم در تهران، دیاسپورا عمیقاً دوقطبی شده و چندین درگیری خشونتآمیز را در سراسر آمریکای شمالی برانگیخته است.
از آنجا که جناح ملیگرای جنبش پهلوی فاقد احزاب سیاسی رسمی، رسانههای مستقل و منابع مالی خودکفا است، برای ساختن جنبش خود به شدت به جذابیت عوامگرایی تکیه میکند.
نفوذ راست افراطی در داخل جنبش طرفدار پهلوی، همراه با افزایش تنشها ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل با تهران، آبوهوای ناپایداری را برای حملات به نهادهای مسلمان و خشونت درون دیاسپورای ایرانی ایجاد کرده است.
برخی از هواداران پهلوی موضع ملیگرایانه و قطبیسازی را در دیاسپورای ایرانی در غرب اتخاذ کردهاند. این جنبش به تدریج از گروههای طرفدار دموکراسی و ائتلاف گستردهتر «زن، زندگی، آزادی» که پس از اعتراضات ۲۰۲۲ اپوزیسیون را متحد کرده بود، فاصله گرفته است.
هواداران ملیگرای پهلوی معمولاً تمام جناحهای سیاسی رقیب را صرف نظر از مواضع واقعیشان، حامیان دولت موجود در تهران معرفی میکنند.
«ما آریایی هستیم»
جناح ملیگرای جنبش طرفدار پهلوی، با طیفی از مواضع سیاست خارجی طرفدار اسرائیل و ضد فلسطین در کنار روندهای گستردهتر ضد مهاجرت و اسلامهراس، نقطه اشتراکی با راست افراطی اروپا و به طور فزایندهای همتای آمریکای شمالی آن یافته است.
آنچه این جنبشها را مشترک میکند، خصومت با اسلام است، نه لزوماً با جمهوری اسلامی.
مونا جعفریان، که گروه طرفدار پهلوی «فم آذادی» را هدایت میکند، شعار «ما آریایی هستیم» را در تلویزیون فرانسه دفاع کرده و توضیح داده است که این شعار به معنای آن است که اسلام دین ایرانیان نیست.
در یک راهپیمایی در بریتانیا در مه ۲۰۲۶، دهها نفر پرچم شیر و خورشید ایران را — پرچم ملی ایران که تحت سلسله پهلوی قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ استفاده میشد — به نشانه حمایت از پهلوی تکان میدادند. گزارشهای رسانهای از داخل جمعیت نشان داد که این پرچمها در کنار پرچمهای اسرائیل و MAGA و برگههایی با درخواست «آیندهای برای مردم سفیدپوست» به اهتزاز درآمده بودند.
معترضان طرفدار پهلوی به رسانهها گفتند که به دعوت تامی رابینسون آمدهاند و بنرهایی حمل میکردند که رابینسون و دونالد ترامپ را به عنوان ناجیان ملت ایران به تصویر میکشید. رابینسون یک فعال سیاسی برجسته راست افراطی بریتانیایی است که به طور مرتب دیدگاههای اسلامهراس و ضد مهاجرت بیان میکند.
در فرانسه، چندین گروه و هوادار طرفدار پهلوی به طور فزایندهای گفتمان راست افراطی را پذیرفته و خود را با سازمانهای افراطی ملیگرای محلی همسو کردهاند.
در سوئد، یک ابتکار پارلمانی که پهلوی را به عنوان جایگزین مشروع جمهوری اسلامی تأیید میکرد، ۱۲ امضا دریافت کرد که ۱۱ مورد آن از سوی دموکراتهای سوئد بود؛ حزبی که ریشه در جنبش سیاسی نازینو دارد.
حوادث خشونتآمیز در جریان مسابقات جام جهانی که ایران در آن شرکت داشت، رخ داد و شکافهای رو به رشد را نه تنها بین گروههای موافق و مخالف رژیم، بلکه بین جناحهای مختلف سیاسی مخالف جمهوری اسلامی نیز آشکار کرد.
حوادث کانادایی
مجموعهای از حوادث و جرایم مرتبط با هواداران ادعایی پادشاهی در سراسر کانادا، که یکی از سریعترین رشدهای دیاسپورای ایرانی در جهان را دارد، رخ داده است.
در کالگری در ماه مارس، هزاران نفر میدان شهرداری را پر کردند و پرچم ایران را در کنار پرچمهای کانادا، آمریکا و اسرائیل تکان میدادند.
همچنین در ماه مارس، پلیس تورنتو دو نفر را پس از درگیری بین معترضان موافق و مخالف رژیم، به اتهام جرایم مشکوک با انگیزه نفرت بازداشت کرد.
در بریتیش کلمبیا، دو نفر که توسط رسانهها به عنوان هواداران پادشاهی توصیف شدهاند، در قتل یک دانشگاهی ایرانیتبار کانادایی که هم از دولت روحانی و هم از خانواده تبعیدی پهلوی انتقاد میکرد، به قتل درجه یک متهم شدند.
پیش از جنگ ایران، مرکز اسلامی امام مهدی در تورنهیل در سال ۲۰۲۲ با گرافیتی فارسی اسپری شد که پلیس منطقه یورک آن را با انگیزه نفرت بررسی کرد.
اتهامات کیفری در همان سال در بریتیش کلمبیا علیه دو نفر که علیه جمهوری اسلامی اعتراض میکردند و یک مرکز اسلامی را هدف قرار داده بودند، مطرح شد؛ اقدامی که خدمات عبادی فعال و برنامه آموزشی کودکان را مختل کرد.
موارد دیگری از خشونت و فعالیتهای مجرمانه در سراسر کانادا رخ داده است، از جمله گرافیتی، خشونت فیزیکی، تهديد لفظی و تحریک عمومی به نفرت.
کنگره ایرانیان کانادا گزارش میدهد که یک مرکز اسلامی در آلبرتا در فوریه ۲۰۲۶ مورد حمله قرار گرفت و دو نمازگزار بستری شدند، یک زن مسن مسلمان که داوطلبانه در مرکزی در بریتیش کلمبیا کار میکرد در ژانویه مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کسبوکارهای ایرانیتبار کانادایی در چهار استان تحت فشار قرار گرفتهاند تا پرچم پادشاهی را نصب کنند.
هشدار بیدارباش
پهلوی چنین رفتاری را محکوم کرده و گفته است هر کسی که دست به خشونت بزند هوادار او نیست و باید با او برخورد قضایی شود. او همچنین پیشنهاد کرد که رژیم ایران عوامل آشوبگر را در میان پیروانش کاشته است.
مشاوران و هواداران او کمتر محتاط بودهاند و اساساً به ایرانیان گفتهاند که بین پهلوی یا جمهوری اسلامی یکی را انتخاب کنند.
اگرچه ارتباط بین راست افراطی کانادا و جنبش طرفدار پهلوی ضعیفتر از اروپا است، اما خشونت رو به رشد در دیاسپورای ایرانی نشان میدهد که اکنون در کانادا ریشه دوانده است.
این روند خشونت به شدت فراملی است و به ژئوپلیتیک جهانی گره خورده، اما نهادهای اجرای قانون همچنان آن را محلی برخورد میکنند — حملات را به عنوان جرایم نفرتپراکنی منفرد مدیریت میکنند نه تهدیدات امنیت ملی. با تمرکز بر حوادث فردی به جای الگوهای گستردهتر، کانادا در مبارزه با این مشکل ناتوان است.
یک جناح راست افراطی نوظهور نیازمند بررسی جدی امنیت ملی است. افراطگرایی راست افراطی اشکال مختلفی دارد و این تحولات در دیاسپورای ایرانی باید به عنوان یک هشدار بیدارباش حیاتی عمل کند.